- Последний пост
- 12 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 36
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 24
- 1/48двое суток
- 27
- 1/72трое суток
- 29
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
#نقل_قول #روانشناسی وقتی که میکوشیم ریشهی ترسمان را پیدا کنیم، شاید نیاز باشد که به جایی نگاه کنیم که کمی ناواضح است. به عبارتی، نه در محتوای ظاهری نگرانیهایمان، بلکه در عوض (موضوعی که ممکن است خیلی تمایلی به درنظرگرفتن آن نداشته باشیم) در نوع حسی که به خودمان داریم. ممکن است در نهایت مشخص شود که نگرانیهای خاصی که داریم، آنقدری که تحت تاثیر نیاز وسواسگونهی ما به وحشتناک دیدن خودمان قرار دارند، تحتتاثیر چیز خاص نگرانکنندهای در جهان نباشند. ممکن است ترسهای ما نشانهی بارز ازخودبیزاری باشد. ✍: #آلن_دوباتن 📚: در باب شکست 📚 Breeze_of_alteration ☕
#نقل_قول یک شعر برای من گفته بود که همیشه وقتی سرم به کار گرم بود با آهنگ مرغ سحر میخواندمش. گفت: «حیف که دیگر آن حالتها را ندارم. وگرنه روزی یک شعر برات میگفتم.» مرا به آسمانی با چهل خورشید تشبیه کرده بود. خودش را به شبی که ماه ندارد. مرا به یک درخت پر شاخ و برگ که سایه دارد، خودش را به درختی که ریشهاش پوسیده. مرا به قله سفید سبلان، خودش را به ویرانههایی که هیچگاه مهمان نداشته است. ▫️پ.ن: اسم یکسری کتابها رو اینقدر توی فضای مجازی از این و اون شنیدم که حس کردم ملت فقط همین سه چهارتا کتاب رو خوندن و ناخودآگاه گارد گرفتم در مقابل معرفیهاشون -که البته در ۹۹درصد مواقع هم گاردی که گرفتم درست و منطقی بود- اما خب سمفونی مردگان از این قاعده مستثنی بود. راستش ارتباط عمیقی گرفتم باهاش و هیچوقت فضای داستانش رو فراموش نمیکنم. احتمالا همه خوندینش و فقط من مونده بودم! ✍: عباس معروفی 📚: سمفونی مردگان 📚 Breeze_of_alteration ☕
#یادداشت_ادمین یکی از بحرانهای فعلی و نسبتا خندهدار من یه ایموجیِ پوکرفیسِ متمایل به فاز غم و اندوهه که ناخودآگاه روی صورتم پهنه همیشه. بهطور پیوسته درگیرم که بساطشو جمع کنم، ولی باز به خودم میام و میبینم یادم رفته و با این جمله روبهرو میشم: "حالت خوبه علی؟ خستهای انگار." اوکیم بابا، جدی اوکیم. شاید در بهترین حالتم نباشم الآن، اما در این حدی که به نظر میرسه هم نیست خداوکیلی😭 بدبختیش اینه که باید خیلی آگاهانه رفتار کنم تا بتونم این حالت رو از صورتم محو کنم و یه لبخند خیلی رقیق بزنم؛ به قدری آگاهانه باید این کار رو انجام بدم که حس میکنم داره انرژی زیادی ازم میگیره و ماهیچههای صورتم وا میدن. من فقط میخوام صورتم به شیوهای باشه که مغزم مجبور نشه هی جلسهی هیئتمدیره تشکیل بده: "بسیار خب علی، هماکنون طبق فلان پروتکل اجتماعی لازمه که ۱۴ درصد لبخند ایجاد کنی" چیزی که امروز فهمیدم و برام جالب بود اینه که وقتی چشمم به یه بچه میفته -هر سنی- ناخودآگاه لبخند میزنم؛ بدون این که سختم باشه. نمیخوام هر چیزی رو ربط بدم به گذشته، ولی حس میکنم بیربط هم نیست. بههرحال، در حال حاضر چیزی که در روابط اجتماعیم نیاز دارم اینه: یه سیستم طبیعی ابراز هیجان. 📚 Breeze_of_alteration ☕
🎭#معرفی_فیلم 🎞نام فیلم: Palm trees and powerlines گاهی خطرناکترین آدمها، شبیه هیولا نیستند؛ شبیه کسی هستند که بالاخره تو را میبیند، به حرفهایت گوش میدهد و به تو احساس خاص بودن میدهد. داستان فیلم دربارهی دختری نوجوان است که در دل تنهایی و بیحوصلگی زندگیاش، با مردی بزرگتر آشنا میشود؛ رابطهای که در ابتدا شاید شبیه عشق و توجه به نظر برسد، اما آرامآرام مرز میان محبت، وابستگی و سوءاستفاده را محو میکند. فیلم دربارهی این است که چطور نیاز انسان به دیدهشدن میتواند او را آسیبپذیر کند؛ و چطور گاهی چیزی که تصور میکنیم «انتخاب خودمان» بوده، نتیجهی دستکاری تدریجی ذهن و احساسات ماست. فیلمی آرام، تلخ و آزاردهنده؛ دربارهی تنهایی، نیاز به عشق و خط باریکی که گاهی میان «دوست داشته شدن» و «از دست دادن خود» وجود دارد. 📚 Breeze_of_alteration ☕
#نقل_قول همسایهای دارم که بعد از هر شب نوشیدنِ بیرون از خانه پس میافتد. شاید مرگ هم نوشیدنی سنگینی است که کمک میکند شب کسالتآوری را، که همان زندگیمان باشد، از یاد ببریم. ✍: کیمیونگ-ها 📚: خاطرات یک آدمکُش 📚 Breeze_of_alteration ☕
🎭#معرفی_فیلم 🎞نام فیلم: Sirât این فیلم، روایتِ عبور انسان از جهنم زندگی است؛ جایی که جهان نه قابلپیشبینی است و نه نسبت به رنج ما اهمیتی میدهد. تنها راه ادامه دادن، رها کردن توهمِ کنترل، خاموشکردن هیاهوی ذهن و پذیرش ناپایداری جهان است. 📚 Breeze_of_alteration ☕
#نقل_قول #روانشناسی با اینکه تجربیات و احساساتی که به ما آسیب زدهاند مایهی ناامیدی و سرخوردگی، حس رهاشدگی و سردیِ احساسی بودند، آنچه باعث میشود دوباره حس امنیت و خوشی داشته باشیم قابلیت اعتماد، صمیمیت، لطافت و وفاداری خواهد بود. باید آسیب واردشده به روانمان را با همان ابزاری اصلاح کنیم که برای زخمیکردنمان به کار رفته بود. ✍: #آلن_دوباتن 📚: در باب شکست 📚 Breeze_of_alteration ☕
#نقل_قول #روانشناسی "رایجترین دلیل نامهربانی مردم این است که نمیتوانند تصور کنند آنها هم ممکن است روزی از مصیبتهای خاصی رنج ببرند؛ به همین دلیل در موقعیتی نیستند که با کسانی همدردی کنند که در زمینههایی شکست خوردهاند. وقتی که شکست میخوریم، میتوانیم درد را از درون احساس کنیم. همه نوع رنجی به زمینهی تخصص ما تبدیل میشود؛ با همهی پریشانیها قادر به همذاتپنداری هستیم(مردمی که در تمام عمرشان خوشحال بودهاند چقدر نامهرباناند). مهربان شدهایم، اما نه از سر نوعی خوبی ابرانسانی؛ فقط میخواهیم به خاطر خودمان کمی از درد و رنجی را که مجبور شدهایم تحمل کنیم از دوش کسی که میبینیم برداریم. مهربانی ما کاملا مبتنی بر منفعت شخصی است؛ برایمان آزاردهنده است که دیگران را در رنج و درد ببینیم. ✍: #آلن_دوباتن 📚: در باب شکست 📚 Breeze_of_alteration ☕
#نقل_قول "ما به آنان که بهخاطر فقدان خداوند و ایمان افسوس میخورند، گفتهایم: خدا خواهد ماند. به آنان که بهخاطر فقدان سلطنت افسوس میخورند هم میگوییم: وطن خواهد ماند. اما به کسانی که به خاطر رفتنِ جلاد غمگیناند، هیچ نخواهیم گفت." ✍: ویکتور هوگو 📚: آخرین روزِ یک محکوم 📚 Breeze_of_alteration ☕
#نقل_قول "شما جنگاوران کهاید؟ شمشیرهای خودستایی در دست! نیزههای خودسری در مشت! تیرِ لاف از کمانِ خودپرستی پرتاب میکنید! ژوبینِ خشم بر نشانِ خِرَد میاندازید! شما کهاید! شمایان ـ شمایید؛ ترسان از یکدیگر! و همیشه میدانید یَلی جایی هست، که اُفتِ شما، خیزِ وی است!" ✍: بهرام بیضایی 📚: نمایشنامهی سهرابکشی 📚 Breeze_of_alteration ☕
#نقل_قول "رقبای شما عاشق این هستند که باور کنید امیدی نیست، هیچ قدرتی ندارید، دلیلی برای انجام کاری وجود ندارد و نمیتوانید ببرید. امید موهبتی است که لازم نیست واگذارش کنید، قدرتی که مجبور نیستید کنار بگذارید." ✍: ربکا سولنیت 📚: امید در تاریکی 📚 Breeze_of_alteration ☕
آنان که نمیلرزند... از حادثه لرزند به خود قصر نشینان ما خانه بدوشان غم سیلاب نداریم #شعر #صائب_تبریزی 📚 Breeze_of_alteration ☕
#نقل_قول "هر آنکه میخواهد بیافریند، باید نخست ویران کند..." ✍: نیچه 📚: چنین گفت زرتشت 📚 Breeze_of_alteration ☕
سرنوشت محتوم اثر ظلم محال است به ظالم نرسد ناله پیش از هدف از پشت کمان می خیزد #شعر #صائب_تبریزی 📚 Breeze_of_alteration ☕
#نقل_قول #روانشناسی "آنچه سرکوب میشود، قدرتمندتر بازمیگردد..." ✍: کارل گوستاو یونگ 📚 Breeze_of_alteration ☕
#نقل_قول "خوشبینها گمان میکنند همه چیز بدون مداخلهٔ ما روبراه خواهد شد و بدبینها موضع مخالفی دارند؛ هر دو گروه بیعملی خود را توجیه میکنند. امید، باور به این است که عمل ما اهمیت دارد، هرچند چگونگی و زمان تاثیر آن و کیستی و چیستی تأثیرپذیرنده چیزهایی نیستند که بتوان از پیش دانست. در واقع شاید ما نتوانیم حتی پس از واقعه از این موضوعات آگاه شویم، اما در هر صورت اعمال مهم هستند و تاریخ پر از مردمی است که تأثیرشان پس از مرگ قدرت بیشتری داشته است." ✍: ربکا سولنیت 📚: امید در تاریکی 📚 Breeze_of_alteration ☕
حکم ناگزیر روزگار نماند ستمکارِ بد روزگار بماند بر او لعنتِ پایدار #شعر #سعدی 📚 Breeze_of_alteration ☕
#نقل_قول #روانشناسی "این کلمه نباید فقط تداعیگر روابط عاشقانه باشد. هر زمان که «توجه» وجود داشته باشد، کسی به ما گوش بدهد و کسی دغدغههای خودخواهانهاش را کنار بگذارد تا با موقعیت عذابآور و پیچیدهٔ ما همدلی کند، عشق وجود دارد. وقتی کسی در مواجهه با غمهای ما صبور باشد، گناهان ما را ببخشد، پذیرای آرزوهای ما باشد، با ناامیدی ما همدردی کند، عشق وجود دارد." ✍: موسسه مدرسه زندگی 📚: از تروما تا التیام 📚 Breeze_of_alteration ☕
عاشقانه ای از رعدی آذرخشی من ندانم به نگاه تو چه رازی است نهان که من آن راز توان دیدن و گفتن نتوان #شعر 📚 Breeze_of_alteration ☕
#نقل_قول وقتی زندگی پوچتر و توخالیتر باشد زمان هم سریعتر میگذرد. زندگیهای بیمعنا، مثل قطارهایی هستند که در ایستگاه تو توقف نمیکنند، با سرعت تو را پشت سر میگذارند و میروند. ✍: کارلوس روئیت ثافون 📚: سایه باد 📚 Breeze_of_alteration ☕