قلب شکسته💔❤️🩹
Статистикаمشکل شرعی ندارد بوسه از لب های تو میوهی بیرون زده از باغ حق عابر است
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 44
- 1/48двое суток
- 50
- 1/72трое суток
- 54
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
دلم در حلقه غم ها نشسته زبانم بسته و سازم شکسته وجودم پر از شعر عاشقانه است دلم تورا میخواهد اینها همه بهانه است کجای نسق جان خوده نشان بتی https://t.me/brokenhearth01
روزی پسری عاشق یک دختر شد دخترک در دلِ او ماهرخی دلبر شد گفت در شهر که عاشق شدهام جانانه عاشق دخترک ماهرُخِ این خانه دخترک را همگان، هرزه خطابش کردند در دل پاک پسر، سخت خرابش کردند پسر آن لحظه به حال دل خود زار گریست بهر آن دختر بیچارهی بدکار گریست راه کج کرده و با شیخ به دیدار نشست گفت: یا شیخ، دلم در طلب یار شکست دختری در دل من ماهرخی بیهمتاس در دل شهر، ولی نام بدش پا برجَاس شیخ گفتا که بیا دختر خویشم دهمت دختر خوشسخن و گلهی میشم دهمت شرط این است ولی با دگران همگویی دختر شیخ برای زن، خود میجویی پسرک با دل خوش رفت از آن خانهی شیخ گفت با اهل محل قصهی دردانهی شیخ بعد ماهی پسرک، باز در آن خانه نشست دل بیچارهاش اینبار چو آن بار شکست شیخ گفتا چه شده، خنده نداری بر لب؟ نکند دختر من را تو نخواهی امشب؟ پسرک گفت که دردانهی تو خیره سر است کل این شهر ز احوال بدش باخبر است شیخ خندید و به او گفت: بیا جان دلم دختری نیست در این خانه که من بر تو دهم حرف مردم که شنیدی مکن آن را باور بنشین تا به تو گویم چه کنی با دختر نزد آن ماهرُخت رفته و آن را تو بگیر و برای دل دیوانهاش هر روز بمیر حرف مردم بشنو، گوش مکن جان پسر خود رها کن ز اراجیف چنین مردم خر
تو کجایی پدرم؟! آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم که نگو... تو کجایی پدرم...؟! آنقَدَر حسرت دیدار تو دارم که نگو! بس که دلتنگ تو ام، از سر شب تا حالا... آنقَدَر بوسه به تصویر تو دادم که نگو! جانِ من حرف بزن امر بفرما پدرم... آنقَدَر گوش به فرمان تو هستم که نگو! کوچه پس کوچه ی این شهر پُر از تنهاییست آنقَدَر بی تو در این شهر غریبم که نگو! پدر ای یاد تو آرامش من...! امشب از کوچه ی دلتنگی من میگُذری؟ جانِ من زود بیا بغلم کن پدرم... آنقَدَر حسرت آغوش تو دارم که نگو! به خدا دلتنگم روبه رویم بِنِشینی کافیست همه دنیا به کنار تو که باشی پدر...! گرچه از دور ولی،دست تو را میبوسم نه شعار است ،نه حرف آنقَدَر خاک کف پای تو هستم که نگو! #پدر
گاهی دلم برای پدر تنگ میشود از درد او به سینه من جنگ میشود پیچیده ام همچو مار به دور خودم ولی انگار زنده گی من از سنگ میشود من در کنار او تکه ای از گوهر شدم یک مرد با غرور کنار پدر شدم دریای از محبت او جان من ربود روشن ترین ستاره شام و سحر شدم
🖋️ غزل: بیقراری دل 💔 دل برای با تو بودن بیقراری میکند در خیالش لحظهها را سرشماری میکند 🌧️ در نگاه مبهمش موجیست پر اندوه و درد مثل باران بهاری، سیل جاری میکند 🤫 مهر سنگین سکوتی تلخ بر کنج لبش... هقهق بغض غریبی پا فشاری میکند 🖼️ قاب عکس خاطراتی از گذشته تا کنون... زل زده خیره به آن، شبزندهداری میکند 🚪 سایهات را پشت در نگذار، در را باز کن دل برای دیدنت لحظهشماری میکند ⚒️ رفتنت پتکی شد و بر باورش آوار شد آنچنان محکم که صدها زخمکاری میکند ⏳ بگذر از فکر سفر... تقدیر... نه... اینگونه نیست دل برای با تو بودن بیقراری میکند . . . ─── ⋆⋅☆⋅⋆ ───
با دیدنت ای یار توکلتُ علی الله عاشق شدم انگار توکلتُ علی الله در پیش خدا کرده ام ای یار شکایت از دستِ تو بسیار توکلتُ علی الله بعد از تو کسی نیست کنارم بنشیند من ماندم و سیگار توکلتُ علی الله "لمس تو حرام است به آیینِ من اما میبوسمت اینبار توکلتُ علی الله" ناخواسته ذهنم شده درگیرِ خیالت عادت شده این کار توکلتُ علی الله یک بوسه به هنگام سحر کافیِ کافیست تا لحظهی افطار توکلتُ علی الله
. گفت سخت تر از تنهایی هم دردی اس گفتم بله انتظار...!🖤🥲 .
خدایا شکایتم را پس میگرم از بد کردن آدمهایت شکایت داشتم به در گاهت - - - اما شکایتم را پس میگیرم.....من نفهمیدم..... فراموش کرده بودم که بدی را خلق کردی تا هر زمان که دلم گرفت از آدمهایت، نگاهم به تو باشد . . . گاهی فراموش میکنم که وقتی کسی کنار من نیست،معنایش این نیست که تنهایم، معنایش این است که همه را کنار زدی تا خودم باشم و خودت . . .. با تو تنهایی معنا ندارد.... مانده ام تورا نداشتم چه میکردم . . . دوستت دارم خدای من!
میرسد روزی که گریانم شوی بر گورستانی تو مهمانم شوی میرسد روزی که از درد فراق بشکنی هر لحظه ویرانم شوی ❤️🩹💔 #شب_خوش❤️
وقتی به یکی میگی خوبی؟ میگه نه، این یعنی روت حساب کرده.
خوشبخت اگر خار بکارد از بخت خوشش لاله و ریحان بدر آید بدبخت اگر مسجدی از آینه سازد یا سقف فرو ریزد یا قبله کج آید https://t.me/brokenhearth01
یارب، از بالا به ما هم اعتنا کن لااقل! بخت ما را هم از آن بالا صدا کن لااقل! نصف کشورهای دنیای تو از ما بهترند؛ وضع ما را نصف آنها باصفا کن لااقل! دیش عرش کبریایی گیر کرده سمت غرب؛ چند روزی روی دیشت را به ما کن لااقل! در اتوبان جهان پت پت کنیم عین پراید؛ بنز نه، ما را شبیه پرشیا کن لااقل! به اروپا این همه حال اساسی می دهی؛ یک کم از آن حال هم بر ما عطا کن لااقل! هرچه نعمت بود دادی به "یو اس آ"ی خبیث؛ پنج شش درصد از آن را سهم ما کن لااقل! وضع ما را که تمام هفته مثل گامبیاست، هفته ای یک روز چون آنتالیا کن لااقل! کشور ما را که در "تاریخ" سوتی داده است، جابه جا در نقشه ی "جغرافیا" کن لااقل! مرز ایران را جدا کن از عراق و روسیه، مدتی همسایه ایتالیا کن لااقل! رتبه ی ما را -که در دنیا از آخر سومیم- از همان آخر، ششم در آسیا کن لااقل! وقتی اینجا بین ما قانون جنگل حاکم است، وضع ما را سوژه ی راز بقا کن لااقل! هرکه آمد یک گره وا کرد؛ ده تا بست روش؛ آن گره های درشتش را تو وا کن لااقل! این عصایی که تو دادی نیل را نشکافت خوب؛ محض خنده گاه آن را اژدها کن لااقل! https://t.me/brokenhearth01
باغبان در باز كن من مرد گلچين نيستم... ❤ من اسير يك گلم دنبال هر گل نيستم ❤ https://t.me/brokenhearth01
از خاک شدم پیدا، من خاک شوم روزی این نام من از دنیا، نایاب شود روزی هر کس که مرا رانَد، این شعر مرا خواند شاید که کند یادم، غمناک شود روزی https://t.me/brokenhearth01
پسرم روشنی نور دو چشمانی منی بهترین هدیه ای از جانب یزدان منی پسرم تاج سرم ای که تویی مونس تنهایی بابا روح من جان من وشادی دوران منی پسرم لحظه میلاد تو هرگز نرود از یادم پسرم غنچه نورس باغ گلستان منی #پسرم امیر ارسلان جان محمدی تاج سر بابا عزیز دل بابا خداوند حفظ ات کند آمین https://t.me/brokenhearth01
زن گرفتم شدم ای دوست به دام زن اسیر من گرفتم تو نگیر چه اسیری که ز دنیا شده ام یکسره سیر من گرفتم تو نگیر بود یک وقت مرا با رفقا گردش و سیر یاد آن روز بخیر زن مرا کرده میان قفس خانه اسیر من گرفتم تو نگیر یاد آن روز که آزاد ز غمها بودم تک و تنها بودم زن و فرزند ببستند مرا با زنجیر من گرفتم تو نگیر بودم آن روز من از طایفه دُرد کشان بودم از جمع خوشان خوشی از دست برون رفت و شدم لات و فقیر من گرفتم تو نگیر ای مجرد که بود خوابگهت بستر گرم بستر راحت و نرم زن مگیر ؛ ار نه شود خوابگهت لای حصیر من گرفتم تو نگیر بنده زن دارم و محکوم به حبس ابدم مستحق لگدم چون در این مسئله بود از خود مخلص تقصیر من گرفتم تو نگیر من از آن روز که شوهر شده ام خر شده ام خر همسر شده ام می دهد یونجه به من جای پنیر من گرفتم تو نگیر https://t.me/brokenhearth01
تا زمانی که رسیدن به تو امکان دارد زندگی درد قشنگیست که جریان دارد زندگی درد قشنگیست ، بجز شب هایش! که بدون تو فقط خواب پریشان دارد یک نفر نیست تو را قسمت من گرداند?! کار خیر است اگر این شهر مسلمان دارد ! خواب بد دیده ام ای کاش خدا خیر کند خواب دیدم که تو رفتی، بدنم جان دارد! شیخ و من هر دو طلبکار بهشتیم ولی من به تو ، او به نماز خودش ایمان دارد اینکه یک روز مهندس برود در پی شعر سر و سریست که با موی پریشان دارد "من از آن روز که در بند توأم" فهمیدم زندگی درد قشنگیست که جریان دارد 📝🍃
میرسد...! میرسد روزی که تو هم گرفتارم شوی! شاید آندم اندکی محتاج دیدارم شوی! میرسد روزی نشینی روبروی عکس من! تا بگوی کاش یکبار عاشق زارم شوی! قدر من شاید بدانی دیر خواهی شد ولی... من طبیبت نیستم! حتا اگر بیمارم شوی 🖤🦋🫠
تابوت من زه کوچه ات میگذرد چشم مه پوش این همان مرده است که بیمار تو بود
من که باشم یا نباشم کار دنیا لنگ نیست من بمیرم یا بمانم هیچ کسی دل تنگ نیست روزگار ما هم مثلی گل نگاری داشتیم این چنین خار نبودیم اعتباری داشتیم ای که در فصلی زمستان اینگونه میبینی مرا این زمستان را نبین ما هم بهاری داشتیم👑https://t.me/brokenhearth01