𝐂𝐥𝐚𝐯𝐢𝐜𝐡𝐨𝐫𝐝
СтатистикаWriter:Noura... ☕🤎~ لینک واتپد https://www.wattpad.com/story/363876565?utm_source=android&utm_medium=lin ناشناس 👇🏻؛ https://t.me/harfmanrobot?start=1060687310095
- Последний пост
- 6 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Новости и СМИ (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 298
- 1/48двое суток
- 341
- 1/72трое суток
- 368
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
اسم رمان : #شب_نوشت_های_اتاق ژانر: عاشقانه/ smut🔞 به قلم: #اد_the_fz •••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••• مقدمه: اتاق ما پر از شبهایی بود که مال هم بودیم، ولی هیچوقت مال هم نشدیم. من توی آغوشت برای خودم خونه ساختم ، تو توی همون خونه تنهام گذاشتی و رفتی. قرار بود فقط یه همخوابگی ساده باشه، بدون اسم، بدون فردا، بدون دل. اما حالا اینجام، نصف شب، توی اتاق خودت، و دارم توی دفترچهام مینویسم: چجوری آدم عاشق کسی میشه که حتی مال خودش نیست؟ اینها شبنوشتهای اتاقه... شاید یه روز بخونیشون، شاید هم نه. خلاصه رمان: ا.ت و تهیونگ دوتا دوستن. دو تا دوست صمیمی و معمولی که یه شب خط قرمزاشون کمرنگ میشه و میشن همخواب هم. همه چی آرومه. بدون تعهد، بدون دردسر، بدون سوال. تا اینکه یه روز سردرگمی میاد سراغشون... از اینجا بخون🩵 https://t.me/Ficly_BTS
دوستان این مقدمه است و اتفاقات جالب در پارت های بعدی میوفته ❤️✨
❦ ───── 𝑻𝒐𝒓𝒑𝒆 ───── ❦ ⌕ 𝐒𝐞𝐚𝐬𝐨𝐧 𝐈𝐈 ⌕ 𝐂𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 𝟏
❦ ───── 𝑻𝒐𝒓𝒑𝒆 ───── ❦ ⌕ 𝐒𝐞𝐚𝐬𝐨𝐧 𝐈𝐈 ⌕ 𝐂𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 𝟏 ✦ 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞 Dark Academia Romance Slow Burn Forbidden Love Drama ✒︎ 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐭𝐞𝐧 𝐛𝐲 𝑵𝒐𝒐𝒓𝒂 ☾︎ 𝐂𝐡𝐚𝐧𝐧𝐞𝐥 𝒃𝒕𝒔𝒇𝒊𝒄𝟔𝟗𝟔 ─────── ❦ ───────
به امید خدا امشب پارت جدید داریم. ولی از من انتظار پارت گذاری سر شب نداشته باشید دیگه منو میشناسید شما 😂
سلام به قشنگترین آدمهای این چنل. 🤍 بالاخره بعد از این همه مدت اومدم با یه خبر خوب. اول از همه بابت این وقفهی طولانی ممنونم که صبور کردید و موندین و هنوز کنارم هستین. چند روز پیش گفتم که قراره دوباره فعالیت چنل شروع بشه و حالا اومدم بگم اگر همهچیز طبق برنامه پیش بره، پارت جدید این هفته، احتمالاً جمعه منتشر میشه. راستش این مدت زندگی یه کم بیشتر از قبل شلوغ شده. برخلاف زمانی که فقط دانشگاه میرفتم، الان هم سر کار میرم، هم کلاس زبان دارم، هم باشگاه، هم کلاس نویسندگی شرکت میکنم. از اون طرف هم یه آدم جدید وارد زندگیم شده که طبیعتاً دوست دارم برای اون رابطه هم وقت بذارم. و البته شما... خانوادهی کوچیک این چنل. هیچوقت دلم نمیخواد فقط یه پارت بذارم و برم؛ دوست دارم مثل قبل حواسم بهتون باشه، پیامهاتون رو بخونم، باهاتون حرف بزنم و اینجا دوباره همون حالوهوای قشنگ سابق رو پیدا کنه. شاید سرعت فعالیتم مثل گذشته نباشه(هرچند فکر نمیکنم گذشته هم چندان سرعتی داشتم😂)، اما قول میدم با تمام عشقی که همیشه برای نوشتن و برای شما داشتم، برگردم و این بار هم کنار هم داستان رو ادامه بدیم. ممنونم که هنوز اینجایین... منتظر جمعه باشین. 🤍
سلام، امیدوارم حال دلتون خوب باشه. هرچند این روزها خوب بودن توی ایران کار سادهای نیست. غمهای زیادی روی دل همهمون آوار شده؛ غمهایی که آواربرداری ازشون زمان زیادی میخواد، و بعضیهاشون اونقدر عزیزن که انگار دلمون میخواد همیشه گوشهای از قلبمون بمونن. مدت زیادیه که از نوشتن فاصله گرفتم؛ تقریباً از اواخر پاییز سال گذشته. اما حالا میخوام، با اجازه شما، دوباره نوشتن رو از سر بگیرم. میدونم شاید به خاطر این دوری، نوشتههام مثل قبل نباشن، اما تمام تلاشم رو میکنم تا دوباره به همون حس و حال برگردم. امیدوارم مثل همیشه کنارم باشید و با حمایتهاتون دلگرمم کنید. 🤍
چهرهی زیبایش زخم هایی را که پشت سر گذاشته را پنهان کرده بود . هرکه او را میدید غرق در زیبایش میشد و غم و درد را از آن دختر به دور میدانست اما نمیدانست این دختر برای غم زاده شده و برای درد تعلیم یافته . زخم ها تنها و آخرین یارانش پیش از اینکه در آغوش پرمهر مرگ بیوفتد ، بودند و همچین رازها و نشانه هایی که این دختر را ساخت ، اما اکنون دخترک تنها در اعماق اقیانوسها به خواب ابدی رفته بود فارغ از اینکه دلی عاشق را تنها و به عزا گذاشت ، دلی که تاریک و شکسته بود...
Jung kook: احساس میکنم از همان اول برای هم نبودیم عزیز من. این دنیا برای ما نبود؛ یا ما برای این دنیا نبودیم؟ تو شبیه قاصدکی بودی که آرزوی کسی را به اشتباه خانه من آورده بود. تو همان برگ درختی بودی که به اشتباه پای درخت دیگری افتاده بود. ما برای هم اشتباه بودیم عزیز من... از همان اول تا همین آخر که دیگر نیستی... تاوان این اشتباه را من با ماندنم دادم و تو با رفتنت؛ اما تنها کسی که اینجا مرد من بودم نه تو...! Black Heart
نمیدونم چرا ولی احساس میکنم این اهنگه وایب سیاه قلب و میده فکر کنم دلم برای سیاه قلب با تمام شخصیتاش تنگ میشه
اولین آغوشمان را به یاد داری؟! به من بگو چه دهم تا دوباره آن لحظه را زندگی کنم... #ارسالی Black Heart
نشد تو را آنگونه که میخواستم در آغوش بگیرم. لیاقتش را نداشتم؟! نمیدانم شاید توانش را... زمانی به خود آمدم که دیگر نبودی. من مانده بودم با تمام حسرت هایم؛ با تمام آخرین بار هایی که نمیدانستم آخرین بار است. حال من اینجا ماندهام، بدون تو و آغوشی که برای همیشه خالی مانده... Black Heart
𝐂𝐥𝐚𝐯𝐢𝐜𝐡𝐨𝐫𝐝 pinned «پارت جدید الان میزارم. لطفاً اگه نظری توی گپ میدید حتما اسپویلر داشته باشه. وگرنه از سمت من حذف میشه ‼️»
اینم از پارت آخر. با همه خوبی ها و بدی هایی که داشت بلاخره به تهش رسید. توی این دوسال خیلی اذیتتون کردم خودمم کم بالا و پایینی نداشتم. با همه اینها اینجا با شما واقعاً خوب بود. این پارت رمز نداشت نخواستم بزارم میخواستم همه با خیال راحت بخونن هر چند که بازم مثل همیشه دیر شد 😅🤦🏻♀️ یادتون نره بگید چه احساسی داشتید از پارت آخر.... دوستون دارم 🖤✨❤️
〘𝐁𝐥𝐚𝐜𝐤 𝐡𝐞𝐚𝐫𝐭〙 ••••↴ 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞⇨𝑱𝒖𝒏𝒈𝒌𝒐𝒐𝒌 & 𝑵𝒐𝒓𝒂 |𝒈𝒊𝒓𝒍| ••••↴ 𝐠𝐞𝐧𝐫𝐞⇨𝑨𝒄𝒕𝒊𝒐𝒏, 𝒓𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆, 𝒎𝒚𝒔𝒕𝒆𝒓𝒚 ••••↴ 𝐏𝐚𝐫𝐭00 ╰☆☆★☆☆╮ @btsfic696
〘𝐁𝐥𝐚𝐜𝐤 𝐡𝐞𝐚𝐫𝐭〙 ••••••••••••••••••••••••• پایان همه چیز درد داشت؛ گویا برای درد کشیدن خلق شده بودیم. ••••••••••••••••••••••••• • • #black_heart
پارت جدید الان میزارم. لطفاً اگه نظری توی گپ میدید حتما اسپویلر داشته باشه. وگرنه از سمت من حذف میشه ‼️
این اهنگ وایب پارت جدیدی که گزاشتی نمیده انگار از زبون جونگ کوک نمیدونم چرا گوش کردنی یاد اون پارت افتادم اخه جونگ کوکم قلبش خیلی شکست بخاطر اینکه نرا خیانت کرد بهشون 🙂
این آهنگ و خیلی دوست دارم البته یحتملا سبک خیلیا نیست...
@ExirMusicBot | info