- Последний пост
- 15 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 54
- Всего постов
- 212
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Образование
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
видео или голосовое, без подписи
*از پایان تفاهمنامه تا پاییز پرتنش؛ سناریوهای پیشروی ایران و آمریکا* ✍️ عبداله باباخانی آرامآرام به پایان تفاهمنامهای نزدیک میشویم که دستکم بر اساس روند اجرای آن، نمیتوان کارنامه موفقی برایش متصور بود. از این نقطه به بعد نیز، با توجه به نشانههای موجود، میتوان تصویری کلی از یکی از سناریوهای محتمل ترسیم کرد. - روز یکشنبه، دوره ۶۰روزه تفاهمنامه به پایان میرسد. در ارزیابی عملکرد این دوره، به نظر میرسد تنها بخشی از توافق و آن هم بهصورت محدود، حدود ۲۶ روز اجرایی شده است. در بخش دیگری از این دوره، محدودیتها و محاصره دریایی ادامه داشته و طی ۱۳ شب نیز تنشهایی میان دو طرف گزارش شده است. - با کنار هم قرار دادن تحولات و رفتارهای دو طرف، سناریوی محتمل در مقطع پیشرو میتواند ادامه وضعیت موجود، همراه با تلاش هر طرف برای افزایش اهرمهای فشار خود باشد. - در مورد ایران، این احتمال وجود دارد که از اوایل سپتامبر تا اواسط اکتبر، سطح فشار نظامی افزایش پیدا کند؛ اقدامی که در صورت وقوع، میتواند با هدف تقویت موقعیت مذاکراتی و افزایش امکان امتیازگیری از آمریکا ارزیابی شود. در سوی مقابل، احتمالاً آمریکا نیز فشارهای اقتصادی و مالی و محدودیتهای موجود را از هفته آینده تا اوایل اکتبر افرایش شدید خواهد داد. - همچنین میتوان این سناریو را در نظر گرفت که در ماه اکتبر، همزمان با نزدیک شدن به انتخابات آمریکا، مذاکرات یا تماسهای محدودی برای مدیریت سطح تنش صورت گیرد و تصمیمات پرهزینهتر یا احتمال تشدید تنش به مقطع پس از انتخابات و ماه نوامبر منتقل شود. البته این صرفاً یک سناریوی تحلیلی بر مبنای روندها و نشانههای فعلی است و نباید آن را بهعنوان اطلاع قطعی از تصمیمات یا برنامههای طرفین تلقی کرد. 🔹در این میان، رفتار بازیگران ثالث، بهویژه اسرائیل و روسیه، میتواند مسیر تحولات را تغییر دهد؛ چرا که محاسبات و منافع این بازیگران لزوماً با سناریوی فوق همراستا نیست و ممکن است متغیرهای تازهای وارد معادله کند. .
*تحلیل استراتژیک بنبست ایران–آمریکا: ارزیابی احتمال جنگ مجدد گسترده و مخاطرات یک دندگی اصغر گرشاسبی* پرسش محوری در فضای سیاسی و امنیتی کنونی ایران این است که آیا مسیر پیشرو به جنگ تمامعیار، تفاهم پایدار یا تداوم بنبست همراه با حوادث مقطعی منتهی خواهد شد. بر اساس چارچوب تحلیل هزینه–فایده و محدودیتهای ساختاری قدرت، استدلال میشود که احتمال جنگ گسترده بسیار پایین است، فشار اقتصادی به تنهایی مسیر تسلیم را هموار نمیکند، اما تبدیل موضوع به مسئله حیثیتی میتواند ریسک حوادث غیرقابل کنترل را بهطور معناداری افزایش دهد. صغرای استدلال بر شواهد میدانی استوار است: ابزار نظامی دستکم دو بار بهطور جدی بهکار گرفته شده و به بنبست استراتژیک رسیده است. ایالات متحده نتوانسته از طریق عملیات نظامی، کنترل کامل و پایدار بر تنگه هرمز را بازیابد، تغییر رژیم را محقق سازد یا امتیازهای سیاسی تعیین کننده کسب کند. این ناکامی ناشی از محدودیتهای ساختاری است: جغرافیا و عمق استراتژیک ایران، هزینههای بازدارندهی اشغال زمینی (که حتی با استقرار صدها هزار نیرو نیز عملیاتی و پایدار نیست)، فرسایش ذخایر تسلیحات تهاجمی و تدافعی، و مخالفت افکار عمومی داخلی آمریکا با درگیری طولانیمدت. کبرای استدلال نیز روشن است: هنگامی که ابزار نظامی قادر به تأمین اهداف سیاسی حداکثری نباشد، تکرار آن نه عقلانی است و نه کارآمد. بنابراین فرضیهی «جنگ جدید بهعنوان راهحل قطعی» با منطق استراتژیک در تعارض قرار دارد. در بعد اقتصادی، محاصره دریایی و فشارهای تحریمی نیز بهتنهایی منجر به تسلیم نمیشود. ایران طی دههها سازوکارهای تابآوری اقتصادی و شبکههای دورزدن تحریم را توسعه داده است. همزمان، اختلال در جریان انرژی از طریق تنگه هرمز هزینههای سنگینی بر اقتصاد جهانی و خود ایالات متحده تحمیل میکند؛ افزایش قیمت انرژی، تورم و اختلال در زنجیرههای تأمین، فشار متقابلی ایجاد میکند که پایداری طولانیمدت سیاست فشار حداکثری را زیر سؤال میبرد. از اینرو، فشار اقتصادی یکطرفه نیز به نتیجهی مورد انتظار منتهی نمیشود. خطر اصلی نه در جنگ تمامعیار، بلکه در تداوم بنبست در نتیجه لجاجت طرفین و احتمال بروز حوادث احمقانه و خطرناک نهفته است. هنگامی که طرفین موضوع را به مسئلهی حیثیتی تبدیل کنند، منطق هزینه–فایده جای خود را به محاسبات نمادین میدهد و احتمال اشتباه محاسباتی یا اقدام واکنشی افزایش مییابد. برای ایالات متحده، پذیرش شکست دشوار است و این دشواری میتواند انگیزهای برای اقدامات مخاطرهآمیز ایجاد کند؛ در سوی مقابل نیز اصرار بیش از حد بر تثبیت کنترل کامل و دائمی بر تنگه هرمز میتواند واکنشهای غیرقابلپیشبینی برانگیزد. از منظر تحلیلی نگارنده، شواهد موجود از منطق بازدارندگی متقابل حمایت میکند. هر دو طرف دارای اهرمهایی هستند که هزینهی جنگ گسترده را برای طرف مقابل بسیار بالا نگه میدارد، در حالی که هیچکدام قادر به تحمیل ارادهی مطلق خود نیستند. محتملترین مسیر در کوتاهمدت، تداوم نوسان میان آتشبسهای شکننده و تنشهای کنترلشده است، مگر آنکه دیپلماسی واقعبینانهای شکل گیرد که منافع حیاتی دو طرف (امنیت کشتیرانی بینالمللی و حفظ اهرم بازدارندگی) را به رسمیت بشناسد. لجاجت و حیثیتی کردن ماجرا نه تنها راهحل نیست، بلکه مهمترین عامل افزایش ریسک سیستمی محسوب میشود. عقلانیت استراتژیک ایجاب میکند که هر دو طرف از تبدیل بنبست به دام حیثیتی پرهیز کنند. .
⭐️ لیست نماد های منتخب سرخطی برای فردا شنبه #شنفت #شغدیر #فنآوا #دلقما 1405/05/24 @Sepid_Tahlil 📈👩💻📉
الجزیره: اولویت جنگ علیه تهران، قیمت نفت شد، نه برنامه هستهای؛ اظهارات ونس و بسنت نشاندهنده آن است که ایران، تنگه هرمز را به برگه فشار راهبردی تبدیل کرده @boltann
توجه البته نظر شخصی ممکنه کاملا اشتباه باشه ولی از فردا تو بازار سرمایه پشمک هم بخرید سود میکنید چه برسه به سهمای خوب😂😂😂😂👆👆👆👆👆👆
توجه بازی نه جنگ نه صلح حالا داره این دفعه برا ایران جذاب میشه برعکس آمریکا شاید هم از جنگ دیگه عبای نداره ایران 👆👆👆👆👆 چین روسیه تمام قد کشورهای عربی در خفا از ترس تمام قد مسعله مالی ایران را دارن تامین میکنند اونم تپل👆👆👆👌👌👌
بریم سراغ خرید فردا ختور داشتن از نون شب واجب تره من فردا باز به پورتفو اضافه خواهم کرد مطمعنم قفل خواهد شد دیر و زود داره ولی سوخت نداره👆👆👆👆 سهم بعدی کهمدا. بازم میخرم سود سازی خوبی داره 👆👆👆
اخ از این تنگه تنگه هرمز گفتی تمام شد سیاست به همان اندازه پیچیده و چند وجهی است همین تنگه بلای جان کشورک های خلیج فارس وله خصوص ترامپ کله زرد شده به طوری که همین الان این کله زرد ازدست خبرنگاران فراری شده زمانی خبرنگاران را مسخره میکرد ولی الان ملعبه دست خبرنگاران شده به طوری که براش هو میکشند یعنی این تنگه شرفشو برده حالا اینجاش قشنگه کشوری خلیج فارس خبر دارید همین الان به ایران باج سنگین میدن برا عبور نفت خبر دارین حاضرند خسارت جنگو بدن ودارن میدن خبر دارین همینا نفت کشور ایران را میفروشند و نقد ا پولشو به ایران میدن خبر دارین پول های بلوکه شده در قطر را دارند میدن به ایران سیاست چند وجهی یعنی همین حالا با قیمت بنزین ۸۷هزارتومنی میخوان افکار عمومی متوجه این تنگه نباشه خلاصه خواستم بگم تنگه شده محل بزرگ پولسازی بزرگترین خفت برا ترامپ اینو داشته باشید تا بعد
چرا ایران پیروز نخواهد بود با وجود تغییرات عمدهای که در جابهجایی تصمیمسازان کلیدی تهران رخ داده، احتمال تغییر اهداف استراتژیک جمهوری اسلامی ناچیز است. از سوی دیگر، فراز و نشیب کشمکش و جنگ، فرآیندی نیست که با چنین تغییراتی بهکلی دگرگون شود. جنگ با معیار آرایش قدرت صرفا مادی سنجیده میشود. تصویری که امروز از میدان نبرد جاری در دست است، نه نشانه ی توازن، که نشانه فرسایشی یکطرفه است؛ فرسایشی که در پوسته مقاومت تاکتیکی پنهان مانده و پنهانگر بطن و متن کشمکش است. نخست به رویکرد متحدان ایران بنگرید. روسیه و چین، بهرغم بیانیههای حمایتی و کمکهای اطلاعاتی و فناورانه، از ورود آشکار به میدان امتناع میورزند و همچنان خواهند ورزید. تحلیلگران بیپرده بیان میکنند: مشارکت استراتژیک تهران-پکن، فاصله ی بعیدی با تعهد نظامی دارد. روسیه نیز، گرفتار در جنگ اوکراین و محاسبات منفعتمحور خود، جنگ ایران را نه میدان همبستگی، که فرصتی برای تخلیه منابع رقیب میبیند. ایران، برخلاف آمریکا که با شبکهای از پیمانهای دفاعی و ائتلافهای نهادینه وارد میدان شده، تنها با شراکتهایی بیتعهد و غیر استراتژیک پدافندی روبهروست. دومین نشانه، در اقتصاد سیاسی نهفته است: تنگه هرمز. اختلال در این گذرگاه، بیتردید بزرگترین شوک بازار نفت در تاریخ را رقم زده و بهای برنت را در کوتاهمدت بهشدت افزایش داده است. ولی همین شوک، بهجای آنکه ایران را در موضع چانهزنی برتر بنشاند، محرک بیسابقهای برای بازآرایی زیرساخت جهانی انرژی شده است. کشورهای خلیجفارس اکنون با شتابی که پیش از جنگ متصور نبود، شبکهای از خطوط لوله جایگزین میسازند تا تا پایان این دهه، بیش از نیمی از صادرات پیشازجنگ خود را از گزند هرمز مصون سازند. ایران با بهکارگیری اهرم خود، انگیزه نابودی همان اهرم را در دشمنانش برانگیخته است. هر روز که این پروژهها به بهرهبرداری نزدیکتر میشوند، ارزش استراتژیک تهدید ایران کاهش مییابد، درحالیکه هزینه سیاسی و اقتصادی آن همچنان بر دوش تهران سنگینی میکند. سومین نشانه، در نامتقارن بودن ظرفیت انطباقپذیری دو طرف است. آمریکا و متحدان منطقهایاش، بهموازات ساخت زیرساخت جایگزین، توان ضد مین دریایی و اقدامات دفاعی خود را نیز تقویت کردهاند. حتی ابزار عملیاتی ایران. ولی رفتهرفته با تدبیرهایی روبهرو میشود که اثربخشی آن را کاهش میدهند. در چنین آرایشی، تکرار همان تاکتیک، بازده نزولی دارد: هر دور از اختلال، هزینه بیشتری بر ایران تحمیل میکند و سود کمتری نصیبش میسازد. چکیده از دل این سه نشانه، یک نتیجه بیرون میآید، نه یک احتمال: ایران میتواند در میدان نبرد ضربات موثر بزند، تلفات به دشمن تحمیل کند، کشورهای عرب را در مخمصه اندازد،حتی گذرگاهی حیاتی را موقتا فلج سازد؛ ولی در عین حال، همین حالا، نه فردا، در سطح استراتژیک در حال باختن باشد. زیرا پیروزی استراتژیک را نه شمار ضربات، که توان شکلدادن به نظم پس از جنگ تعیین میکند؛ و در همین لحظه، در آرایش موجود قدرت، ایران نه شریکی استراتژیک دارد که تعهد آورد، نه اهرمی که ارزشش را در طول زمان حفظ کند، و نه ظرفیتی برای همگامی با انطباقپذیری دشمن. آنچه امروز بهعنوان مقاومت جلوه میکند، در غیاب یک «نظریه شکست» روشن، همان زنجیرهای است که هر پیروزی تاکتیکی امروز را به سنگبنای شکستی استراتژیک فردا بدل میکند؛ نه بهشرط تحقق آن در آینده، بلکه بهمثابه فرآیندی که هماینک در جریان است. یدالله کریمی پور .
انتشار پژوهش «گونهشناسی سیاسی ایرانیان»/ شش گونه نگرشی ▫️پژوهشگر: آرش نصر اصفهانی، پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات ▫️بر اساس دادههای موج چهارم پیمایش ملی ارزشها و نگرشهای ایرانیان 🔹این پژوهش شش گونه نگرشی متمایز را دستهبندی کرده است. در این تحلیل، میزان دینداری فردی، باور به جدایی دین از سیاست، اعتماد به سپاه، احساس آزادی در انتقاد از حکومت، حمایت از توزیع عادلانهتر منابع نفتی، ادراک تبعیض قومیتی و جنسیتی و احساس آزادی در پوشش، از جمله متغیرهای واردشده به مدل نهایی بودهاند. 🔹بر اساس مدل نهایی؛ 1⃣ «منتقدان سکولار عدالتخواه» با ۲۴ درصد بزرگترین گروه شناساییشدهاند. این گروه عمدتاً جوان تا میانسال، تحصیلکردهتر و شهرنشین است و در کنار پایینترین سطح دینداری و کمترین اعتماد به نهادهای حکومتی، تأکید زیادی بر عدالت اقتصادی دارد و احساس تبعیض قومیتی و جنسیتی در آن بالاست. ۸۲ درصد اعضای این خوشه از وضعیت سیاسی کشور ناراضیاند. 2⃣ «مذهبیان غیرایدئولوژیک حامی نظم موجود» با ۲۰ درصد دومین گروه بزرگ را تشکیل میدهند. این گروه بیشتر شامل افراد سالمندتر و روستاییتر، با تحصیلات پایینتر و وضعیت اقتصادی ضعیفتر است. آنان دینداری و اعتماد بالایی به نهادهای حکومتی دارند، اما از دخالت دین در سیاست حمایت نمیکنند. 3⃣ «منتقدان محافظهکار» با ۱۵ درصد، گروهی هستند که دینداری متوسط و اعتماد پایین به نهادهای حکومتی را با گرایش قوی به عدالت اقتصادی ترکیب میکنند، اما برخلاف گروههای سکولار، در حوزه آزادیهای اجتماعی رویکردی محافظهکارانهتر دارند. 4⃣«اسلامگرایان میانهرو» ۱۵ درصد از نمونه را تشکیل میدهند. این گروه ضمن برخورداری از دینداری بالا و اعتماد نسبی به حکومت، حساسیت بیشتری نسبت به تبعیض علیه زنان و قومیتها دارد. این خوشه بیشترین سهم زنان، معادل ۶۰ درصد، و بالاترین نرخ تأهل را در میان گروهها دارد و سهم قابل توجهی از اعضای آن را خانهداران تشکیل میدهند. 5⃣ «اسلامگرایان حامی حکومت» با ۱۳ درصد، بالاترین سطح دینداری، قویترین باور به پیوند دین و سیاست و بیشترین اعتماد به نهادهای حکومتی را دارند. این گروه همچنین کمترین میزان نارضایتی سیاسی را نشان میدهد؛ بهطوری که تنها ۲۳ درصد اعضای آن از وضعیت سیاسی کشور ناراضیاند. 6⃣ در نهایت، «سکولارهای آزادیخواه» با ۱۲ درصد جوانترین گروه شناساییشدهاند؛ ۴۷ درصد آنان زیر ۳۰ سال سن دارند و سهم افراد مجرد و محصل و سطح تحصیلات دانشگاهی در این گروه بالاست. این گروه اگرچه فاصله زیادی از سیاست دینی دارد و اعتماد پایینی به حکومت نشان میدهد، برخلاف «منتقدان سکولار عدالتخواه»، تمرکز اصلیاش بر آزادیهای فردی و اجتماعی است و نه عدالت اقتصادی. محمدرضا دادگستر .
🔹نتایج حیرت انگیز یک پژوهش جامعه شناسی درباره ایران در سال ۱۳۵۳ پروژهای بیسابقه در ایران کلید خورد: «طرح آیندهنگری». هدف این تحقیقاتی شناخت افکار عمومی، نگرش ها و ارزشهای مردم ایران بود. طرح به اجرا درآمد. مجریان طرح دو نفر از جامعهشناسان برجسته کشور :آقایان دکتر مجید تهرانیان دانش آموخته دانشگاه هاروارد و دکتر علی اسدی از سوربن پاریس بودند. اجرای طرح با همکاری مرکز تحقیقات و توسعه رادیو و تلویزیون ملی ایران بود و دوسال به طول انجامید. رضا قطبی، مدیر وقت رادیو و تلویزیون، پس از شنیدن ایده از دکتر تهرانیان، با این طرح ملی «آیندهنگری» موافقت کرد. طرح، شامل نظرسنجی ملی، مصاحبههای عمقی و تجزیه تحلیل دادهها با همکاری گروهی از محققان جامعه شناسی در مرکز ملی مطالعات علمی (CNRS) فرانسه بود. پروژه در ۲۳ شهر و ۵۲ روستا، با جامعه آماری گستردهای انجام شد: ۶۰۰۰ نفر از مخاطبان بالقوه رسانه، ۸۰۰ چهره فرهنگی و سیاسی، ۳۰۰۰ کارمند رادیو تلویزیون، انجام شد. تجزیه و تحلیل دادهها توسط مین کامپوترهای CNRS در فرانسه انجام و نتایج به ایران بازگشت. نتایج، حیرتانگیز بود. تضادی آشکار میان افکار عمومی و تصویری که حکومت شاه از جامعه داشت به چشم می خورد. مردم درگیر "شکاف فرهنگی" ، "فقر آموزشی" ، "نارضایتی سیاسی" و "گرایش روزافزون به مذهب" بودند. در همان سالها، محمدرضا پهلوی از رشد اقتصادی و آینده درخشان ایران و دروازه تمدن سخن میگفت. اما پروژه آیندهنگری نشان داد که توسعه اقتصادی به تنهایی کافی نیست. جامعه، از لحاظ فرهنگی و اجتماعی، آمادگی این تغییرات سریع را نداشت. فقط ۳۴٪ خانوادهها تلویزیون داشتند، تنها ۴۵٪ باسواد بودند و ۷۵٪ مردان با کار زنان خارج از منزل مخالف بودند. ۷۴٪ مرجع تصمیمگیری خانواده را پدر، پدربزرگ و مادر بزرگ میدانستند؛ نه مادر. جامعهای عمیقاً مردسالار و سنتی. در چنین فضایی، برنامههای هنری مدرن تلویزیون با جامعه ارتباط نمیگرفت. دکتر علی اسدی می نویسد: حتی روشنفکران با پخش برنامه آموزشی «باله» ارتباط نمیگرفتند. درحالیکه بیش از ۲۳٪ مردم سینما را حرام میدانستند. آمار تکاندهنده بود: ۴۲٪ حتی هفتهای یکبار هم حمام نمیرفتند، تنها ۹٪ مردم مرتب کتاب میخواندند و ۳۲٪ میگفتند حتی یک جلد کتاب هم در خانه ندارند. جامعه، از نظر سواد رسانهای و فرهنگی، در نقطه بحرانی بود. در چنین شرایطی، در برابر موج برنامه های مدرن، مذهب به پناهگاه تبدیل شد: ۹۴٪ مردم در این مطالعه می گفتند که نماز میخواندند، و ۷۹٪ روزه میگرفتند و به کردار مذهبی اهمیت می دادند. تعداد مساجد در تهران طی سه سال از ۷۰۰ به ۱۱۴۰ رسید. فروش کتابهای مذهبی از ۱۰٪ به ۳۳٪ افزایش یافت. پرویز نیکخواه، از مدیران رادیو تلویزیون گفت: «در جوامع مدرن، با شتاب گرفتن برنامه توسعه، از تعداد طلاب کم میشود. اما در ایران برعکس است.» او و هرمز مهرداد نسبت به "رشد گرایشهای مذهبی" و "بیاعتمادی عمومی به نظام" هشدار دادند. در پروژه آیندهنگری، مشخص شد که فقط ۳۰٪ مردم در انتخابات مجلس و ۲۳٪ در انتخابات محلی شرکت کرده بودند. ۷۷٪ پاسخدهندگان اصلاً نمیدانستند مشکل مملکت چیست. مردم، بهشدت از سیاست بیگانه شده بودند. حدود ۹۰٪ دانشجویان، سیاستمداران را ناصالح میدانستند. ۵۰٪ آنها، بزرگترین مشکل کشور را نابرابری، فساد و بیعدالتی میدانستند. اما سیستم سیاسی نپذیرفت. حتی هشدارهای درون حکومتی را هم نادیده گرفت. کنستانتین مژلومیان؛ اقتصاد دان و معاون ارمنیتبار سازمان برنامه و بودجه، در جلسهای با حضور شاه فریاد زد: «با این کارها انقلاب میشود. این پولها پا در میآورند و به خیابان میآیند.» شاه پاسخ داد: «در سازمان تو را گل میگیرم!» و این کار را کرد. تهرانیان و اسدی هشدار دادند: «ما گرفتار توسعهی نامتوازنایم.» و توسعه اقتصادی سریع، بدون داشتن زیرساخت فرهنگی، موجب بیاعتمادی، نابرابری و سنتگرایی جامعه، و زمینه انفجار خواهد بود. اما در جلسه ای که برای تشریح این طرح تحت عنوان: "همایش شیراز" در سال ۵۴ برگزار شد، حکومت به جای گوش دادن به پیام این پژوهش ملی، نتایج این نظرسنجی را «غربزده» خواند و کار نظرسنجی با پرسشنامه را بی محتوا تلقی کرد. در سالهای ۵۳-۵۴ جامعهای شکل گرفته بود که هم رفاه اقتصادی و پیشرفت میخواست، هم دل در گرو سنت داشت، هم از سیاست فاصله گرفته بود، هم به مذهب پناه برده بود، و هم فاقد نهادهای مدنی و احزاب برای مشارکت سیاسی بود. و نتیجه آن، وقوع انقلابی تمام عیار بود که خواهان دگرگونی در ساختارهای فرهنگی ؛ اقتصادی و سیاسی بود. ⚡️ از کتاب : صدایی که شنیده نشد! دکتر مجید تهرانیان و دکتر علی اسدی .
و قطعات استراتژیک صنعتی باید به عنوان «خط قرمز» بودجهریزی جنگی در نظر گرفته شوند و هرگونه هزینه نظامی لوکس و غیرضروری، فدای این اولویتها گردد. این کار ضریب بقای ملی را ارتقا میدهد. ۵. راهاندازی جهاد روایی و رسانهای برای خنثیسازی جنگ شناختی دشمن . باید تیمهای تخصصی جنگ نرم، موفقیتها را در حوزه مختلف روایتسازی کنند تا سرمایه اجتماعی د، که هدف اصلی یأسافزایی دشمن هستند، تقویت شود. ۶. اتخاذ انعطافپذیری تاکتیکی در مذاکرات بدین معنا که پذیرش آتشبسهای موقت، نه بهعنوان عقبنشینی، بلکه بهمثابه ابزاری برای خرید زمان و کاهش فوری تحریمهای بشردوستانه دیده شود تا اقتصاد نفس تازهای بکشد. پراکندهسازی مراکز حیاتی و مراکز فرماندهی به نقاط امن این اقدام زیرساختی آسیبپذیری در برابر حملات هوایی را کاهش داده و هزینه تصرف سرزمین احتمالی را برای دشمن به شدت افزایش میدهد. *جمعبندی* شکنندگیهای داخلی (نظرسنجیهای بحرانی در آمریکا و تورم مهارنشدنی در ایران) نهتنها بستر جنگ را تعریف میکنند، بلکه ماهیت پاسخگویی به پرسشها را نیز شکل میدهند. نقطهضعف راهبردی آمریکا در «دوقطبیهای هویتی» و بحران نخبگانی حزب جمهوریخواه نهفته است، در حالی که نقطهقوت بالقوه ایران در «مدیریت خلاقانه» و بسیج منابع محلی نمود پیدا میکند. با اتخاذ رویکرد سیاستی مبتنی بر همزمانی سه لایه (لایه تاکتیکی برای تازه کردن نفس، لایه عملیاتی برای توزیع عادلانه، و لایه کلانراهبردی برای دیپلماسی هوشمند)، ایران میتواند از تهدید محاصره و جنگ به فرصت خودکفایی گذر کند. در نهایت، تحقق این تابآوری، نیازمند عبور از واکنشهای آنی و طراحی یک «نقشهراه چندبعدی» بر مبنای شاخصها است؛ چراکه در میدان نبرد، بقای یک ملت نه با قدرت تخریب، که با قدرت التیامبخشی، تاب آوری و بازتولید امید در کوتاهترین زمان ممکن سنجیده خواهد شد. .
*تابآوری ایران و آمریکا در مواجهه با جنگ (ارزیابی ظرفیتهای بقا و پیروزی در جنگ همهجانبه) مجید بهرامی* جنگ امروز، میدان نبرد عملیاتی و میدانی صرف نیست؛ بلکه کارزار پیچیدهای از تابآوری اقتصادی، سیاسی و روانی است که افق آن تا سال ۲۰۲۷ و فراتر از آن، توسط پیشرانهای پنهان و آشکار شکل خواهد گرفت. در حالی که نظرسنجیهای داخلی آمریکا از وضعیت وخیم حزب جمهوریخواه و افول جایگاه ترامپ در آستانه انتخاباتی حساس حکایت دارد، دادههای اقتصادی ایران نیز نرخ تورم و کاهش ارزش پول ملی را به عنوان اخبار ناخوشایندی به نمایش میگذارند. در چنین بزنگاه تاریخی، پیروزی از آنِ کشوری است که عمیقتر به آسیبپذیریهای خود و رقیب بیندیشد. این گزارش با شناسایی شکافهای ساختاری دو بازیگر، به دنبال پاسخ به این پرسش کلان است: کدام کنشگر در بلندمدت، هزینههای تطبیقپذیری با شوکهای برونزا را بهتر مدیریت خواهد کرد؟ لذا در ابتدا پرسشهای راهبردی برای تبیین بهتر روند طرح خواهد شد. *پرسشهای راهبردی فراروی ایالات متحده آمریکا (معطوف به انسجام داخلی و هزینهها)* ۱. با وجود شکافهای متعدد و بحران مشروعیت در حزب جمهوریخواه، چگونه میتوان اجماع داخلی برای جنگ فرسایشی علیه ایران را حداقل تا افق ۲۰۲۷ حفظ کرد؟ ۲. با توجه به بدهیهای هنگفت و کسری بودجه ساختاری، دولت آمریکا چگونه هزینههای سرسامآور یک جنگ تمامعیار را به مردم و کنگره توضیح خواهد داد؟ ۳. آیا زیرساختهای پدافندی و زنجیره تأمین ائتلافی واشنگتن در برابر تاکتیکهای نامتقارن (موشکی و پهپادی) ایران، دچار از همگسیختگی نخواهد شد؟ ۴. آیا ایالات متحده اراده لازم برای مدیریت یک جنگ دوگانه (داخلی و خارجی) را بدون تهدید نهادهای دموکراتیک خواهد داشت؟ ۵. چگونه آمریکا میتواند امنیت زنجیره تأمین تسلیحاتی خود را در صورت بسته شدن تنگههای حیاتی (هرمز، بابالمندب) توسط ایران و متحدانش تضمین کند؟ *پرسشهای راهبردی فراروی جمهوری اسلامی ایران (معطوف به بقا وتاب آوری )* ۱. با توجه به کاهش شدید درآمدهای ارزی و تورم مزمن، چگونه میتوان نیازهای اساسی معیشتی جامعه را بدون ایجاد شوکهای جدید تورمی تأمین نمود؟ ۲. راهکار عملیاتی جایگزینی شرکای تجاری و بیاثر کردن تحریمهای نفتی و بانکی در کوتاهمدت (۶ ماهه) چیست؟ ۳. ایران برای مقابله با حملات سایبری علیه شبکههای برق، آب و ارتباطات، چه سطحی از پدافند غیرعامل را تاکنون عملیاتی ساخته و چه خلأهایی وجود دارد؟ ۴. چگونه میتوان جنگ شناختی دشمن را خنثی کرده و از هجرت سرمایههای انسانی و نخبگانی در بحبوحه ناامیدی اقتصادی جلوگیری کرد؟ ۵. اولویتبندی بین هزینههای نظامی (موشکی/پهپادی) و هزینههای معیشتی در تخصیص بودجه جنگ، چگونه باید تنظیم شود تا نظام سیاسی دچار فروپاشی مشروعیت نگردد؟ * سناریوهای محتمل در افق 2027 * تحلیل روندها نشان میدهد که جنگ آینده، نبردی «خطی» و مبتنی بر تصرف جغرافیا نیست، بلکه به میدانی برای سنجش «سرعت تطبیقپذیری» سیستمهای سیاسی تبدیل خواهد شد. در سناریوی محتمل، آمریکا به دلیل بحران مشروعیت داخلی، بهتدریج راهبرد «واگذاری هزینهها به متحدان منطقهای» (اسرائیل و کشورهای عربی) را در پیش خواهد گرفت و نقش مستقیم خود را به حمایت لجستیکی و اطلاعاتی تقلیل میدهد. در مقابل، معمای راهبردی ایران در این افق، گذار از «اقتصاد تحریمی» به «اقتصاد مقاومتی در زمان جنگ» است؛ گذاری که نیازمند انقلاب در زنجیره ارزش تولید و تکیه بر دانشبنیانهای داخلی میباشد. نکته کلیدی آنکه برنده نهایی، کشوری نیست که موشک بیشتری شلیک کند، بلکه کشوری است که بتواند «میزان تحملپذیری افکار عمومی خود» را در برابر شوکهای متوالی، بیش از رقیب نگه دارد. *ا رتقای تابآوری ایران (۷ راهکار عملیاتی* ) ۱. گذار از اقتصاد رانتی به «اقتصاد مقاومتی تهاجمی» بهاین معنا که باید صادرات دانشبنیان و محصولات غیرنفتی را با هدفگذاری دقیق بر بازارهای اوراسیا و چین، در اولویت مطلق قرار داد تا بتوان ظرف شش ماه، دستکم سی درصد از کسری ارزی ناشی از تحریم نفت را جبران کرد. ۲. مدیریت هوشمندانه توزیع کالاهای اساسی از طریق سهمیهبندی شفاف . این اقدام در کوتاهمدت (سه ماهه) میتواند جلوی قاچاق و فساد در زنجیره تأمین را گرفته و امنیت غذایی طبقات ضعیف را تضمین کند که خود ستون اصلی تابآوری اجتماعی به شمار میرود. ۳. فعالسازی دیپلماسی فعال و پویا در صحنه بینالملل بهجای تمرکز صرف بر شخص ترامپ باید با کشورهای دیگر و نیز جریانهای میانهروی دموکرات و سناتورهای منتقد لابیهای جنگطلب وارد مذاکره شد تا اجماع جهانی علیه تهران شکسته شود. این اقدام مستمر، نیازمند بهروزرسانی مداوم نقشه راه دیپلماتیک است. ۴. بازتعریف اولویتهای بودجهای با تأکید بر پدافند غیرعامل یعنی تأمین دارو، تجهیزات پزشکی
تنهایی، همیشه در نبودِ آدمها اتفاق نمیافتد؛ گاه، در اوجِ حضورِ کسیست که فاصلهاش از هر نبودنی دورتر است. تلخترینِ تنهایی، زیستن کنارِ انسانیست که بودنش، سکوت را در جانت تکثیر میکند و بودنت، آینهی تنهاییِ او میشود. چه اندوهیست وقتی دو روح، در یک قاب نفس میکشند، اما هر کدام در تبعیدی بیمرز به تماشای دیگری نشستهاند. شاید تنهایی، نامِ همان فاصلهایست که هیچ آغوشی پُرش نمیکند و هیچ واژهای از عهدهی گفتنش برنمیآید. تنهایی یعنی «من»... تنهایی یعنی «تو»... و گاهی، غمانگیزترین تعریفِ تنهایی، «ما»ییست که هرگز به حقیقت نرسید.
چرا وضع برق ما به اینجا رسیده است؟ ✍ حسین عبده دیروز عصر در همایشی با موضوع صنعت برق صحبت کردم. در امکانم نبود که کاری همهجانبه دربارهی اقتصاد برق، ساختار صنعت، سرمایهگذاری، قیمتگذاری، ناترازی و مسائل فنی آن انجام دهم. بنابراین تصمیم گرفتم بهجای پراکندهشدن در موضوعات متعدد، چند اسلاید تهیه کنم و فقط به پرسشی ساده پاسخ دهم: چرا وضع برق ما به اینجا رسیده است؟ تلاش کردم نشان دهم آنچه امروز در صنعت برق میبینیم، حاصل اتفاقی ناگهانی یا صرفا کمبود ظرفیت نیروگاهی نیست. سالها قیمتها را از واقعیتهای اقتصادی دور نگه داشتهایم، سرمایهگذاری لازم را به تعویق انداختهایم، بازده سرمایهگذاری در این صنعت را کاهش دادهایم، بدهیها را انباشته کردهایم و هر بار که اصلاحی ضروری بوده، به دلیل هزینههای اجتماعی و سیاسی آن، تصمیم را به آینده موکول کردهایم. حاصل این روند آن است که مسئلهای که زمانی میشد با هزینهای قابلکنترل اصلاح کرد، بهتدریج به ناترازی بزرگی تبدیل شده که اکنون خود را به شکل کمبود برق، محدودیت تولید و خاموشی نشان میدهد. پیام اصلی ارائه برای من، در واقع فراتر از صنعت برق بود. تجربهی برق بسیار شبیه تجربهی ارز و برخی دیگر از حوزههای اقتصاد ایران است: اصلاح اقتصادی را میتوان به تعویق انداخت، اما نمیتوان برای همیشه حذف کرد. اگر خودمان در زمان مناسب اصلاح نکنیم، سرانجام واقعیتهای اقتصادی آن اصلاح را به ما تحمیل میکنند. تفاوت مهم این است که در حالت اول، هنوز دربارهی زمان، سرعت، شیوه و نحوهی توزیع هزینههای اصلاح حق انتخاب داریم؛ اما وقتی بحران فرا میرسد، بخش بزرگی از این اختیار را از دست دادهایم. در بازار ارز، اصلاحی را که سالها از انجام آن پرهیز میکنیم، سرانجام جهش نرخ ارز با هزینهای بسیار بیشتر بر جامعه تحمیل میکند. در برق نیز اگر قیمت، سرمایهگذاری، ساختار بازار و نقش دولت را بهموقع اصلاح نکنیم، کمبود برق و خاموشی همان اصلاح را، این بار به شکلی خشنتر، انجام میدهند. در این حالت هزینه فقط در قبض برق ظاهر نمیشود؛ کارخانهای که تولیدش متوقف میشود، بنگاهی که سرمایهگذاری نمیکند، اشتغالی که ایجاد نمیشود و خانواری که با خاموشی مواجه میشود، همگی بخشی از هزینهی اصلاح بهتعویقافتاده را میپردازند. بنابراین شاید بتوان پیام این چند اسلاید را در یک جمله خلاصه کرد: اصلاحات را یا خودمان، در زمان مناسب و با برنامه انجام میدهیم، یا آنقدر به تاخیر میاندازیم تا سرانجام بحران، همان اصلاحات را بر سر جامعه آوار کند. متاسفانه در بسیاری از حوزههای اقتصاد ایران، از جمله ارز و برق، راه دوم را بارها تجربه کردهایم. اسلایدهایی را که با همین نگاه و در فرصت بسیار محدود تهیه کردم، شاید برای دوستان قابل استفاده باشد یا دستکم زمینهای برای بحث بیشتر دربارهی اقتصاد صنعت برق و در سطحی وسیعتر، هزینهی تعویق اصلاحات اقتصادی فراهم کند. .
🔹 طرح دولت برای بنزین؛جیرهبندی، مدل کرمان یا بنزین سرانه معاون رئیسجمهور از سه الگوی مختلف برای مدیریت مصرف بنزین خبر داد. طرحهای بررسیشده شامل جیرهبندی بدون تغییر قیمت، الگوی مشابه طرح کرمان و مدل بنزین سرانه است. در مدل نخست، دولت بهجای تغییر نرخ، میزان عرضه را محدود میکند. اما در الگوی دوم، مصرف مازاد از سهمیه با قیمت تمامشده عرضه خواهد شد. مدل سوم بر پایه بنزین سرانه استوار است که در آن حدود ۳۰ میلیون لیتر روزانه برای حملونقل عمومی کنار گذاشته میشود و ۹۰ میلیون لیتر باقیمانده میان افراد توزیع میشود. در حال حاضر روزانه حدود ۱۴ میلیون لیتر بنزین با واردات تامین میشود، در حالی که با افزایش مصرف، این کسری ممکن است به ۲۳ میلیون لیتر در روز برسد. .
⚠️ *خطرناکترین جاسوسها، در کنار ما تصمیم میگیرند!* ✍️ احمد یغما آیا میدانید منابع انسانی دشمن به چند دسته اعم از مخبر، همکار و مامور تقسیم میشود؟ تا به حال فکر کردهاید تفاوت یک «جاسوس» با یک «همکار اطلاعاتی» چیست؟ جاسوس معمولی، فقط خبر میبرد و گزارش میدهد؛ اما «همکار نفوذی»، در جایگاه قدرت مینشیند، در لباس دین یا سیاست یا بعنوان یک سردبیر روزنامه ظاهر میشود و با «دستکاری اراده ملی»، کشور را به دست دشمن میسپارد. 📜 *یک روایت تلخ از تاریخ (کتاب حقوقبگیران انگلیس در ایران):* تصور کنید شخصی در دربار است که تمام تلاشش برای نجات وطن است؛ کسی که انگلیس در گزارشات محرمانهاش او را «وطنپرستترین فرد ایرانی» مینامد. اما انگلیس برای حذف او، سراغ سرباز نمیرود، بلکه سراغ «منبر» میرود! سفیر انگلیس به امام جمعه تهران پول میدهد. امام جمعه این پول را میگیرد، بین نزدیکانش تقسیم میکند و در عوض، در منابر علیه آن وطنپرست شور میاندازد. مردم تحریک میشوند، شاه تحت فشار قرار میگیرد و در نهایت، آن شخصِ وطنپرست به دستور شاه کشته میشود... آنگاه چه اتفاقی میافتد؟ مردم به جشن و شادی میپردازند! این یعنی «مهندسی اجتماعی». دشمن با استفاده از مقدسترین ابزارهای جامعه، ما را مجبور کرد تا قهرمانان خودمان را بکشیم. ⚖️ *تقابل دو جریان: میرزای شیرازی در مقابل «همکاران نفوذی»* در جریان تحریم استعمال تنباکو، ما دو روی یک سکه را دیدیم: از یک سو، میرزای شیرازی بود که با فتوای «حرام بودن تنباکو»، تمام ملت را متحد کرد و ضربهای استراتژیک به استعمار زد. اما در سوی دیگر، «همکاران نفوذی» بودند؛ مجتهدانی که در دربار جای داشتند و با دریافت مزد از سفارت، بیانیههای «بظاهر مصلحتاندیشانه» مینوشتند تا خشم مردم را بگیرند و راه را برای امتیازات بیگانه باز کنند. 🔍 *تحلیل نهایی:* اینها جاسوس نبودند که خبر ببرند؛ اینها «همکار» بودند. کارشان جاسوسی نبود، بلکه «همکاری اجرایی» بود. آنها نه در سایه، بلکه در روشنترین جای جامعه (منبر، دربار، شورای وزیران) بودند. آنها یاد گرفتند که چگونه با لبخند، با فتوا و با ادعای «مصلحت ملی»، اراده یک ملت را متلاشی کنند. 📌 *نتیجه:* تاریخ به ما یاد میدهد که خطرناکترین ضربه، از طرف کسانی میآید که ادعا میکنند «به نفع کشور» یا «به دستور دین» عمل میکنند، در حالی که در واقع، حقوق ماهیانه خود را از سفارت دشمن میگیرند. بیدار باشیم؛ چون نفوذ، همیشه با چهره دشمن نمیآید، گاهی در لباس مقدسترینها یا وطنپرستترینها ظاهر میشود. ۲۱ مردادماه ۱۴۰۵ .
🔹برخی احکام مالیاتی قانون بودجه سال ۱۴۰۵ 🔺مالیات حقوق و دستمزد ■ معافیت سالانه : ۴,۸۰۰,۰۰۰,۰۰۰ ریال (ماهانه ۴۰۰,۰۰۰,۰۰۰ ریال) ■ نرخهای تصاعدی : ○ مازاد تا ۹,۶۰۰,۰۰۰,۰۰۰ ریال ← ۱۰٪ ○ تا ۱۲,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ ← ۱۵٪ ○ تا ۱۴,۴۰۰,۰۰۰,۰۰۰ ← ۲۰٪ ○ تا ۱۶,۸۰۰,۰۰۰,۰۰۰ ← ۲۵٪ ○ بیش از آن ← ۳۰٪ ■ نرخ ثابت ۱۰٪ برای اعضای هیئت علمی و قضات 🔺معافیتها و مشوقهای مالیاتی ■ حد نصاب نرخ صفر : ○ اشخاص حقوقی تا ۶,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ ریال ○ اشخاص حقیقی تا ۶۰۰,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ ریال ■ مشوق افزایش درآمد : به ازای هر ۱۰٪ افزایش (بیش از ۴۵٪ نسبت به سال قبل)، ۱ واحد درصد کسر مالیات (حداکثر ۵ واحد). شرط: تسویه بدهی سال قبل و ارائه اظهارنامه در مهلت 🔺مالیات مشاغل ■ سقف استفاده از تبصره ۱۰۰ (مقطوع) برای عملکرد ۱۴۰۴ : ۷۲۰,۰۰۰,۰۰۰,۰۰۰ ریال (۱۵۰ برابر معافیت ماده ۸۴) ■ معافیت سالانه مشاغل و مستغلات (مواد ۵۷ و ۱۰۱) : ۲,۸۰۰,۰۰۰,۰۰۰ ریال ■ درآمد اتفاقی (بند «ل» ماده ۱۳۹) : معاف تا ۹,۶۰۰,۰۰۰,۰۰۰ ریال و مازاد مشمول نرخهای عادی 🔺مالیات خانههای لوکس ■ زمین مسکونی با ارزش > ۵۰۰ میلیارد ریال و واحد مسکونی با ارزش > ۷۵۰ میلیارد ریال : مازاد مشمول ۲ در هزار ■ معاف : ○ واحدهای در حال ساخت ○ مالک تنها یک واحد برای حداقل ۱۰ سال ■ واحدهای غیرمجاز : جریمه ۲ برابر مالیات واحد مجاز 🔺مالیات خودروهای لوکس ■ خودروهای سواری و وانت دوکابین با ارزش > ۷۵ میلیارد ریال : مازاد مشمول ۱٪ سالانه (مبنای ارزش روز) 🔺مالیات بر ارزش افزوده ■ نرخ کل در سال ۱۴۰۵ : ۱۰٪ (افزایش ۱ واحد درصد نسبت به قبل) – سهم دولت برای حقوق بازنشستگان .
سلام بر همه ی دوستان،همراهان گرامی یه خانوم نیازمند و.... هست چشم هایش بشدت نیاز به عمل جراحی داره با کلی مکافات ورایزنی با رئیس بیمارستان و دکترمربوطه هزینه عمل رو از ۶۰ میلیون به ۱۰ میلیون کاهش دادیم واین ۱۰ میلیون هزینه اتاق عمل،بیهوشی و.....میباشد درصورت امکان همگی گلریزون کنیم این ۱۰ میلیون رو جمع کنیم تا بلکه این خانم محترم بتونه بخشی از بینائیشو بدست بیاره خواهش میکنم همگی کمک کنیم تا این بنده خدا بتونه دوباره به زندگی برگرده ممنونم از لطف وقلب پاک همه ی عزیزان شماره کارت جهت کمک به این بنده خدا 6037697575349326 بنام سجاد قائدرحمتی