tgindex
کافه داستان ☕

کافه داستان ☕

Статистика
@caffee_dastanперсидский

در این کافه ی مجازی شما عزیزان را به نوشیدن یک فنجان شعر و داستان داغ دعوت می کنیم. ✒☕ سر آخر ادبیات ما را نجات خواهد داد

Последний пост
3 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
33
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
14 авг.
Подписчики
135
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
126
33 постов
Вовлечённость
93,3%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 33
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
53
1/48двое суток
60
1/72трое суток
65

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • و پرسیدند از صبر، گفت «آن است که دست و پای او ببرند و از دار درآویزند.» ذکر حسین بن منصور حلاّج تذکرة‌الاولیا

  • هیچ‌کس جز تو نخواهد دید که چگونه در میان صخره‌های سرخ قلبم یک درخت عشق می‌روید و فراز شاخه‌های رنگدار این درخت عشق هیچ‌کس جز تو نخواهد دید که چگونه نور می‌ریزد هیچ‌کس جز تو نخواهد دید که چگونه در نگاه تشنه‌ام خورشید می‌روید هیچکس جز تو نخواهد دید. رضا براهنی

  • (کسی را اعتراضی هست؟) و در نعش‌کشی که به گورستان می‌رود مردگانِ رسمی هنوز تقلایی دارند و نبض‌ها و زبان‌ها را هنوز از تبِ خشم تقلایی {کوبش و آتشی} هست. ... دیری‌ است تا دَم بر نیاورده‌ام اما اکنون هنگامِ آن است که از جگر فریادی برآرم که سرانجام اینک شیطان که بر من دست می‌گشاید. ... صفِ پیادگانِ سرد آراسته است و پرچم با هیبتِ رنگین برافراشته. تشریفات در ذُروه‌ی کمال است و بی‌نقصی است راست در خورِ انسانی که برآنند تا همچون فتیله‌ی پُردودِ شمعی بی‌بها به مقراضش بچینند. ... (کسی را اعتراضی هست؟) ▨ احمد شاملو بخشی از شعر در جدال با خاموشی پی‌نوشت: سه‌نقطه یعنی شعر در آنجا برش خورده و پیوسته نیست.

  • « سوگندان خوردم که در خونِ کس، حق و ناحق، سخن نگویم» تاریخ بیهقی ذکر بر دار کردن حسنک

  • «تو از آیین انسانی چه می‌دانی؟ اگر جان را خدا داده است چرا باید تو بستانی؟» فریدون مشیری

  • ردّ ِ پای ساقه‌ی وحشی روی برف و شن نمی‌ماند لیک ردّ ِ پایت هست تو مگر با ساق ِ آهو بسته‌ای میثاق که در این شنزار ردّ ِ پایت هست اما قامت ِ زیبای با من آشنایت نیست؟ ▨ کاظم سادات اشکوری

  • نگاه کن چه فروتنانه بر خاک می‌گستَرَد آن که نهالِ نازکِ دستانش از عشق خداست و پیشِ عصیانش بالای جهنم پست است. آن کو به یکی «آری» می‌میرد نه به زخمِ صد خنجر، و مرگش در نمی‌رسد مگر آن که از تبِ وهن دق کند. قلعه‌یی عظیم که طلسمِ دروازه‌اش کلامِ کوچکِ دوستی‌ست. ▨  احمد شاملو - ۱۳۵۲ از دفتر شعر ابراهیم در آتش

  • 25 июл.5321из MostafaTajzadeh

    📝📝📝 کتاب خوندن: کم‌هزینه‌ترین راه تغییر مغز ✅تا حالا دقت کردی وقتی یه رمان خوب می‌خونی، بعد از چند صفحه، دیگه صدای اطرافت رو کمتر می‌شنوی؟ انگار مغزت از اتاق بیرون می‌ره و می‌ره یه جای دیگه؛ توی یه شهر دیگه، یه زمان دیگه، یا حتی توی ذهن یه آدم دیگه. ✅حالا یه سؤال: واقعاً موقع کتاب خوندن فقط داری اطلاعات می‌گیری؟ یا یه اتفاق عمیق‌تر داره توی مغزت می‌افته؟ ✅فالک هوتیگ، پژوهشگر مؤسسه‌ی ماکس پلانک، توی کتاب جدیدش The Perks of Being a Bookworm می‌گه ما سال‌ها اثر واقعی کتاب خوندن رو دست‌کم گرفتیم. کتاب فقط یه وسیله برای یاد گرفتن نیست؛ یکی از قوی‌ترین ابزارهاییه که می‌تونه مغز انسان رو تغییر بده. ✅توی جامعه امورز اگر از آدم‌ها بپرسی برای تقویت مغز چی کار می‌کنن، جواب‌های آشنایی می‌شنوی؛ خواب بهتر، ورزش، مدیتیشن، مکمل، قهوه، نوروفیدبک، یا حتی دستگاه‌هایی که با جریان الکتریکی ضعیف مغز رو تحریک می‌کنن. ✅اما هوتیگ می‌گه: یکی از مؤثرترین تقویت‌کننده‌های مغز، سال‌هاست جلوی چشممون بوده و کمتر کسی درباره‌ش حرف زده؛ کتاب خوندن. ✅پژوهش‌ها نشون می‌دن یاد گرفتنِ خواندن، شبکه‌هایی رو که مسئول حافظه، توجه، استدلال، پردازش زبان و حتی ادراک دیداری هستن، دوباره سازمان‌دهی می‌کنه. یعنی مغز، بعد از باسواد شدن، همون مغز قبلی نیست. ✅جذاب‌ترین بخش ماجرا، یه کشفیه که حتی برای عصب‌شناس‌ها هم غافلگیرکننده بوده. سال‌ها یه نظریه‌ی معروف وجود داشت؛ از اون‌جایی که خواندن توی تاریخ تکامل انسان پدیده‌ی تازه‌ایه، مغز شبکه‌ی اختصاصی براش نداره. پس مجبور می‌شه بخشی از مدارهایی رو که قبلاً کار دیگه‌ای انجام می‌دادن، تصاحب کنه. یکی از این مدارها، مسئول تشخیص چهره‌هاست. یعنی بعضی دانشمندها فکر می‌کردن هرچه در خواندن ماهرتر بشیم، شاید کمی از توانایی تشخیص چهره‌هامون کم بشه؛ چون مغز داره از یه فضای محدود برای دو کار مختلف استفاده می‌کنه. ✅اما وقتی هوتیگ و همکاراش در هند، عملکرد افراد باسواد و بی‌سواد رو با هم مقایسه کردن، نتیجه دقیقاً برعکس بود. افراد باسواد، چهره‌ها رو بهتر تشخیص می‌دادن. انگار مغز به جای اینکه یه اتاق رو از یکی بگیره و به یکی دیگه بده، به‌جاش کل خونه رو بازسازی می‌کرده. ✅یه باور اشتباه دیگه هم اینه که فکر می‌کنیم باسواد شدن یه خط پایانه. اما نویسنده می‌گه خواندن یه کلید روشن و خاموش نیست؛ یه طیفه. هر کتابی که می‌خونی، مغزت یه کم کارآمدتر می‌شه. بعضی فرایندها خودکارتر می‌شن، بعضی ارتباط‌های عصبی قوی‌تر و بعضی مهارت‌های فکری دقیق‌تر. برای همین، آدمی که سال‌ها با متن‌های جدی، رمان، مقاله یا کتاب‌های پیچیده سروکار داشته، فقط اطلاعات بیشتری نداره؛ دنیا رو هم جور دیگه‌ای می‌بینه. ✅البته همه‌ی خواندن‌ها شبیه هم نیستن، هوتیگ می‌گه مهم نیست فقط بخونی؛ مهمه اینه چی بخونی. اگر همیشه متن‌های کوتاه اینستاگرامی، ساده و سطحی بخونیم، مغز هم همون‌قدر تمرین می‌کنه. اما متن‌های عمیق، واژه‌های ناآشنا، جمله‌های پیچیده و استدلال‌های چندلایه، مغز رو وادار می‌کنن بیشتر کار کنه. ✅قطعاً از بین شما عزیزانی که مشغول مطالعه این متن هستید این سوال به ذهنتون خطور کرده که: پس تکلیف کتاب الکترونیکی و کتاب صوتی چی می‌شه؟ ✅پژوهش‌ها می‌گن معمولاً درک مطلب روی کاغذ کمی بهتر از صفحه‌ی نمایشگره، اما دلیلش احتمالاً خودِ کاغذ نیست. ما ناخودآگاه وقتی کتاب کاغذی دستمون می‌گیریم، جدی‌تر می‌خونیم. کمتر حواسمون پرت می‌شه و انرژی ذهنی بیشتری صرف فهمیدن متن می‌کنیم. یعنی شاید مشکل از نمایشگر نباشه؛ از عادتی باشه که با نمایشگر پیدا کردیم. کتاب صوتی هم بی‌فایده نیست. اتفاقاً می‌تونه دایره‌ی واژگان، ساختارهای زبانی و روایت‌های پیچیده رو وارد ذهنمون کنه. اما به گفته‌ی هوتیگ، همه‌ی مزایای عصبیِ خواندن، فقط وقتی فعال می‌شن که خودت کلمه‌ها رو از روی متن پردازش کنی. بنابراین گوش دادن و خواندن، شبیه هم هستن؛ ولی یکی نیستن. 📌 دفعه‌ی بعد که خواستی بین دیدن ده تا ویدئوی یک‌دقیقه‌ای و خوندن چند صفحه کتاب یکی رو انتخاب کنی، بد نباشه این سؤال رو از خودت بپرسی: من فقط دنبال وقت گذروندنم، یا دارم مغزم رو هم تمرین می‌دم؟ شاید جواب این سؤال، بیشتر از چیزی که فکر می‌کنیم، آینده‌ی ذهنمون رو شکل بده. ✅ گاهی همون کتابی که قبلاً خوندیم، اگر دوباره دستمون بگیریمش، چیزهای تازه‌ای بهمون نشون می‌ده. چون ما دفعه‌ی قبل همون آدم نبودیم. ذهن تغییر می‌کنه، تجربه‌هامون بیشتر می‌شن، و زاویه‌ی دیدمون عوض می‌شه. برای همین، یه کتاب می‌تونه هر بار که برمی‌گردیم سراغش، یه لایه‌ی جدید از خودش رو رو کنه. منبع 🆔 @booklove_blog

  • آه، از که سخن می گویم؟ ما بی چرا زندگانیم آنان به چرامرگِ خود آگاهانند #احمد_شاملو

  • آن قصر که جمشید در او جام گرفت آهو بچه کرد و روبَه آرام گرفت بهرام که گور می‌گرفتی همه عمر دیدی که چگونه گور بهرام گرفت؟! #خیام

  • 7 июл.96из ahangifybot

    ⬇️ دانلود موزیک در آهنگیفای

  • شتاب کردم که آفتاب بیاید نیامد دویدم از پیِ دیوانه‌ای که گیسوانِ بلوطش را به سِحرِ گرمِ مرمرِ لُمبرهایش می ریخت که آفتاب بیاید نیامد به روی کاغذ و دیوار و سنگ و خاک نوشتم که تا نوشته بخوانند که آفتاب بیاید نیامد چو گرگ زوزه کشیدم، چو پوزه در شکمِ روزگارِ خویش دویدم، شبانه روز دریدم، دریدم که آفتاب بیاید نیامد چه عهدِ شومِ غریبی! زمانه صاحبِ سگ؛ من سگش چو راندم از درِ خانه ز پشت بامِ وفاداری درون خانه پریدم که آفتاب بیاید نیامد کشیده‌ها به رُخانم زدم به خلوتِ پستو چو آمدم به خیابان دو گونه را چُنان گدازه‌ی پولاد سوی خلق گرفتم که آفتاب بیاید نیامد اگرچه هق هقم از خواب، خوابِ تلخ برآشفت خوابِ خسته و شیرین بچه‌های جهان را ولی گریستن نتوانستم نه پیشِ دوست نه در حضور غریبه نه کنجِ خلوتِ خود گریستن نتوانستم که آفتاب بیاید نیامد #رضا_براهنی

  • در اتاق من یک ابر هست نمی بارد می بارم #محمد_شهباز _پویا

  • «خوبم» را فقط به غریبه‌ها می‌گوییم آنانی را که دوست ‌می‌داریم در آغوش می‌گیریم و گریه می‌کنیم لاادری؛ فارسیِ سعید هلیچی

  • 19 июн.14951из monadchannel

    ‏«آدم تحمّل می‌کنه، تحمّل می‌کنه، تحمّل می‌کنه و بعد دیگه تحمّل نمی‌کنه.» - خداحافظی طولانی؛ ریموند چندلر. | آن؛ نشسته در بهمن.

  • 15 июн.1532из bejozsaadi

    روزی هزار بار بخوانم کتابِ صبر گوشم به توست، لاجرم از بر نمی‌شود .:خاقانی:.

  • 5 июн.1683из ahangifybot

    🔥 آهنگیفای: دانلود موزیک

  • 5 июн.1572из monadchannel

    چشم‌به‌هم‌زدنی، آخر هفته!

  • без подписи

  • در کوره‌ راه ِ گندم آن جفت شادبال ِ سبک‌ پا را می‌بینی؟ آن جفت ِ بال در بال که در گذار ِ خود گلبرگ‌های سرخ شقایق را مثل هزار گله‌ی پروانه از خواب ِ سرخ ِ رنگ بیدار می‌کنند؟ آن زائران مشهد ِ دیدار آن آهوان رعنا آن جفت پارسا را می‌بینی؟ اینجا ولی هنوز از انبوه وهم خویش چشم مرا به حیرت می‌کاوی و در کویر دور نگاهم طرحی به جز گریز نمی‌یابی ▨ #منوچهر_آتشی