tgindex
A cup of coffee,me and you

A cup of coffee,me and you

Статистика
@caffeeteameyouперсидский

یه کنج کوچولو*☕️ روباه پستچی📮:https://telegram.me/TeIeCommentBot?start=sc-427151-UdarFD

Последний пост
14 июн.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
21
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
2
0 за 3 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
122
21 постов
Вовлечённость
6100,0%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 21
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • Bu hesabım 10 bin lira. Satılıktır. İsteyen olursa söylesin, içindeki bilgilerle birlikte.

  • Aferin, akıllıca bir iş yaptın. Özrünüz kabul edildi, işlerinizi rahatça yapabilirsiniz. Ancak dikkat edin, tüm sohbetlerinizi tekrar okuyacağım, aptallar. Özellikle o çocuk, geceleri aptallar gibi yastığa sarılıyor. Telefonunun kamerasını kapatabilirsin, salak.

  • Üyelerimi sildiğiniz için hâlâ özrünüzü bekliyorum

  • Şaka yaptığımı mı sanıyorsun?

  • Şaka yaptığımı mı sanıyorsun?

  • без подписи

  • Özür dileyerek hatanızı telafi edebilirsiniz

  • Sandığınız kadar zeki değilsiniz

  • Kızım emin ol burada özgür olman için sana ben izin verdim ama şunu biliyor muydun her hareketin bir sonucu vardı

  • İyi haberler yolda

  • I need sOoooongs

  • без подписи

  • 4 июн.1391из merlionlin

    زندگی بعضی وقتا شبیه رد شدن از یه خیابون خیس توی آخر شبه؛ نه می‌دونی آخرش به کجا میرسی، نه چرا هنوز داری ادامه میدی. آدم کلی چیزو از دست میده، کلی آدم میرن، کلی حس توی آدم خاموش میشه، ولی بازم یه آهنگ، یه نور کم، یا حتی بوی بارون می‌تونه قلبتو آروم کنه. عجیبه که آدم بعد این‌همه خستگی، هنوزم دلش می‌خواد یه روز بهترو ببینه. شاید ارزش زندگی دقیقاً همین باشه؛ اینکه با وجود همه‌چی، هنوز یه تیکه از روحت آروم میگه: زندگی واقعا ارزشش رو داره.

  • 4 июн.13422из emboweru

    عاشق راه رفتنم. و اگه عاشق چیزی باشم به خودم آسیب میزنم. یا به دیگری. مهمه برام با چه‌کسی راه برم. اونقدر راه میرم که پاهام درد بگیره. و مجبور بشم چند روز بشینم خونه و نتونم راه برم. تو پیاده روی گوش میدم. به دیگری. به همه‌چیز. می‌بینم، می‌خونم، گاهی وقت‌ها گریه می‌کنم، زیاد می‌خندم. مثل دیروز. قصه میسازم. به خونه‌ها نگاه می‌کنم، به قصه‌هاشون. پنجره‌ها. درها. به گذشته برمی‌گردم. به آینده سفر می‌کنم. و همه‌ی این‌ها کنار کسی برام معنی پررنگ‌تری پیدا میکنه.

  • 4 июн.1361из panteasdump

    ما آدم‌ها توی یک نسخه‌ی مشخص از خودمون با هم آشنا می‌شیم و اگر خوش‌شانس باشیم، اون‌قدر کنار هم می‌مونیم که ببینیم هرکدوممون به آدمِ کاملاً متفاوتی تبدیل می‌شیم. فکر می‌کنم این یکی از ترسناک‌ترین و در عین حال زیباترین بخش‌های دوست داشتنِ آدم‌هاست. چون هیچ‌کس ثابت نمی‌مونه. آدم‌ها تغییر می‌کنن. غم تغییرشون می‌ده. خستگی تغییرشون می‌ده. دل‌شکستگی تغییرشون می‌ده. و تو آدم‌ها رو کم‌کم و آهسته یاد می‌گیری. یاد می‌گیری غم توی صدای اون آدم چه شکلیه. یاد می‌گیری با خشمش در واقع داره چی رو پنهان می‌کنه. یاد می‌گیری وقتی زندگی سخت می‌شه، چه چیزهای عجیب و کوچیکی آرومش می‌کنن. می‌فهمی شاید وقتی تحت فشار قرار می‌گیره، یهو شروع می‌کنه به مرتب کردن خونه‌ش. یا برای چند روز ناپدید می‌شه. یا جواب پیام‌ها رو نمی‌ده، چون نمی‌دونه چطور حالش رو توضیح بده. یاد می‌گیری کدوم خنده‌اش واقعیه و کدوم لبخند رو فقط برای این می‌زنه که به نظر برسه حالش خوبه. دوست داشتنِ کسی در چند فصلِ مختلفِ زندگی، چیز کمیابیه. اینکه زمستونِ اون آدم رو هم ببینی و بمونی. اینکه شاهدِ تبدیل شدنش به نسخه‌های جدید خودش باشی. اینکه بدونی قبل از التیام پیدا کردن چه کسی بوده، قبل از قوی شدن، قبل از رسیدن به زندگی‌ای که آرزوش رو داشته. اینکه آدمی رو وسطِ همه‌ی ناتمومی‌هاش دوست داشته باشی. فکر نمی‌کنم به اندازه‌ی کافی درباره‌ی این موضوع حرف بزنیم، اینکه چقدر خوش‌شانسیم وقتی کسی اجازه می‌ده کنارش بمونیم و شاهدِ تمام این تغییرها باشیم.

  • 4 июн.103из HadisPsychologist

    آره عزیزم، تو لایق بهترین حس‌ها و عشق‌ها هستی. اما بیا قبول کن اکثر آدم‌ها هرگز برای شناخت خودشون، التیام زخم‌های گذشته‌شون یا مدیریت احساسات‌شون هیچ تلاشی نکردن. و خب اگه اونا برای خودشون اینکار رو انجام ندادن، نمی‌تونن برای تو انجامش بدن. و نمی‌تونن اونطور که شایسته شماست باهاتون رفتار کنن.

  • 4 июн.991из HadisPsychologist

    نوشته: ‏به عنوان كسی كه تو بچگيش خودكار اكليلى داشته، اين زندگى واقعا در شأن بنده نيست.

  • 𝗚𝗼𝗱, 𝘆𝗼𝘂 𝗹𝗼𝗼𝗸 𝘀𝗼 𝗽𝗿𝗲𝘁𝘁𝘆 𝗪𝗵𝗲𝗻 𝘆𝗼𝘂 𝘁𝗲𝗹𝗹 𝗺𝗲 𝘁𝗵𝗮𝘁 𝘆𝗼𝘂 𝗹𝗼𝘃𝗲 𝗺𝗲..‌.

  • без подписи