tgindex
«اسماء هستم.»

«اسماء هستم.»

Статистика
@call_me_asmaaперсидский

-جایی برای حالِ دل‌ها و عمق‌ِ‌فکرهایِ من.

Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
16
Всего постов
24
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
136
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
53
24 постов
Вовлечённость
39,0%
к подписчикам
Постов в день
2,3
всего 24
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
42
1/48двое суток
48
1/72трое суток
51

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • سیاهیارو از دیوار خیابونا پایین بیاریم، با سیاهیای دیوار قلبمون چه کنیم رییس؟

  • دو خط برای تمام این دو ماه.

  • غم یکی دوتا نیست

  • 12 авг.47из naughtchest

    @naughtchest

  • 12 авг.511из piano2006

    видео или голосовое, без подписи

  • 11 авг.51из hamidrezaborgheii

    در مشت خاک ریشه شمشاد می دود @hamidrezaborgheii

  • چی می‌خونین این روزا؟

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • -مرا که از ندیدنِ تو خسته‌ام ببخش-

  • 8 авг.7324из yekravanshenaas

    آزمایش زندان استنفورد رو شنیدین؟ سال ۱۹۷۱ دکتر فیلیپ زیمباردو، روان‌شناس اجتماعی، در زیرزمین دانشگاه آزمایشی انجام داد که امروزه اخلاقی نیست و کسی دیگه تکرارش نمی‌کنه ولی در خیلی از موقعیت‌ها میشه سوال مهم زیمباردو رو پرسید: ««آیا رفتارهای خشونت‌آمیز و غیرانسانی، ناشی از “ذات” (Disposition) افراد است یا ناشی از “شرایط محیطی” (Situation)؟» زیمباردو ۲۴ تا دانشجوی مرد سفیدپوست از طبقه متوسط که از نظر روانی سالم بودن رو به دو گروه زندانی و زندان‌بان تقسیم کرد و در حالی که قرار بود آزمایش ۲ هفته ادامه داشته باشه بعد از ۶ روز به خاطر رفتارهای توهین آمیز زندان‌بان‌ها و فروپاشی روانی زندانی‌ها متوقف شد و از همون زمان انتقادات و اعتراضات زیادی نسبت به این آزمایش وجود داشته. زندان‌بان‌ها رفتارهای خشنی داشتن که در حالت عادی و بیرون از آزمایش، هیچکدوم رو نداشتن. اما چرا؟ چون: - فردیت‌زدایی از طریق یکنواختی: اونا زندانی‌ها رو به جای اسمشون، شماره گذاری می‌کردن. این اولین قدم در شی انگاریه، کاری که امروز هم رسانه با ما می‌کنه، این سپاهیه، این مزدوره، اون ارزشیه، اون یکی نظامیه و..... این Objectification باعث می‌شه آسیب زدن به این افراد راحت‌تر بشه. - خلاقیت در اعمال قدرت: انسان وقتی قدم در مسیر سادیسم می‌ذاره، خلاقیت‌های عجیبی از خودش نشون می‌ده، مثلا زندان‌بان‌ها زندانی‌ها رو توی انفرادی می‌انداختن، از هرچی دم دستشون بود برای آزار استفاده می‌کردن، محرومیت از خواب رو به کار می‌بردن، درصورتی که برنامه هیچوقت این نبود! - پاداش و تنبیه انتخابی: سعی کردن بین زندانی‌ها تفرقه بندازن که بازم تو برنامه نبود. سلول خوب و بد درست کردن، سعی کردن وحدت زندانی‌ها رو بهم بزنن. این تکنیک برای آزار روانی بسیار رایجه‌. نکته مهم اینه که چرا این افتضاح به بار اومد؟ به غیر از پتانسیل انسان‌ها برای قدم گذاشتن در راه شر، خیلی از روان‌شناس‌ها معتقدن زندان‌بان‌ها زندانی‌ها رو آزار می‌دادن چون هیچ وقت زیمباردو به شکل قاطعی جلوی اونا رو نگرفت و برای اینکه ببینه بالاخره کار به کجا می‌رسه گذاشت و شاید هم هیچوقت فکر نمی‌کرد به اینجا برسه. حالا ما با این آزمایش چه حرفی داریم؟ مسلمونیش اینه که آدمیزاد همینه برادران! اگه فرقه‌ای، گروهی، آدم‌هایی پیدا شدن که فکر کردن با جنایت کردن میشه به آزادی رسید، نمیشه! با دروغ و فساد و حمایت از جانی و آدم‌کشی می‌شه به خوبی‌ها رسید، نمی‌شه! آدمیزاد محتاج قید و بندهایی مثل دین و اخلاقیاته، حتی در مبارزه، وگرنه گندی می‌زنه که قابل جمع کردن نیست. #روان‌شناسی #روان‌شناسی_اجتماعی @yekravanshenaas

  • 8 авг.736из caffeRahimi

    منتظرِ #اذان_صبح اجرای عدالتم… به امیدِ پاک شدن زمین از لوثِ وجودِ تمام اراذل اپستین‌زادهٔ پهلوی‌موساد! آزاده و شریف باشید و اگه تا الآن در‌برابرِ این ‌وحوش سکوت کردید یا مشغولِ توجیه بودید؛ دیگه ساکت نباشید! تو دهنِ هرکسی که هشتگِ «نه به اعدام» می‌زنه بزنید… شریف باشید، یک‌بار زندگی می‌کنید و می‌میرید! #شهید‌حمید‌رضا‌رجب‌زاده

  • 8 авг.801из jasheriy

    پریشان‌روحِ زیبارو! قدم بردار سوی من بهشتم باش تا برزخ نباشد، خلق‌وخوی من به جز تو از خدایم تا ابد چیزی نمی‌خواهم تویی آنسوتر از آنسوتر از هر آرزوی من به سویت می‌دویم بی‌امان در کوچه‌ها اما هدر می‌رفت هردفعه، جنون جستجوی من دلیل زنده‌ماندن در لجنزاری چنین این بود: که چون آیینه باشد چشم‌هایت روبه‌روی من پس از تو سینه‌ام جز سنگ قبر آرزوها نیست پس از تو قله‌ای پوشیده از برف است، موی من به یاد روز و شب‌هایی که باهم، گریه می‌کردیم شباهنگام طغیان می‌کند رودِ گلوی من از اینجا رفته‌ای و بعد از این خاموش خواهم ماند که می‌میرد پس از تو شهرزاد قصه‌گوی من #زینب_محمدی_مقانک @jasheriy

  • 8 авг.6542из itisteal

    این همه راه، این همه وقت، این همه شعار، برای اینکه تازه به ریگی برسند. چه وضعیت مضحکی. انسان دلش کباب می‌شود برای گردش معصومانه لفظِ «انسانیت» و «عدالت» در این حلقوم‌ها. حنجره‌های ناپاک.

«اسماء هستم.» — tgindex