tgindex
نشریه تغییر اقلیم و تولید گیاهی

نشریه تغییر اقلیم و تولید گیاهی

Статистика

نشریه تغییر اقلیم و تولید گیاهی انتشار توسط دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان به صورت مشترک با انجمن علمی علوم زراعت و اصلاح نباتات ایران https://ccpp.asnrukh.ac.ir/

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
14
Всего постов
50
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Образование
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
184
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
10
40 постов
Вовлечённость
5,4%
к подписчикам
Постов в день
2,0
всего 50
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
7
1/48двое суток
8
1/72трое суток
8

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • از این منظر، شکاف معروف Knowledge–Action Gap را نیز می‌توان پیچیده‌تر دید. اگر تصور کنیم مشکل فقط کمبود اطلاعات است، راه‌حل طبیعی این خواهد بود که اطلاعات بیشتری در اختیار مردم قرار دهیم. اما اگر فرد اطلاعات کافی داشته باشد و همچنان رفتار خود را تغییر ندهد، باید پرسید این اطلاعات در جهان اجتماعی او چه معنایی پیدا کرده است. ممکن است فرد بگوید تغییر اقلیم واقعی است، اما تصور کند کاری از دست او ساخته نیست. ممکن است بگوید مسئولیت اصلی با دولت است. ممکن است تغییر رفتار را بسیار پرهزینه بداند. ممکن است مسائل اقتصادی فوری‌تری داشته باشد. یا ممکن است اساساً احساس کند میان رفتار شخصی او و مسئله‌ای به بزرگی تغییر اقلیم ارتباط معناداری وجود ندارد. بنابراین شاید بتوان این زنجیره را دقیق‌تر چنین تصور کرد: دانش، تفسیر، معنا، احساس مسئولیت و امکان عمل، و سپس عمل. در این میان، جامعه، رسانه، تجربه زیسته، روابط قدرت، هنجارهای اجتماعی و ساختارهای اقتصادی تعیین می‌کنند که یک دانش علمی چگونه تفسیر شود و چه معنایی پیدا کند. برای مثال، فردی ممکن است بداند که استفاده از خودروی شخصی به انتشار گازهای گلخانه‌ای کمک می‌کند، اما اگر در شهری زندگی کند که حمل‌ونقل عمومی مناسبی ندارد، دانش او الزاماً به تغییر رفتار منجر نمی‌شود. او ممکن است کاملاً آگاه باشد اما بگوید انتخاب دیگری ندارم. در اینجا مشکل صرفاً دانش فرد نیست؛ ساختار اجتماعی و مادی زندگی او نیز امکان عمل را محدود کرده است. بنابراین دانش علمی شرط مهمی برای تغییر رفتار است، اما شرط کافی نیست. انسان‌ها بر اساس اطلاعاتی که در اختیار دارند، در یک خلأ اجتماعی تصمیم نمی‌گیرند. آنها اطلاعات را در جهان زندگی خود تفسیر می‌کنند و بر اساس معنایی که به آن می‌دهند، مسئولیت، ضرورت و امکان اقدام را ارزیابی می‌کنند. از این منظر، شاید پرسش مناسب دیگر فقط این نباشد که «مردم درباره تغییر اقلیم چه می‌دانند؟» بلکه باید پرسید «مردم آنچه را درباره تغییر اقلیم می‌دانند، چگونه در زندگی اجتماعی خود معنا می‌کنند؟» و پس از آن پرسید «این معنا چگونه تعیین می‌کند که چه کسی مسئول است، چه چیزی ممکن است و چه اقدامی ارزش انجام دادن دارد؟» در نتیجه، شکاف میان دانش و عمل را می‌توان نه فقط به صورت Knowledge–Action Gap، بلکه به صورت زنجیره‌ای پیچیده‌تر فهم کرد: Knowledge → Interpretation → Meaning → Responsibility and Possibility → Action. این نگاه کمک می‌کند بفهمیم چرا افزایش اطلاعات علمی همیشه به تغییر رفتار منجر نمی‌شود. گاهی مسئله این نیست که مردم اطلاعات کافی ندارند؛ مسئله این است که همان اطلاعات در جهان اجتماعی آنها چه معنایی پیدا کرده است. و اگر بخواهیم رفتار اقلیمی را تغییر دهیم، شاید در کنار انتقال دانش علمی، لازم باشد بفهمیم مردم تغییر اقلیم را در زندگی خود چگونه تجربه، تفسیر و معنا می‌کنند.

  • اگر این بحث را از زاویه جامعه‌شناسی پدیدارشناختی دنبال کنیم، به یک پرسش مهم‌تر از «مردم چقدر درباره تغییر اقلیم می‌دانند؟» می‌رسیم. پرسش سنتی معمولاً این است که آیا مردم می‌دانند تغییر اقلیم چیست، علت آن چیست و چه پیامدهایی دارد. در این نگاه، گاهی به‌طور ضمنی فرض می‌شود که هرچه دانش افراد بیشتر شود، نگرش آنها تغییر خواهد کرد و در نهایت رفتارشان نیز تغییر می‌کند. یعنی رابطه‌ای ساده میان دانش، نگرش و عمل در نظر گرفته می‌شود. اما تجربه نشان می‌دهد این رابطه چندان مستقیم نیست. ممکن است فردی اطلاعات علمی زیادی درباره تغییر اقلیم داشته باشد، اما رفتار خود را تغییر ندهد. در مقابل، ممکن است فردی دانش تخصصی چندانی نداشته باشد، اما به دلیل تجربه مستقیم خشکسالی، گرمای شدید، کاهش آب یا تغییر زمان‌بندی فصل‌ها، رفتار خود را تغییر دهد. بنابراین به نظر می‌رسد چیزی میان دانش و عمل وجود دارد که معمولاً کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد: معنا. از اینجا می‌توان زنجیره Knowledge → Meaning → Action را مطرح کرد. انسان اطلاعات را مانند یک دستگاه ضبط دریافت و ذخیره نمی‌کند. اطلاعات وارد جهان ذهنی و اجتماعی او می‌شود و بر اساس تجربه‌های قبلی، دانش روزمره، روابط اجتماعی، رسانه، فرهنگ، منافع، ارزش‌ها و شرایط زندگی تفسیر می‌شود. در نتیجه، یک دانش علمی واحد می‌تواند برای افراد مختلف معناهای متفاوتی پیدا کند. برای مثال، اگر به دو نفر گفته شود که تغییر اقلیم احتمال رخدادهای گرمایی شدید را افزایش می‌دهد، ممکن است هر دو این گزاره علمی را کاملاً قبول داشته باشند، اما معنایی که از آن استخراج می‌کنند متفاوت باشد. کسی که در کشاورزی فعالیت می‌کند ممکن است به کاهش محصول و افزایش نیاز آبی فکر کند. یک شهروند شهری ممکن است افزایش مصرف برق و هزینه زندگی را ببیند. یک سیاست‌گذار ممکن است به فشار بر شبکه انرژی و ضرورت سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها فکر کند. یک فعال محیط‌زیست ممکن است آن را تهدیدی برای اکوسیستم‌ها و تنوع زیستی بداند. دانش علمی یکی است، اما این دانش در جهان زندگی افراد به شکل‌های متفاوتی معنا پیدا می‌کند. در اینجا باید میان واقعیت فیزیکی اقلیم و واقعیت اجتماعی آن تفاوت گذاشت. وقتی می‌گوییم جامعه واقعیت اقلیمی را می‌سازد، به این معنا نیست که مردم واقعیت فیزیکی را به وجود می‌آورند. افزایش غلظت دی‌اکسیدکربن، افزایش دما، تغییر الگوهای بارش یا ذوب یخچال‌ها مستقل از برداشت ما واقعیت‌های فیزیکی هستند. آنچه جامعه می‌سازد، معنای اجتماعی این واقعیت‌هاست؛ یعنی اینکه این پدیده‌ها چگونه فهمیده شوند، چه اهمیتی پیدا کنند، چه کسی مسئول آنها دانسته شود، چه کسانی قربانی یا منتفع تلقی شوند و چه نوع واکنشی در برابر آنها ضروری یا ممکن به نظر برسد. برای مثال، تغییر اقلیم می‌تواند در یک جامعه به عنوان مسئله‌ای زیست‌محیطی فهمیده شود، در جامعه‌ای دیگر به عنوان مسئله‌ای اقتصادی، در جای دیگری به عنوان مسئله امنیت انرژی و در جایی دیگر به عنوان مسئله عدالت اجتماعی. هیچ‌کدام لزوماً با علم اقلیم در تضاد نیستند؛ بلکه هرکدام بخشی از یک واقعیت علمی را درون جهان اجتماعی و تجربه زندگی خود معنا می‌کنند. رسانه‌ها نیز در این فرآیند نقش مهمی دارند، زیرا رسانه فقط اطلاعات را منتقل نمی‌کند، بلکه معمولاً به اطلاعات چارچوب و معنا می‌دهد. وقتی یک رسانه تغییر اقلیم را عمدتاً به عنوان تهدیدی برای محیط‌زیست معرفی می‌کند، مخاطب ممکن است آن را از زاویه حفاظت از طبیعت بفهمد. اگر رسانه دیگری آن را عمدتاً مسئله‌ای مربوط به قیمت انرژی، مالیات یا سیاست دولت معرفی کند، مخاطب ممکن است همان پدیده را از زاویه اقتصادی و سیاسی ببیند. بنابراین حتی اگر همه درباره یک پدیده فیزیکی واحد صحبت کنند، ممکن است با معناهای اجتماعی متفاوتی از آن مواجه شوند. تجربه زیسته نیز اهمیت بسیار زیادی دارد. برای فردی که هیچ‌گاه با کمبود آب مواجه نشده است، خشکسالی ممکن است صرفاً یک خبر تلویزیونی باشد؛ اما برای کشاورزی که چاه او خشک شده و محصولش از بین رفته است، خشکسالی بخشی از زندگی روزمره و مسئله‌ای وجودی است. در حالت اول، دانش درباره خشکسالی ممکن است انتزاعی باقی بماند؛ در حالت دوم، همان دانش با تجربه شخصی پیوند می‌خورد و معنای بسیار متفاوتی پیدا می‌کند. قدرت و منافع اجتماعی نیز در این میان وارد می‌شوند. فرض کنید دو نفر هر دو قبول دارند که انتشار دی‌اکسیدکربن عامل مهمی در تغییر اقلیم است. یکی معتقد است مسئولیت اصلی کاهش انتشار بر عهده افراد و مصرف‌کنندگان است و دیگری معتقد است شرکت‌های بزرگ، صنایع انرژی و دولت‌ها مسئولیت بیشتری دارند. اختلاف آنها الزاماً ناشی از اختلاف علمی نیست؛ بلکه به برداشت متفاوت آنها از مسئولیت، قدرت و رابطه میان فرد و ساختار اجتماعی مربوط می‌شود.

  • حتی «قبول داشتن» و «عمل کردن» هم یکی نیست این نکته شاید از همه جالب‌تر باشد. ممکن است فردی کاملاً قبول داشته باشد که تغییر اقلیم واقعی است، اما رفتار متفاوتی داشته باشد. چرا؟ چون رفتار فقط تابع «باور علمی» نیست. فرد ممکن است بگوید: «بله، تغییر اقلیم واقعی است.» اما همزمان فکر کند: «من به‌تنهایی نمی‌توانم کاری انجام دهم.» یا: «دولت باید اول کاری انجام دهد.» یا: «مشکل اصلی چیز دیگری است.» یا: «من مسائل فوری‌تری مثل درآمد و هزینه زندگی دارم.» بنابراین بین دانش → نگرش → معنا → اولویت → رفتار یک زنجیره وجود دارد. و این زنجیره همیشه خطی نیست. به همین دلیل، اگر هدف ما فهم واکنش مردم به تغییر اقلیم باشد، پرسش صرفاً این نیست که: «آیا مردم تغییر اقلیم را قبول دارند؟» بلکه پرسش‌های عمیق‌تری مطرح می‌شود: «تغییر اقلیم برای آنها چه معنایی دارد؟» «آن را به چه تجربه‌ای در زندگی خودشان مرتبط می‌کنند؟» «چه کسی را مسئول آن می‌دانند؟» «چه چیزی را در نتیجه آن از دست‌رفتنی می‌بینند؟» «چه نوع اقدامی را ممکن یا غیرممکن تصور می‌کنند؟» و شاید مهم‌تر از همه: «تغییر اقلیم در جهان زندگی آنها کجا قرار گرفته است؟» این دقیقاً جایی است که بحث از یک بحث صرفاً اقلیمی عبور می‌کند و وارد جامعه‌شناسی دانش، جامعه‌شناسی ادراک و جامعه‌شناسی تغییر اقلیم می‌شود.

  • کتاب انکار آینده بنوشته تاد دی‌لی در فهم این مساله تلاش میکند

  • 14 авг.4из mohsen_hamidianpour

    وقتی دانستن کافی نیست؛ تغییر اقلیم چگونه به واقعیت اجتماعی تبدیل می‌شود؟ ✍ مهتا بذرافکن یک مقاله تازه در Financial Times درباره اینکه چگونه می‌توان گرمایش جهانی را متوقف کرد، نکته جالبی را مطرح می‌کند: مسئله امروز فقط کمبود دانش درباره تغییر اقلیم نیست؛ بلکه نحوه شکل‌گیری افکار عمومی درباره سیاست‌های اقلیمی، از جمله Net Zero،(انتشار گازهای گلخانه‌ای − حذف/جذب گازهای گلخانه‌ای = صفر خالص ) اهمیت زیادی دارد. پژوهشی که در این گزارش به آن اشاره شده، بیش از ۷۳ هزار مقاله رسانه‌ای بریتانیا را بررسی کرده است. در سال ۲۰۱۸، ۹۰ درصد مطالبی که از «Net Zero» صحبت می‌کردند، هم‌زمان به «Climate Change» یا «Global Warming» هم اشاره داشتند. این رقم تا ۲۰۲۴ به ۴۲ درصد کاهش یافته است. چرا این تغییر مهم است؟ چون ممکن است «Net Zero» به تدریج از معنای اولیه خود، یعنی پاسخ به تغییر اقلیم، جدا شود و در ذهن عمومی بیشتر با قیمت انرژی، هزینه اقتصادی، محدودیت‌های دولتی یا منافع صنعتی پیوند بخورد. اینجا به نظرم باید از یک سؤال مهم عبور کنیم: آیا مسئله اقلیم واقعاً فقط شکاف میان دانش و عمل است؟ در مقاله‌ای که اخیراً نوشته‌ام و اکنون در نوبت انتشار در Journal of Climate Change & Sustainable Development Research است، همین مسئله را از زاویه دیگری بررسی کرده‌ام: شکاف دانش–عمل را نمی‌توان بدون توجه به چگونگی ساخته‌شدن واقعیت اجتماعی تغییر اقلیم فهمید. با الهام از جامعه‌شناسی پدیدارشناختی Alfred Schutz و نظریه ساخت اجتماعی واقعیت  Berger & Luckmann، می‌توان گفت انسان‌ها صرفاً «اطلاعات» دریافت نمی‌کنند؛ آنها جهان را از خلال تجربه، دانش پیشین، تعاملات اجتماعی و چارچوب‌های معنایی موجود تفسیر می‌کنند. بنابراین ممکن است دو نفر هر دو بدانند که تغییر اقلیم واقعی است، اما یکی آن را با خشکسالی و از دست رفتن معیشت بفهمد و دیگری با افزایش قیمت انرژی و مداخله دولت. دانش علمی یکی است؛ اما معنای اجتماعی آن می‌تواند متفاوت باشد. پس شاید بهتر باشد به جای اینکه فقط بپرسیم: «مردم چقدر درباره تغییر اقلیم می‌دانند؟» بپرسیم: «مردم با این دانسته‌ها چه واقعیتی درباره تغییر اقلیم می‌سازند؟» شاید شکاف معروف Knowledge–Action Gap در واقع یک شکاف سه‌مرحله‌ای باشد: Knowledge → Meaning → Action و درست در میانه این زنجیره، جایی است که جامعه، رسانه، تجربه زیسته، قدرت و تعاملات اجتماعی، «واقعیت اقلیمی» را می‌سازند. شاید برای تغییر رفتار اقلیمی، همیشه به اطلاعات بیشتر نیاز نداشته باشیم؛ گاهی باید ببینیم همین اطلاعات، در جهان اجتماعی مردم چه معنایی پیدا کرده است. منبع: 🔷 @WaterForUs‌ 👀 Follow us on social media: Telegram: https://t.me/mohsen_hamidianpour Instagram: @mohsen_hamidianpour

  • видео или голосовое, без подписи

  • Channel photo updated

  • 13 авг.9из Geographers_Iranian

    🔴 اروپا بار دیگر در معرض گرمای شدید قرار میگیرد. غول گرمایی و خشکسالی اروپا را به چالش کشیده است. 🔸بار دیگر یک موج شدیدا گرم سرتاسر قاره اروپا را در بر خواهد گرفت. تعداد دفعات رخداد امواج شدیدا گرم طی تابستان امسال در اروپا به حالتی بیسابقه رسیده است. در غرب اروپا دما مجددا 10 تا 15 درجه از حالت طبیعی بالا خواهد رفت. مجددا دما در کشور های فرانسه، اسپانیا، جنوب انگلیس، آلمان و هلند به 38° تا 42° درجه سانتیگرا طی یک هفته آینده میرسد 🔸 قاره سبز نمناک و معتدل اروپا اکنون به یک قاره گرم و خشک تبدیل شده است. تغییرات اقلیمی و آشفتگی جوی قاره اروپا را بشدت سیبل هدف خود قرار داده است. شرایط آب و هوایی این قاره بیش از هر زمان در مقابل تهدید خشکسالی و گرمای شدید قرار گرفته است./ کانال آب و هوای آلامتو 🔰به مابپیوندید🔰 🌍کانال جغرافیدانان ایران🌍 👇👇👇 🆔 @Geographers_Iranian 🆔 @Geographers_Iranian

  • ✅ بروزرسانی پیش‌بینی فصلی چندمدلی کوپرنیکوس (C3S) سرویس پیش‌بینی فصلی کوپرنیکوس که حاصل ترکیب خروجی ۹ مرکز معتبر پیش‌بینی اقلیمی جهان است، در آخرین بروزرسانی خود، بارش‌های پاییزی کشور را بیش از نرمال پیش‌بینی کرده است. 🔰به مابپیوندید🔰 🌍کانال جغرافیدانان ایران🌍 👇👇👇 🆔 @Geographers_Iranian 🆔 @Geographers_Iranian

  • 🔴 دولت انگلیس اعلام کرد که سه‌ چهارم خاک انگلستان اکنون درگیر خشکسالی است، بحرانی که پس از ماه‌ها بارش بسیار کم و افزایش دما، فشار بر کشاورزی، منابع آب آشامیدنی و حیات‌وحش را افزایش داده است. ۷۱.۳ درصد انگلستان اکنون با نوعی «خشکسالی ناگهانی» مواجه است، خشکسالی‌ای که در اثر ترکیب بارش بسیار پایین و دمای بالاتر از معمول شکل گرفته است. این رقم در اوایل مردادماه (اواخر ژوئیه) حدود نیمی از کشور را در برگرفته بود و طی چند هفته به شکل محسوسی افزایش یافته است. بر اساس آخرین ارزیابی‌ها، حدود ۴۵ میلیون نفر در مناطق اعلام‌ شده به‌عنوان ناحیه خشکسالی زندگی می‌کنند و حدود ۲۷ میلیون نفر نیز با محدودیت‌هایی در مصرف آب مواجه‌اند. شدت بحران با وضعیت بی‌سابقه بارش در ماه گذشته ارتباط مستقیم دارد. انگلستان و ولز خشک‌ترین تیر و مرداد در ۱۹۰ سال گذشته را ثبت کرده‌اند. دولت فرانسه هم روز گذشته اعلام کرد ۷۰ درصد این کشور با «محدودیت آبی» مواجه شده است. سیر صعودی گرمایش زمین همزمان با بروز پدیده ال‌نینو بخش‌های گسترده‌ای از اروپا را درگیر تابستان داغ کرده است. 🆔 @Geographers_Iranian

  • 🔴 ژوئیه ۲۰۲۶، به همراه ژوئیه ۲۰۲۴، دومین ژوئیه گرم جهان ثبت شد دمای جهانی برای ژوئیه ۲۰۲۶، ۱۶.۹۰ درجه سانتیگراد بود که ۰.۶۷ درجه سانتیگراد بالاتر از میانگین ژوئیه ۱۹۹۱-۲۰۲۰ و ۱.۴۷ درجه سانتیگراد بالاتر از میانگین تخمینی پیشاصنعتی ۱۸۵۰-۱۹۰۰ برای این ماه است. ژوئیه ۲۰۲۶ تنها اندکی خنک‌تر از ژوئیه ۲۰۲۴، به میزان ۰.۰۱ درجه سانتیگراد، بود. با توجه به این اختلاف اندک، این دو ماه ، پس از رکورد ژوئیه ۲۰۲۳ (۱۶.۹۵ درجه سانتیگراد)، به عنوان دومین ژوئیه گرم ثبت شده در نظر گرفته می‌شوند. 🔰به مابپیوندید🔰 🌍کانال جغرافیدانان ایران🌍 👇👇👇 🆔 @Geographers_Iranian 🆔 @Geographers_Iranian

  • 🔺گرمای جهانی؛ از نوسان طبیعی تا تغییر اقلیم #اطلاع_رسانی_کنید 📣کانال اخبار موثق و فوری جنگ را به دوستانتان معرفی کنید👇 https://t.me/khozkhabar https://t.me/khozkhabar

  • 🔴 هشدار تاثیر ال‌نینو در کشور و سیل‌های گسترده در غرب و جنوب غرب رئیس مرکز ملی اقلیم و مدیریت بحران خشکسالی سازمان هواشناسی: نگرانی‌های درباره تاثیر شدید پدیده ال‌نینو در کشور وجود دارد. در دوره آماری ۶۰ سال اخیر چنین روند تغییر دمایی را نداشته‌ایم. بارندگی‌های ناشی از تاثیرگذاری ال‌نینو به خصوص در نیمه دوم پاییز فراتر از نرمال خواهد بود. احتمال وقوع سیل‌های گسترده در غرب و جنوب غرب به خصوص استان‌های کرمانشاه، ایلام و خوزستان وجود دارد. 🔰به مابپیوندید🔰 🌍کانال جغرافیدانان ایران🌍 👇👇👇 🆔 @Geographers_Iranian 🆔 @Geographers_Iranian

  • انجمن علمی جغرافیای دانشگاه رازی برگزار میکند: موضوع سخنرانی: "النینو بسیار نیرومند امسال و پیامدهای آب وهوایی آن، بویژه برای پاییز پیش رو" سخنران: دکتر محمد احمدی رئیس گروه توسعه هواشناسی کاربردی هواشناسی استان کرمانشاه دبیر نشست: فاطمه صحرائی دانشجوی کارشناسی رشته جغرافیا همراه با صدر گواهی معتبر شرکت برای عموم آزاد است زمان : سه شنبه 20 مرداد ماه ساعت 21 :نشست به صورت مجازی و در بستر اسکای روم برگزار میشود لینک نشست: http://skyroom.online/ch/razi.ac.ir/room1 راه ارتباطی ما جهت ثبت نام برای گواهی: @faa20sa انجمن علمی جغرافیا؛دانشگاه رازی https://t.me/Society_geography_razi1402 👀 Follow us on social media: Telegram: https://t.me/mohsen_hamidianpour Instagram: @mohsen_hamidianpour

  • 🔴 ماه جولای در ایران گرم‌تر از نرمال سپری شد بر اساس داده‌های سرویس تغییرات اقلیمی کوپرنیکوس، دمای هوا در کشور طی ماه ژولای (۱۰ تیر تا ۱۰ مرداد) بالاتر از میانگین نرمال بوده است. بررسی الگوی ناهنجاری دما نشان می‌دهد نیمه شرقی کشور، شمال‌غرب، زاگرس مرکزی تا زاگرس جنوبی با ناهنجاری بیشتر دمایی مواجه بوده‌اند. 🔰به مابپیوندید🔰 🌍کانال جغرافیدانان ایران🌍 👇👇👇 🆔 @Geographers_Iranian 🆔 @Geographers_Iranian

  • تغییر اقلیم؛ جایی که جغرافیای طبیعی و انسانی به هم می‌رسند. ✍#محسن_حمیدیان_پور، عضو هیات علمی دانشگاه سیستان و بلوچستان یکی از نکات قابل تأمل در بحث تاد دی‌لی درباره تغییر اقلیم، آشکار شدن پیوند عمیق میان جغرافیای طبیعی و جغرافیای انسانی است. گاهی این دو حوزه در آموزش یا در ذهن ما چنان از یکدیگر جدا می‌شوند که گویی یکی فقط با پدیده‌های طبیعی مانند دما، بارش، اقلیم، آب و خاک سروکار دارد و دیگری صرفاً به جمعیت، اقتصاد، سیاست و جوامع انسانی می‌پردازد. اما تغییر اقلیم به‌خوبی نشان می‌دهد که چنین جدایی‌ای تا چه اندازه می‌تواند گمراه‌کننده باشد. از یک سو، برای فهم تغییر اقلیم باید فرایندهای طبیعی سیستم زمین را بشناسیم؛ از گردش جو و اقیانوس‌ها گرفته تا چرخه کربن، بازخوردهای اقلیمی، تغییرات دما و بارش و حساسیت اقلیم به افزایش گازهای گلخانه‌ای. این همان بخشی است که معمولاً در قلمرو جغرافیای طبیعی قرار می‌گیرد. اما از سوی دیگر، نمی‌توان فهمید چرا انتشار گازهای گلخانه‌ای تا این اندازه افزایش یافته است، بدون آنکه به جغرافیای انسانی توجه کنیم. انرژی در کجا تولید می‌شود؟ سوخت‌های فسیلی در کجا استخراج می‌شوند؟ صنایع در چه مناطقی مستقرند؟ چه کشورهایی بیشترین انتشار را دارند؟ الگوهای مصرف چگونه شکل گرفته‌اند؟ سرمایه و فناوری در اختیار چه کسانی است؟ و سیاست‌های دولت‌ها چگونه مسیر تولید و مصرف انرژی را تعیین می‌کنند؟ حتی بحثی که دی‌لی درباره تفاوت نگاه‌های لیبرال و سوسیالیست مطرح می‌کند، نشان می‌دهد که تغییر اقلیم صرفاً یک مسئله طبیعی نیست. ممکن است دو نفر هر دو شواهد علمی گرمایش زمین را بپذیرند، اما درباره راه‌حل آن اختلاف جدی داشته باشند. یک دیدگاه ممکن است بیشتر بر سازوکار بازار، فناوری، قیمت‌گذاری کربن و اصلاح تدریجی اقتصاد تأکید کند؛ در حالی که دیدگاهی دیگر ممکن است ریشه مشکل را در ساختار تولید، مالکیت، مصرف و سرمایه‌داری ببیند و خواهان تغییرات ساختاری عمیق‌تری باشد. بنابراین، اقلیم یک پدیده طبیعی است، اما تغییر اقلیم معاصر تنها با جغرافیای طبیعی قابل توضیح نیست. آنچه امروز اقلیم را با سرعتی متفاوت از بسیاری از تغییرات طبیعی گذشته تحت تأثیر قرار داده، فعالیت انسانی است؛ و برای فهم فعالیت انسانی نیز باید اقتصاد، سیاست، جمعیت، فناوری، فرهنگ، مصرف و روابط قدرت را بشناسیم. اینجاست که به نظر می‌رسد یکی از مهم‌ترین درس‌های این بحث برای یک جغرافی‌دان آشکار می‌شود: جغرافی‌دان نباید انسان و طبیعت را دو جهان جدا از هم ببیند. جغرافیا دقیقاً در نقطه اتصال این دو معنا پیدا می‌کند؛ جایی که فرایندهای طبیعی بر جوامع انسانی اثر می‌گذارند و جوامع انسانی نیز متقابلاً محیط و سیستم زمین را تغییر می‌دهند. تغییر اقلیم نمونه بسیار روشنی از همین نگاه است. فیزیک اقلیم به ما می‌گوید چه اتفاقی در سیستم زمین رخ می‌دهد؛ جغرافیای انسانی می‌پرسد چرا و کجا این تغییر ایجاد می‌شود و چه کسانی از آن تأثیر می‌پذیرند؛ و تحلیل سیاسی و اقتصادی نشان می‌دهد چرا جامعه در برابر آن به یک شکل خاص واکنش نشان می‌دهد. از این منظر، بحث تاد دی‌لی درباره ساختارهای سیاسی و اقتصادی در کنار تغییر اقلیم، یک درس مهم روش‌شناختی نیز دارد: برای فهم مسائل بزرگ محیط‌زیستی، نمی‌توان مرزهای مصنوعی میان جغرافیای طبیعی و انسانی را مطلق در نظر گرفت. تغییر اقلیم دقیقاً همان مسئله‌ای است که نشان می‌دهد طبیعت، انسان، اقتصاد و سیاست در یک سیستم به هم پیوسته قرار دارند. 👀 Follow us on social media: Telegram: https://t.me/mohsen_hamidianpour Instagram: @mohsen_hamidianpour

  • با هم بخوانیم: اگر تمام منابع سوخت فسیلی سوزانده شوند، چه میزان گرمایش در پی خواهد داشت؟ ✍#محسن_حمیدیان_پور، عضو هیات علمی دانشگاه سیستان و بلوچستان تاد دی‌لی در کتاب Future of Denial: The Ideologies of Climate Change میان دو مفهوم ذخایر (reserves) و منابع (resources) سوخت‌های فسیلی تمایز می‌گذارد. این تمایز در استدلال او اهمیت زیادی دارد، زیرا تمام کربن موجود در منابع فسیلی لزوماً در شرایط کنونی قابل استخراج و اقتصادی نیست. در اصطلاح مورد استفاده دی‌لی، reserves به بخشی از منابع گفته می‌شود که با فناوری، شرایط اقتصادی و قیمت‌های موجود، استخراج آن‌ها امکان‌پذیر و اقتصادی است. او برآورد می‌کند که اگر تمام ذخایر باقی‌مانده قابل استخراج سوزانده شوند، حدود ۳۳۲۸ گیگاتن CO₂ آزاد خواهد شد. حالا همان‌گونه که نویسنده در ادامه پیشنهاد می‌کند، می‌توانیم خودمان اثر این مقدار را با استفاده از رابطه IPCC محاسبه کنیم. بر اساس بهترین برآورد IPCC، هر ۱۰۰۰ گیگاتن CO₂ تجمعی با حدود ۰٫۴۵ درجه سانتی‌گراد افزایش دمای سطح متوسط جهانی همراه است: ۳۳۲۸ ÷ ۱۰۰۰ × ۰٫۴۵ ≈ ۱٫۵ درجه سانتی‌گراد بنابراین، اگر تمام ذخایر باقی‌مانده قابل استخراج (reserves) سوزانده شوند، این انتشارها به‌تنهایی می‌توانند با حدود ۱٫۵ درجه سانتی‌گراد گرمایش اضافی همراه باشند. اما resources یا منابع، مفهوم گسترده‌تری دارد. منابع شناخته‌شده سوخت فسیلی بسیار بیشتر از ذخایری هستند که در شرایط فعلی استخراج آن‌ها اقتصادی یا عملی است. دی‌لی برای کل منابع شناخته‌شده، رقمی حدود ۴۵٬۷۴۰ گیگاتن CO₂ را مطرح می‌کند؛ یعنی اگر فرض کنیم تمام این منابع نیز استخراج و سوزانده شوند، مقدار بالقوه انتشار بسیار فراتر از ذخایر فعلی خواهد بود. با همان رابطه IPCC، می‌توانیم محاسبه کنیم: ۴۵٬۷۴۰ ÷ ۱۰۰۰ × ۰٫۴۵ ≈ ۲۰٫۶ درجه سانتی‌گراد این عدد در نگاه نخست بسیار تکان‌دهنده است؛ اما باید در تفسیر آن دقت کرد. ۲۰٫۶ درجه سانتی‌گراد پیش‌بینی افزایش دمای نهایی زمین در صورت سوزاندن تمام این منابع نیست. این عدد صرفاً حاصل اعمال یک رابطه خطی میان انتشار تجمعی CO₂ و گرمایش بر کل مقدار بالقوه انتشار است. گرمایش واقعی به زمان‌بندی انتشار، جذب CO₂ توسط اقیانوس‌ها و زیست‌کره، بازخوردهای اقلیمی و سایر عوامل سیستم اقلیم وابسته خواهد بود. بنابراین اهمیت این محاسبه در ارائه یک پیش‌بینی دقیق از دمای آینده نیست؛ بلکه در نشان دادن مقیاس عظیم کربن بالقوه موجود در منابع فسیلی است. تفاوت میان reserves و resources نیز دقیقاً در همین‌جا اهمیت پیدا می‌کند: آنچه امروز از نظر اقتصادی و فنی قابل استخراج است، تنها بخشی از کل منابع شناخته‌شده سوخت فسیلی است. #پیام اصلی این بخش از کتاب روشن است: مسئله تغییر اقلیم فقط میزان CO₂ای نیست که امروز منتشر می‌کنیم؛ بلکه مقدار کربنی است که در آینده می‌توانیم از منابع فسیلی استخراج و وارد جو کنیم. تصمیم‌های اقتصادی، فناوری و سیاسی امروز تعیین می‌کنند چه مقدار از این کربن زیر زمین باقی بماند و چه مقدار به انتشار تجمعی CO₂ اضافه شود. 👀 Follow us on social media: Telegram: https://t.me/mohsen_hamidianpour Instagram: @mohsen_hamidianpour

  • 🌳 تغییر اقلیم همه درختان کوهستانی را به ارتفاعات بالاتر نمی‌راند! ▫️با افزایش دمای زمین، مدت‌ها این تصور وجود داشت که درختان مناطق کوهستانی برای یافتن شرایط خنک‌تر به ارتفاعات بالاتر جابه‌جا می‌شوند. اما یک مطالعه گسترده جهانی نشان می‌دهد واکنش درختان به تغییر اقلیم به این سادگی نیست؛ برخی گونه‌ها به ارتفاعات بالاتر می‌روند، در حالی که برخی دیگر می‌توانند به سمت ارتفاعات پایین‌تر و خشک‌تر گسترش یابند. ▫️این پژوهش که در مجله معتبر Nature Climate Change منتشر شده، نشان می‌دهد توانایی درختان در انتقال آب و تحمل خشکی، نقش مهمی در تعیین واکنش آنها به گرم‌شدن اقلیم دارد. ▫️پژوهشگران برای بررسی این موضوع، داده‌های بیش از ۱۲۱ هزار درخت از ۴۵ گونه، اطلاعات اقلیم و رشد در ۳۰۵۷ رویشگاه جنگلی در سراسر جهان و تغییرات ارتفاعی ۱۰۲ گونه درختی کوهستانی را بررسی کردند. ▫️نتایج نشان داد گونه‌هایی که آب را با کارایی بالایی از ریشه به برگ‌ها منتقل می‌کنند، معمولاً به افزایش دما حساس‌ترند و با گرم‌شدن اقلیم سریع‌تر به ارتفاعات بالاتر جابه‌جا می‌شوند. در مقابل، گونه‌هایی که توانایی بیشتری در تحمل خشکی و کمبود آب دارند، در برابر افزایش دما مقاوم‌ترند و در برخی موارد می‌توانند به مناطق پایین‌تر و خشک‌تر نیز گسترش پیدا کنند. ▫️این یافته‌ها نشان می‌دهد میزان افزایش دما به‌تنهایی نمی‌تواند آینده درختان و جنگل‌های کوهستانی را مشخص کند. ویژگی‌های هر گونه و به‌ویژه توانایی آن در تأمین و حفظ آب، می‌تواند تعیین کند که در شرایط گرم‌تر آینده در کجا قادر به ادامه زندگی خواهد بود. ▫️این مسئله برای گونه‌هایی که به ارتفاعات بالاتر می‌روند اهمیت ویژه‌ای دارد. هرچه این درختان به قله‌ها نزدیک‌تر شوند، مساحت زیستگاه مناسب برای آنها کاهش می‌یابد. در نتیجه، برخی گونه‌های حساس به خشکی ممکن است به محدوده‌های کوچک‌تری در ارتفاعات بالا محدود شوند؛ شرایطی که می‌تواند رقابت میان گونه‌ها و خطر کاهش تنوع زیستی را افزایش دهد. ▫️پژوهشگران تأکید می‌کنند که برای پیش‌بینی آینده جنگل‌ها و برنامه‌ریزی برای حفاظت از آنها، دیگر نمی‌توان تنها به افزایش دما توجه کرد. شناخت توانایی گونه‌های مختلف در تحمل خشکی و مدیریت آب می‌تواند نشان دهد کدام درختان در برابر تغییر اقلیم آسیب‌پذیرترند و کدام گونه‌ها شانس بیشتری برای سازگاری با جهان گرم‌تر و خشک‌تر آینده دارند.| «رَجان» 🔗 برای مطالعه کامل این مقاله به لینک زیر مراجعه کنید: https://www.nature.com/articles/s41558-026-02726-6 🇮🇷 کانال رَجان | محمد حسین شیخ محمدی 🌿 @sheikhmohamadi

  • انتشار سالانه CO₂ و گرمایشی که روی هم انباشته می‌شود! ✍#محسن_حمیدیان_پور، عضو هیات علمی دانشگاه سیستان و بلوچستان بر اساس گزارش IPCC، هر ۱۰۰۰ گیگاتن CO₂ تجمعی با حدود ۰٫۲۷ تا ۰٫۶۳ درجه سانتی‌گراد افزایش دمای سطح متوسط جهانی همراه است و بهترین برآورد حدود ۰٫۴۵ درجه است. اگر انتشار سالانه جهان را حدود ۴۲ گیگاتن CO‌₂ در نظر بگیریم، در یک محاسبه ساده: ۱۰۰۰ ÷ ۴۲ ≈ ۲۴ سال یعنی اگر انتشار سالانه در همین سطح باقی بماند، در حدود ۲۴ سال، ۱۰۰۰ گیگاتن CO₂ دیگر به انتشار تجمعی اضافه خواهد شد؛ مقداری که بر اساس بهترین برآورد IPCC با حدود ۰٫۴۵ درجه سانتی‌گراد گرمایش همراه است. در یک محاسبه خطی و صرفاً برای درک مقیاس، این مقدار معادل حدود ۰٫۰۱۸۷۵ درجه سانتی‌گراد در سال است. البته این به معنای آن نیست که دمای کره زمین در هر سال دقیقاً ۰٫۰۱۸۷۵ درجه افزایش می‌یابد. رابطه IPCC میان انتشار تجمعی CO₂ و گرمایش برقرار است، نه میان انتشار یک سال و افزایش دمای همان سال. همچنین انتشارهای سالانه ثابت نیستند و پاسخ دمایی سیستم اقلیم نیز تحت تأثیر عوامل و فرایندهای متعدد قرار دارد. پیام اصلی این محاسبه ساده اما مهم است: مسئله فقط مقدار CO₂ منتشرشده در یک سال نیست؛ مسئله، انباشته‌شدن انتشارها در طول زمان است. هر سال که انتشار ادامه پیدا می‌کند، به مقدار تجمعی CO₂ افزوده می‌شود و در نتیجه، گرمایش آینده نیز افزایش می‌یابد. 👀 Follow us on social media: Telegram: https://t.me/mohsen_hamidianpour Instagram: @mohsen_hamidianpour

  • پیام کوتاه: بر اساس گزارش IPCC، به ازای هر ۱۰۰۰ گیگاتن CO₂ تجمعی که در جو منتشر می‌شود، دمای سطح متوسط جهانی احتمالاً حدود ۰٫۲۷ تا ۰٫۶۳ درجه سانتی‌گراد افزایش می‌یابد؛ با بهترین برآورد ۰٫۴۵ درجه سانتی‌گراد. این رابطه نشان می‌دهد که هر میزان انتشار تجمعی امروز، بخشی از گرمایش آینده را رقم می‌زند. 👀 Follow us on social media: Telegram: https://t.me/mohsen_hamidianpour Instagram: @mohsen_hamidianpour

نشریه تغییر اقلیم و تولید گیاهی — tgindex