𝖢𝗁𝖺𝗇𝖬𝗂𝗇
СтатистикаSeungmin and his favorite old man (Bangchan) Talking:t.me/HidenChat_Bot?start=6151277156
- Последний пост
- 15 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 42
- Всего постов
- 150
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 188
- 1/48двое суток
- 215
- 1/72трое суток
- 232
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
⌨⇜ این ادیت رو یک فنپیج ایرانی ادیت کرده و گذاشته تیکتاک، و طی ۳ روز نزدیک ۶۵۰ هزار ویو خورده و ۲۳۵ هزار لایک🔥 یه جورایی رکورد لایک پستای هیونجین رو شکسته توی توییترم دربارش گفتن✨ نئول بازیگر بی ال هم ریپستش کردهه💘💘 لینک پستش : https://vt.tiktok.com/ZS4QXePjE/…
⌨⇜ این ادیت رو یک فنپیج ایرانی ادیت کرده و گذاشته تیکتاک، و طی ۳ روز نزدیک ۶۵۰ هزار ویو خورده و ۲۳۵ هزار لایک🔥 یه جورایی رکورد لایک پستای هیونجین رو شکسته توی توییترم دربارش گفتن✨ نئول بازیگر بی ال هم ریپستش کردهه💘💘 لینک پستش : https://vt.tiktok.com/ZS4QXePjE/ ∯☞【#hyunjin #stay #edit】 ו @SKZ_TIKTOK •×
ོ‿᷼ᤢ𝐆𝐨𝐨𝐝 𝐍𝐢𝐠𝐡𝐭 #One_shot طبق عادت هر سال، قبل از اینکه آفتاب غروب کنه دسته گل پیونی سفید رو توی دستش گرفت و راه افتاد. وقتی به مقصدش رسید نگاهی به حلقه توی دست چپش انداخت و آروم بوسه ایی روش زد. «سلام عزیزم. حالت خوبه؟» نشست و دسته گل رو بو کرد. «منم…
ོ‿᷼ᤢ𝐆𝐨𝐨𝐝 𝐍𝐢𝐠𝐡𝐭 #One_shot طبق عادت هر سال، قبل از اینکه آفتاب غروب کنه دسته گل پیونی سفید رو توی دستش گرفت و راه افتاد. وقتی به مقصدش رسید نگاهی به حلقه توی دست چپش انداخت و آروم بوسه ایی روش زد. «سلام عزیزم. حالت خوبه؟» نشست و دسته گل رو بو کرد. «منم دلم خیلی تنگ شده، ببخشید که این هفته کمتر اومدم پیشت» بعد از کمی سکوت کردن دسته گل رو کنار گذاشت. «میدونی که امروز چه روزیه نه؟ حتما یادته...» «ای کاش میتونستی ببینی امسال چی برات گرفتم... یادته وقتی دانشجو بودی همیشه دوست داشتی بتونی بری سوئیس؟ واسه دو ماه دیگه بلیط گرفتم... واسه جفتمون. وقتی رفتم برات کلی عکس و یادگاری میارم» لبخند عمیقی زد و سعی کرد با پلک زدن اشک توی چشماش رو پس بزنه. «شاید باورت نشه ولی امسال هم یاد نگرفتم چجوری کیک بپزم...» فلش بک: پسر و آشپزخونه هر دو، تماما آردی شده بودن، البته اون وسط چندتا تخم مرغ هم شکسته شده بود. با دیدن پسر مقابلش نگاهش لرزید. «ببخشید... میخواستم واسه تولدت کیک بپزم، ولی بلد نیستم» پسر مقابلش فقط یه لبخند مهربون زد و رفت بغلش کرد. «مهم نیست کیک چه شکلی شده... تو خودت بهترین هدیه تولد منی» پایان فلش بک نفس لرزونی کشید و به انگشتر توی دستش خیره شد. «توعم هنوز انگشترمون رو داری نه؟ همه بهم میگن اون دختر خیلی خوش شانسه که منو داره، ولی نمیدونن تمام زندگی و دارایی من یه پسره...» نفس لرزونی کشید و با یادآوری تمام خاطراتی که باهم داشتن بالاخره اجازه داد اشکهاش، راه خودشون رو روی صورتش پیدا کنن. «میدونی که خیلی عاشقتم مگه نه؟ مثل همیشه برات آرزو میکنم توی اون دنیا خوشحال باشی... تولدت مبارک کریس بنگ» بعد از پاک کردن اشکهاش لبخند زیبا و آرومی زد و شروع کرد به دست زدن. «تولدت مبارک تولدت مبارک تولدت مبارک تولدت مبارک...» بعد از خوندن اهنگ تولد دسته گل و نامهایی که هرسال براش مینوشت رو روی سنگ قبرش گذاشت و اونجا رو ترک کرد. *متن نامه «بنگ چانِ عزیزم، تمام مدتی که عاشق همدیگه بودیم، بابت داشتنت از خدا ممنون بودم. میدونی چان؟ از دست دادن خیلی دردناکه... هنوزم باورم نمیشه که دیگه پیشم نیستی. هر وقت یه اتفاق خوب میافته، اولین چیزی که به ذهنم میرسه اینه که سریع بهت زنگ بزنم و برات تعریفش کنم. بعد یادم میاد که دیگه نمیتونم. بالشتت هنوز دقیقاً سر جاشه و بهش دست نزدم. عطرت هنوز توی اتاقهای خونه مونده. کتابهایی که میخوندی رو هم نگه داشتم. همهچیز سر جاشه، چان... فقط تو نیستی. تو هنوز توی تکتک لحظههای زندگی من حضور داری. درسته که نفس میکشم، حرف میزنم و میخندم، ولی خیلی وقتها حس میکنم بعد از تو فقط دارم نقش آدمی رو بازی میکنم که هنوز زندگی میکنه. یادته اون شبی که میخواستم بهت حلقه بدم و ازت بخوام همیشه پیشم بمونی چیشد؟ واسه همیشه ترکم کردی من کلی تمرین کرده بودم که چی بگم. حتی چند بار جلوی آینه حرفهام رو مرور کرده بودم. ولی هیچوقت نتونستم اون حرفها رو به زبون بیارم. خیلی دلم برات تنگ شده، چان. کاش بیشتر بغلت میکردم. کاش بیشتر دستهامون رو توی هم قفل میکردم. کاش بیشتر بهت میگفتم که چقدر دوستت دارم. دلم برای همهچیزت تنگ شده. برای وقتهایی که لبخند میزدی. برای وقتهایی که مثل یه بزرگتر نصیحتم میکردی. برای غر زدنت. برای خندههات. و بیشتر از همه، برای صدات... برای وقتهایی که اسمم رو صدا میزدی. الان از تو برای من فقط یک چیز باقی مونده؛ عشقی که بهت دارم. کافیه، مگه نه؟ میدونی چان... من همیشه از تنهایی و تاریکی میترسیدم. ولی حالا دیگه از هیچکدوم نمیترسم. شاید چون هر جا که میرم، یه تکه از تو هم باهامه. تو توی خونهای که با هم داشتیم هستی. توی کتابهات. توی عطر لباسهات. توی خاطراتمون. و توی قلب من. من هنوز خیلی خیلی دوستت دارم، چان. کاش میتونستم امسال هم روبهروت بشینم و خودم بهت بگم: تولدت مبارک. اما فعلاً همینجا میشینم، گلهام رو کنارت میذارم و برای چند دقیقه وانمود میکنم هنوز روبهروی من نشستی. تولدت مبارک، بنگ چان. خیلی دلم برات تنگ شده. #Diyana
از اینجا ری اکت بدین...
#Story Name:#The_Last_Page 𝗪𝗥𝗜𝗧𝗘𝗥𝁡Nastaran ☆҉ Part:2 Top Top(to read)
#Story Name:#The_Last_Page 𝗪𝗥𝗜𝗧𝗘𝗥𝁡Nastaran ☆҉ Part:2 Top Top(to read)
#Bubble 𝗦ΣUNGMIN ممنونم بابت مقام اول😀😀😀 (توی موزیک بنگ مقام اول شدن🎀✨️)
#Bubble 𝗕ΛNGCHΛN موهای صورتی چندان هم بد نیستن هاهاهاها🎀
без подписи
#Bubble 𝗕ΛNGCHΛN چانی پروفایل و استاتوس بابلش رو به این عکس تغییر داد😭🎀
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
So..when the seasons change, will you stand by me?
چانمین شیپرای قشنگم خوشاومدید برای پیدا کردن پستای چنل میتونید از هشتگ های زیر استفاده کنید... فیکشن های چنل #Moon_supplement 𓂃 تموم شده #The_taste_of_love 𓂃 تموم شده #𝗨𝗡𝗧𝗜𝗟_𝗜_𝗙𝗜𝗡𝗗_𝗬𝗢𝗨 𓂃 در حال آپ (روزه شنبه ) #𝗜𝗡𝗛𝗘𝗥𝗜𝗧𝗔𝗡𝗖𝗘 𓂃 در حال آپ (روز دوشنبه) #𝗟𝗶𝘁𝘁𝗹𝗲𝗧𝗵𝗶𝗲𝗳 𓂃 در حال آپ (روز سه شنبه) داستان های کوتاه #Story وان شات #One_shot نامه #Letter بقیه هشتگ های چنل برای راحتر پیدا کردن پستا: #Pic #Video #Moment #thread #wallpaper #Tiktok
حرکات #دستش کافی بود تا پاهاش بیشتر از هم باز بشن و بیشتر برای خواستنش #ناله هاش رو ازاد کنه دلش میخواست سریع تر اون رو کامل داخل خودش حس کنه🤤 𝑺𝒆𝒙𝒚 𝒇𝒊𝒄𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒊𝒏𝒔𝒊𝒅𝒆 𝒕𝒉𝒆 𝒄𝒉𝒂𝒏𝒏𝒆𝒍 ☟⁶⁹ https://t.me/addlist/nbBQUPzX9khjYjJk تنها جاهایی که میتونی فیکشن های تصویری بخونی 🛐
без подписи
#Video 𝗦ΣUNGMIN کیم سونگمین کوچککک