tgindex
ChavoshiTunes
@chavoshitunesМузыкаперсидский

Mohsen Chavoshi's official fanbased channel. Since 2020

Последний пост
6 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Музыка (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 698
−1 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
1 666
20 постов
Вовлечённость
98,1%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1 126
1/48двое суток
1 290
1/72трое суток
1 391

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 6 авг.435154

    باید چشم بست و در زمان سفر کرد… به عاشق شدن‌های یک‌دفعه‌ای، به تنها شدن‌های بی‌دلیل، به خرد شدن غرور در شلوغی‌ها، به دیدن چشم‌های یک نفر در یک لحظه و تمام، به غم‌های ناتمام، به حرف‌هایی که هیچ‌وقت گفته نشد، به آدم‌هایی که قرار نبود بمانند، به خداحافظی‌های بی‌خبر، به خاطره‌هایی که هرگز پیر نمی‌شوند، و به زندگی… که همیشه درست وقتی فکر می‌کنی همه‌چیز را فهمیده‌ای، از نو آغازت می‌کند.

  • مخاطبان عزیز، توجه داشته باشید که «چاوشی تونز» از همان روز نخست با رویکردی منتقدانه شکل گرفته است؛ نه برای تمجید بی‌دلیل، نه برای موج‌سواری و نه برای تعریف و تحسین‌های کلیشه‌ای. این مسیر همچنان ادامه خواهد داشت. در این کانال قرار نیست صرفاً نقش یک «فن» را ایفا کنیم؛ بلکه تلاش می‌کنیم در جایگاه یک مخاطب آگاه، آثار را منصفانه ببینیم، تحلیل کنیم و درباره آن‌ها صحبت کنیم. بنابراین، هر اثری که از نظر هنری ارزش شنیدن و بررسی داشته باشد، در این کانال منتشر خواهد شد؛ نه صرفاً هر چیزی که نام «موسیقی» بر آن گذاشته شده باشد.

  • 1 авг.810159

    به یاد تمامِ جوان‌هایی که آرزوهایشان ناتمام ماند… به یاد پدرها و مادرهایی که داغ بر دلشان نشست… به یاد بی‌کسانی که بی‌صدا پرپر شدند…

  • 26 июл.1 183157

    از همه حتى از "خودت" بريدم...

  • 23 июл.1 311188

    بامدادِ چه خماری،ما محسن شهرزاد رو میخوایم.

  • 22 июл.1 385127

    افسوس بود و افسوس...

  • 21 июл.1 8582218

    видео или голосовое, без подписи

  • 18 июл.1 936167

    ...

  • 18 июл.1 2701424

    بگو چه مرگته که دوباره میخونی دوباره بی فایدس خودت که میدونی...

  • 16 июл.1 2842626

    در برابر عظمت این اثر، قلم و زبانم از توصیف عاجزند. چنین معجزه‌ای فقط از قلم حسین صفا و حنجره‌ی محسن چاوشی برمی‌آید؛ و بس.

  • 7 июл.1 8195013

    اهل انتقاد نیستیم؛ عقیده‌ی هر کسی محترمه. اما محسن جان… اونایی که سال‌ها با آهنگات بغض کردن، اشک ریختن، مو به تنشون سیخ شد، چی؟ اونایی که وقتی خیلی‌ها حتی چهره‌ات رو نمی‌شناختن، همیشه پشتت بودن و سنگت رو به سینه می‌زدن، چی؟ اگه یه روز بشکنن، به صدای کی پناه ببرن؟ اگه حالشون بد باشه، با صدای کی آروم بشن؟ تکه گم شده زندگیشون رو چیکار کنند... به اینا فکر کردی؟:)

  • 7 июл.1 453129

    :)

  • 7 июл.1 386125

    سال‌ها دل طلب جامِ جم از ما می‌کرد آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد

  • 24 июн.1 9151119

    видео или голосовое, без подписи

  • 2 июн.2 6213313

    «مریض تخت آخری» یه گله رو شمردمو  یه گرگ توی ذهنمه چه وقتِ خوابه،پاشو که یه برّه واقعا کمه… بلند می‌شم از تنم صدامو باد می‌بره دو روزه گریه می‌کنم  یه لحظه هم نمی‌گذره دو روزه راه میرمو هنوز روی این پُلم مگه تو رو ببینمت که بشکفه گل از گلم سفیدپوش ِ بخش ِ غم یه شب که ناز می‌خری برس به داد  ِمُسری  ِ مریض ِتخت آخری برای روبرو شدن یه لحظه هم غنیمته تو سایه‌تم وسیع‌تر از رویای نصفه نیمته ‌‌‌توقع  ِمن از شبا تو رو به خواب دیدنه بهشت ِمن تصور  ِ به سمت تو دویدنه جهان ِمن بدون تو یه رنج بی‌نهایته تحمل ندیدنت فقط به حرف راحته       نسیم  ِکشف و ذوق زد به صورتم خنک شدم یه مورچه‌م که بی‌هوا سوار قاصدک شدم… به این کسی که اومده به من دوباره جون بده بگو که اسمتو بگه جنازمو  تکون بده! سفیدپوش  ِبخش ِ غم یه شب که ناز می‌خری برس به داد  ِ مُسری  ِ مریض  ِتخت آخری کاظم بهمنی

  • 1 июн.1 865148

    به این کسی که اومده به من دوباره جون بده بگو که «اسمتو»بگه جنازمو تکون بده

  • 1 июн.2 4463278

    سفید پوشِ بخشِ غم یک شب که ناز میخری برس به داد مسری مریضِ تختِ آخری

  • 29 мая2 278267

    مريض تخت آخرى با شعرى از كاظم بهمنى به زودى منتشر ميشود. عاشقانه اى متفاوت...

  • 18 мая2 390226

    صبر‌چگونه‌ميكنى‌بر‌این‌همه‌جفا‌ علی

  • 11 мар.2 8594848

    ‏متن محسن چاوشی درباره آهنگ جدیدش ‏به نام خدا ‏از اول اعتراضات و نزدیک به دو ماه است فکر می‌کنم و رصد می‌کنم تا نکته‌ای را در آنسوی مرزها بیابم که جذبم کند و حرف حق باشد اما به وجدانم قسم که هرچه گشتم ناامیدتر شدم، پس سکوت کردم! ‏و در این سکوت دیدم حق با بعضی از شماست: من «وسطم» ‏«وسط» مثل عابری که دی ماه در خیابان به گران شدن گوشت فکر می‌کرد و از پشت تیر به سرش خورده بود ‏وسط مثل پیرزنی روستایی که نه تلویزیون دارد و نه گوشی موبایل؛ فقط آلزایمر دارد و پسری که بیکار شده و چند ماه است قرص‌هایش را به موقع نمی‌رساند… ‏و این «وسط»خیلی جای بزرگی است و خیلی‌ها در آن جا می‌شوند ‏اصلا جریانی که این «وسط» را ندارد نمی‌تواند انقلابی را رقم بزند یا حکومتش را حفظ کند! ‏در این دو ماه قلبم سوخت برای کشته‌شدگان… ‏اما دست خودم نبود! ‏من به عنوان کسی در وسط، قلبم برای پلیس و معترض و عابر با هم می‌سوخت و برای هر هموطنی که ناچار به خیابان آمده بود و دیگر به خانه برنگشت… ‏در خانه‌ی من نه صدا وسیما یک‌ریز جمهوری اسلامی را تبیین می‌کند نه اینترنشنال و منو تو مجال حضور دارند ‏در خانه من اما هنوز چراغ منطق روشن است و ذهن جستجوگرم آزاد است به هر مباحثه‌ای وارد شود و هر حرف حقی، مهر تایید دریافت کند و مهم نباشد که این حرف از دهان چه کسی خارج شده است. ‏در این دو ماه خیلی فکر کردم و کسانی را دیدم که حتی یک دقیقه فرصت آزادانه و در خلوت فکر کردن را نداشته‌اند و هرچه از رسانه به خوردشان داده بودند را پشت هم تکرار می‌کردند ؛ آنچنان مسخ و مسحور که از کینه‌ی حاکمیت حاضرند شب را روز بنامند و روز را شب… ‏و ایران امروز ما چقدر در فضای رسانه باخته است. ‏به این فکر کردم که اگر برای هر کشوری حتی سوییس هم ده‌ها شبکه اپوزیسیون به زبان خودشان سال‌ها و شبانه روز محتوا تولید می‌کردند که “سوییس کشور خوبی نیست” اکنون درصدی از همین کسانی که در رفاه مطلق هستند نیز به دنبال براندازی بودند… ‏آری همین رسانه کاری با کشور  ِسامورایی‌های متعصب کرد که در خیابان‌ها به سربازان آمریکایی لبخند گرم بزنند بی‌آنکه یادشان بیاید در هیروشیما و ناکازاکی چه بلایی به سرشان آورده‌اند… ‏به هر حال هر چه فکر کردم دیدم نمی‌توانم از بیگانه بخواهم به کشورم حمله کند! ‏دیدم نمی‌توانم کنار سلبریتی‌هایی باشم که به اعتقادات لااقل نیمی از مردم کشورم ناسزا می‌گویند و تهدید به قرآن‌سوزی می‌کنند و بدون اینکه خنده‌شان بگیرد، بشارت آزادی می‌دهند! ‏دیدم حتی نمی‌توانم از اهالی جزیره‌ی اپستین بخواهم به جان کودکان و دختران بی‌گناه وطنم کاری نداشته باشند!! ‏تا اینکه جنگ شروع شد و کمک‌ها رسیدند،همچنان که قبل از ما کمک‌ها به ویتنام و افغانستان و عراق و لیبی و… رسیده‌ بودند ‏دیدم جنگ است و فقط می‌توانم بخوانم! ‏که اگر در زمان پهلوی و قاجار هم بودم و بیگانه‌ای به کشورم یورش می‌برد همین کار را می‌کردم… ‏برای دلگرمی مردم و کسانی که از مردمم دفاع می‌کنند خواندم…  ‏«حسبی الله» گفتگوی من با مولایم علی (ع) است  ‏و براستی خدا برای ما بس است…    ‏ اکنون به عنوان کسی در وسط، حاضرم ۴۷ سال دیگر به جمهوری اسلامی فرصت بدهم نقایص خود را برطرف کند تا اینکه با عده‌ای همصدا شوم و پوریم دیگری را در تقویم اسراییل رقم بزنم که در فردای به اصطلاح آزادی با چکمه روی سنگ قبر هموطنانم سرود شادی بخوانند! ‏و آن عده! ‏آن عده خیلی دیر می‌فهمند که در جهان هیچ کشوری جز به منافع خودش فکر نمی‌کند و علاج واقعی در وطن‌هاست! ‏این را هم به آن عده‌ای که سمت درست تاریخ را به من گوشزد می‌کنند می‌گویم: ‏اصلا سمت درست تاریخ و هرچه می‌بافید ارزانی خودتان…  ‏من ترجیحم این است که  ‏در همین وسط بایستم و بمیرم ‏وسط مدرسه میناب ‏وسط خانه‌هایی که سفره‌‌هایشان کوچک شد ‏وسط صدای اذان در حیاط مسجدی فرو ریخته… ‏وسط خیابان‌های شهرم… ‏محسن چاوشی/ اسفند ۱۴۰۴

ChavoshiTunes — tgindex