خیالِ کنسطیطوسیون
Статистикаدر جستوجوی حقوق عمومی در ایران (نوید شیدائی آشتیانی) برای پیام دادن به من از این شناسه استفاده کنید. Navid_Sheydaei@
- Последний пост
- 7 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 31
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 251
- 1/48двое суток
- 287
- 1/72трое суток
- 310
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
🔵 کاری از انجمن علمی دانشجویی حقوق دانشگاه شهید بهشتی 🔶 دادصدا؛ از واژه تا واقعیت ویژهنامه یک - مشروطه؛ از واژه تا نهاد 📱 لینک شنوتو، کستباکس و اپلپادکست 🎙 گوینده: یاسمن حسنزاده 📝 نویسنده: متیناسادات محمدی 🗣 مدیر مسئول: محمدرضا کدخدائی الیادرانی 🧕 سردبیر: یاسمن حسنزاده 🔎بازنگری محتوایی: نوید شیدایی 🎬 تدوین: امیرمحمد معزی 🎨 گرافیست: فائزه شمس 🟪 در این ویژهنامه سراغ مشروطه میرویم؛ نه فقط بهعنوان واقعهای تاریخی، بلکه بهمثابه نقطه آغاز دگرگونی حقوق عمومی در ایران. از روزگاری حرف میزنیم که مردم هنوز «رعیت» بودند و قانون، بیش از آنکه قدرت را محدود کند، از اراده حاکم سرچشمه میگرفت؛ تا زمانی که مطالبه عدالتخانه، تشکیل مجلس و بهرسمیتشناختن حقوق ملت، نظم سیاسی پیشین را به چالش کشید. در ادامه به این پرسش میپردازیم که چرا مشروطه، با وجود تأسیس مجلس، طرح تفکیک قوا و ورود حقوق ملت به متن قانون، نتوانست دولت قانون را بهطور کامل مستقر کند. پرسش اصلی این ویژهنامه ساده است، اما پاسخ سادهای ندارد: مشروطه چگونه ایرانیان را از رعیت به ملت رساند و چرا این گذار ناتمام ماند؟ 🎤 در دادصدا با ما همراه باشید... 🌐@dadseda 🛜@SBULAWSSA
هزار پرده ز ایران درید استبداد هزار شکر که مشروطه پردهپوش آمد یکصدوبیستسالگی مشروطه و یادی از طبایع الإستبداد استبداد مفهومی آشنا، و تجربهای تلخ و مشترک برای ما مردمان مشرقزمین است. نهضت مشروطه محصول تقلّای نیاکان ما بود تا این مفهوم و این تجربهٔ تلخ چند هزار ساله را از لوح تاریخ و از ضمیر ما بزدایند؛ تا بساط استبداد را برچینند، و یوغ بندگی و طوق بردگی را از دست و از گردنمان باز کنند؛ تا یک نفر بهتنهایی صلاح و فلاح ما را تعیین نکند؛ تا مردم صاحب حق شوند؛ تا رأی ایشان هم در تمشیت امور مملکتی لحاظ گردد. در شکلگیری فکر مشروطه و بیداری مردم و جنبش آنها اسباب و عوامل بسیاری دخیل بودهاست؛ یکی از این عوامل تألیف و ترجمه و انتشار برخی کتابها و مقالات در ایران بود. از جملهٔ این کتابهای تأثیرگذار ترجمهٔ فارسی طبایعالاستبداد(۱) کواکبی بود. عبدالرحمن کواکبی مشهور به سیّدالفراتی در سال ۱۲۶۵ق در حلب به دنیا آمد. همزمان با کسب علم به سیاست هم پرداخت و در مطبوعات روزگارش مقالات انتقادی نوشت. پس از تعطیل نشریاتش به سیّد جمالالدین اسدآبادی پیوست. در همین سالها سفرهای زیادی به سراسر جهان اسلام کرد و از نزدیک فساد و اختناق و استبداد حاکم بر کشورهای مسلمان را مشاهده نمود. زبان سرخ و قلم گستاخش علیه حکومت عثمانی اسباب گرفتاری و حبس او گردید. کواکبی نخستین کسی است که در آن سالهای اختناق و سرکوب در مشرقزمین دست به تألیف کتابی با موضوع استبداد و تحلیل حکومتهای استبدادی و حکّام خودکامه زد. این کتاب در قاهره در سال ۱۹۰۵م چاپ شدهبود. طبایعالإستبداد برای جنبش مشروطه و مشروطهخواهان ایران مفید و در بیداری ایرانیان نیز تأثیرگذار بود. به عنوان نمونه این کتاب یکی از منابع اصلی میرزای نایینی در تألیف رسالهٔ مشهور تنبیهالأمّه بودهاست. البته کواکبی هم کتابش را بر اساس دلاتیرانیده(در زبان ایتالیایی یعنی استبداد) تألیف ویتوریو آلفیری(۱۸۰۳-۱۷۴۹م) سامان دادهبود؛ چنانکه بخشهای زیادی از این کتاب ترجمهٔ مطالب آلفیری است. یکی از آزادیخواهان ترک به نام عبدالله جودت نوشتهٔ آلفیری را در سال ۱۸۹۸م به ترکی ترجمه نمود و کواکبی با بهرهگیری از این ترجمه، طبایعالإستبداد را به رشتهٔ تحریر کشید.(۲) طبایع الإستبداد متنی کوتاه امّا عمیق و مبتنی بر تحلیل و تفکّر یک نویسندهٔ روشنضمیر است. مؤلّف مانند یک جرّاح زبردست لایهلایه بافت را میشکافد و به ژرفا میرود تا عامل بیماریهای مزمن و مهلک مشرقیان یعنی استبداد را به ایشان نشان دهد. نویسنده کتابش را بیپروا و جسورانه نوشتهاست و انتشار چنین کتابی در آن سالها در حکم انتخار بودهاست. کواکبی پس از بحثی لغوی دربارهٔ استبداد، در هر بخش از کتاب نسبت استبداد را با موضوعات دین، علم، بزرگی، ثروت، اخلاق، تربیت و ترقّی بررسی کردهاست. واپسین بخش کتاب، استبداد و رهایی از آن نام دارد. از ترجمهٔ این کتاب اگرچه صد و بیست سال میگذرد امّا شوربختانه بسیاری از مباحث و مثالها و توصیفات کتاب همچنان برای ما زنده و ملموس و مجرَّب است. در لابهلای مطالب کتاب، عبارات و گزارههایی هست که اگر یک نشریهٔ روزگار ما چاپ کند گرفتار توبیخ و تعطیل و تذکّر میشود. در این بخش در بیست و پنج مورد به مباحث مهمّی مانند وطن، زبان، حقوق انسانها، چیستی سلطنت، حقوق و وظایف سلطان، نظارت بر حکومت، وضع قوانین، جدایی دین از سیاست و ... اشاره میکند. کواکبی در پایان این اصول بیست و پنجگانه، دردمندانه و بهدرستی میگوید: ملّتی که تمامی آنها یا اکثر ایشان دردهای استبداد را احساس نکنند مُستحِقّ آزادی نیند.(ص ۱۵۷) کواکبی این اصل مهم را هم گوشزد میکند که ملّت باید با حکمت و تدریج در قلع و قمع استبداد بکوشد و این امر مقدور و ممکن نیست مگر با رفتن به راه ترقّی از طریق تعلیم علوم و شجاعت.(ص ۱۵۸) طبایعالإستبداد را میرزا عبدالحسین قاجار ترجمه کرد و در روزگار خودکامگی خصم قسمخوردهٔ مشروطه، محمّدعلی شاه در سال ۱۳۲۵ق به صورت سنگی چاپ شد. جسارت مترجم کتاب در آن سالها کمتر از جسارت نویسندهٔ کتاب نیست. صاحبان این قلمها را-که سخاوتمندانه دست از جان شستند و در بیداری جان نیاکان ما کوشیدند- حقّ بزرگی بر گردن ماست و گرامیداشت نام و یاد ایشان بر ما واجب است. آه ای آزادگان از دست استبداد داد خانمان ششهزاران ساله را بر باد داد(۳) ۱.طبایعالإستبداد، عبدالرحمن کواکبی، ترجمهٔ میرزا عبدالحسین قاجار، بهکوشش صادق سجّادی، نشر تاریخ ایران، تهران، ۱۳۶۴ ۲.تشیّع و مشروطیت در ایران، عبدالهادی حائری، انتشارات امیرکبیر، تهران، ۱۳۸۷، صص ۲۲۵-۲۲۱ ۳.سرودی است که دانشآموزان دبستانی در آن سالها در همراهی با مشروطهخواهان میخواندهاند. رک: تاریخ مشروطهٔ ایران، احمد کسروی، انتشارات امیرکبیر، تهران، ص ۲۲۲ https://t.me/naghshbarab
без подписи
فردا سالروز برگزاری انتخابات مجلس بررسی نهایی پیشنویس قانون اساسی (۱۲ مرداد ۱۳۵۸) است که به «مجلس خبرگان» مشهور شد. اینکه آیا منظور از خبرویت ایشان، تخصص در تدوین قانون اساسی بود یا نه، خدا عالم است! این پرونده را سال قبل، مجلهٔ آگاهی نو (شمارهٔ ۱۷) منتشر کرد و چند مطلب خیلی خوب- بهجز نوشتهٔ من- در آن هست که حقیقتاً خواندنی است. عکس هم تزیینی است!
без подписи
از «وزیری پوشیده» تا «حاکمیت دوگانه» در شمارهٔ اخیر ماهنامهٔ پیوست، دربارهٔ معضل تعارض حوزهٔ عملکردی مرکز ملی فضای مجازی و وزارت ارتباطات نوشتم. مفهوم «وزیری پوشیده» را از ابوالفضل بیهقی وام گرفتم و همچنین از فرازهایی از سیاستنامهٔ خواجه نظام استفاده کردم؛ جایی که خواجه از ضرورت یک شخص را دو شغل نفرمودن و دو نفر را بر یک شغل نگماردن، سخن گفته است.
https://t.me/khateraaat/7115 مرتبط با این مقاله، نقل قولی که از فریدون آدمیت شده، جالب توجه است.
با همت دوستان انجمن علمیهای دانشگاه علامه طباطبایی و مازندران و دادیران، به بهانهٔ و براساس چهارچوب کتاب «اصلاح اساس»، دربارهٔ تغییرات قانون اساسی در ایران و موضوع بازنگری گفتوگو خواهیم کرد. جلسات شنبهها ساعت ۱۹ برگزار میشود، مجازی خواهد بود و با پیام به شناسههای داخل پوستر میتوانید در آن ثبت نام کنید.
🔻فراخوان تدوین یادنامهٔ مصطفی رحیمی به مناسبت یکصدمین زادروز | با محوریّت نقد و بررسی اندیشههای حقوقی-سیاسی 📝محورهای اصلی: 1️⃣ فرایند تدوین قانون اساسی 2️⃣ تاریخ حقوق اساسی 3️⃣ اصول و مبانی قانون اساسی 4️⃣ نقد دیدگاههای رحیمی 5️⃣ بینش عضو کانون نویسندگان ایران دربارهٔ حقوق اساسی 6️⃣ رابطهٔ فرهنگ و تربیت مدنی با قانون اساسی 📌 روش تنظیم مقالات: مطابق مجله پژوهش حقوق عمومی دانشگاه علّامه طباطبایی 📅 مهلت ارسال چکیدهٔ بلند: ۱۵ شهریورماه ۱۴۰۵ 📅 مهلت ارسال متن نهایی: پایان آبانماه ۱۴۰۵ 📧 ارسال آثار: m.rahimi.constitution@gmail.com
خیالِ کنسطیطوسیون pinned «آیا میشود تصمیم درخصوص جنگ و محاصره را به همهپرسی گذاشت؟ ۱- به مناسبت نوشتن گفتاری از رساله، به مشروح مذاکرات مربوط به اصل ۵۹ قانون اساسی رجوع کردم. اصل ۵۹، همان اصلی است که میگوید: «در مسائل بسیار مهم اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ممکن است اعمال…»
طاهري گرگاني: در اين اصل دو مورد ميتوانيم تصور كنيم كه بخواهند همهپرسي كنند. يك وقتي است فرضاً مملكت در محاصرة اقتصادي قرار گرفته است، مشكلاتي پيش ميآيد و نمايندگان نميخواهند اعتبار خودشان را از دست بدهند و در يك همچو جايي ممكن است به همهپرسي راضي بشوند و خوب در اين صورت دو سوم مجلس بايد تصويب كند. (اكثريت هر چه باشد) در اين جور موارد وقتي شما به نمايندگان مجلس بگوييد، نمايندگان مجلس حاضر نيستند زير بار اين مطلب بروند كه همهپرسي بشود، ميخواهند خودشان قضاوت كنند براي اينكه اين كار به دست خود نمايندگان مجلس شوراي ملي نباشد، مراجعه به همهپرسي لازم ميشود. بنابراين اگر شما به مجلس واگذار كرديد فايدهاي نخواهد داشت. مكارم شيرازي: عرض بنده اين است كه مراجعه به آراء عمومي يك حق طبيعي مردم است و اصلاً احتياج به قانون ندارد و ما نه ميتوانيم محدودش كنيم و نه ميتوانيم نفيش كنيم. آراء عمومي است و شما مقيدش به مهم كردهايد. مفهومش اين است كه غير مهمش نميتوانيم در حالي كه مراجعه به آراء عمومي هميشه راهش باز است. اين از نظر وضع خارج از نظر شرعي هم بايد هميشه با نظارت مذهبي انجام بشود. حالا يا شوراي نگهبان يا هر مرجع ديگري. فاتحي - عرض شود كه اينجا چند مسأله مطرح است. يكي فرض اين است كه آيا كشور سرپرست دارد، آيا رهبر دارد و در اين مواقع به همهپرسي بايد مراجعه شود و بايستي با اجازه و يا تقاضاي رهبر باشد و مسائلي باشد كه مجلس شوراي ملي از حل آن عاجز باشد تا كه به طور مستقيم به آراء عمومي مراجعه شود. دكتر آيت: بنده معتقدم كه در آخر بنويسيم «به تصويب دو سوم نمايندگان مجلس شوراي ملي و شوراي نگهبان و تأييد رهبر باشد» در ضمن به آخرش اضافه كنيم «بعضي موارد را كه نميشود به رفراندوم مراجعه كرد از قبيل مذهب و دين...» دكتر نوربخش: … فرض بفرماييد مردم بين مسائلي قرار ميگيرند كه آيا استقلال يا وابستگي با شكم ياآزاديشان ميخواند. در اينجا مثلاً هيچ كس حاضر نيست. زيرا محاصره اقتصادي پيش ميآيد، نه نمايندگان مجلس در اين مورد حاضرند تصميم بگيرند و نه رياست جمهوري، از مردم سؤال ميكند كهاي مردم شما بين اين دو تا كدام را ميخواهيد؟ در اين موارد همهپرسي پيش ميآيد كه هيچ مرجعي حاضر نيست مسؤوليتي را قبول كند. ربانی املشی: … مجلس شوراي ملي جرأت نميكند كه در آن امر تصميم بگيرد چون مثلاً دولت آمريكا گفته است كه آيا بايد محاصره اقتصادي بشود يا بايد تسليم بشود. مجلس شوراي ملي نميتواند در اين امر مهم تصميم بگيرد اينجا است كه رفراندوم ميكند. (صورت مشروح مذاکرات مجلس بررسی نهائی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، ایران. مجلس شورای اسلامی. اداره کل قوانین. اداره تند نویسی، تهران, مجلس شورای اسلامی. اداره کل امور فرهنگی و روابط عمومی، ۱۳۶۴ هجری شمسی، جلد ۳ صفحه ۱۷۸۸-۱۷۹۳) ۳- اینجا قصد بحث و تحلیل حقوقی این اصل از قانون اساسی، نحوهٔ اجرای آن، مفهوم همهپرسی تقنینی و سیاسی و الخ را ندارم؛ غرضم این بود که ببینیم قانون اساسی چه موجود زندهٔ در حال تحول مدامی است. روزی اصلی نوشته میشود که بهصراحت مشروح مذاکرات ممکن است امروز کاربرد داشته باشد، اما واقعیتهای سخت سیاسی، چنان بر متن چیره میشود که امروز صحبت از همهپرسی برای ختم یا تداوم جنگ یا تصمیمی بنیادین در این خصوص، کمی خندهدار مینماید! در این احوال، نهتنها همهپرسی منتفی است، اساساً ورود مجلس به چنین موضوعی، منتفی است.
آیا میشود تصمیم درخصوص جنگ و محاصره را به همهپرسی گذاشت؟ ۱- به مناسبت نوشتن گفتاری از رساله، به مشروح مذاکرات مربوط به اصل ۵۹ قانون اساسی رجوع کردم. اصل ۵۹، همان اصلی است که میگوید: «در مسائل بسیار مهم اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ممکن است اعمال قوه مقننه از راه همهپرسی و مراجعه مستقیم به آراء مردم صورت گیرد. درخواست مراجعه به آراء عمومی باید به تصویب دو سوم مجموع نمایندگان مجلس برسد.» ۲- در مشروح مذاکرات، نظرات بسیار جالبی از سوی برخی نمایندگان مجلس بررسی نهایی پیشنویس قانون اساسی، مطرح شده است. گویا آنها چنین روزهایی را میدیدند. فقراتی از اظهارات نمایندگان این مجلس را میگذارم که درخصوص موضوعیت این اصل بحث میکنند. مخالفان معتقد بودند اصلا با وجود قانون اساسی و روشهای معمول تصمیمگیری در قانون اساسی، دیگر محملی برای همهپرسی وجود ندارد. اما مخالفان با دقت جالبی از زمینهٔ احتمالی اجرای این اصل سخن میگویند:
پاکت سیگار سفارشی مشروطه درباره پست پیشین این پاکت سیگارِ «فرمایشی» از مجموعه شخصی و کانال تلگرامی محمد پورعبدالله است؛ پاکت سیگار لوکسی که به فرمایش (سفارش) «سمیاوف» نامی از طرفداران #مشروطه و احتمالاً در سال ۱۲۸۸ خورشیدی ساخته شده است. سطح مستطیلی روی پاکت به سه کوچک مستطیل عمودی مساوی تقسیم شده که در مستطیل وسطی، بالای علامت شیر و خورشید و در کنار عبارت «کاغذ اَعلی» واژه «حُرّیت»، و بر دو ضلع راست و چپ آن واژگان «عدالت» و «مساوات» نقش بسته است. ددر این سه مستطیل تصاویر سه سردار قهرمان مشروطه آمده که از راست با عبارات «ستارخان سردار آذربایجان»، «حضرت اشرف سپهدار اعظم [محمدولیخان تنکابنی]» و «صمصامالسلطنه [نجفقلیخان بختیاری] سردار عراق عجم» معرفی شدهاند. [در زمان پایان دادن به استبداد صغیر (تیر ۱۲۸۸ خ.) از این سه تن، سپهدار اعظم که در مستطیل وسطی با شیر و خورشید بالای سرش و لقب «حضرت اشرف» با جایگاهی برتر نمایان شده، فرمانده سپاه گیلان بود که همراه با علیقلیخان سردار اسعد (برادر صمصامالسلطنه بختیاری) بهعنوان فرمانده سپاه اصفهان، قهرمانان فتح تهران شمرده میشدند. در این زمان صمصامالسلطنه حکومت و امنیت اصفهان را برعهده داشت، و ستارخان در تبریز در محاصره سپاهیان روس و قوای استبدادی محمدعلیشاه گرفتار بود که مدتی پس از پیروزی همراه با باقرخان و دیگر مجاهدان آذربایجان به تهران آمد.] پشت پاکت هم به دو نیم تقسیم شده که در نیمه راست علاوه بر تکرار نقش شیر و خورشید و تکرار سه واژه پیشین، واژه «اخوت» هم به این شعارها افزوده شده است. اگر عدالت و مساوات را تقریباً معادل بدانیم، این چهار واژه در مجموع تکرار همان شعار معروف انقلاب فرانسه یعنی «آزادی، برابری، برادری» (Liberté, égalité, fraternité) است. در مستطیل نیمه راست پشت پاکت هم شعری آمده که اگر درست خوانده باشیم، چنین است: مژده ای ایرانیان آگاهی از طهران رسید پرچم عدل سپهدار جهان آمد پدید پشت استبداد از نیروی آزادان شکست میدهد آزادی ایران را به آبادی نوید از نژادِ کاوه گویی زاده ایل بختیار کاوه از آغاز کرد ایرانیان را روسفید برای مطالعه بیشتر درباره وقایع آن دوران، هشتگ #مشروطه_گیلان را در همین کانال جستجو کنید؛ و بهویژه این #عکس را ببینید: فاتحان تهران، سپهسالار تنکابنی و سردار اسعد بختیاری https://t.me/Jangal94
без подписи
پاکت سیگار سفارشی مشروطه توضیح در پست بعد #عکس https://t.me/Jangal94
«آقا یک زمانی این مملکت پر از آدم حسابی بود. حالا دیگر کسی نمانده است. تعدادی را کشتیم. تعدادی را کرونا کشت. تعدادی هم خفقان گرفتند. سرمایهگذاری نکردیم که برداشت کنیم. هر چه سرمایهگذاری کنی برداشت میکنی. الان مداحهای خوبی داریم.» استاد محمدعلی موحد @movahed1302
چرا در وضع استثنا بایستی ماکیاولی خواند؟ اصلا وضع استثنا دقیقا چه وضعی است؟ https://t.me/zet362
چرا در وضع استثنا بایستی ماکیاولی خواند؟ اصلا وضع استثنا دقیقا چه وضعی است؟ https://t.me/zet362
https://jrpl.illrc.ac.ir/article_737715.html
https://jrpl.illrc.ac.ir/article_737715.html