- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 6
- Всего постов
- 28
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 16
- 1/48двое суток
- 18
- 1/72трое суток
- 19
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
без подписи
🔶فایل صوتی اولین جلسه ارائه دانشجویی -انجمن علمی جامعهشناسی دانشگاه تهران 👤با ارائه مرتضی رستمی سوادکوهی «مسئله انسان اضافی در دولت پریبندال» @tehransociology
без подписи
без подписи
🔹انجمن علمی جامعهشناسی دانشگاه تهران برگزار میکند: ▫️اولین جلسه از سلسله ارائههای دانشجویی «مسئله انسان اضافی در دولت پریبندال» - با ارائه مرتضی رستمی سوادکوهی دانشجوی دکترای توسعه روستایی دانشگاه تهران 📌 دوشنبه ۲۱ آبان | ۱۷:۰۰ مکان برگزاری جلسه، متعاقبا اعلام خواهد شد. @tehransociology
پروفایل آکادمیک نویسنده: https://experts.exeter.ac.uk/34989-maziyar-ghiabi
#کتاب_پیشنهادی آیا میتوان شکلگیری دولت در ایران را از مجرای گفتمانهایی که حول مواد مخدر شکل گرفتهاند، تحلیل کرد؟ مواد مخدر چه تحولات تاریخی را از سر گذرانده است؟ چه نهادهایی پیرامون مواد مخدر شکلگرفتهاند؟ مدرنیتهی ایرانی را چگونه میتوان با رجوع…
#کتاب_پیشنهادی آیا میتوان شکلگیری دولت در ایران را از مجرای گفتمانهایی که حول مواد مخدر شکل گرفتهاند، تحلیل کرد؟ مواد مخدر چه تحولات تاریخی را از سر گذرانده است؟ چه نهادهایی پیرامون مواد مخدر شکلگرفتهاند؟ مدرنیتهی ایرانی را چگونه میتوان با رجوع به مواد مخدر، شناخت؟
🟢 از قفس آکادمیک تا متن جامعه: بازخوانی جامعهشناسی در میدان زیست روزمره ✏با ادای احترام، سپاس و ارادت به استادانی که در محضرشان شاگردی نمودهام، پس از گذراندن سه دوره آموزشی تا مقطع دکتری، به این دریافت مهم رسیدهام آنچه از این شاخه پیچیدهی علوم انسانی، آموخته و به معنای کاربردی آن درک کردهام، نه محصول تکگوییهای استادان و جزوههای تحمیلی، که برآمده از میدان زیست روزمره و ارتباط با گروههای مختلف اجتماعی در بستر فضای عمومی بوده است. ای کاش دانشگاه به جای انباشت محفوظات فراموش شدنی، ما را در مقام دانشجو وادار میکرد تا پدیدههای واقعی پیرامونمان را با #تخیل_جامعهشناختی - مفهوم عمیق سی.رایت.میلز و ابزار کاربردی یک جامعهشناس - توصیف و تبیین کنیم. اگر #ماکس_وبر بر دیوانسالاری و نظام بروکراتیک، عنوان #قفس_آهنین گذاشت؛ اکنون من نیز میخواهم بر نهاد آموزش دانشگاهی عنوان #قفس_آکادمیک بگذارم. امروز، پس از رهایی از محدودیتهای دانشگاه، جامعهشناسی را در دل خود جامعه و در میان افراد همرشته یا غیر از آن، عمیقتر درک میکنم. این تجربه زیسته، پرسشهای اساسی در باب نسبت دانشگاه، نهاد علم و جامعه را به ذهنم پیش میکشد. با نگاهی تحلیلی به روند یک دهه اخیر کنکور، میبینیم که بهرغم تغییرات ساختاری و گرایش بیشتر به علوم انسانی، جامعهشناسی انتخاب اول نخبگان کنکوری نیست. دلایلی همچون: ماهیت انتقادی این رشته، نبود نظام صنفی قدرتمند و رویکرد دیوانسالاری حاکم که به جای تحلیلگران مستقل، غالباً به سراغ رویکردهای مهندسی یا #جامعهشناسان_دگر_پیرو* و غیرمستقل با #کارکرد_امنیتی میرود، این انقباض را تشدید کرده است. نتیجه این سیاست و وجود ظرفیت بالای ورودی رشته جامعهشناسی در انواع دانشگاه در کشور، تولید انبوه دانشآموختگانی است که تعدادی از ایشان گرچه مدارک تحصیلات تکمیلی جامعهشناسی دارند، اما فاقد تخیل جامعهشناختیاند. دقیقاً در همین شکاف ساختاری است که ارزش کنش #جامعهشناسان_غیرآکادمیک دوچندان میشود. تقلیل جامعهشناسی به دانشگاه و مقالات علمی- پژوهشی صرف، نادیده گرفتن ظرفیت انتقادی جامعه است. این نیروهای محرک و دغدغهمند مسائل و پدیدههای اجتماعی را میتوان در سه قالب دستهبندی کرد: ۱- جامعهشناسی مردممدار، برقراری گفتوگوی دوطرفه با شهروندانی که دیگر صرفاً #ابژه بررسی و پژوهش نیستند، بلکه مشارکتکنندگانی فعال در فهم مسائل اجتماعیاند. ۲- روشنفکران ارگانیک، نیروهایی که لزوماً کرسی آکادمیک ندارند، اما از دل گروهها و طبقات اجتماعی برمیخیزند و با ابزارهای روزمره به توصیف و تبیین تجربه زیسته میپردازند. ۳- جامعهشناسی روزمره، سوژههایی که در مواجهه با بحرانهای اجتماعی، تورم و انسداد سیاسی، درک میکنند که مشکلات فردیشان ریشه در ساختارهای کلان دارد و عملاً مفاهیم را در زندگی روزمره، بررسی میکنند. ☑️با این حال، ورود دستههای مختلف جامعهشناسان غیرآکادمیک و پژوهشگران مستقل میدان عمومی به حوزههای گوناگون جامعهشناسی همواره با این نقد مواجه است که احتمال راه برای ورود #شبه_علم باز شود. البته که باید پذیرفت هر خاطرهگویی یا تحلیل تقلیلگرایانه روانشناختی را نمیتوان به عنوان تحلیل جامعهشناختی جا زد. برای حفظ این حریم، رعایت چند مرز ساختاری ضروری است: 🔹وفاداری به چارچوبهای نظری به منظور پرهیز از عوامزدگی 🔹تمایز میان تجربه زیسته و تعمیم نابجا در جامعه 🔹شفافیت در روش جمعآوری دادهها 🔹ایفای نقش حیاتی پژوهشگران مرزی ✏️در نهایت، به یاد داشته باشیم که صرف در دست داشتن مدارک دانشگاهی کارشناسی، ارشد و دکتری، لزوماً از کسی یک جامعهشناس نمیسازد. جامعهشناسان واقعی — چه در جایگاه آکادمیک و چه در میدان عمومی — با تجهیز به تخیل جامعهشناختی، از قید و بندهای خشک و دیوانسالارانه روششناختی آکادمیک عبور میکنند. آنها با درکی انتقادی از تجربه زیسته، رنجهای فردی را به مسائل کلان ساختاری پیوند میزنند و به مثابه نیروی پیشران یا بسترساز اجتماعی برای ایجاد و گسترش فضاهای مستقل فکری عمل میکنند؛ فضایی که در آن جامعهشناسی نه یک رشته تحصیلی، بلکه ابزاری برای آگاهی، بازیابی عاملیت شهروندان و یک شیوهی زندگی** است. ✍️ فریبا نظری ۱۹ مرداد ۱۴۰۵ #جامعهشناسی #دانشگاه #جامعه #جامعهشناسان_غیر_آکادمیک #جامعهشناسی_مردممدار #روشنفکر_ارگانیک #جامعهشناسی_روزمره #پژوهشگران_مرزی #قفس_آکادمیک *📍برای مطالعه بیشتر: https://t.me/Sociologyofsocialgroups/2200 *جامعهشناسان درخود و برای خود https://t.me/Sociologyofsocialgroups/2147 **جامعهشناسی به مثابه یک شیوه زندگی https://t.me/Sociologyofsocialgroups
📢 سَرِهخوان؛ بازخوانی شمارههای پیشین نشریه سَرِه 🔻 سالها از انتشار نخستین شماره سَرِه، نشریه انجمن علمی جامعهشناسی دانشگاه تهران، میگذرد. در این سالها، سَرِه بستری برای بازتاب مسائل دانشکده علوم اجتماعی و دانشگاه تهران؛ از دغدغههای دانشجویی تا مسائل جامعه ایران بوده است. در این دوره تصمیم گرفتهایم با ایجاد شاخه «سَرِهخوان»، شمارههای پیشین سَرِه را دوباره بخوانیم؛ تلاشی برای برقراری ارتباط میان تجربهها و مسائل دانشجویان در دورههای مختلف و دیدن تداومها، تغییرات و پرسشهای باقیمانده. سَرِهخوان با بازخوانی و بازنشر مطالب شمارههای پیشین، میکوشد به تقویت حافظه جمعی دانشکده علوم اجتماعی و جلوگیری از گسست میان دورههای مختلف دانشجویی کمک کند. سَرِه بخشی از تاریخ دانشجویی دانشکده است که میتوان آن را امروز، در نسبت با مسائل اکنون، دوباره خواند. 🔺 از دانشجویانی که نسخهای از شمارههای پیشین سَرِه یا مطالبی از آنها را در اختیار دارند دعوت میکنیم آنها را برای ما ارسال کنند. @iamfarzan @MohmmadAliHBA 🔹 سَرِهخوان؛ بازخوانی گذشته، برای فهم لحظه حال @tehransociology
🛑 نقد درونماندگار سرمایهداری: یادداشتی کوتاه درباب مواجهای روششناسانه با کتاب سرمایه ✍️: آروین کیاستمنش
I'm hooked on (جلسۀ دوم) اقتصاد سیاسی مارکسی on Castbox. Check out this episode! https://castbox.fm/vb/648214874
معرفی کتاب: «مطرودان شهری؛ جامعهشناسی تطبیقی طردشدگی پیشرفته» اثر لویک واکان 📚 معرفی کتابی که دید شما را به شهر عوض میکند: «مطرودان شهری» 🏙️ آیا تا به حال حس کردهاید دیوارهای نامرئی یک شهر را به مناطق «خوب» و «بد» تقسیم کردهاند؟ چرا کد پستی یا نام یک محله میتواند سرنوشت اجتماعی ساکنانش را رقم بزند؟ کتاب جریانساز «مطرودان شهری» (Urban Outcasts)، منتشر شده در سال ۲۰۰۸ توسط انتشارات Polity Press، اثر جامعهشناس مشهور، لویک واکان (Loïc Wacquant)، پاسخی تکاندهنده به این پرسشها میدهد. این اثر فقط یک کتاب نیست؛ یک جعبهابزار تحلیلی برای رمزگشایی از نابرابریهای شهری در دنیای امروز است. واکان ما را به سفری تحقیقی در دل تاریکترین محلههای دو کلانشهر بزرگ میبرد: «گتوهای» سیاهپوستنشین شیکاگو 🇺🇸 و «بانلیوهای» حومهنشین پاریس 🇫🇷. او استدلال میکند که فقر امروز، یک پدیده کاملاً جدید و خطرناکتر از همیشه است: طردشدگی پیشرفته. سفری کوتاه در فصلهای کتاب: * بخش اول: از گتوی اشتراکی تا اَبَرگتو در فصلهای ابتدایی (۲ تا ۴)، واکان با مطالعه موردی محلههایی چون «برنزویل» شیکاگو، نشان میدهد که چگونه گتوهای قدیمی که زمانی دارای نهادهای اجتماعی و همبستگی درونی بودند، در نتیجهی سیاستهای دولتی و فرار سرمایه به «اَبَرگتو» تبدیل شدند: فضاهایی خالی از نهادهای حمایتی و پر از حضور سنگین پلیس. اینجا دیگر یک «محله فقیر» نیست، بلکه یک زندان اجتماعی است. * بخش دوم: کمربند سیاه، کمربند سرخ (مقایسه آمریکا و فرانسه) در فصلهای میانی (۵ تا ۷)، واکان به اشتباه رایج «یکی پنداشتن» گتوی آمریکا و بانلیوی فرانسه حمله میکند. او ضمن نشان دادن شباهتها، تفاوتهای بنیادین را آشکار میکند. اینجا واکان مفهوم درخشان «انگ قلمرویی» (Territorial Stigmatization) را معرفی میکند: وقتی آدرس خانهتان تبدیل به یک لکه ننگ اجتماعی میشود که فرصتهای شغلی و اجتماعی شما را نابود میکند. * بخش سوم: نگاه به آینده (نظریه طردشدگی) در فصلهای پایانی (۸ و ۹)، واکان نظریه خود را جمعبندی میکند. او منطق «طردشدگی پیشرفته» را تبیین کرده و از استعاره فراموشنشدنی «دولت قنطورس» پردهبرداری میکند؛ دولتی که برای ثروتمندان لیبرال و مهربان، و برای فقرا پدرسالار و تنبیهی است. 🔑 چهار مفهوم کلیدی که از این کتاب به یاد خواهید سپرد: ⚫️ طردشدگی پیشرفته: فقر جدیدی که از چرخه اقتصاد جدا افتاده و حتی با رشد اقتصادی هم بهبود نمییابد. ⛓️ اَبَرگتو: یک فضای طرد کامل که ویژگی آن نه فقر، بلکه خلاء نهادی و کنترل پلیسی است. 🏷️ انگ قلمرویی: وقتی نام محلهتان به یک برچسب اجتماعی منفی تبدیل میشود که پاک کردن آن تقریباً غیرممکن است. 🐴 دولت قنطورس: چهره دوگانه دولت نئولیبرال؛ دستی نوازشگر برای طبقات بالا و مشتی آهنین برای طبقات پایین. ✍️ از دیگر آثار مهم لویک واکان: * تنبیه فقرا (Punishing the Poor): تحلیلی بر چرخش دولتها از سیاستهای رفاهی به سیاستهای کیفری برای مدیریت فقر. * جسم و جان (Body & Soul): یک پژوهش قومنگارانه درخشان درباره باشگاه بوکس در گتوی شیکاگ * کاوش در شهر (Probing the City): 📍 دلالتهای کتاب برای ایران امروز چرا این کتاب برای فهم شهرهای ما حیاتی است؟ ۱. رمزگشایی از «انگ» محلهها: مفهوم «انگ قلمرویی» به ما کمک میکند بفهمیم چرا نام محلههایی مانند دروازهغار و هرندی در تهران یا دیگر مناطق حاشیهای در کلانشهرها، به برچسبی برای جرم، اعتیاد و فقر تبدیل شده و چگونه این برچسب، فرصت اشتغال و زندگی شرافتمندانه را از ساکنانش میگیرد. ۲. نقد سیاستهای دوگانه شهری: استعاره «دولت قنطورس» به خوبی چهره دوگانه مدیریت شهری ما را توضیح میدهد: از یک سو، سرمایهگذاریهای عظیم در مناطق برخوردار و مالسازی، و از سوی دیگر، اجرای طرحهای «پاکسازی» و «ساماندهی» در مناطق کمبرخوردار که فقر را نه با حمایت، بلکه با کنترل پلیسی و جابهجایی مدیریت میکند. ۳. فراتر رفتن از «آسیب اجتماعی»: این کتاب ما را وامیدارد تا از نگاه تقلیلگرایانه به فقر به مثابه «آسیب اجتماعی» فاصله بگیریم و ریشههای آن را در سیاستهای کلان اقتصادی، بازار مسکن و بیثباتی شغلی جستجو کنیم. 💡 چرا این کتاب برای جامعهشناسی مردممدار حیاتی است؟ «مطرودان شهری» صرفاً یک تحلیل آکادمیک نیست، بلکه یک ابزار مداخلهگری است. این کتاب با مسلح کردن ما به مفاهیمی دقیق، بحث عمومی درباره فقر را از سرزنش قربانیان به نقد سیاستهای ساختاری تغییر میدهد. در نتیجه، به کنشگران شهری و نهادهای مدنی قدرتی میبخشد تا برای عدالت اجتماعی، مطالبهگری مؤثر و علمی داشته باشند.
Ricardo never concerns himself about the origin of surplus-value. He treats it as a thing inherent in the capitalist mode of production, which mode, in his eyes, is the natural form of social production. Whenever he discusses the productiveness of labour,…
مطالعۀ_کیفی_خشونت_خانگی_علیه_زنانِ_خانهدار_در_شهر_خرمآباد_doc.pdf
#مقاله (۴) مقالهای با روش نظریۀ زمینهای با عنوان مطالعۀ کیفی خشونت خانگی علیه زنانِ خانهدار در شهر خرمآباد نوشتۀ مسعود زمانی مقدم و صبا حسنوندی 🔴🟡🔵 پژوهش کیفی @Qualitative_Methodology
During the second period of the labour-process, that in which his labour is no longer necessary labour, the workman, it is true, labours, expends labour-power; but his labour, being no longer necessary labour, he creates no value for himself. He creates surplus…
بدن بهعنوان شکلی محسوس _ که به اصطلاح خصلتی اثرگذار دارد و در زبان روزمره «فیزیک» یا ظاهر نامیده میشود و شامل ترکیب مشخصاً فیزیکی و نحوۀ حمل بدن است_ در میان همۀ مظاهر شخصیت کمترین تغییرپذیری را تجربه میکند و در برابر دگرگونی _ چه موقت و چه بهویژه دائمی_ بیشترین مقاومت را از خود نشان میدهد. -- یادداشتهای مقدماتی دربارهٔ ادراک اجتماعی بدن #پیر_بوردیو
The question why this free labourer confronts him in the market, has no interest for the owner of money, who regards the labour-market as a branch of the general market for commodities. And for the present it interests us just as little. We cling to the fact…