𓍢 ࣪ ִֶָ ይ𝑠𝑝𝑒𝑟𝑠𝑠𝑜☕️ ݂ ⃞゙
Статистика᮫ ︪︩𐇵 𝅦 𝐽𝑢𝑠𝑡 𝑎 𝑔𝑖𝑟𝑙 𝑤𝑖𝑡ℎ 𝑎 𝑑𝑟𝑒𝑎𝑚 ۪ 𖧁 𓌔ׅ𓌔ׄ𓌔ׅ𓌔 @sn0w1y
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 10
- Всего постов
- 50
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 166
- 1/48двое суток
- 190
- 1/72трое суток
- 205
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
این پیام رو به همراه این و این پست فوروارد کنید تا ازتون فور کنم ۱۰۰ ویو بگیرید . 🤍 ۱۰+ ویو باشید و پرایوت نباشید !
видео или голосовое, без подписи
I'm so 𝐕𝐎𝐆𝐔𝐄
The power of her saying goodbye and never see you again.
ㅤ 𝗐𝖾𝗋𝖾 𝗐𝗂𝗍𝖼𝗁𝖾𝗌 𝗋𝖾𝖺𝗅𝗅𝗒 𝗐𝗂𝖼𝗄𝖾𝖽? قرن پانزدهم؛ اگر بخوایم یک بازه رو به عنوان یکی از مهمترین نقاط شکلگیری چیزی که امروز به آن «𝗐𝗂𝗍𝖼𝗁 𝗁𝗎𝗇𝗍» یا «شکار جادوگران» گفته میشه مشخص کنیم، قرن پانزدهم اهمیت زیادی داره. در اون دوره اتهاماتی که علیه جادوگران مطرح میشد، که متهمان واقعا اون کارها رو انجام نداده بودن. در این دوره، تصور تازهای از «جادوگر» کمکم شکل گرفت؛ تصویری که فرد رو نه صرفا فردی که به جادو یا طلسم باور داره، بلکه دشمنی خطرناک و مرتبط با شیطان معرفی میکرد. به افرادی که متهم بودن، اتهام هایی از این دسته نسبت داده میشد: - بستن پیمان با شیطان - پرستش شیطان - بیمار کردن یا کشتن دیگران با جادو - آسیب زدن به حیوانات - نابود کردن محصولات کشاورزی - ایجاد طوفان و بلایای طبیعی - ایجاد ناباروری - شرکت در گردهماییهای مخفی - و انجام اعمالی که به عنوان رفتارهای شیطانی یا ضد دینی توصیف میشدند. اما اینها جرائم ثابتشده ی اون اشخاص نبودن؛ بلکه اتهامهایی بودن که بر اساس باورهای مذهبی، ترسهای اجتماعی و تصور آن دوران از جادو و شیطان مطرح میشدن. در بسیاری از موارد، چیزی که باعث میشد یک نفر جادوگر شناخته بشه، نه مدرکی برای داشتن قدرتهای فراطبیعی، بلکه مجموعهای از شایعات، سوءظنها، اختلافات محلی و اعترافاتی بود که گاهی تحت فشار و شکنجه گرفته میشدن. در واقع، یکی از تلخترین بخشهای تاریخ شکار جادوگران اینه که لازم نبود فرد واقعا جادوگر باشع تا جادوگر شناخته بشه؛ کافی بود متهم شود. و وقتی این اتهام وارد روند قضایی میشد، ممکن بود یک اتفاق معمولی، یک بیماری، مرگ، خراب شدن محصول یا حتی یک اختلاف با همسایه، به عنوان «مدرک» علیه فرد تفسیر بشه. به همین دلیل، وقتی دربارهی «جادوگران» این دوره صحبت میکنیم، باید بین دو چیز تفاوت بگذاریم «آنچه مردم دربارهی جادوگران باور داشتند» و «آنچه واقعا توسط افرادی که متهم شدند انجام شده بود» تاریخ به ما نشون نمیده که این اشخاص واقعا قدرتهای جادویی داشتند؛ تاریخ نشان میده که جامعهای که به وجود چنین قدرتهایی باور داشت، چگونه میتوانست انسانهای واقعی را به خاطر همین باورها متهم و مجازات کند. چرا بیشترِ متهمان جادوگری زن بودند؟ در شکارهای جادوگران، زنان در بسیاری از مناطق اروپا اکثریت متهمان رو تشکیل میدادن؛ البته مردان و حتی کودکان هم متهم میشدند. اما این موضوع یک علت واحد نداشت. یکی از عوامل مهم، تصویری بود که جامعهی آن زمان از زنان داشت. در بخشی از فرهنگ مذهبی و اجتماعی اروپای آن دوره، زنان بیشتر بهعنوان موجوداتی آسیبپذیر در برابر وسوسه، گناه و شیطان تصور میشدن. همین نگاه در نوشتههای مربوط به جادوگری هم بازتاب پیدا کرد. اما مسئله فقط باور مذهبی نبود. باورهای جنسیتی آن دوران دربارهی زنان، بدن زنان، اینکه باید اطاعت کنن و جایگاه اجتماعی که براشون از قبل تعیین شده بود اثر زیادی توی اتهام های جادوگری به زنانی داشت که برخلاف اون باور ها عمل میکردن . بخش زیادی از اتهامات از دل زندگی روزمره و روابط اجتماعی بیرون میومد. زنانی که در حاشیهی جامعه قرار داشتن، با همسایهها اختلاف داشتن، رفتارشون غیرعادی تلقی میشدذیا شهرت خوبی در محله نداشتند، بیشتر در معرض سوءظن قرار میگرفتن. بعضی از زنان نیز به دلیل نقشهایی که در زندگی روزمره داشتن مثل مراقبت از کودکان، کمک در زایمان یا استفاده از درمانهای سنتی بیشتر با بیماری و مرگ و اتفاقات مربوط به خانواده درگیر بودن . وقتی نتیجهی یک درمان بد میشد یا کودکی میمرد، این احتمال وجود داشت که مسئولیت اتفاق به آن زن نسبت داده شود. در جامعهای که از قبل دربارهی زنان کلیشههای خاصی وجود داشت، همان کلیشهها میتوانستن یک زن رو آسیبپذیرترِ اتهام کنند. چه چیزهایی میتوانست یک زن رو به عنوان یه «جادوگر» جلوه بده؟ ظاهری که برای مردم غیرمعمول تلقی میشد یا تفاوتهای بدنی مثل :«مو، چهره، زخمها، لکههای پوستی، نقصهای بدنی یا هر ویژگی ظاهری غیرمعمول» میتونست در بعضی فرهنگهای محلی با تصورات مربوط به جادو و شیطان پیوند بخوره. در برخی برداشتهای آن دوره، بدنِ متفاوت حتی میتونست بهعنوان نشانهای از فساد درونی یا ارتباط با نیروهای شیطانی تفسیر بشه. پیر بودن و تنها زندگی کردن یک زن مسن و فقیر یا زنی که روابط اجتماعی خوبی با اطرافیان نداشت، میتوانست هدف آسانتری برای شایعه و اتهام باشه. یا اگر زنی خشن، پرخاشگر بود یا رفتار متفاوتی داشت؛ «نامتعارف» تلقی میشد حتی مقاومت زنان در برابر تجاوز یا تلاش یک برای داشتن زندگی جداگانه و مستقل میتونست به شیطانی تلقی شدن او منجر بشه.
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
┈─ ׁ ⬪ ┈─ ׁ ⬪ ┈─ ׁ ⬪ ┈─ ཐི ִִ۫𝆬 ׄ 𝑓𝑎𝑘𝑒 𝑓𝑟𝑒𝑐𝑘𝑙𝑒𝑠 𝑡𝑢𝑡𝑜𝑟𝑖𝑎𝑙 . ׁ 𝆬 ִׄ𝆹𝅥 ִ ┈─ ׁ ⬪ ┈─ ׁ ⬪ ┈─ ׁ ⬪ ┈─
видео или голосовое, без подписи
ㅤ 𝗐𝖾𝗋𝖾 𝗐𝗂𝗍𝖼𝗁𝖾𝗌 𝗋𝖾𝖺𝗅𝗅𝗒 𝗐𝗂𝖼𝗄𝖾𝖽? قرن پانزدهم؛ اگر بخوایم یک بازه رو به عنوان یکی از مهمترین نقاط شکلگیری چیزی که امروز به آن «𝗐𝗂𝗍𝖼𝗁 𝗁𝗎𝗇𝗍» یا «شکار جادوگران» گفته میشه مشخص کنیم، قرن پانزدهم اهمیت زیادی داره. در اون دوره اتهاماتی که علیه جادوگران مطرح میشد، که متهمان واقعا اون کارها رو انجام نداده بودن. در این دوره، تصور تازهای از «جادوگر» کمکم شکل گرفت؛ تصویری که فرد رو نه صرفا فردی که به جادو یا طلسم باور داره، بلکه دشمنی خطرناک و مرتبط با شیطان معرفی میکرد. به افرادی که متهم بودن، اتهام هایی از این دسته نسبت داده میشد: - بستن پیمان با شیطان - پرستش شیطان - بیمار کردن یا کشتن دیگران با جادو - آسیب زدن به حیوانات - نابود کردن محصولات کشاورزی - ایجاد طوفان و بلایای طبیعی - ایجاد ناباروری - شرکت در گردهماییهای مخفی - و انجام اعمالی که به عنوان رفتارهای شیطانی یا ضد دینی توصیف میشدند. اما اینها جرائم ثابتشده ی اون اشخاص نبودن؛ بلکه اتهامهایی بودن که بر اساس باورهای مذهبی، ترسهای اجتماعی و تصور آن دوران از جادو و شیطان مطرح میشدن. در بسیاری از موارد، چیزی که باعث میشد یک نفر جادوگر شناخته بشه، نه مدرکی برای داشتن قدرتهای فراطبیعی، بلکه مجموعهای از شایعات، سوءظنها، اختلافات محلی و اعترافاتی بود که گاهی تحت فشار و شکنجه گرفته میشدن. در واقع، یکی از تلخترین بخشهای تاریخ شکار جادوگران اینه که لازم نبود فرد واقعا جادوگر باشع تا جادوگر شناخته بشه؛ کافی بود متهم شود. و وقتی این اتهام وارد روند قضایی میشد، ممکن بود یک اتفاق معمولی، یک بیماری، مرگ، خراب شدن محصول یا حتی یک اختلاف با همسایه، به عنوان «مدرک» علیه فرد تفسیر بشه. به همین دلیل، وقتی دربارهی «جادوگران» این دوره صحبت میکنیم، باید بین دو چیز تفاوت بگذاریم «آنچه مردم دربارهی جادوگران باور داشتند» و «آنچه واقعا توسط افرادی که متهم شدند انجام شده بود» تاریخ به ما نشون نمیده که این اشخاص واقعا قدرتهای جادویی داشتند؛ تاریخ نشان میده که جامعهای که به وجود چنین قدرتهایی باور داشت، چگونه میتوانست انسانهای واقعی را به خاطر همین باورها متهم و مجازات کند. چرا بیشترِ متهمان جادوگری زن بودند؟ در شکارهای جادوگران، زنان در بسیاری از مناطق اروپا اکثریت متهمان رو تشکیل میدادن؛ البته مردان و حتی کودکان هم متهم میشدند. اما این موضوع یک علت واحد نداشت. یکی از عوامل مهم، تصویری بود که جامعهی آن زمان از زنان داشت. در بخشی از فرهنگ مذهبی و اجتماعی اروپای آن دوره، زنان بیشتر بهعنوان موجوداتی آسیبپذیر در برابر وسوسه، گناه و شیطان تصور میشدن. همین نگاه در نوشتههای مربوط به جادوگری هم بازتاب پیدا کرد. اما مسئله فقط باور مذهبی نبود. باورهای جنسیتی آن دوران دربارهی زنان، بدن زنان، اینکه باید اطاعت کنن و جایگاه اجتماعی که براشون از قبل تعیین شده بود اثر زیادی توی اتهام های جادوگری به زنانی داشت که برخلاف اون باور ها عمل میکردن . بخش زیادی از اتهامات از دل زندگی روزمره و روابط اجتماعی بیرون میومد. زنانی که در حاشیهی جامعه قرار داشتن، با همسایهها اختلاف داشتن، رفتارشون غیرعادی تلقی میشدذیا شهرت خوبی در محله نداشتند، بیشتر در معرض سوءظن قرار میگرفتن. بعضی از زنان نیز به دلیل نقشهایی که در زندگی روزمره داشتن مثل مراقبت از کودکان، کمک در زایمان یا استفاده از درمانهای سنتی بیشتر با بیماری و مرگ و اتفاقات مربوط به خانواده درگیر بودن . وقتی نتیجهی یک درمان بد میشد یا کودکی میمرد، این احتمال وجود داشت که مسئولیت اتفاق به آن زن نسبت داده شود. در جامعهای که از قبل دربارهی زنان کلیشههای خاصی وجود داشت، همان کلیشهها میتوانستن یک زن رو آسیبپذیرترِ اتهام کنند. چه چیزهایی میتوانست یک زن رو به عنوان یه «جادوگر» جلوه بده؟ ظاهری که برای مردم غیرمعمول تلقی میشد یا تفاوتهای بدنی مثل :«مو، چهره، زخمها، لکههای پوستی، نقصهای بدنی یا هر ویژگی ظاهری غیرمعمول» میتونست در بعضی فرهنگهای محلی با تصورات مربوط به جادو و شیطان پیوند بخوره. در برخی برداشتهای آن دوره، بدنِ متفاوت حتی میتونست بهعنوان نشانهای از فساد درونی یا ارتباط با نیروهای شیطانی تفسیر بشه. پیر بودن و تنها زندگی کردن یک زن مسن و فقیر یا زنی که روابط اجتماعی خوبی با اطرافیان نداشت، میتوانست هدف آسانتری برای شایعه و اتهام باشه. یا اگر زنی خشن، پرخاشگر بود یا رفتار متفاوتی داشت؛ «نامتعارف» تلقی میشد حتی مقاومت زنان در برابر تجاوز یا تلاش یک برای داشتن زندگی جداگانه و مستقل میتونست به شیطانی تلقی شدن او منجر بشه.
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
┈─ ׁ ⬪ ┈─ ׁ ⬪ ┈─ ׁ ⬪ ┈─ ཐི ִִ۫𝆬 ׄ 𝑚𝑎𝑘𝑒𝑢𝑝 𝑡𝑢𝑡𝑜𝑟𝑖𝑎𝑙 . ׁ 𝆬 ִׄ𝆹𝅥 ִ ┈─ ׁ ⬪ ┈─ ׁ ⬪ ┈─ ׁ ⬪ ┈─
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи