- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 2
- Всего постов
- 28
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 37
- 1/48двое суток
- 42
- 1/72трое суток
- 45
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
هشدار سید یاسر جبرائیلی در ششم دیماه ۱۴۰۴ (دو هفته قبل از حذف ارز ترجیحی): آزادسازی نرخ ارز موجب شورش میشود 🔹 بازخوانی سخنان دکتر یاسر جبرائیلی دو هفته پیش از شورش دیماه ۱۴۰۴ به دنبال حذف ارز ترجیحی و افزایش قیمت کالاهای اساسی: 🔸سوریه، مصر، لیبی و یمن مانند ما اجرای سیاستهای اقتصاد نئولیبرال را دنبال کردند و به اینجا رسیدند! 🔸حذف یارانهها، خصوصیسازی درمان و آموزش، آزادسازی ارز و ساختن طبقه اولیگارش، همان چیزی بود که بشار اسد هم انجام داده بود. 🔸پروژه غرب ایجاد تقابل میان مردم و حاکمیت با هدف ایجاد شورش داخلی است. 🔸نه تحریم توان ایجاد تقابل میان مردم و حاکمیت را دارد، نه جنگ؛ اما سیاستهای اقتصادی حتما بین مردم و حاکمیت تقابل ایجاد میکند. 🔸آمریکا و اسرائیل توان وارد کردن نیروی زمینی به ایران ندارند. به شورش مردمی در داخل امید بستهاند. ما در وقت اضافه هستیم. من هشدار میدهم که در حال ورود به نقطه قرمز هستیم. 🔻 حکمران؛ روایت عمیق سیاست و اقتصاد @HokmranOnline
🔺 آمریکا ۲ درصد از پول نفت ونزوئلا را پس داد! 🔹سلطانی سفیر سابق ایران در ونزوئلا: ونزوئلا در ۶ ماهه اول امسال چیزی در حدود ۱۳ میلیارد دلار نفت فروخته که همه آن به یک حسابی در وزارت خزانه داری آمریکا واریز شده است. 🔹دولت ترامپ فقط ۳۰۰ میلیون دلار آن را به دولت ونزوئلا داده است. ونزوئلا حق استفاده از منابع نفتی این کشور را ندارد. @petro_graph ترامپ: خیلی نفت از ونزوئلا میگیریم. میلیاردها میلیارد بشکه نفت از ونزوئلا درمیآد. یکی از نفتخیزترین جاهای دنیاست. چندین برابر هزینهی جنگ رو درآوردیم. مثل قدیمها چپاول میکنیم. غنائم جنگ مال برندهست. با جمهوری اسلامی دوستداشتنی ایران هم همین کار رو میکنیم. @HokmranOnline ترامپ تا این لحظه حتی یکی از تحریمهای ونزوئلا را هم لغو نکرده است دکتر محمدعلی شفیعی، کارشناس مطالعات آمریکا: 🔹ونزوئلا هنوز تحریم است... 🔸آمریکا یک صندوق مثل عراق برای ونزوئلا ایجاد کرده و کل پول فروش نفت این کشور به این صندوق میریزد و آمریکا برای آن تصمیم میگیرد. 🔹ارزش پول ملی ونزوئلا هر روز در حال کاهش است چون بازارهای مالی فهمیدهاند پول فروش نفت این کشور دیگر به ونزوئلا باز نخواهد گشت.
🎨 #نقاشی 🖼 نام اثر: اولیسس و آرگوس 👨🎨هنرمند: بریتون ریویِر 🗓 سال خلق: ۱۸۷۱ @feqdanedel
🎨 #نقاشی 🖼 نام اثر: اولیسس و آرگوس 👨🎨هنرمند: بریتون ریویِر 🗓 سال خلق: ۱۸۷۱ @feqdanedel
https://youtube.com/shorts/HORLjDs0wWc?is=Z0Aucl_ilso2AUe3
✅وقتی که میگوییم بانکها اولین غارتگران منابع کشور هستند، وقتیکه بانکها هزاران بار بیشتر از تهاجم آمریکا و صهیونیسم به این کشور صدمه زده اند. 🔰وقتیکه بانکها بیشتر از حمله مغولان، ایران را تاراج کردند... 🔰بانک در ایران سازه ایی جنایتکارانه است که با فقیر سازی سیستماتیک توده های زحمتکش هر روز فربه تر میشود، ه نحوی کت دولتها را در سطح عالی به کارگزاران درجه دو خود مبدل میکنند. ✔️😔گام اول مبارزه با فساد،(اگر کسی جرآت مبارزه با بانکها را داشته باشد)انحلال بانکها و محاکمه این جنایتکاران به جرم فقیر سازی سیستماتیک مردماست. @presagee
پس از آزادسازی فرانسه در سالهای ۱۹۴۴ و ۱۹۴۵ و پیشروی نیروهای متفقین پس از عملیات روز D، کشور وارد دورهای پرآشوب شد که از آن با عنوان «پاکسازی وحشی» یا «تصفیه وحشی» یاد میشود. در این دوران، برآورد میشود حدود ۲۰ هزار زن به اتهام «همکاری افقی» با نیروهای اشغالگر آلمان، بدون محاکمه و طی مراسمی تحقیرآمیز در برابر چشم مردم مجازات شدند. بسیاری از این زنان که با نام «Les Tondues» (زنان سرتراشیده) شناخته میشوند، به دلیل داشتن رابطه با سربازان آلمانی یا حتی صرفاً بر پایه سوءظن، هدف انتقامجویی عمومی قرار گرفتند. 🆔 @Iran5History
без подписи
پیامد موشکباران کلانتریها، پادگانها، زاغهمهماتها، ایستگاههای بازرسي، پاسگاههای مرزی، ادارات آگاهی، ... پس از تضعیف چهل و هشت سالهی ارتش، ... نتیجهی پخش اخبار دزدیهای با ارقام نجومی و بی مجازات گذاشتن دزدها... پس از آزاد کردن بیدلیل بیشمار کیفزن و قاپزن از زندان توسط رئیسی پس از مغفول باقی گذاشتن جریان مباح شدن ارتکاب انواع جرائم با ساختن یک دشمن خیالی به نام چپی و پر کردن فضای سیاسی با فحاشی به آن... @darkedowran
♦️حفاران غیرمجاز طی ماههای گذشته با هجوم به گورستان باستانی «ملالر» در شهرستان بوکان، صدها گور تاریخی را شکافته و اشیای ارزشمند آن را غارت کردهاند. به گزارش صدای میراث، غارت این محوطه باستانی دستکم از شش ماه گذشته در بخش دوم گورستان شدت گرفته و تا شب گذشته نیز چهار گروه حفار غیرمجاز در این منطقه مشغول فعالیت بودهاند. این در حالی است که صدها گور تاریخی در بخش نخست این گورستان حدود ۱۰ سال پیش و پس از هجوم حفاران به شکل گسترده تخریب شده است. بر اساس این گزارش، در برخی شبها همزمان حدود ۵۰ حفار غیرمجاز در این گورستان فعالیت کردهاند، اما با وجود اطلاع از حفاریهای گسترده، اقدامی مؤثری از سوی مسئولان مربوطه برای جلوگیری انجام نشده است. صدای میراث مینویسد، گورستان باستانی ملالر در یکی از مهمترین عرصههای باستانشناسی شمالغرب ایران و در نزدیکی محوطه تاریخی «بردش» قرار دارد؛ محوطهای که در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده و به دوره عصر برنز و عصر آهن تعلق دارد. @indypersian
نوشت: آیا فکر نمیکنید که مارکس میخواست مسالهای را حل کند که راه حلی نداشت؟ نوشتم: وقتی دربارهی یک قانون علمی حرف میزنیم، به راه حل، کاری نداریم. ضروری بودن، غیرتصادفی بودن و تکرار شوندگی آن قانون، ملاک است. علم، نمیگوید که آب این ظرف که روی شعلهی اجاقگاز گذاشتهایم، حتما به جوش میآید، ممکن است، کسی یک کاسه آب سرد به آن اضافه کند یا اجاقگاز را خاموش کند و جوشیدن آب را به عقب بیندازد یا متوقف کند. کسی که اجاقگاز را خاموش کرده است، قانونی علمی را رد نکرده است؛ طبق همان قانون عمل کرده است. پرسید: شما حرفهای مارکس را علمی میدانید؟ و آیا تحولات اجتماعی را میتوان علم نامید و همان خواص علوم تجربی را برای آنها بر شمرد؟ نوشتم: من خواستم بگویم که کندی، رستوف، مکنامارا، نیکسون، پوپر و مجلهی اکونومیست، به قانونمندی علم تحولات اجتماعی، باور داشتهاند. آنها، فقط موافق تحول نبودند. مثل اینکه نخواهند آبی، به جوش بیاید. از این منظر، آنها از کسی که ثروتمند شدن بخشی از مردم ایران را مسبب اخراج محمدرضاشاه میداند، مارکسیستتر بودند. و نوشتم: این همزمانی فروپاشی مناسبات سوسیالیستی در اتحاد شوروی در دامن پپسی کولا، فیات... با کلید خوردن اجرای طرح بیرون انداختن محمدرضاشاه و با فعال شدن کنفدراسیون، قابل تامل است. تحولات اجتماعی، علم نیستند؛ واقعیتند. و نوشتم: علمی، علم است که قانونمندی داشته باشد. قانونمندی هم یعنی وقتی شرط A، به وجود آمد، B هم به وجود میآید. و علم تحولات اجتماعی، به خاطر قانونمندی هایش، علم است. نوشت: از آنجا که ارادههای انسانها میتوانند دخیل باشند ممکن است همیشه A تبدیل به B نشود. اگر اینچنین باشد، نمیشود اسم علم را روی آنها گذاشت. چه بسا شرایطی بوجود آمده و شرایط مخاطبان تفاوت داشته و دو نتیجه متفاوت داشته. یکی گفته: چه بسا تکلیف یک جنگ را طرز کار معده فرمانده معلوم میکند. نوشتم: روشن شدن تکلیف عاقبت یک جنگ، ربطی به تحول روم بردهدار، به ایتالیای فئودالی و بعدتر به ایتالیای سرمایهدار ندارد. لغو بردهداری در ایران در ۱۳۰۷ و در جهان، کار معدهی کسی نبود، تحمیل دورانی ویژه بود که پیروزی اتحاد شوروی به وجود آورده بود. لغو مناسبات ارباب و رعیتی در ایران در ۱۳۴۱. کار معدهی کسی نبود، تحمیل دورانی ویژه بود که پیروزی رعیتها بر چیانکایچک در چین، به وجود آورده بود. @darkedowran
والت رستو، مشاور امنیت ملی آمریکا در دولتهای کندی و لیندون جانسون: مارکس، عیوب سیستم سرمایهداری را درست تشخیص داده بود، اما راهحلش غلط بود. تئوریسینهای سرمایهداری باید مارکس را بخوانند تا بفهمند سرمایهداری در چه مراحلی آسیبپذیر است (مثل مراحل اولیه صنعتی شدن و فقر کارگران) و با تزریق سرمایه و اصلاحات، جلوی نفوذ کمونیسم را در آن نقاط آسیبپذیر بگیرند. رابرت مکنامارا، وزیر دفاع آمریکا، معمار استراتژیهای نظامی و امنیتی آمریکا در دوران جنگ سرد: بزرگترین ضعف غرب، عدم درک ذهنیت رقیب است. خواندن دکترینهای مارکسیستی-لنینیستی به رهبران غربی کمک میکند تا رفتار شوروی و چین را پیشبینی کنند و بفهمند آنها از کدام رخنههای اقتصادی و اجتماعی در جهان سوم برای نفوذ استفاده میکنند. ریچارد نیکسون، رئیسجمهور آمریکا و یک ضدکمونیسم سرسخت: رهبران غربی اغلب از ایدئولوژی رقیب بیاطلاعند. جاذبهی اولیه مارکسیسم در وعده عدالت اجتماعی است؛ بنابراین غرب باید مارکس را بخواند تا بفهمد سرمایهداری کجا در تامین عدالت غفلت کرده و همانجا را ترمیم کند. کارل پوپر: مارکسیسم به این دلیل قدرتمند است که روی زخمهای واقعی و بیعدالتیهای نظام سرمایهداریِ قرن نوزدهم دست گذاشته است. سرمایهداری برای بقای خود باید این نقدها را جدی بگیرد و از طریق اصلاحات تدریجی (نه انقلاب)، رخنههای خود را بپوشاند. مجلهی اکونومیست: تئوریسینهای مدافع سرمایهداری مثل مدیران و سیاستمداران باید دوباره به سراغ خواندن مارکس (بهویژه کتاب سرمایه) بروند. مارکس مکانیسم بحرانهای ادواری، انحصارات بزرگ و نحوه جابهجایی نیروی کار توسط تکنولوژی در نظام سرمایهداری را به خوبی پیشبینی کرده بود؛ پدیدههایی که امروزه نیز میتوانند ثبات سیستم را به خطر بیندازند. این ضربالمثل معروف نظامی سن تزو در کتاب هنر رزم که میگوید: «رقیب خود را بشناس تا در صد نبرد هرگز شکست نخوری»، در دوران جنگ سرد به این شکل بازسازی شد که: «مارکس را بخوان تا بدانی سرمایهداری را چگونه نجات دهی.» @darkedowran
چه کسانی مارکسیست هستند؟ آنها که قوانین تحولات اجتماعی را که مارکس، کاشف آنها بود شناختهاند و آنها را در جهت منافع خود، به کار میگیرند. جان اف. کندی، رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا: رهبران و سیاستمداران غربی باید ایدئولوژی، استدلالها و آثار کارل مارکس را بهدقت بخوانند و بشناسند؛ اما نه به این دلیل که به آن معتقدند، بلکه برای اینکه نقاط قوت، استراتژیها و تفکرات رقیب (اتحاد جماهیر شوروی و بلوک کمونیسم) را درک کنند و از این طریق بتوانند رخنهها، ضعفها و «سوراخسنبههای» سیستم سرمایهداری و جهان آزاد را در برابر نفوذ کمونیسم بپوشانند و تقویت کنند. "We must read Marx... not to adopt his philosophy, but to find the cracks in our own system and plug the holes in the dam of capitalism before the flood of communism breaks through." @darkedowran
نوشت: انقلابیها، با شور و شعار، ... انقلاب کردند و بر سر ما آوردند هر چه آوردند و خود نتوانستند جامعهای را که به وجود آوردند تحمل کنند و سپس، به خارج رفتند. نوشتم: مرجع ضمیر، یکی نیست. آنها که طرح سقوط سلسلهی پهلوی را ریختند، همانها هستند که امروز، حاکمی را بالا میآورند یا پائین میکشند. همانها هستند که شریعتیها، صمد بهرنگیها و سروشها را بالا میآورند و پائین میکشند. مردمی که فریب اینها را خوردند و هنوز میخورند، ربطی به آنها ندارند. محمدرضاشاه هم ربطی به آنها نداشت. او هم قربانی طرحهای میلتون فریدمن شد. یکی از شروط تناقض، وحدت فاعل است. روشنفکرانی که میخواستند از فوبیای ساواک نجات پیدا کنند، روشنفکرانی که هشت سال در کنار مردم و در دفاع از کشور، جانانه جنگیدند و آمد بر سرشان آنچه آمد، فعال مایشاء نبودند. محمدرضاشاه هم دیر فهمید که ساواک در خدمت او نبوده است. دیر فهمید که در بالا آوردن و پائین کشیدنش، کارهای نبوده است. @darkedowran
چرا خاورمیانه پس از انقلاب در ایران ، دیگر رنگ آرامش را به خود ندید؟؟ هنری کیسینجر داشت با شاه ایران و ملک فیصل پادشاه عربستان، سر نفت رایزنی میکرد و هیچ یک کوتاه نیامدند. ملک فیصل با یک گلوله در سرش کشته شد تا درس عبرتی شود برای همهی اعضای اوپک تا دیگر کسی نفت را مانند اسلحه بکار نگیرد. ملک فیصل از غرب خواسته بود تا میان پشتیبانی از اسراییل و نفت، یکی را انتخاب کند و غرب با کشتن او هر دو را انتخاب کرد... محمدرضاشاه نفت را گرانتر کرد، در آمریکا، کانادا، ژاپن و انگلیس و... غوغایی شد. در آمریکا و انگلیس، مردم به نشانهی اعتراض با اسب و گاری رفتوآمد میکردند. مردم انگلیس و کانادا از سرما میلرزیدند و کارخانههای ژاپنی خوابیده بود. شاه کوتاه نمی آمد... او را سرنگون کردند تا اوپک بیصاحب شود و خودشان قیمت نفت را تعیین کنند.. چرا امروزه این بخش از تاریخ معاصر ایران را سانسور میکنند؟ در کتاب شاهان نفت، اثر اندرو اسکات کوپر، توضیح داده میشود که چگونه شاه ایران و ملک فیصل پادشاه عربستان، معادلات نفتی غرب را به هم زدند و چارهای جز سرنگونی هر دو برای آمریکا نماند... محمدرضاشاه و ملک فیصل، اوپک را به هم ریختند و فیصل برای دهن کجی به اسرائیل صدور نفت را به غرب دچار مشکل کرد و باعث بحران نفتی سال ۷۳میلادی شد.... او خواست آمریکا بین نفت یا حمایت از اسراییل یکی را انتخاب کند. حتی شاه ایران پا فراتر گذاشت و تهدید کرد که قراردادهای نفتی را هرگز در سال 1979 میلادی (1357 خورشیدی )- امضا نمیکند و قصد دارد انرژی کشور را از طریق اتمی تامین کند... ملک فیصل سال ۷۵میلادی ترور میشود و جایش را به یک مشت سیاستمدار دیگر میدهد... حکومت شاه نیز سرنگون میشود و سپس از دنیا میرود و جایش را به روحانیون تازه کار میدهند.... ۱- ایران در سال 1357 چهارمین قدرت نظامی مدرن جهان را در اختیار داشت و کبری و بِل و شینوک و اف14 و هاورکرافتهایش کل خلیج فارس را احاطه کرده بود. ۲ـ برترین خطوط هواپیمایی مسافری جهان هما را بنام ایران ثبت کرده بود. ۳ـ اعتبار پول و پاسپورت دولت شاهنشاهی ایران به معتبرترینهای جهان تبدیل شده بود. ۴ـ همکاری و تبادلات علمی دانشگاههای ایران با دانشگاههای برتر جهان، دانشگاههای دولتی ایران را به یکی از معتبرترین مراکز علمی آسیا مبدل کرده بودند. اعطای بورسیه دولتی به دانشجویان نخبه جهت ادامه تحصیل در دانشگاههای برتر اروپا و بویژه آمریکا و عدم علاقهی آنها به اقامت در خارج و ترک وطن، باعث شده بود ترکیبی از هوش بالای ایرانیها با علم روز جهان پدید آید که به ادامهی این روند رو به رشد و پیشرفت کشور در آینده کمک شایانی میکرد. ۵ـ ایران پر از کارخانههای صنعتی مدرن شده بود. پیرامون تهران کارخانههای پارس، ارج، آزمایش، ایران ناسیونال، رنو، کفش ملی، صنایع غذایی مختلف همچون پاک و مینو و زمزم و... شهرهای صنعتی تبریز، شیراز، اصفهان، اراک، اهواز و... ایران را پس از ژاپن به قدرت دوم صنعتی آسیا تبدیل و پیشتاز تولید خودرو، واگن، ماشین آلات راهسازی و کشاورزی و صنایع مادر همچون ذوب آهن و فولاد و مس و آلومینیوم کرده بودند و برخی از آنها حتا به بازار شوروی و آمریکا صادر میشدند... ۶ـ ثروت ایران همراه با آینده نگری مسئولانش باعث شده بود تا این کشور سهام بسیاری از کارخانجات مهم و کلیدی را از جمله صنایع فولاد کروپ و مرسدس بنز را خریداری کند و در قلب بورس و اقتصاد جهان(خیابان منهتن) صاحب برج شود. دیگر حتی برخی از قدرتها و کشورهای اروپایی از ایران وام گرفته بودند و عملا مقروض حکومت شاه شده بودند. ۷ـ این آینده نگری به اینجا ختم نشده بود و در شرایطی که همه جهان وابسته به نفت بود و ایران ژاندارم و فرمانروای خلیج فارس سرشاز از نفت بود، مقامات ایران به فکر دستیابی و استفاده از انرژی نویی بنام انرژی اتمی بود. شاه از آمریکا راکتور تهران را خرید و سپس با زیمنس آلمان قرارداد ساخت نیروگاه اتمی بوشهر را بست و همزمان به فرانسه سفر کرد و ۱۰درصد سهام بزرگترین کارخانه اتمی اروپا را خرید و با فرانسوا میتران قرارداد خرید ۴ راکتور فرانسوی را بست. منابع: - یادداشتهایی از گوادلوپ، ژیسکار دِستن، رئیسجمهور وقت فرانسه. - مجموعه خاطرات، ملکحسین پادشاه اردن. - پاسخ به تاریخ، نوشتهی محمدرضا پهلوی. - ماموریت در ایران، نوشته ویلیام هیلیسولیوان مامور ویژه ایالات متحده در طرح تغییر و براندازی حکومت ایران. #تاریخ_معاصرایران 👇👇👇 📚https://t.me/+F_UAApSmgJM5Njk0
*♦️من در مقابل این دختر جوان چیزی برای گفتن ندارم.* *🎥این ویدیو را ببینید و به حال نسل جوان و نوجوان آینده ایران یک دل سیر اشک بریزید!* 🔻این دختر دانشآموز نگار پیوسته است، نگار یکی از سرمایههای ملی است. سرمایهای که باید روی سر گذارده و حلوا حلوایش کنند،…
*♦️من در مقابل این دختر جوان چیزی برای گفتن ندارم.* *🎥این ویدیو را ببینید و به حال نسل جوان و نوجوان آینده ایران یک دل سیر اشک بریزید!* 🔻این دختر دانشآموز نگار پیوسته است، نگار یکی از سرمایههای ملی است. سرمایهای که باید روی سر گذارده و حلوا حلوایش کنند، گوش کنید ببینید چه میگوید!! 🔻همه چیز این ویدیو گریهآور است، از حرفها تا آدمها.. *🔻ببینید نگار خانوم پیوسته چگونه نظام آموزشی را حلاجی می کند.* *🔻ببینید شناخت او از سازوکار آموزشی وجذب نخبگان از دید او بر چه مداری قرار دارد.* *🔻ببینید چگونه راهکار می دهد ببینید چگونه ایران دوستی اش تا عمق وجودش ریشه زده
نوشتم: چند سؤال! آیا نمایندگان مجلس شورای ملی، سلسلهی قاجار را برچیدند؟ آیا آتاتورک، امان الله خان، چیانکایچک و رضاخان، برای اجرای طرح کمربند سبز/ بهداشتی به دور اتحاد شوروی، بالا آورده نشدند؟ آیا رضاشاه یا امانالله خان، تفاوت دو مفهوم شاه قدسی و شاه غیر قدسی را میفهمیدند؟ آیا بالا آورده شدن امانالله خان و رضاشاه، انتخابی ملی بود؟ آیا در قرارداد فوریه1921 میان روسیه و ایران، ایران متعهد نشده بود که در ازای تخلیه ایران از قوای روسیهی تزاری، خاک ایران را در اختیار دشمنان روسیه قرار ندهد؟ آیا اگر استراتژی حملهی سریع آلمان به خاک روسیه ناکام نمیماند، ایالات متحده، در کنار روس و انگلیس قرار میگرفت؟ آیا اگر رضاشاه، مثل ایالات متحده، حاضر میشد موضع عوض کند و پشت به آلمان کند، بر کنار میشد؟ آیا شاه لیبرال جوان، مصداق خارجی دارد؟ آیا محمدرضاشاه جوان، لیبرال بود؟ آیا امروز که استبداد، میدان سیاست را در آمریکا و اروپای دموکرات، از آن خود کرده است، شاهزاده رضا پهلوی میتواند لیبرال باشد؟ آیا شاهزاده رضا پهلوی، برای ایالات متحده، بیش از یک گزینه برای توجیه کشتارها و برای تجزیه ایران است؟ @darkedowran
نوشت: پادشاه یا ظل الله! نهاد پادشاهی در ایران ریشهدارترین و کهنترین سنتها را پشت خود داشت. پرسش بزرگ تاریخ معاصر ما این است که چطور درختی چنین تناور با ریشههای هزاران ساله از خاک برکشیده شد؟ شاهان تا دورۀ قاجار خود را «ظلالله» (سایۀ خدا) میدانستند و نزد مردم چنین پنداشته میشدند. کافی است به ۱۱۳ سال پیش برگردیم و از نامۀ آیتالله طباطبایی، رهبر مشروطهخواهان، به مظفرالدینشاه یاد کنیم. آیتالله خطاب به شاه میگوید: «به خداوند متعال قسم، دعاگویان، اعلیحضرت را دوست داریم. صحبت و بقای وجود مبارک را روز و شب از خداوند تعالی میخواهیم. پادشاه رئوف و مهربان بیطمع باگذشت را چرا نخواهیم؟ راحت و آسایش ماها از دولت اعلیحضرت است. مقاصد دعاگویان در زمان همایونی صورت خواهد گرفت چنین پادشاهی را ممکن است دوست نداشته باشیم؟ حاشا!» اما شصت سال بعد آیتاللهی دیگر، شاه ایران را نوکر شیطان بزرگ توصیف میکرد! با سرعتی نامنتظره «سایۀ خدا» تبدیل شد به «سایۀ شیطان بزرگ»! اینکه چگونه «ظلالله» به «ظلالشیطان» تبدیل شد، از پرسشهای اساسی تاریخ ماست و دربارهاش باید اندیشید. در این نوشتار در این مبحث لبی تر میکنیم تا در فرصتهای دیگر آن را عمق و گسترش بخشیم. پرسش نخست این است که زوال نهاد سلطنت چه «مراحلی» داشت؟ سریر ظلاللهی نه یکباره، که گامبهگام فروپاشید. به گمانم تیری که میرزارضای کرمانی به سینۀ سلطان صاحبقران، ناصرالدینشاه شلیک کرد شروع فرایند زوال بود (سال ۱۸۹۶). پیام این بزرگترین قتل سیاسیِ تاریخ جدید ایران این بود که «رعیت میتواند شاه را بکشد!» گام دومِ تضعیف نهاد سلطنت برخلاف تصور رایج «انقلاب مشروطه» نبود، بلکه اتفاقاً مشروطه بهترین راه برای «بهروزرسانی سلطنت» بود. اختیارات شاه محدود شد، اما جایگاه کبریایی او حفظ شد. گام دوم، رفتار نابخردانۀ محمدعلیشاه با مجلس نوپا و مشروطهخواهان بود. البته میتوان انصاف پیشه کرد و از تندرویهای انقلابیها هم یاد کرد، اما بانی و میراثدار تاجوتخت محمدعلیشاه بود و مسئولیت این نهاد با او بود. محمدعلیشاه به جای ایفای نقش پدری، خود یک سر دعوا شد و این خطای بزرگ او بود. در نتیجه آدم کشت، بیاعتبار شد و لطمۀ بزرگی به میراثی که در دست داشت زد! مجاهدان تهران را گرفتند و شاه لجوج آواره شد. دوباره خواست با اتکا به قوای روس تاج را تصاحب کند؛ که نشد. شاهی صغیر بر تخت نشست. نُواب او مردان خردمندی بودند، اما چنین شاهی بسیار بعید بود بتواند جایگاه اجدادش را به کف آورد. ضربۀ سنگین بعدی به نهاد پادشاهی را کسی زد که اتفاقاً به گمان برخی زیبندهترین شاه ایران مدرن بود: رضاشاه. تغییر دودمان شاهی آن هم به دست نمایندگانِ ــ واقعی یا صوری ــ مردم، بدعتی بود که عاقبت نامعلومی داشت. رضاشاه همۀ آن خدماتی که در مقام شاهی انجام داد، در مقام رئیسالوزرایی هم کموبیش میتوانست انجام دهد. اما بر شاخه نشست و بُن برید. رضاشاه هالۀ قدسی را از مقام سلطنت گرفت و معنایی مدرن به مقام پادشاهی بخشید. این ایدۀ مدرن پادشاهی بسیار کارآمد بود، اما این کارآمدی به بهای از دست دادن ریشههای عمیق به دست آمد. روز تاجگذاری رضاشاه، فروغی نطق باشکوهی انجام داد که میتوان آن را مانیفست سلطنت پهلوی دانست. او آنجا بسیار کوشید تأکید کند این تاجگذاری در امتداد پادشاهی جمشید و فریدون و کیخسرو و کورش است... تا برسد به شاه عباس کبیر و اکنون شاه نو. فروغیِ زیرک و همهچیزدان بهتر از هر کس میدانست این جابجایی سلطنت باعث میشود ماشینی کارا و پرتوان ایجاد شود، اما خلعتِ «خدادادی» سلطنت تبدیل میشود به «انتخابی ملی» و این یعنی شاه از این پس «وابسته به خواست ملت» است. فروغی برای همین آنهمه از جمشید و انوشیروان یاد میکرد. مرحلۀ بعدی تضعیف سلطنت برکناری شاه با مداخلۀ قوای خارجی بود (۱۹۴۱). پیشتر هم گفتهام که طلبکاری بزرگ ایرانیان از اشغالگران روس و بریتانیایی این است که به چه حقی شاه ایران را برکنار کردند و اتفاقاً این پرسش هیچگاه (به طرز شگفتآوری هیچگاه!) خریداری نداشته است! پس تا اینجا معلوم شد هم میتوان شاه را کشت، هم میتوان با او جنگید، بیرونش کرد و طفل صغیرش را بر سریر نشاند، هم میتوان خاندان سلطنتی را عوض کرد و هم بیگانگان میتوانند شاهمان را بردارند... ریشههای این درخت بسی سست شده بود، مانده بود اکنون شاه لیبرال جوان وارد مرحلۀ آخر نبرد شود؛ نبرد در برابر سه ایدئولوژی نیرومند: مارکسیسم، جمهوریخواهی و اسلامگرایی. اگر این سه ایدئولوژی متحد میشدند شکست این شاهِ غیرقُدسیشده حتمی بود... ✍مهدی تدینی