tgindex
کانال دکتر حجت اله مرزانی

کانال دکتر حجت اله مرزانی

Статистика
@darsi_marzaniперсидский

ارتباط با مدیر کانال hojatmarzani@

Последний пост
12 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
1
Всего постов
26
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
296
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
49
26 постов
Вовлечённость
16,6%
к подписчикам
Постов в день
0,1
всего 26
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
31
1/48двое суток
35
1/72трое суток
38

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • без подписи

  • 10 авг.462из ali_sarzaeem

    زنده کردن جامعه حمیدرضا رجب‌زاده، مداح جوان را وحشیانه کشته‌اند. هیچ نشانه‌ای در دست نیست که بگوید او رهبر یک جریان سیاسی یا اجتماعی یا چهره‌ای با شهرت بالا بوده است. در عین حال پیدا است که به احتمال تقریبا ۱۰۰٪ او را بر اساس هواداریش از انقلاب و مقاومت انتخاب کرده‌اند. او فقط یکی از هواداران مردمی انقلاب اسلامی بود؛ کسی که در مجالس اهل‌بیت می‌خواند و در میان مردم زندگی می‌کرد. ربایش او سیاسی بود و انتخابش نسبتاً تصادفی. قاتلان با برنامه‌ریزی و خونسردی عمل کردند، از عملیات شکنجه و قتل فیلم گرفتند و آن را به خانواده‌اش رساندند. این جنایت، تکرار الگویی است که پیش‌تر آزموده شده و شکست خورده است. در ابتدای دهه‌ی شصت، فرقه‌ی رجوی موجی از ترورهای «انتخاب بر اساس دسترسی» را به راه انداخت. کشتگان اغلب نه از میان مسئولان ارشد، که از میان مردم عادی و معتقد بودند. همان منطق تصادفی بودن، همان برنامه‌ریزی و همان تلاش برای ایجاد رعب عمومی در دل جامعه. آن موج به هیچ نتیجه‌ای نرسید. نه اراده‌ی ملت را شکست و نه مسیر انقلاب را منحرف کرد. امروز هم نشانه‌هایی از همان الگو دیده می‌شود؛ گروه‌های ضد انقلاب با حمایت‌های خارجی، با روش و حمایت اسراییلی، وقتی از رویارویی مستقیم ناتوان شده‌اند، به ترور کور روی می‌آورند. اما تاریخ نشان داده که این روش محکوم به شکست است. دردناک است که رسانه‌ها خبر قتل حمیدرضا رجب‌زاده را مثل یک اتفاق حاشیه‌ای اعلام کردند. امروز که خبر تأیید شد، روز خبرنگار بود. فضای رسانه‌ای پر از پیام‌های رسمی درباره‌ی جایگاه خبرنگار و آزادی بیان بود، همچنین آکنده از انشاهایی بی‌محتوا و زشت که هیچ محتوایی ندارند جز این که «خبرنگار خوب است و ما خبرنگار را دوست داریم»، اما قتل یک انسان با چنین انگیزه‌هایی جایی در اولویت‌های رسانه‌ای نیافته است. این به حاشیه راندن، خود چرخ‌دنده‌ای از ماشین خودکاری ناآگاه است که ناخودآگاه به کار منطق ارعاب و تروریزم می‌آید.خداوند در آیه‌ی ۱۷۹ سوره‌ی بقره می‌فرماید در قصاص برای شما حیات است، ای صاحبان خرد. قصاص زندگی می‌بخشد. سپس در آیه‌ی ۳۲ سوره‌ی مائده می‌فرماید هرکس انسانی را جز به قصاص یا فساد در زمین بکشد، چنان است که گویی همه‌ی مردم را کشته است. تروریسم با پراکندن ترس دقیقاً می‌کوشد جان جامعه را بگیرد و همان قتل جمعی را محقق کند. ادامه‌ی آیه‌ی ۳۲ سوره‌ی مائده می‌گوید و هرکس انسانی را زنده کند، چنان است که گویی همه‌ی مردم را زنده کرده است. زنده کردن فرد و جامعه با قصاص ممکن است؛ همان حیاتی که آیه‌ی ۱۷۹ سوره‌ی بقره وعده داده و آیه‌ی ۳۲ سوره‌ی مائده آن را به عظمت نجات همه‌ی انسان‌ها پیوند زده است. این‌جا توجه به این نکته شایسته است، که تروریزم تنها حرکتی علیه گروه هدف نیست، فراتر از آن، گسترنده‌ی ناامنی ذهنی و بعد عینی در تمام اقشار و بخش‌های جامعه است.همه‌ی این‌ها یعنی در برابر قتل انسان نمی‌توان بی‌طرف بود. بی‌طرفی در اینجا پذیرش کشتار جامعه است. او تنها مدافع انقلاب نبود، یک انسان و یک شهروند و علاوه بر آن مدافع وطن و انقلاب بود. دفاع از خون او، دفاع از اصل حیات اجتماعی است. باید پیگیری حقوقی جدی خواست، خانواده را تنها نگذاشت و هوشیار بود؛ نه با ترس، که با اطمینان به این که الگوهای شکست‌خورده‌ی گذشته، امروز هم به نتیجه نخواهند رسید. این ترور، اقدام به قتل تمامی جامعه است و باید با آن با دقت و جدیت برخورد شود. فراموش کردن هر یک از این دو رکن می‌تواند به قاتلان در رسیدن به اهداف خود کمک کند. ✍کورش علیانی ۱۷ مرداد ۱۴۰۵ @makshufat

  • 10 авг.41из rezanasrichannel

    و می‌تواند بابت دارو و واکسن‌هایی مطالبه خسارت کند که واشنگتن در جریان یک پاندمی، تحت سیاست «فشار حداکثری»، راه ورود آنها را مسدود کرد؛ آن هم پس از آنکه دیوان بین‌المللی دادگستری در سال ۲۰۱۸، پیشاپیش آمریکا را ملزم کرده بود از ایجاد مانع در برابر کالاهای بشردوستانه دست بردارد. آن‌که عدالت و انصاف می‌طلبد، باید با «دست‌های پاک» به دادگاه بیاید. این دست‌ها پاک نیستند. به خون آلوده‌اند. https://x.com/i/status/2086899370163614164

  • 10 авг.351из rezanasrichannel

    در پاسخ به طلب غرامت ترامپ: ترجمه: متجاوز نمی‌تواند دفتر حسابی برای خود نگه دارد و سپس صورت‌حساب آن را پیش روی قربانی بگذارد. نخستین نکته‌ای که باید درباره مطالبه‌ای که اکنون از واشنگتن مطرح می‌شود فهمید، همین است. از زمان رأی دیوان دائمی دادگستری بین‌المللی در قضیه کارخانه شورژوف (Chorzów Factory) در سال ۱۹۲۸، این قاعده تثبیت شده است: جبران خسارت باید «تمام آثار عمل غیرقانونی را محو کند». تعهد به جبران، به حکم خودِ قانون و از نفسِ فعل متخلفانه ناشی می‌شود و از لحظه ارتکاب آن فعل ایجاد می‌گردد. رأی دیوان در قضیه کانال کورفو (Corfu Channel) در سال ۱۹۴۹ و ماده ۳۱ مواد کمیسیون حقوق بین‌الملل درباره مسئولیت دولت‌ها نیز همین اصل را تأیید می‌کنند. این دین حتی اگر مذاکره‌کنندگان ایرانی آن را مطرح نکنند، ساقط نمی‌شود. سپس نوبت به توجیه می‌رسد: گفته می‌شود جنگ «به این دلیل آغاز شد که آنها نخواهند سلاح هسته‌ای داشته باشند». چنین ادعایی تجاوز را به دفاع مشروع تبدیل نمی‌کند. ماده ۲ بند ۴ منشور ملل متحد، توسل به زور را منع می‌کند؛ ماده ۵۱ تنها در پاسخ به یک «حمله مسلحانه» که واقع شده یا قریب‌الوقوع است، حق دفاع مشروع را به رسمیت می‌شناسد. برنامه‌ای که تحت نظارت مستمر پادمان‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی قرار دارد و هیچ مرجع صالحی وجود سلاح هسته‌ای را احراز نکرده است، هیچ‌یک از این دو وضعیت را تشکیل نمی‌دهد. دیوان بین‌المللی دادگستری در آرای متعدد خود، از جمله در قضیه نیکاراگوئه (Nicaragua, 1986)، قرائت‌های موسع از حق دفاع مشروع را رد کرده است. این امر به‌طور خاص در مورد همین دولت در قضیه سکوهای نفتی (Oil Platforms, ایران علیه ایالات متحده، ۲۰۰۳) نیز صدق می‌کند؛ جایی که دیوان استناد آمریکا به دفاع مشروع برای حمله به تأسیسات ایرانی را نپذیرفت. آنچه پنج ماه پیش آغاز شد، واکنشی دفاعی نبود. این همان توسل به زوری بود که منشور ملل متحد آن را منع می‌کند؛ به تعبیر نورنبرگ، «عالی‌ترین جنایت بین‌المللی». از اینجا نکته اصلی روشن می‌شود: متجاوز نمی‌تواند خود را در مقام طلبکار بنشاند. Ex injuria jus non oritur، یعنی «از عمل نامشروع، حقی پدید نمی‌آید»، شعار نیست؛ یک قاعده حقوقی است که دیوان در قضیه گابچیکووو ـ ناگیماروش (Gabčíkovo-Nagymaros, 1997) نیز بر مبنای آن عمل کرد: هیچ طرفی نمی‌تواند از رفتار غیرقانونی خود منتفع شود. روشن‌ترین نمونه معاصر آن، قضیه فعالیت‌های مسلحانه (Armed Activities, جمهوری دموکراتیک کنگو علیه اوگاندا) است؛ جایی که دیوان مداخله اوگاندا را مصداق توسل غیرقانونی به زور تشخیص داد و در سال ۲۰۲۲، متجاوز را به پرداخت غرامت به قربانی محکوم کرد، نه برعکس. مسیر جبران خسارت یک‌سویه است: از دولتی که صلح را نقض کرده است به سوی دولتی که سرزمین و مردمش پیامدهای آن را متحمل شده‌اند. ادعای متقابل نیز به همان اندازه پوچ است. یک دولت تنها می‌تواند ادعاهای اتباع خود را از طریق حمایت دیپلماتیک مطرح کند؛ واشنگتن هیچ سمت یا مبنای حقوقی برای صدور صورت‌حساب علیه تهران بابت ایرانیانی که ادعا می‌کند در خیابان‌های ایران کشته شده‌اند ندارد. ادعای «۵۲ هزار کشته در پنج ماه» دروغ است. هزینه انسانی بمباران و تروریسم اقتصادی نیز در اینجا از سوی همان طرفی بر دوش قربانی گذاشته می‌شود که مهمات و بمب‌ها را بر سر او فرود آورده است. افزون بر این، مطالبات و گلایه‌های واقعی یا ادعایی مربوط به دهه‌های گذشته نمی‌توانند دِینی را که امروز ایجاد شده است تهاتر یا تسویه کنند. اما اگر واشنگتن خواهان حسابرسی کامل از گذشته است، دفتر حساب به سود آن نخواهد بود. ایران می‌تواند میلیاردها دلار بابت کودتای ۱۹۵۳ مطالبه کند؛ کودتایی که در آن ایالات متحده نخست‌وزیر منتخب ایران، محمد مصدق، را سرنگون کرد و دیکتاتوری سلطنتی‌ای را تثبیت کرد که واشنگتن برای ربع قرن به آن سلاح داد و از آن حمایت کرد. می‌تواند بابت ساواک، پلیس مخفی شاه، که با کمک آمریکا ایجاد و آموزش داده شد و هزاران نفر را شکنجه و به قتل رساند، مطالبه خسارت کند. می‌تواند بابت هشت سال جنگی که ایران هزینه آن را نزدیک به یک تریلیون دلار برآورد می‌کند، مطالبه غرامت کند؛ جنگی که توسط صدام حسین به راه افتاد، در حالی که واشنگتن به او کمک مالی و اطلاعاتی می‌کرد و از او حمایت می‌کرد، حتی هنگامی که او در سردشت و دیگر مناطق، سربازان و غیرنظامیان ایرانی را با سلاح شیمیایی هدف قرار می‌داد؛ اقدامی که آشکارا ناقض پروتکل ژنو ۱۹۲۵ بود. می‌تواند بابت خروج آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۸، در حالی که ایران کاملاً به تعهدات خود پایبند بود، مطالبه خسارت کند؛ اقدامی که در تعارض با قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت و الزام‌آوری حقوقی‌ای بود که منشور ملل متحد برای تصمیمات شورای امنیت مقرر کرده است.

  • 8 авг.34из motahari_ir

    🟢 اسلام مکتب انسانیت‌دوستی است نه مکتب انسان‌دوستی 🔹انسان‌دوستی و فلسفه بشردوستانه یعنی چه؟ آیا معنی انسان‌دوستی، شخص انسان‌ دوستی است؟ پس هر عاشقی که معشوق خود را دوست دارد انسان‌دوست است. و یا اینکه همه انسانها را اعم از خوب و بد، صالح و طالح، ستمگر و عادل، عفیف و ناپاک همه را یکسان [دوست] داشته باشیم؟ و یا انسان‌دوستی یعنی انسانیت‌دوستی و انسانیت‌دوستی یعنی راه انسانیت و هدف انسانیت را در خلقت، و کمال انسانیت را دوست داشته باشیم؟ علی‌دوستی انسانیت‌دوستی است، زیرا هیچ کس علی(ع) را به خاطر شخصش دوست نمی‌دارد، به این جهت دوست می‌دارد که او تجسمی بود از انسانیت. او عالم بود، حق‌پرست بود، پاک بود، شجاع بود، حرّ بود، خصم ظالم و عون مظلوم بود، عادل بود، از خود گذشته بود، پرهیزکار بود، بنده حق بود، دوست حق بود، استثمارگر نبود، تنبل نبود، راحت‌طلب نبود، مجاهد بود. 🔹یا باید انسان‌دوست بود و یا انسانیت‌دوست. لومومبا و چومبه هر دو انسانند، یزید و امام حسین(ع) هر دو انسانند، ولی در دو قطب مخالف قرار گرفته‌اند. اگر این دو قطب را دوست [داشته‌] باشیم معنی‌‌اش این است: ما نسبت به انسانیت و ضدانسانیت بی‌تفاوتیم، پس انسانیت‌دوست نیستیم. 🔸اسلام انسانیت‌دوستی دارد نه انسان‌دوستی‌. یک نکته اساسی در اسلام این است که مکتب انسانیت‌دوستی است نه مکتب انسان‌دوستی. اومانیسم، انسان‌دوستی است و صلح کل است و این ضد انسانیت‌دوستی است. 📗یادداشت‌های استاد مطهری، ج ۱، ص ۴۰۳ 🔻کانال رسمی «بنیاد شهید مطهری» در تلگرام، بله، ایتا و سروش t.me/motahari_ir ble.ir/motahari_ir eitaa.com/motahari_ir sapp.ir/motahari_ir

  • 7 авг.46из jalaeipour

    ⭕️ چند مشاهده از مشایهٔ اربعین امسال   دو سال پیش ‌‌تجربه‌ام از مشایهٔ اربعین را نوشتم و سال گذشته هم چند تغییری که به چشمم آمد را گفتم. در مشاهدات امسالم امهات همان بود که دو سال بیش نوشتم و تکرار نمی‌کنم. چند چیز هم نسبت به قبل تغییر کرده بود و جلب نظر می‌کرد:   🔹 اکثر قریب به اتفاق موکب‌ها که عراقی و مردمی هستند در سال‌های قبل عکس رهبران سیاسی شیعیان را نصب نمی‌کردند (به جز موکب‌های نزدیک به حشد الشعبی). امسال ولی در کسر بزرگی از این موکب‌های مردم عادی، عکس رهبر شهید و سایر رهبران مقاومت در برابر اسرائیل را می‌دیدی. گویی امسال اربعین سیاسی‌تر یا «خیرجمعی‌اندیش‌تر» شده بود. انگار عموم میلیون‌ها شرکت‌کننده و ده‌ها هزار خدمت‌رسانِ میزبان به نوعی روح و روحیهٔ همبسته و جمعی و حتی سیاسی و حساس به «امر عمومی» و در خدمت شکلی از مقاومت و استقامت و ظلم‌ستیزی و بیداری و دادگری در منطقه و جهان نزدیک‌تر شده بودند.   🔹 پرچم ایران و پرچم‌های سرخ و پرچم فلسطین امسال بسیار پرشمارتر از سال‌های قبل دیده می‌شد و واکنش شیعیان غیرایرانی به کسانی که پرچم ایران یا عکس رهبران و شهدای ایران در جنگ‌های اخیر را در دست داشتند مثبت‌تر شده بود. به خصوص نسبت به موشک‌های ایران و مقاومت ایرانیان در برابر تجاوزهای اخیر ابراز احساسات گرم می‌دیدی و شیعیان غیرایرانی خیلی بیش از سال‌های قبل به ایرانیان و مقاومتشان افتخار می‌کردند و این حس حمایت و افتخار را نشان می‌دادند.   🔹 تعداد زنان و کودکان در مشایه بیشتر از قبل شده بود. گروه‌های دوستی زنانِ جوان یا میانسال که معلوم بود با هم و بدون نیاز به همراهی مردان خانواده به مشایه آمده بودند بیشتر شده بود. راحت‌تر شدن سفر،‌ آشنا شدن با مسیر و لوازم این سفر، امنیتی که زائران در سفرهای قبل با خانواده تجربه کردند،‌ و تبدیل حضور در اربعینِ کربلا به نوعی نیاز و عادت سالانه، قاعدتا در افزایش سفر زنان بدون مردان خانواده موثر بوده است. والدین جوانی که با فرزندان خردسال‌شان آمده بودند هم بیشتر شده بود. مسقف شدن بخش بزرگی از مسیر مشایه توسط یکی از تاجران عراقی و دسترس‌پذیر و هموار شدن مسیر برای کالاسکهٔ کودکان هم این همراه‌سازی کودکان را راحت‌تر کرده است.   🔹 تعداد پسران نوجوان و جوان هم که بدون خانواده و همراه با دوستان‌شان آمده بودند بیشتر از سال‌های قبل بود. شورِ مناسک اربعین هم هر سال گویی بیشتر می‌شود و برای بخشی از این نوجوانان بسیار جذاب است. در بین ده‌ها دستهٔ سازمان‌یافته و پرجمعیتِ هیئات شهرهای مختلف کشورهای مختلف که در شب اربعین در شارع‌الحسین و حرم‌ امام حسین و حضرت عباس و بین‌الحرمین به نوبت وارد می‌شوند و سینه‌زنی و به سبک محلی‌شان عزاداری می‌کنند، پرتعدادترین و پرشورترین‌ها کاملا جوانانه بودند. بعضا چند هزارنفره و با شور و غوغایی که گویی هر سال بیشتر می‌شود. در دسته‌های پرشور و بزرگ‌ترِ مداحانی مثل مرتضی یبرنژاد (اهل خوزستان ایران)،‌ حسین ستوده و محمدباقر الخاقانی اغلب جوانان زیر ۲۲ سال بودند که از شهرهای مختلف ایران و عراق برای حضور در این دسته‌ها در شب اربعین به کربلا آمده بودند و چند ساعت سینه‌زنی بسیار پرشور و گرم و با ریتم تند داشتند و به وضوح شیفتهٔ این تجربه و مداح جوان‌پسندشان بودند.   🔹 در عراق حجاب اجباری نیست، اما در طول مسير و در کربلا حتی یک بی‌حجاب هم نمی‌بینی. حتی کسانی که در ایران بی‌حجابند در مشایه روسری به سر می‌کنند. به ویژه وقتی با خیابان‌های شهرهای زیارتی مشابه در ایران - قم و مشهد - مقایسه می‌کنی روشن‌تر می‌شود که در پوشش و سبک زندگی،‌ قدرت و تاثیر کنترل اجتماعی و انتخاب داوطلبانه بسیار بیشتر از قانون و اجبار انتظامی است.   🔹 مشایهٔ اربعین مناسکی‌است که در عین پیوستگی‌ای که با سنتی قدیمی دارد، در حال تغییری تدریجی است به سمت فراملی‌تر شدن، تکثرپذیرتر شدن، وام‌گیری‌های مناسکیِ شیعیان مناطق مختلف از همدیگر، افزایش زائران از کشورهای همسایه و همهٔ قاره‌های جهان، سطوح جدیدی از سازمان‌یافتگی و برنامه‌ریزی مناسکی و شکوهی که نه فقط در سنت مناسکی تشیع، که در سطح جهانی بی‌نظیر است. کربلای شب اربعین تا صبح در نوعی برانگیختگی و خلسهٔ معنویِ جمعی زنده‌ترین شهر جهان می‌شود و همهٔ‌ گذرها و کوچه‌‌های شهر و اهالی‌اش جشنواره‌ای عظیم از نیکی و نذر و دهش و همبستگیِ مناسکی به پا می‌کنند و زیر پرچم امام حسین میلیون‌ها زائر از طبقات اجتماعی و ملل و زبان‌های مختلف به زبان حال و قال می‌گویند: ان الحسین یجمعنا. سعادتمندیم که وارث سنت و عضو شبکه‌ای از انسان‌ها هستیم که به ما فرصت تجربهٔ حضور در چنین گردآمدنِ زاینده و بالنده‌ای را می‌دهد. حقا حیف است ایرانی باشیم و به خاطر «حجاب معاصرت» یا لجبازی سیاسی از این تجربهٔ تاثیرگذار، قدرتمند و ازدست‌ندادنیِ مدنی و معنوی محروم بمانیم. @jalaeipour

  • 6 авг.45из meshkatanalysis

    دلایل توقف حملات برنامه ریزی شده آمریکا به ایران چه بود؟ معاریو پاسخ می‌دهد بر اساس گزارشی تحلیلی روزنامه عبری‌زبان «معاریو» که با استناد به افشاگری‌های شبکه سی‌ان‌ان و ارزیابی‌های مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی (CSIS) تدوین شده است، ارتش ایالات متحده در جریان تقابل نظامی اخیر با ایران، با بحران بی‌سابقه مهمات و «کاهش خطرناک» ذخایر راهبردی خود مواجه شده است. این گزارشگر تصریح می‌کند که واشنگتن تاکنون نزدیک به ۸۰ درصد از موشک‌های رهگیر سامانه پیشرفته تاد و حدود نیمی از موشک‌های پاتریوت خود را مصرف کرده است؛ آماری که با توجه به ظرفیت محدود و کند تولید ماهانه در صنایع دفاعی آمریکا (تنها ۱۵ موشک تاماهاک و ۲۰ رهگیر پاتریوت)، بازسازی و جبران آن به بیش از سه سال زمان نیاز خواهد داشت. به روایت این تحلیل، روند پرشتاب تخلیه انبارهای تسلیحاتی پنتاگون، نه‌تنها چتر پدافندی ایالات متحده را در معرض فلج شدن قرار داده، بلکه متحدان این کشور را نیز در برابر قدرت‌نمایی تهران بی‌دفاع ساخته است. در بخش دیگری از این ارزیابی راهبردی، تحلیلگر معاریو ضمن واکاوی پیامدهای ژئوپلیتیک و میدانی این بحران، خاطرنشان می‌سازد که تهی شدن زرادخانه‌های دفاعی و تهاجمی آمریکا، موجی از هراس عمیق را در میان متحدان واشنگتن در حاشیه خلیج فارس برانگیخته است؛ چرا که آن‌ها به شدت نگران آسیب‌پذیری زیرساخت‌های انرژی خود در برابر حملات تلافی‌جویانه موشکی و پهپادی ایران هستند. وی در ادامه می‌افزاید که ترکیب همین فشارهای منطقه‌ای با هشدارهای جدی و درون‌سازمانی ژنرال «دن کین»، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا مبنی بر اتمام تسلیحات دوربرد و نقطه‌زن، در نهایت موجب شد تا دونالد ترامپ از اجرای عملیات نظامی برنامه‌ریزی‌شده علیه اهدافی در ایران عقب‌نشینی کرده و دستور توقف آن را صادر کند. در نهایت، این تحلیل با نگاهی جامع به آینده نتیجه‌گیری می‌کند که تداوم این فرسایش نظامی، نه‌تنها توانمندی عملیاتی ایالات متحده را در برابر ایران محدود می‌سازد، بلکه آمادگی رزمی واشنگتن را برای هرگونه رویارویی احتمالی با رقبای استراتژیک جهانی نظیر چین و روسیه به طور جبران‌ناپذیری تضعیف خواهد کرد. منبع: https://www.maariv.co.il/news/world/article-1352381 لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه: تلگرام: https://t.me/meshkatanalysis بله و ایتا: @meshkatanalysis

  • без подписи

  • без подписи

  • 3 авг.58из motahari_ir

    🟢 اشتباه بزرگ دستگاه اموی در به اسارت گرفتن خاندان اهل بیت(ع) 🔹 خدا رحمت کند مرحوم آیتی را (رضوان الله علیه) چه مرد بزرگواری بود، چه عالم متقی‌‌ای بود که از دست ما رفت. ایشان یک کتابی دارد به نام «بررسی تاریخ عاشورا». در میان کتاب‌هایی که به زبان فارسی در این زمینه نوشته شده است اگر نگویم بهترین آنهاست، قطعاً از بهترین آنهاست. 🔹 در آنجا این مرد روی این مطلب خیلی تکیه کرده است که اصلاً تاریخ کربلا را اسرا نگهداری کردند. بزرگترین اشتباهی که دستگاه اموی کرد، مسئله‌ اسیر گرفتن و اسیر بردن اهل بیت و سِیر دادن آنها به کوفه و بعد به شام بود. 🔹 اگر این کار را نکرده بودند، شاید می‌توانستند این تاریخ را محو کنند یا لااقل یک مقدار از اثرش و از قدرتش بیندازند، ولی به دست خودشان کاری کردند که فرصت برای اهل بیت پیغمبر ایجاد کردند و آنها این تاریخ را در دنیا مسجّل کردند. 🔹 باور نمی‌کردند یک عده زن و بچه خرد شده و مصیبت دیده، این‌چنین حداکثر استفاده را از این فرصتها ببرند و چطور اینها تبلیغ کردند! 📗 شهید آیت‌ الله مطهری، حماسه حسینی، ج۱، ص۲۹۳-۲۹۲ (با اندک تلخیص) 🔻کانال رسمی «بنیاد شهید مطهری» در تلگرام،ایتا، بله و سروش t.me/motahari_ir eitaa.com/motahari_ir ble.ir/motahari_ir sapp.ir/motahari_ir

  • 1 авг.66из usfacts

    ‏🔴 نیویورک تایمز: بمبی که دو روز قبل توسط آمریکا بر روی یک خانه در منطقه مسکونی قشم پرتاب شده است حامل ۲۰۰۰ پوند ماده منفجره بوده است

  • 31 июл.65из rezanasrichannel

    ترجمه: فساد در سیاست آمریکا نسبت به ایران، در بنیادی‌ترین سطح، فساد در زبان بوده است. طی نزدیک به دو دهه، بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها (FDD) و لابی گسترده‌تر اسرائیل به نکته‌ای پی بردند که مخالفانشان از آن غافل ماندند: تصمیم‌گیرندگان بیش از آنکه تحت تأثیر وزن شواهد قرار گیرند، تحت تأثیر شعارها و جملات قصاری هستند که در ذهنشان نقش بسته است. شعاری که برای ماندن در حافظه ساخته شده باشد، همیشه از تحلیلی که برای بیان حقیقت نوشته شده، جلوتر می‌افتد. آنچه این جریان در اختیار واشنگتن قرار داده، تحلیل نبوده، بلکه عبارات قالبی و حافظه‌پسند بوده است: «یا اصلاحش کن یا کنار بگذارش»، «یا لغوش کن یا اصلاحش کن» (Fix it or nix it)، «فشار حداکثری»، «ایران هرگز نباید به سلاح هسته‌ای دست یابد»، و نیز، اخیرا، نامگذاری تنگه هرمز به‌عنوان «سلاحِ اختلال جمعی»، اصطلاحی که برای گوش ناآشنا عمداً بسیار شبیه «سلاح کشتار جمعی» طراحی شده است. هر یک از این عبارت‌ها یک کارکرد واحد دارند: مسئله‌ای را که نیازمند قضاوت و ارزیابی دقیق است، به یک شعار کوتاه و آماده مصرف تقلیل می‌دهند؛ شعاری که یک قانون‌گذار بتواند بدون آنکه حتی چیزی را بررسی کرده باشد، آن را تکرار کند. در چنین فضایی، شعار ساخته شده همان کاری را انجام می‌دهد که در حالت عادی باید برآورد اطلاعاتی انجام دهد، با این تفاوت که بسیار سریع‌تر عمل می‌کند. سوابق نیز این واقعیت را تأیید می‌کند. یادداشت‌های FDD، تنها مدتی بعد از رواج شعارها، تقریباً بدون هیچ تغییری در متن بیانیه‌های رسمی دولت ظاهر می‌شوند. هنگامی که دولت آمریکا تلاش کرد غنی‌سازی ایران را نتیجه کاهش تحریم‌ها جلوه دهد، نموداری از FDD را منتشر کرد که ادعایی آشکارا نادرست را مطرح می‌کرد؛ زیرا غنی‌سازی ایران در چارچوب توافق سال ۲۰۱۵ محدود شده بود و تنها پس از آن شتاب گرفت که واشنگتن از توافق خارج شد؛ همان خروجی که FDD سال‌ها بی‌وقفه برای تحقق آن لابی کرده بود. پیامد سیاست‌ورزی به این شیوه کاملاً قابل پیش‌بینی بود. ایالات متحده که به جای برآوردهای واقع‌بینانه، بر مبنای روایت‌ها و شعارها عمل کرده بود، خود را از یک توافق کارآمد خارج ساخت و، گام به گام، به سوی جنگی سوق داد که همه ابزارهای لازم برای جلوگیری از آن را در اختیار داشت. اکنون همان دستگاه تبلیغاتی، آتش‌بس و یادداشت تفاهمی را که می‌تواند به این درگیری پایان دهد، هدف گرفته است و هر روزنه‌ای به سوی صلح را به‌عنوان «تسلیم» یا «پاداش دادن به تروریسم» بازنمایی می‌کند. این ماندگارترین آسیبی است که این بازیگران وارد کرده‌اند: آنان نسلی از سیاستمداران آمریکایی را تربیت کرده‌اند که به جای اندیشیدن، با شعارهای آهنگین و عبارات قافیه‌دار سیاستگذاری می‌کنند. آن‌ها بزرگ‌ترین آفتِ دستگاه سیاست خارجی آمریکا هستند. https://x.com/i/status/2083156334183174199

  • روایت تلخ و دردناک نخبه و ریاضی‌دان ایرانی در آمریکا پرداخت مالیات به کشوری که مردمم را بمباران می‌کند، بسیار ناراحت کننده است! شایان اویس، ریاضی‌دان برجسته ایرانی: برخی از دوستانم به‌خاطر پشتیبانی دولت آمریکا از جنگ مهاجرت کردند؛ من هم به این موضوع چندین بار فکر کرده‌ام! 🔗 IranicTV (@iranictv) 📲 @twittervid_bot

  • 30 июл.60из irantalk_sn

    امپراتوری در حالِ افولِ آمریکا و حمله به ایران امیر خراسانیِ جامعه‌شناس در نوشتاری مدعی می‌شود که آمریکای ترامپ جز به تسلیم ایران رضایت نمی‌دهد و توافق با ایران به کار آمریکا نمی‌آید. او در این گفت‌وگو، بر اساس مطالعات نظریه‌پردازان مختلف درباره ظهور و افول امپراتوری‌ها توضیح می‌دهد که منظور از تسلیم ایران و منطق رفتارِ آمریکا در مواجهه با ایران چیست. دیدن گفت‌وگو https://youtu.be/tr8fZ27sgYo امیر خراسانی معتقد است آمریکا بر اثر مالی شدن اقتصادش، امپراتوری در حال افول است که دیگر بر تولید صنعتی در جهان سیطره ندارد و برای حفظ هژمونی خود به سیطره بر مهار و تصمیم‌گیری درباره منابع انرژی ایران نیاز دارد. برآمدن چین و پی‌آمدهای آن نیز در این گفت‌وگو بررسی می‌شود. بخش زیادی از این گفت‌وگو به الزامات و پی‌آمدهای این رویکرد برای سیاست‌گذاری در ایران اختصاص دارد و مذاکرات فعلی از همین زاویه تحلیل می‌شود. #امیر_خراسانی #امپراتوری_آمریکا #جیووانی_آریگی #مطالعات_پسااستعماری #سمیر_امین @Irantalk_sn

  • 30 июл.51из maktubaaat

    ‏صحبت‌های دردناک حامد عسگری در حاشیۀ محرم شهر دربارۀ مادر یکی از شهدای مدرسۀ میناب که هر روز ماکارونی درست می‌کند تا شاید فرزندش بازگردد. جنایت میناب با هیچ چیزی جبران نمی شود. تاریخ آمریکا را با جنایت می شناسد و این امری محتوم است. مرگ بر آمریکا @maktubaaat

  • 30 июл.50из HosseinGhatib

    این سازوکار بعدها در قالب حساب‌های بانک مرکزی عراق ادامه یافت. عراق نفت می‌فروشد، اما برای دریافت دلار، تأمین واردات و گردش مالی اقتصاد خود به انتقال پول از آمریکا نیاز دارد. واشنگتن می‌تواند دسترسی بانک‌های عراقی به دلار را محدود کند، انتقال منابع را متوقف سازد و برای آزاد کردن پول خود عراق شروط سیاسی و امنیتی تعیین کند. عراق مالک رسمی نفت است، اما اختیار کامل بر درآمد نفتی خود ندارد. این شکل جدید سلطه است: در استعمار کلاسیک، شرکت خارجی چاه نفت را اداره می‌کرد؛ در امپریالیسم مالی، کشور نفت را استخراج می‌کند، اما کلید حساب درآمد آن در نیویورک نگهداری می‌شود. تفاوت ایران با این مدل‌ها، میراث مستقیم مصدق است. ایران ممکن است در مدیریت صنعت نفت با فساد، تحریم، کمبود سرمایه و عقب‌ماندگی فناوری مواجه باشد، اما مسئله آن واگذاری مالکیت منابع یا سپردن حساب درآمد نفت به آمریکا نیست. تصمیم نهایی درباره منابع ایران، با همه ضعف‌ها و ناکارآمدی‌های داخلی، هنوز در داخل کشور گرفته می‌شود. در همین چارچوب باید حمله دائمی سلطنت‌طلبان، تراستی‌ها و جریان‌های وابسته به سرمایه خارجی به مصدق، علی شریعتی و ایده استقلال اقتصادی را فهمید. آنان می‌کوشند مصدق را سیاست‌مداری شکست‌خورده، شریعتی را منشأ عقب‌ماندگی و استقلال اقتصادی را شعاری بی‌معنا معرفی کنند. این حملات صرفاً یک نزاع تاریخی یا روشنفکری نیست. تخریب نمادهای استقلال، بی‌اعتبار کردن ملی شدن نفت و تمسخر هرگونه مقاومت در برابر سلطه سرمایه خارجی، از نظر فکری و سیاسی راه را برای همان نظمی باز می‌کند که ترامپ دنبال می‌کند: ایرانی که منابع دارد، اما اختیار آنها را ندارد؛ نفت تولید می‌کند، اما شرکت‌های خارجی درباره فروش و درآمد آن تصمیم می‌گیرند؛ و برای دسترسی به پول خود باید رضایت واشنگتن را جلب کند. سلطنت‌طلبان معمولاً از توسعه دوره پهلوی سخن می‌گویند، اما کمتر یادآوری می‌کنند که کودتای ۲۸ مرداد با هدف سرنگونی دولتی انجام شد که می‌خواست کنترل واقعی منابع ایران را از شرکت‌های خارجی پس بگیرد. تراستی‌ها نیز وابستگی به سرمایه جهانی را نه یک رابطه قدرت، بلکه ضرورتی فنی و اقتصادی جلوه می‌دهند. در این روایت، هرگونه سخن گفتن از حاکمیت اقتصادی، کنترل ملی منابع یا محدود کردن قدرت شرکت‌های خارجی به «ایدئولوژی»، «انزواطلبی» و «اقتصاد دولتی» تقلیل داده می‌شود. اما مسئله مصدق و شریعتی مخالفت با تجارت، فناوری یا ارتباط با جهان نبود. مسئله آنان این بود که رابطه ایران با جهان نباید رابطه تابع و متبوع باشد. سرمایه خارجی می‌تواند وارد شود، اما نباید اختیار منابع و تصمیم‌گیری ملی را تصاحب کند. فناوری می‌تواند خریداری شود، اما نباید به ابزار وابستگی سیاسی تبدیل گردد. توسعه زمانی واقعی است که ظرفیت تصمیم‌گیری کشور را افزایش دهد، نه آنکه منابع آن را در شبکه قدرت‌های خارجی ادغام کند. به همین دلیل، ترامپ را نباید یک استثنا دانست. او منطق دیرینه امپراتوری آمریکا را آشکارتر بیان می‌کند: قدرت نظامی باید به کنترل منابع، بازارها و جریان درآمد کشورها تبدیل شود. تجربه عراق، لیبی و ونزوئلا نشان می‌دهد که این منطق فقط در حد تهدید باقی نمانده است. در عراق، کشور اشغال و درآمد نفت آن به شبکه مالی آمریکا وابسته شد؛ در لیبی، دولت درهم شکست و منابع نفتی در اختیار شبکه‌ای از بازیگران خارجی و داخلی قرار گرفت؛ و در ونزوئلا، حذف رهبر سیاسی با تلاش برای تسلط بر فروش و درآمد نفت همراه شد. از این منظر، میراث مصدق نه یک خاطره تاریخی، بلکه یکی از آخرین موانع در برابر ادغام کامل ایران در نظم نفتی آمریکا است. حمله به مصدق، شریعتی و اندیشه استقلال اقتصادی نیز، ناخواسته یا آگاهانه، راه را برای همان نظمی هموار می‌کند که ترامپ نماینده صریح آن است. مصدق را سرنگون کردند، اما نتوانستند اصلی را که او تثبیت کرد کاملاً نابود کنند: نفت ایران باید نه فقط به نام، بلکه در عمل متعلق به ملت ایران باشد.

  • 30 июл.38из HosseinGhatib

    ترامپ، نفت ایران و نبردی که مصدق آغاز کرد برای فهم نگاه دونالد ترامپ به ایران، باید نخست به تجربه ونزوئلا و لیبی نگاه کرد. پس از عملیات آمریکا و انتقال اجباری نیکلاس مادورو به ایالات متحده، واشنگتن نه‌تنها در روند سیاسی ونزوئلا مداخله کرد، بلکه برای تسلط بر صادرات، فروش و درآمد نفت این کشور نیز وارد عمل شد. شرکت‌های آمریکایی به صنعت نفت ونزوئلا بازگشتند و تصمیم‌گیری درباره مقصد نفت، نحوه فروش و مصرف درآمدهای آن، هرچه بیشتر زیر نظارت آمریکا قرار گرفت. این روند را نمی‌توان صرفاً «بازسازی صنعت نفت» نامید؛ مسئله، تصرف سیاسی یک کشور و غارت سازمان‌یافته منابع آن در پوشش گذار سیاسی و بازسازی اقتصادی است. لیبی نیز پیش از ونزوئلا نمونه مشابهی را تجربه کرد. مداخله نظامی ناتو در سال ۲۰۱۱، که با عنوان حمایت از مردم و جلوگیری از سرکوب توجیه می‌شد، به فروپاشی دولت مرکزی، تجزیه قدرت سیاسی و آغاز جنگی طولانی انجامید. پس از سقوط معمر قذافی، منابع نفتی لیبی میان دولت‌های رقیب، شبه‌نظامیان، فرماندهان نظامی و بازیگران خارجی گرفتار شد. میدان‌ها، بنادر و خطوط صادرات نفت بارها به ابزار فشار سیاسی و نظامی تبدیل شدند و شرکت‌های غربی، به‌ویژه شرکت‌های آمریکایی و اروپایی، دوباره به موقعیتی ممتاز در استخراج، تجارت و توسعه منابع انرژی لیبی دست یافتند. در نتیجه، کشوری که پیش از جنگ از درآمد نفت برای ساخت دولت و تأمین خدمات عمومی استفاده می‌کرد، به سرزمینی تبدیل شد که نفت آن صادر می‌شود، اما مردمش با فروپاشی زیرساخت، قطع برق، ناامنی و فقر روبه‌رو هستند. غارت نفت لیبی الزاماً به معنای انتقال مخفیانه تمام محموله‌ها نیست؛ شکل اصلی غارت، نابود کردن حاکمیت ملی، تحمیل جنگ داخلی و ایجاد ساختاری است که در آن شرکت‌ها و قدرت‌های خارجی از منابع کشور سود می‌برند، در حالی که جامعه لیبی هزینه جنگ و فروپاشی را می‌پردازد. ایران برای ترامپ فقط یک رقیب سیاسی یا یک پرونده هسته‌ای نیست. ایران کشوری با منابع عظیم نفت و گاز است که صنعت انرژی آن هنوز به‌طور کامل در شبکه مالی، امنیتی و شرکتی آمریکا ادغام نشده است. درآمد نفت ایران در بانک فدرال رزرو نیویورک نگهداری نمی‌شود، بودجه کشور با اجازه واشنگتن آزاد نمی‌شود و حفاظت از تأسیسات نفتی آن به ارتش آمریکا وابسته نیست. از همین رو، هدف نهایی فشار بر ایران را باید فراتر از تحریم یا تغییر رفتار سیاسی دید: بازگرداندن ایران به وضعیتی که مالکیت منابع ممکن است ظاهراً ایرانی بماند، اما استخراج، فروش، فناوری، انتقال پول و مصرف درآمد نفت در اختیار قدرت‌های خارجی قرار گیرد. این همان نظمی است که دکتر محمد مصدق در اسفند ۱۳۲۹ در برابر آن ایستاد. پیش از ملی شدن صنعت نفت، شرکت نفت ایران و انگلیس استخراج، پالایش، صادرات، حسابرسی و درآمد نفت ایران را کنترل می‌کرد. منابع در ایران قرار داشت، اما تصمیم‌گیری در لندن انجام می‌شد و ایران سهم ناچیزی از ثروت خود دریافت می‌کرد. اهمیت ملی شدن نفت فقط افزایش سهم ایران نبود. مصدق نفت را به مسئله حاکمیت ملی تبدیل کرد. اصل بنیادین او این بود که یک ملت باید نه‌تنها مالک حقوقی منابع، بلکه صاحب اختیار واقعی بر تولید، فروش و درآمد آن باشد. در اندیشه او، استقلال سیاسی بدون استقلال اقتصادی معنای کاملی نداشت. کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ با همکاری آمریکا و بریتانیا دولت مصدق را سرنگون کرد و کنسرسیومی از شرکت‌های غربی، از جمله شرکت‌های آمریکایی، بار دیگر بر صنعت نفت ایران مسلط شد. بااین‌حال، کودتا نتوانست اصل ملی شدن را کاملاً لغو کند. شرکت ملی نفت ایران باقی ماند و حتی حکومت پس از کودتا ناچار شد مالکیت ملی منابع را به رسمیت بشناسد. ایران نیز به‌تدریج توانست کنترل بیشتری بر تولید و درآمد نفت به دست آورد و آن را برای دولت‌سازی، ایجاد زیرساخت و توسعه کشور به کار گیرد. برای درک اهمیت این میراث باید ایران را با کشورهای عربی نفت‌خیز مقایسه کرد. در عربستان سعودی، صنعت نفت از ابتدا با سرمایه، فناوری و مدیریت شرکت‌های آمریکایی شکل گرفت. آرامکو بعدها ملی شد، اما صنعت انرژی عربستان همچنان در شبکه فناوری، خدمات مهندسی، امنیت نظامی، بازارهای مالی و صنایع تسلیحاتی آمریکا قرار دارد. بخش بزرگی از درآمد نفت به دلار دریافت می‌شود و از طریق سرمایه‌گذاری در دارایی‌های آمریکایی، خرید تسلیحات، فناوری و خدمات دوباره به اقتصاد آمریکا بازمی‌گردد.در چنین ساختاری، کشور ممکن است مالک رسمی شرکت نفت باشد، اما حفاظت از تأسیسات، دسترسی به فناوری، نظام مالی، تسلیحات و حتی امنیت حکومت آن به آمریکا وابسته می‌ماند. بنابراین، ملی بودن حقوقی مالکیت لزوماً به معنای استقلال واقعی نیست. عراق نمونه آشکارتری است. پس از حمله سال ۲۰۰۳، آمریکا صندوق توسعه عراق را ایجاد کرد و درآمدهای نفتی این کشور در حسابی نزد بانک فدرال رزرو نیویورک قرار گرفت.

  • 30 июл.33из benameiran404

    شیر بیشهٔ ایران شهید مجید کاظمی #به_نام_ایران @benameiran404

  • 30 июл.43из jalaeipour

    ⭕️ مستند سه‌قسمتی «مرد ابدی» - پرترهٔ شهید حسن طهرانی مقدم، بنیان‌گذار صنعت موشکی ایران - که این روزها در حال پخش از صداوسیما است را از دست ندهید. همهٔ ما ایرانی‌ها مدیون شهید حسن طهرانی مقدم‌ هستیم و بدون آنچه با دستان خالی ساخت و راهی که باز کرد، امروز ایران نمی‌توانست در برابر تجاوزهای استعمارگرانهٔ سه قدرت اتمی استقلال راهبردی‌اش را حفظ کند. آشنایی بیشتر با شخصیت جذاب این شهید بزرگ به هر ایرانی پیشنهادکردنی است. 👈🏼 قسمت اول 👈🏼 قسمت دوم 👈🏼 قسمت سوم @jalaeipour

  • 30 июл.47из benameiran404

    ساحلِ سرخِ جزیرهٔ هرمزِ ایران #به_نام_ایران @benameiran404