tgindex
از دلِ دریای ماهی؛

از دلِ دریای ماهی؛

Статистика
@daryayehmahiперсидский

دریا هنوز هست، من هم!

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
18
Всего постов
46
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
272
+1 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
74
40 постов
Вовлечённость
27,2%
к подписчикам
Постов в день
2,6
всего 46
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
61
1/48двое суток
69
1/72трое суток
75

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • از فردا دیگه نمیشه و نمیتونم نداری ماهی؛ از فردا باید بشه.

  • 14 авг.501из Nila_nik7

    یک پروانه روی آستینت نشست و تو تکون نخوردی و حتی نفست رو آروم‌تر کردی. فقط برای اینکه یک موجود کوچیک تصمیم گرفته بود چند ثانیه بهت اعتماد کنه. چه قشنگه! یک موجود چند گرمی می‌تونه یادت بیاره که اعتماد، تحملِ بی‌حرکت موندنه.

  • 14 авг.471из In_Search_of_San_Francisco

    شلوغ‌ترین ذهن‌هارو، آدم‌های درون‌گرا دارن.

  • بچه‌ها. دست به دست کنین لطفا.

  • به قدری وسایلای نو و به‌درد نخور تو اتاق دارم که اصلا خاک به سرم.

  • استرسم متناسب با موقعیت مکانیم خودشو بروز میده، اینطوریه که خونه ای؟شروع کن به وراجی کردن و الکی خندیدن و پیش فعال بودن و ناخونک زدن به هر غذا و خوراکی که دم دستته. بیرونی؟شروع کن به نشون دادن ساکت ترین و منزوی ترین ورژن خودت، همشم مثل سنگ میشینی یه گوشه و انگار که هیپنوتیزم شدی به یه جا خیره میشی اکی؟غذا هم خوردی با حالت تهوع و معده درد خفتت میکنم.

  • 13 авг.42удалён 15 авг.

    یعنی می‌خواید بگید دلتون برای ساره تنگ نشده؟🥹❤️ https://t.me/bluehouse83

  • همش حس حس حس. پس کو واقعیت؟

  • حس میکنم تو دنیای موازی معمارِ داخلی، دیزاینِری چیزی بودم.

  • این ایده‌هایی که من واسه این آموزشگاه دارم میدم رو اگه تو آموزشگاه خودم استفاده میکردم واقعا برند میشدم. حس میکنم هوش هُنریم سرکوب و حیف شده.

  • без подписи

  • نشستیم منتظریم برق بره.

  • 12 авг.62удалён 15 авг.

    الان عکس ندارم ازشون

  • 12 авг.63удалён 15 авг.

    تو کانال بزار ما خوشمون اومد بخریم البته اگه نو هستن

  • 12 авг.63удалён 15 авг.

    ماهییییی خب بزار ما ببینیم

  • این چه وضعشه ماهی.

  • یه عالمه کتاب درسی دست نخورده و رو شِلف دارم که میخوام تو زمستون آتیششون بزنم بلکه تونستم خودمو گرم کنم.

  • چندددددیییین‌تا مانتوی بلند و نو دارم که فقطططططط یکی دوبار پوشیدمشون بعد چون دوسشون نداشتم دست نخورده موندن ته رگال.

  • یه ماه پیش از مزون همیشگی، دو تا ستِ بیرونی لباس خریدم. شلوارهاشون برای من خیلی کوتاه بود و من تو رو در بایستی نتونستم ببرم پس بدم. الان هر بار رگال لباس‌هامو میبینم دو دستی میکوبم تو سرم.

  • به قدری وسایلای نو و به‌درد نخور تو اتاق دارم که اصلا خاک به سرم.