tgindex
داستان های پندآموز

داستان های پندآموز

Статистика
@dastanakpперсидский

مجموعه داستان‌ها،حکایات و مطالب کوتاه پندآموز ______________________________ لطفا نظرات ، پیشنهادات و مطالب خود را با ادمین کانال به آدرس زیر درمیان بگذارید. «مسعود کوشانی» @MasoodMSD

Последний пост
13 июл. 2025 г.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
21
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
15 авг.
Подписчики
1 700
+2 за 2 дн.
Сутки
+1
+0,06%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
2 356
21 постов
Вовлечённость
138,6%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 21
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • از جدال با کسی که قدردان محبت‌های تو نیست، بپرهیز اینکه تصور کنی روزی می‌توانی او را متوجه اشتباهش سازی درست مثل آب کردن کوه یخ با " ها " است .. چاره‌ای نیست! باران هم باشی برای کاسه‌های وارونه نمی‌شود کاری کرد... ✍ دکتر الهی قمشه ای داستان‌ها و مطالب پندآموز👇👇 📚@dastanakp📚

  • 📗 آرامش... قلبت را آرام کن هیچ چیز در این دنیا ارزش این همه دلهره را ندارد ... نگاه کن به اطرافت به خوشبختی هایت به کسانی که میدانی دوستت دارند ... به وجود آدم هایی که برایت اهمیت دارند و در سخت ترین شرایط در کنار تو بودند ... و خدایی که هرگز تنهایت نخواهد گذاشت .. آرامش را اولویت زندگی خود قرار بده برای بدست آوردن آرامش، آدم های منفی را از زندگیت حذف کن ! خودت را در اولویت اصلی قرار بده .. زمانی که ارامش داشته باشید بهتر فکر می کنید ... بهتر که فکر کنید، بهتر تصمیم میگیرید بهتر که تصمیم بگیرید، کمتر اشتباه میکنید ... کمتر که اشتباه کنید در زندگی پله های موفقیت را سریعتر طی می کنید .. آرامش که داشته باشی مسیر خودت را می روی و داستان زندگی خودت را می نویسی ... داستان‌ها و مطالب پندآموز👇👇 📚@dastanakp📚

  • 📘 هر احساسی پیامی دارد _استرس پیامی دارد و می گوید: روی مسائل زندگیم تسلط ندارم و باید مهارت هایم را افزایش دهم و نیاز به مرتب تر کردن زندگیم دارم. _افسردگی پیامی دارد و می گوید: سبک زندگیم خوب نیست و راکد بودن را باید رها کنم _اضطراب پیامی دارد و می گوید: خودم را بیش از حد درگیر مسائلی کرده ام که ارتباطی به من ندارند. _کمبود اعتماد به نفس پیامی دارد و می گوید: من به وعده هایی که به خودم می دهم عمل نمی کنم  و دیگر نمی توانم روی خودم حساب کنم. _زود رنجی برای من پیامی دارد و می گوید: دچار خودبزرگ بینی هستم و کوچکترین مخالفتی را برنمی تابم چرا که تصور میکنم هرآنچه که می پندارم بی شک درست است. در واقع تمام احساس های منفی در باطن خود پیامی دارند و اشاره به نقطه ضعفی از ما میکنند به جای فرار، انکار یا از بین بردن این احساسات منفی، به مفهوم و معنای پیامی که برای ما دارند توجه کنیم. داستان‌ها و مطالب پندآموز👇👇 📚@dastanakp📚

  • 📙 سرکار خانم، جناب آقا، شما خیلی زیبا هستید! بنا بر ضرورتی ناچار شدم مادرم را برسانم اورژانس بیمارستان. مسئول تریاژ گفت، برو بگرد تخت پیدا کن تا پذیرش کنم! مادر را با آن حال بردیم وسط تالاری که دور تا دور آن تخت‌هایی پر از انواع آدم گرفتار و تالان بود. چند نفر دیگر نیز درست مانند ما عزیز بدحال خودشان را همراه داشتند و منتظر خالی شدن تخت بودند. یک ساعتی کمتر و بیشتر منتظر ماندیم، که صدایی ضعیف به گوشم رسید: «آقا، آقا، این تخت خالی شده است، بیایید اینجا» زن بد حالی که به همسرش تکیه داده بود داشت با لبخندی کم رنگ مرا خطاب قرار می‌داد. گفتم نوبت شماست و گفتند وضعیت مادر شما بدتر است، و گفتم و گفتند تا بالاخره راضی شدم و مادر را روی تخت خواباندم... یک ساعت بعد آن خانم هم روی تخت کناری دراز کشیده بود و چند پزشک و پرستار دورش حلقه زده بودند، شوهر نگران ایستاده و با چشمانی خیس همسرش را تماشا می‌کرد. هیچ چیزی برای دلداری دادن به این دو فرشته به ذهنم نمی‌رسید، فقط در دل گفتم، شما خیلی زیبا هستید. هفت ساعت بعد که داشتند شانه به شانه و با لبخند از اورژانس بیرون می‌رفتند، نگاه آنها به سوی ما برگشت و جویای حال مادر شدند و این بار بلند تکرار کردم آهای غریبه‌ها شما واقعاً زیبا هستید، سری تکان دادند و گذشتند. ناگهان خود را در دادگاه و روبروی داور وجدان دیدم با هزار پرسش سخت: - تو فکر می‌کنی آدم خوبی هستی؟ - پس این دو نفر چه هستند؟ - آیا خودت حاضر بودی همین کار را برای غریبه دیگری تکرار کنی؟ انگار سال‌ها اشتباه می‌کردم و در توهم بودم، تازه فهمیدم که خوب‌ها در سخت‌ترین لحظات است که خودشان را نشان می‌دهند، آن ثانیه‌های کم شمارِ گرفتن تصمیم سخت. گویی، زیبا بودن آسان و زیباتر بودن دشوار است و زیباترین بودن کمیاب. خوشبختم که  دیروز دو نفر از زیباترین آدم‌های دنیا را دیدم. #ایرج_نوروزی داستان‌ها و مطالب پندآموز👇👇 📚@dastanakp📚

  • بهشت مکان نیست، زمان است! زمانی که اندیشه‌های مثبت و میل به نیکی و عشق ورزی در وجودمان است و جهنم مکان نیست، زمان است! زمانی که اندیشه‌های منفی و کینه ورزی وجودمان را می آلاید. خالق بهشت باشیم... داستان‌ها و مطالب پندآموز👇👇 📚@dastanakp📚

  • 📗 پنج پولی که به هیچ وجه نباید بهش دست بزنید! 1.اولین پولی که اصلا نباید حذفش کنید، پول سرگرمی و تفریحتونه تفریح و سرگرمی علاوه بر عوض کردن روحیه ما، باعث ریکاوری میشن تا کارامونو با انگیزه و دقت بیشتری انجام بدیم. همچنین معمولا ایده‌های ناب و خلاقانه در زمان استراحت به ذهنمون میاد. 2.سرمایه در گردش کسب و کار اون میزان نقدینگی هرچند کم که باهاش مواد اولیه میخرید و یا پول خدماتی رو میدید که کسب و کارتون سر پا بمونه رو هرگز دست نزنید، چون اون پول مثل خون توی رگای کسب و کار شماست. 3.هزینه آموزش و توسعه هیچ وقت دست از یادگیری، توسعه و پیشرفت علی رغم تمام هزینه‌هاش برندارید. یادگیری موتور حرکت و رشد شماست و اگه نداشته باشید روند ثابتی رو طی می‌کنید و زندگی و بیزینس ملال‌آور و محکوم به شکستی خواهید داشت. 4.هزینه بابت تکنولوژی و به‌روزرسانی تجهیزات هیچ وقت به تکنولوژی پشت نکنید، هرچقدر هم که گرون باشه. تکنولوژی به همراه خودش بهره‌وری، بهینگی به صورت مستقیم و تفکر تغییر و رشد به صورت غیرمستقیم به کسب و کار شما تزریق می‌کنه، برای همین، شده وام بگیرید و تجهیزات خودتونو و حتی خودتونو به‌روز کنید. 5.تبلیغات تبلیغات همیشه برای کسب و کار شما نیازه. کسی هست توی جهان اپل و کوکاکولا رو نشناسه؟ ولی با این وجود این کسب و کارها روزانه تبلیغات گسترده می‌کنن. تبلیغات برای افزایش فروش، آگاهی از برند، قرار گرفتن در قسمت فعال حافظه مخاطب و ... نیازه. فکر نکنید حتما باید هزینه خیلی هنگفتی برای تبلیغات کنار بذارید. پیج‌ها و کانال‌هایی هستن که با زیر 100 هزار تومن میتونید بیزینستونو توش تبلیغ کنید و در معرض دید چندین هزار نفر قرار بگیرید. داستان‌ها و مطالب پندآموز👇👇 📚@dastanakp📚

  • 📘 اراده کریستف کلمب پس از کشف قارۀ آمریکا، در حال صرف شام با مردان اسپانیایی بود که یکی از آنان گفت: حتی اگر شما این قاره ی جدید را کشف نکرده بودید، در  اسپانیا که سرزمینی غنی از مردان بزرگ و با لیاقت است، شخصی پیدا می شد که این کار را بکند. کریستف کلمب  خواست تخم مرغی برایش بیاورند. سپس آن را روی میز گذاشت و گفت: آقایان، شرط می بندم که هیچ کدام از شما نمی تواند این تخم مرغ را در حالت ایستاده روی میز قرار دهد. البته من این کار را بدون هیچ کمکی انجام خواهم داد. همگی تلاششان را برای ایستاده نگه داشتن تخم مرغ روی میز کردند، ولی بی فایده بود. سپس رو به کریستف کلمب کردند و گفتند: « غیر ممکن است»  غیر ممکن است؟ ولی من این طور فکر نمی کنم. کریستف کلمب تخم مرغ را از آنها گرفت و ضربۀ کوچکی به انتهای آن زد. ترک ظریفی در آن قسمت ایجاد شد که به واسطۀ آن توانست تخم مرغ را روی میز در حالت ایستاده نگه دارد. مردان اسپانیایی گفتند: مطمئنا هر کسی می توانست با یک ضربه و ایجاد ترک در انتهای تخم مرغ آن را در این وضعیت نگه دارد. کریستف کلمب لبخندی زد و گفت: هر کسی می توانست، ولی هیچ کس این کار را نکرد. در مورد کشف قارۀ جدید من هم همین طور است، هر کسی می توانست آن را کشف کند، ولی هیچکس حتی به آن فکر هم نکرد. داستان‌ها و مطالب پندآموز👇👇 📚@dastanakp📚

  • 📙 اعتماد زنی نزد روانپزشک رفت و گفت که همسرش نسبت به او و فرزندانش بیتفاوت شده و میترسد که نکند مرد زندگیش دل به کسی دیگر سپرده باشد. دکتر پرسید:آیا مرد نگران سلامتی او و بچه هایش هست و برایشان غذا و مسکن و امکانات رفاهی را فراهم می کند؟ زن گفت:آری سنگ تمام میگذارد و کوتاهی نمیکند! دکتر گفت: پس نگران نباش و باخیال راحت به زندگی خودادامه بده. دوماه بعد دوباره زن نزد دکتر آمد و گفت: به مرد زندگیش مشکوک شده. او بعضی شبها به منزل نمیاید و با ارباب جدیدش که زنی پولدارو بیوه است صمیمی شده است و او میترسد مردش را از دست بدهد. دکتر از زن خواست تا بیخبر به همراه بچه ها به منزل پدر برود و واکنش همسرش را نزد او گزارش دهد. روزبعد زن به دکتر گفت شوهرش وقتی خسته از سر کار آمده و کسی را در منزل ندیده هراسان و مضطرب همه جارا زیرپا گذاشته تا زن و بچه اش را پیدا کند و کلی هم دعوا کرده که چرا بیخبر منزل را ترک کرده اند. دکتر تبسمی کرد و گفت: نگران نباش! مرد تو مال توست. آزارش مده و بگذار به کارش برسد. او مادامی که نگران شماست،به شما تعلق دارد. شش ماه بعد زن گریان نزد دکتر آمد و گفت: کاش پیش شما نمیامدم و همان روز جلوی شوهرم را میگرفتم. او یک هفته پیش به خانه ارباب جدیدش یعنی همان زن پولدار و بیوه رفته و دیگر نزد ما نیامده و این نشانه آن است که دیگر زن و زندگی را ترک کرده است و قصد زندگی با زن پولدار را دارد! زن به شدت می گریست و از بی وفایی شوهرش زمین و زمان را دشنام میداد. دکتر دستی به صورتش کشیدو خطاب به زن گفت: هر چه زودتر مردان فامیل را صدا بزن و بی مقدمه به منزل ارباب پولدار بروید.حتماً بلایی سر شوهرت آمده است. زن همه را خبرکرد و همگی به اتفاق دکتر به منزل ارباب پولدار رفتند. ابتدا زن پولدار از شوهر زن اظهار بی اطلاعی کرد.اما وقتی سماجت دکتر در وارسی منزل را دید تسلیم شد. سرانجام شوهر زن را درچاهی در داخل باغ ارباب پیدا کردند. اورا در حالی که بسیار ضعیف و درمانده شده بود از چاه بیرون کشیدند. مرد تا از چاه بیرون آمد به مردان اطراف گفت که سریعاً به همسر و فرزندانش خبر سلامتی او را بدهند که نگران نباشند. دکتر لبخندی زد و گفت: این مرد هنوز نگران است. پس هنوز قابل اعتماد است و باید حرفش را باور کرد. بعداً مشخص شد که زن بیوه ارباب هر چه تلاش کرده تا مرد را فریب دهد موفق نشده و بخاطر وفاداری مرد اورا درون چاه زندانی کرده بود. یک سال بعد زن هدیه ای برای دکتر آورد. دکتر پرسید:شوهرت چطور است؟ زن با تبسم گفت: هنوز نگران من و فرزندانم است. بنابراین دیگر نگران از دست دادنش نیستم . داستان‌ها و مطالب پندآموز👇👇 📚@dastanakp📚

  • خواهر کوچکم از من پرسید: پنج وارونه چه معنا دارد؟ من به او خندیدم. کمی آزرده و حیرت‌زده گفت: روی دیوار و درختان دیدم. باز هم خندیدم. گفت: دیروز خودم دیدم مهران پسر همسایه، پنج وارونه به مینو می‌داد. آن‌قدر خنده برم داشت که طفلک ترسید. بغلش کردم و بوسیدم و با خود گفتم: بعدها وقتی غم، سقف کوتاه دلت را خم کرد، بی‌گمان می‌فهمی، پنج وارونه چه معنا دارد.  ✍ سهراب سپهری داستان‌ها و مطالب پندآموز👇👇 📚@dastanakp📚

  • 📗 حضور آرامش حضور بعضی ها چه آرامشی را به جان زندگی ات می اندازد من می گویم گوشه ای از بهشتند اصلا خود بهشتند. بودن هایشان ساعت زندگی را از کار می اندازد و متوجه گذر زمان نمی شوی عجیب است حتی اگر چشمانت بسته باشد باز هم رنگ نگاهشان را میبینی و آرامش را در وجودشان جستجو میکنی با بودن این آدم ها خورشید حتی در زمستان هم گرمتر می تابد آنقدر آرامش می دهند و آسمانی اند که رنگ دل و روزگارت آبی می شود آبی های زندگی کمیاب هستند زمانی که پیدا کردید در موزه ی دلتان نگه دارید...^ داستان‌ها و مطالب پندآموز👇👇 📚@dastanakp📚

  • 📘 چند سال طول کشید تا اینارو بفهمم ولی میخوام توی سه دقیقه بهت یاد بدم : 🍃۱. در سکوت کار کن، در سکوت جشن بگیر 🍃۲. هیچوقت کسیو مجبور نکن تورو انتخاب کنه یاد بگیر وقتت رو تنهایی بگذرونی 🍃۳. احساساتت رو کنترل کن 🍃۴. همه خود واقعیشون رو بلاخره بهت نشون میدن فقط باید صبور باشی 🍃۵. تو با خودت در آرامش، نیستی وقتی که ذهنت آشفته است، پس آرومش کن 🍃۶. برای هیچکس مهم نیستی پس سخت تر کار کن 🍃۷. خانواده‌ای که از دوستات میسازی خیلی مهم‌تر از خانواده ایه که ازش اومدی دوستات رو با دقت انتخاب کن 🍃۸. در مورد گذشتت پشیمون نباش فقط ازش برای بهتر شدن استفاده کن 🍃۹. اگه کسی رو پیدا کردی که ازت بهتره باهاش رقابت نکن در عوض باهم کار کنین 🍃۱۰ نزار آدمایی که راه تو رو نرفتن نصیحتت کنن اونا هیچ ایده ای از کار تو ندارن 🍃۱۱. زندگی منتظر تو نمیمونه تا خوب بشی هر روز بلند شو و سخت تلاش کن 🍃۱۲. اگه زندگی خودت رو نسازی یه نفر دیگه برای اهداف خودش ازت سوء استفاده میکنه 🍃۱۳. مطمئن شو از خودت محافظت میکنی چون اگه مشکلی برات پیش بیاد رحمی در کار نخواهد بود. داستان‌ها و مطالب پندآموز👇👇 📚@dastanakp📚

  • 📙 انعام گارسون کمال الملک نقاش چیره دست ایرانی (دوران قاجار) برای آشنایی با شیوه ها و سبکهای نقاشان فرنگی به اروپا سفر کرد زمانی که در پاریس بود فقر دامانش را گرفت و حتی برای سیر کردن شکمش هم پولی نداشت یک روز وارد رستورانی شد و سفارش غذا داد در آنجا رسم بود که افراد متشخص پس از صرف غذا پول غذا را روی میز میگذاشتند و میرفتند، معمولا هم مبلغی بیشتر، چرا که این مبلغ اضافی بعنوان انعام به گارسون میرسید اما کمال الملک پولی در بساط نداشت بنابراین پس از صرف غذا از فرصت استفاده کرد از داخل خورجینی که وسایل نقاشی اش در آن بود مدادی برداشت و پس از تمیز کردن کف بشقاب عکس یک اسکناس را روی آن کشید بشقاب را روی میز گذاشت و از رستوران بیرون آمد گارسون که اسکناس را داخل بشقاب دید دست برد که آن را بردارد ولی متوجه شد که پولی در کار نیست و تنها یک نقاشی ست بلافاصله با عصبانیت دنبال کمال الملک دوید یقه او را گرفت و شروع به داد و فریاد کرد صاحب رستوران جلو آمد و جریان را پرسید گارسون بشقاب را به او نشان داد و گفت این مرد یک دزد و شیادست بجای پول عکس اش را داخل بشقاب کشیده صاحب رستوران که مردی هنر شناس بود دست در جیب برد و مبلغی پول به کمال الملک داد بعد به گارسون گفت رهایش کن برود این بشقاب خیلی بیشتر از یک پرس غذا ارزش دارد امروز این بشقاب در موزه ی لوور پاریس بعنوان بخشی از تاریخ هنری این شهر نگهداری میشود. بزرگان زاده نمی‌شوند٬ ساخته می‌شوند ... داستان‌ها و مطالب پندآموز👇👇 📚@dastanakp📚

  • بـــــزرگ فکــــــر کن "تقدیــــر" تقویم افراد عادی ست .. و "تغییـــــر" تدبیر افراد عالی .. نگذار ذهن های کوچک متقاعدت کنند که رویاهات زیادی بزرگند .. موقع خسته شدن به دو چیــــز فکر کن: -آنهایی که منتظر شکست تو هستند تا به تو بخندند .. -آنهایی که منتظر پیروزی تو هستند تا با تو بخندند. داستان‌ها و مطالب پندآموز👇👇 📚@dastanakp📚

  • 📗 اصول مهم در زندگی ١- چه دلمون بخواد چه نخواد، خدا یه وقتایی دلش نمیخواد ما چیزی که دلمون میخواد رو داشته باشیم... . ٢- هیچوقت خودتو صددرصد خرج کسی نکن... . ٣-هرجا دلت شکست، خودت تیکه هاشو جمع کن! تا هر کسی منت دستای زخمیشو سرت نذاره... . ٤-تنهاییت را پیش فروش نکن! فصلش که برسد، به قیمت میخرند... . ٥-این خیلی مهمه که وقتی از زندگی کسی رد میشی، رد پای قشنگی از خودت به یادگار بذاری... . ٦- "دوستت دارم" حرف ساده ایست، هم گفتنش آسان است، هم شنیدنش... اما فهمش ساده ترین دشوار دنیاست... داستان‌ها و مطالب پندآموز👇👇 📚@dastanakp📚

  • 📘 خصلت خدا از کسی پرسیدند کدامین "خصلت" از "خدای" خود را "دوست" داری؟! "گفت" همین" بس" که میدانم او میتواند "مچم" را بگیرد ولی "دستم" را میگیرد * امام رضا (ع) فرمود : مؤمن به مرحله ايمان نمى ‏رسد مگر آنكه داراى سه خصلت باشد؛ يكى از پروردگارش، يكى از پيغمبرش و يكى از امامش؛ اما خصلت پروردگار، كتمان و مخفى نگه داشتن اسرار؛ و خصلت پيغمبر، با مردم مدارا كردن؛ و خصلت امام، شكيبايى در برابر ناملايمات و سختيهاى زندگى است * در هیاهوے زندگے دریافتم اگر ڪسے به این باور برسد ڪه غیر از خدا به ڪسے احتیاج ندارد خدا هم او را به غیر از خودش محتاج نخواهد ڪرد * #دوست_من روزهاے خوب خواهند آمد هر سر بالایے یک سرازیرے دارد... نفس عمیق بڪش، بیخیال همه اتفاقاے عجیب و غریب. هم اڪنون زندگے ڪن!! داستان‌ها و مطالب پندآموز👇👇 📚@dastanakp📚

  • 📙 نسخه ای برای سلطان پادشاهي با عدالت به مرضي دچار شد كه بدنش گوشت زيادي آورد و بي حد چاق شد ، به حدي كه قادر به حركت نبود . روزي وزراء و امراء كشور براي معالجه او به نزد پزشكان و حكيمان رفتند و آنها را آوردند ولي آنها از معالجه عاجز ماندند تا آنكه شخص خردمند و حكيمي به آنان گفت : داروي سلطان نزد من است . همگي خوشحال شدند ، و او را بخدمت سلطان بردند . چون نظرش به سلطان افتاد و نبض او را گرفت ، گفت : سلطان تا چهل روز ديگر مي ميرد ، اگر سلطان بعد چهل روز زنده بود او را معالجه مي كنم .  سلطان اين كلام را شنيد لرزه بر تن او افتاد و هر روز بخاطر اين غم و ترس از مرگ ، لاغر و ضعيف مي شد تا آنكه مدت چهل روز تمام شد و بدنش مانند مردم معمولي و متعادل شد .  آن خردمند را آوردند و عرض كرد : من در استنباط خود خطا كرده بودم و حكم درست نبود؛ آنگاه رو به وزراء نمود و گفت : اين دستور تمهيد و مقدمه اي بود براي رفع بيماري سلطان و هيچ نسخه اي در ميان نيست . پس او را جايزه بسيار عطا كردند . داستان‌ها و مطالب پندآموز👇👇 📚@dastanakp📚

  • شاید عجیب باشد ولی من می‌گویم : صاحبان قشنگ‌ترین لبخندها ، غمگین‌ترین قلب‌ها را دارند ! مهربان‌ترین آدم‌ها ، بغض‌های زیادی را قورت داده‌اند و آرام‌ترین شخصیت‌ها ، اشک‌های زیادی را روی بالش شبانه‌شان ریخته‌اند ! آدم‌ها رنگین کمانی از دردند: فقط هر کسی به سبک خودش به روی پوست شخصیتش رنگ می‌پاشد ! داستان‌ها و مطالب پندآموز👇👇 📚@dastanakp📚

  • 📗 افکار زندگی... زندگی"باغی"است که باعشق"باقی"است "مشغول دل"باش نه"دل مشغول" بیشتر"غصه های ما" از"قصه های خیالی ماست" پس بدان اگر"فرهاد"باشی همه چیز"شیرین"است کسی که شنا کردن بلد است، می‌داند که آب او را پایین نمیکشد. اما کسی که با شنا آشنا نیست، فکر میکند آب او را پایین میکشد و غرق میکند. برای همین بیهوده دست و پا میزند و غرق میشود. این افکار ماست که ما را غرق میکند، وگرنه زندگی عمق زیادی ندارد! … داستان‌ها و مطالب پندآموز👇👇 📚@dastanakp📚

  • 📘 تحمل به ڪاڪتوس اگه زیاد آب بدے بـےحال مـےشه و ڪم‌ڪم مـےپوسه ؛ اما این موضوع براے خیلـے از گل‌هاے دیگه صدق نمـےڪنه. ڪاڪتوس اگه نور نداشته باشه مـےمیره؛ اما گل‌هاے زیادے هستن ڪه بدون نور هم دووم میارن. ماهـے اگه بیاد رو ساحل انقدر بالا و پایین مـےپره تا نفسش بند میاد و خفه مـےشه؛ اما همون دریا مـےتونه خیلـے از حیووناے دیگه رو غرق ڪنه! آبـے ڪه سیب زمینـے رو نرم مـےڪنه، تخم مرغ رو سفت مـےڪنه؛ مـےبینـے؟ تو زندگـے نمـےشه براے همه نسخه‌ے یڪسان پیچید. تحمل آدما شبیه به هم نیست؛ یڪے با غمـے ڪه از نظر بقیه ڪوچیڪه داغون مـےشه. داستان‌ها و مطالب پندآموز👇👇 📚@dastanakp📚

  • 📙 چیزی شبیه معجزه! سال ۷۲ یا ۷۳ در یکی از شیفتهای عصر بیمارستان شهید بهشتی آبادان پزشک عمومی اورژانس از رزیدنت سال آخر جراحی که برای طرح یک ماهه به آبادان آمده بود درخواست کرد که بیمار مشکوک به آپاندیسیت را در اورژانش معاینه کند. زمانی که رزیدنت جوان در حال معاینه بیمار بود عده ای سراسیمه و با داد فریاد جوان چاقو خورده به قفسه سینه را وارد اورژانس کردند و بر روی تخت خواباندند و در همان لحظه جوان مجروح آخرین نفس خود را کشید. بلافاصله پزشک اورژانس و رزیدنت جوان بر بالین بیمار مجروح حاضر شدند و پس از معاینه متوجه شدند که مجروح هیچ علامتی از حیات ندارد و در حالی که همه ناامید از نجات جان بیمار بودند رزیدنت جوان در اقدامی کم سابقه، شجاعانه و متهورانه درخواست تیغ جراحی و سایر وسایل مورد نیازی را کرد و درمقابل چشمان حیرت زده همه اقدام به شکافتن قفسه سینه جوان از زیر دنده ها روی تخت اورژانس نمود و پس از آن دست خود را داخل قفسه سینه وارد کرد و در حالی که قلب جوان که به علت اصابت چاقو به آن سوراخ شده بود را در دست داشت اقدام به ماساژ دادن آن نمود و پس از لحظاتی دلهره آور که تمام لباسهای جراح جوان غرق خون بود و صدای ناله , شیون همراهان بلند بود قلب جوان مجروح دوباره شروع به تپیدن کرد. بلافاصله به دستور جراح جوان برای بیمار چندین کیسه خون درخواست شد و سریعا او را به اتاق عمل منتقل کردند و عمل بیمار بدون هیچ فوت وقت و تشریفاتی مثل تعویض لباس و پوشیدن لباس مخصوص توسط جراح در اتاق عملی که کمترین امکانات را در آن زمان برای چنین عمل بزرگی را داشت انجام شد و پارگی قلب جوان مجروح ترمیم شد و بعد از عمل موفقیت آمیز که در آن شرایط خاص چیزی شبیه یک معجزه بود بیمار را برای ادامه درمان و نیاز به مراقبتهای ویژه با آمبولانس به بخش icu بیمارستان گلستان اهواز اعزام کردند. چند هفته بعد زمانی که جراح جوان طرح یک ماهه خود را به پایان برده و از آبادان رفته بود همان بیمار در صحت و سلامت پس از ترخیص از بیمارستان  گلستان اهواز همراه خانواده برای تشکر و قدردانی از جراح جوان به بیمارستان شهید بهشتی آبادان آمدند. نام آن جراح جوان زبردست، حاذق، جسور و شجاع آن زمان که بعدها سالها در آبادان به مردم و بیماران این شهر خدمت نمود آقای #دکتر_مصطفی_خرمشاهی بود که در صبح ۹ شهریور ۱۳۹۹  به علت ابتلا به کرونا در یکی از بیمارستانهای به خیل شهیدان مدافع سلامت کشور پیوست. روحش شاد و یادش گرامی🌺 داستان‌ها و مطالب پندآموز👇👇 📚@dastanakp📚 ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌