tgindex
داستانکده | رمان | داستان

داستانکده | رمان | داستان

Статистика
@dastane_hotttперсидский

معدن داستانی ســکــسی و آب آور💦🔞

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
14
Всего постов
626
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
82 540
−115 за 4 дн.
Сутки
−23
−0,03%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
14,4 тыс
40 постов
Вовлечённость
17,4%
к подписчикам
Постов в день
2,0
всего 626
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
6 730
1/48двое суток
7 712
1/72трое суток
8 318

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 14 авг.2 5402

    без подписи

  • 14 авг.2 5401

    без подписи

  • 14 авг.5 944309

    без подписи

  • 14 авг.5 1521

    без подписи

  • без подписи

  • 14 авг.7 727336

    без подписи

  • без подписи

  • 14 авг.7 4482

    без подписи

  • 13 авг.8 6983из joke_69удалён 15 авг.

    📲 اپلیکیشن اندروید سایت ریتزوبت 🔥 🚀 وقتی شرط ‌هاتون رو توی ریتزوبت ثبت کنین ، علاوه بر ضرایب بالا ، هفتگی با کد های هدیه کسب درآمد میکنید 🤑 ♦️ آموزش شارژ حساب با کریپتو ♦️ آموزش شارژ حساب ریالی در ریتزوبت

  • 13 авг.8 70341из joke_69удалён 15 авг.

    🎁بالاترین نرخ پریمیوم ووچر در ریتزوبت 🔥 استقلال ⚽️مس شهر بابک 🥇 با Premium Voucher حساب خودت رو سریع، راحت و امن شارژ کن ✅ 🎰 استفاده از پریمیوم ووچر ⬅️ سریع ، امن و مطمئن برای شرطبندی مسابقات لیگ های معتبر در ریتزوبت. 🎯دانلود اپلیکیشن بدون فیلتر اندروید 🎯لینک ورود به ریتزوبت 💎 امکان شارژ حساب با کریپتو ، انواع ووچر و کارت بانکی. ✅ a22 🌍 ریتزوبت؛ همراه شب‌های فراموش‌نشدنی جام جهانی 2026 🆔 @RitzoBet_ir

  • 13 авг.10,9 тыс7620

    زنداییم ارباب شد قسمت ۱ #زندایی #ارباب_برده #فوت_فتیش (داستان واقعیه فقط اسما رو تغییر دادم و گاهی از زبان شخص دیگری می نویسم الکی یا نوشته مربوط به زمانه و از اون اشخاص پرسیده شده) ژانر داستان ارباب و برده و فوت فتیش با زن دایی دوست نداری نخون سلام من آرتا هم ۱۹ سالمه قضیه ی که تعریف میکنم مال ۱۵ سالگیمه من چون مادرم و پدرم بخاطر شغلشون نیستم اکثرا پیش زنداییمم داییم همش ماموریته من فوت فتیشم و عاشق برده شدن یک زن دایی جوون دارم ۳۰ سالشه یک زن با حیا محجبه س البته به خاطر داییم با حجابه وگرنه خیلی قرتیه یه هیکل سکسی و کمی برنزه داره و پاهای جذاب با لاک سفید داره از زبان زندایی: سلام من ندا هستم ۳۰ سالمه منشی ام خیلی قرتیم و به خاطر همسرم چادری شدم امشب دعوتی خونه ی خواهر شوهرم من خیلی پسر خواهر شوهرم(من میشم زنداییش)رو دوست دارم به نظرم مثل خواهرزاده ی خودمه یه لباس کاملا جذاب پوشیدم و به اجبار چادر سر کردم و رفتیم از زبان آرتا: امشب قرار بود حسابی آبم بیاد صابون و برداشتم و یذره جق زدم تو گالریم پر عکس پای زن داییم بود تا داییم اینا اومدن همش چشم رو پای زن داییم بود کیرم شق شق بود چون بازم گشاد بود از شلوار در آوردمش تا یه ذره جا باز کنه به بهانه ای رفتم تو راه پله هرچی صورتم به کفش نزدیک تر میشد بوی تند عرق کفش زن دایی میزدبالا کلی لیس زدم و بو کردم و رفتم تو چشم رو پای زندایی بود گاهی پای بقیه رو هم دید میزدم از زبان زندایی: احساس سنگینی حس کردم دیدم چشم آرتا از اول رو پای منه اولش فکر کردم فوت فتیش داره وای بعدش گفتم نه بچه الکی تهمت نزنم بهش گفتم بزار تستش کنم پاهامو یه جور خاص و سکسی کردم دیدم بله کیرش شق شده (تو مهمونی چادر سرم نمیکنم فقط بیرون) یذره پاهامو تکون دادم تا حال کنه شبش که رفتم خونه همش حس بدی داشتم دفعه بعد رفتم خونشون فقط مامانش و خودش بود خودش رفت بیرون گوشیش باز مونده بود رو میز چک کردم دیدم کلی عکس از پاهام داره و گاهی کفشمو بو میکنه ورو یکی از عکس پاهام نوشته بود دعا کنید زیر این پا جون بدم و بردگی کنم اون شب مهتاب(مادر ارتا)گفتش بمون چون همسرم برای کارش دو سه هفته نبود مهتاب گفت:ندا جون ما داریم میریم مسافرت نیستیم اگه میشه یه مدت آرتا پیش تو باشه +من مشکلی ندارم مهتاب:خب فردا میام میزارمش پیشت شب چون همسر مهتاب هم بود من رفتم تو اتاق ارتا دیدم گرفته خوابیده به صورت مخالف بالاست سرش خوابیدم و پام جلوی صورتش بود برای اینکه به ارتا حال بدم با پام محکم زدم تو صورتش مثلا خوابم و نفهمیدم یه پامو انداختم جلو دهنش تا دهن باز کرد اروم بردم سمت دهنش فکر کرد من خوابم چند دقیقه بعد صدا ناله ی ارتا می اومد دیدم داره پاهامو بوس میکنه و لیس میزنه همزمان با صابون گلنار جق میزنه و ابش میاد کارش که تموم شد اروم با دستش ابشو مالید کف پاهام و خوابید تو ذهنم یسری چیزا گذشت ولی گفتم ول کن صبح شد من رفتم خونه چند ساعت بعد ارتا و مهتاب اومدن مهتاب:ببخشید دیگه زحمتت شد +نه بابا این چه حرفیه نگران آرتا هم نباش بهش خوش میگذره مهتاب:بله میدونم +مگه نه ارتا جون _بله پیش زندایی خوبه خوبم مهتاب رفت من موندم و ارتا +حواسم نبود البته ارتا پای زنداییشو دوست داره یزره لپاش سرخ شد +دوست داری برده ی زنداییت بشی؟ _بله با کمال میل +نترس من میدونم فوت فتیشی احساس کردم حشری شدم +اولش یه اتمام حجت ازت میگیرم باید بزاری به خوانوادت فحش بدم و هرکاری خواستم بکنم _ارباب ندا هرکاری خواستید بکنید ادامه دارد… نوشته: برده #پایان 🫦🌟@dastane_Hott

  • 13 авг.9 460из tweet_Khabariудалён 15 авг.

    📲 اپلیکیشن اندروید سایت ریتزوبت 🔥 🚀 وقتی شرط ‌هاتون رو توی ریتزوبت ثبت کنین ، علاوه بر ضرایب بالا ، هفتگی با کد های هدیه کسب درآمد میکنید 🤑 ♦️ آموزش شارژ حساب با کریپتو ♦️ آموزش شارژ حساب ریالی در ریتزوبت

  • 13 авг.9 6073из tweet_Khabariудалён 15 авг.

    🎁بالاترین نرخ پریمیوم ووچر در ریتزوبت 🔥 🥇 با Premium Voucher حساب خودت رو سریع، راحت و امن شارژ کن ✅ 🎰 استفاده از پریمیوم ووچر ⬅️ سریع ، امن و مطمئن برای شرطبندی مسابقات لیگ های معتبر در ریتزوبت. 🎯دانلود اپلیکیشن بدون فیلتر اندروید 🎯لینک ورود به ریتزوبت 💎 امکان شارژ حساب با کریپتو ، انواع ووچر و کارت بانکی. ✅ G22 🌍 ریتزوبت؛ همراه شب‌های فراموش‌نشدنی جام جهانی 2026 🆔 @RitzoBet_ir

  • 13 авг.12,4 тыс13352

    تو هم بخوای نه نمیگم #تابو من مینا هستم 30سالمه اهل سکس و سفر از دو سال بعد از ازدواجم هر مردی دوست داشت طعم کصمو بچشه نه نگفتم به هیچ کس نه نگفتم حتی وقتی داداشم وقتی توی خونه تنها بودیم خفتم کرد نه نگفتم و گذاشتم طعم کوسم بچشه که از اون روز دیگه ولم نکرد و هر بار میرفتم خونه مامانم و با داداشم ماهان تنها میشدیم کیرش توی کوصم بود تا حداقل دو بار آبش نمیومد بریزه توی کوصم ول نمی کرد اما من تنوع خیلی دوست داشتم ماهان هم همینطور یه بار که مچش با زن پسر خالم آرش گرفتم داشت توی کوص ندا تلمبه میزد نمیدونم چطوری ندا که یه سالم نبود ازدواج کردن راضی کرده که بهش بده خودم دوسال بعد ازدواجم دادم اونم اولین نفر به داداشم بعدش به بقیه دیگه نسل جدیده شاید شهوتشون بالاتره اما واقعا شجاعت شون بیشتره از بعد اون مچ گیری دوست داشتم منم با آرش سکس کنم پسر وسوسه کننده ای بود یه پسر سبزه خوشتیپ که همیشه فکر می کردم کیرش کلفته واسه همین یه بار که ماهان داشت ندا میکرد ازشون فیلم گرفتم که نشون آرش بدم فرداش رفتم پیش آرش بهش گفتم اگر یه نفر زنت بکنه چیکارش میکنی ؟گفت خواهرشو جلوی چشماش میکنم فیلم نشونش دادم گفت مینا جلوی داداش کوسکشت میکنمت گفتم باشه بریم خونه مون ماهان خونه است بریم خونمون اومدیم خونه رفتیم توی اتاق در بستم من بودم و آرش و ماهان اولش آرش ماهان زد لخت شدم رفتم جداشون کردم به آرش گفتم بهتره تهدیدتو عملی کنی نشستم روی تخت زیپ شلوار آرش باز کردم شلوارش کشیدم پایین گفتم ایول چه کیر کلفتیه ندا چقدر نمک نشناسه رفته به این ماهان کیر دراز داده کیر سیاه کلفتش توی دهنم کرده بود به ماهان می گفت کوص خواهرت میگام آرش کیرش کرد توی کوصم واقعا این کلفت ترین کیری بود که تا حالا توی کوصم رفته بود آرش عصبی بود با هر بار تلمبش کیرش میرفت تا ته کوصم ماهان هم چون لوش داده بودم عصبی بود لخت شد اومد کیرش کرد توی دهنم دقیقا همونی شد که می خواستم دوتا مرد عصبی که می خواستن پارم کنن آرش آبش اومد ریخت توی کوصم ماهان بلافاصله کرد توی کوصم ماهان میگفت جنده منو لو میدی ؟جرت میدم آرش هم کیرشو توی دهنم کرده بود وقتی آرش راست کرد گفتم دوتایی بکنید ماهان بذار آرش توی کوسم بکنه آرش خوابید با کوسم نشستم روی کیر سیاهه کلفتش ماهانم کرد توی کونم خیلی بهم حال میداد دوتا کیر همزمان اما کیر آرش کجا کیر ماهان کجا گفتم ماهان تو بزن آبت بیاد با آرش کار دارم ماهان تلمبه میزد آرش گفت به ماهان هم میدی ؟گفتم من به هیچ مردی نه نمیگم گفت میدونستم زودتر میومدم سراغت گفتم نیومدی دیگه تا خودم اومدم ماهان آبش ریخت و بلند شد داشت از اتاق میرفت بیرون که آرش بهش گفت کجا میری خواهر جنده ؟باید بمونی نگاه کنی گفتم ولش کن آرش من کارت دارم ماهان در اتاق باز گذاشت و رفت به آرش گفتم دوست دارم داگی بشم تو توی کوسم تلمبه بزنی گفت باشه داگی شدم آرش کیر کلفتش تا ته کرد توی کوصم گفتم خیلی دوست دارم کیرتو الان حس میکنم یه چیزی لای پامه آرش گفت کلفت دوست داری؟گفتم آره خوشم اومد تا حالا به این کلفتی نکرده بود کسی توی کوسم بهش گفتم آرش یه جور تلمبه بزن که صدای جیغم تا خونه همسایه ها بره آرشم گفت چشم یه جوری تلمبه میزد که کیرش کوسم می درید میرفت داخل و میومد بیرون موهامو توی دستش گرفته بود می گفت جیغ بزن جیغ بزن منم جیغ میزدم براش ماهان اومد دم اتاق داشت نگاهمون می کرد آرش بهش می گفت باید اینجوری بکنی صدای جیغ هام بلند بود ماهان اومد کیرش کرد توی دهنم تا صدام کمتر بشه آرش سریعتر تلمبه میزد منم داشتم ارضا میشدم که آب هر دومون اومد و آرش کشید بیرون و گفت خیلی جنده ای مینا داداشتم خیلی کوسکشه اما بازم میام جلوی داداشت بکنمت گفتم من از خدامه عشقم ازم لب گرفت رفت ماهان کیرش کرد توی کونم گفت برای یه کیر برادرت فروختی ؟ گفتم انصافا ارزشش داشت کیر کلفت دوست داشتنی بود گفت مینا بیا سکس ضربدری کنیم حالا که همه میدونن چه خبره گفتم باشه قبول من راضیم ماهان هم آبش اومد ریخت توی کونم گفت دو سه روز دیگه هماهنگ کن بریم خونشون گفتم باشه گفتم ماهان ضربدری هم بکنیم من دوست دارم تو و آرش پارم کنید هر دوتاتون با هم گفت نگران نباش آرش سینه های سفت و کوص تنگت فراموش نمیکنه نوشته: مینا #پایان 🫦🌟@dastane_Hott

  • 13 авг.11 тыс21удалён 15 авг.

    📲 اپلیکیشن اندروید سایت ریتزوبت 🔥 🚀 وقتی شرط ‌هاتون رو توی ریتزوبت ثبت کنین ، علاوه بر ضرایب بالا ، هفتگی با کد های هدیه کسب درآمد میکنید 🤑 ♦️ آموزش شارژ حساب با کریپتو ♦️ آموزش شارژ حساب ریالی در ریتزوبت

  • 13 авг.11 тыс5удалён 15 авг.

    🎁بالاترین نرخ پریمیوم ووچر در ریتزوبت 🔥 🥇 با Premium Voucher حساب خودت رو سریع، راحت و امن شارژ کن ✅ 🎰 استفاده از پریمیوم ووچر ⬅️ سریع ، امن و مطمئن برای شرطبندی مسابقات لیگ های معتبر در ریتزوبت. 🎯دانلود اپلیکیشن بدون فیلتر اندروید 🎯لینک ورود به ریتزوبت 💎 امکان شارژ حساب با کریپتو ، انواع ووچر و کارت بانکی. ✅ R22 🌍 ریتزوبت؛ همراه شب‌های فراموش‌نشدنی جام جهانی 2026 🆔 @RitzoBet_ir

  • 12 авг.8 76311удалён 14 авг.

    📲 اپلیکیشن اندروید سایت ریتزوبت 🔥 🚀 وقتی شرط ‌هاتون رو توی ریتزوبت ثبت کنین ، علاوه بر ضرایب بالا ، هفتگی با کد های هدیه کسب درآمد میکنید 🤑 ♦️ آموزش شارژ حساب با کریپتو ♦️ آموزش شارژ حساب ریالی در ریتزوبت

  • 12 авг.8 8454удалён 14 авг.

    🎁بالاترین نرخ پریمیوم ووچر در ریتزوبت 🔥 🥇 با Premium Voucher حساب خودت رو سریع، راحت و امن شارژ کن ✅ 🎰 استفاده از پریمیوم ووچر ⬅️ سریع ، امن و مطمئن برای شرطبندی مسابقات لیگ های معتبر در ریتزوبت. 🎯دانلود اپلیکیشن بدون فیلتر اندروید 🎯لینک ورود به ریتزوبت 💎 امکان شارژ حساب با کریپتو ، انواع ووچر و کارت بانکی. ✅ A21 🌍 ریتزوبت؛ همراه شب‌های فراموش‌نشدنی جام جهانی 2026 🆔 @RitzoBet_ir

  • 12 авг.13,9 тыс6034

    پسر خاله ی وحشی #پسرخاله این داستان رو یکی برام فرستاده بود و چون ژانر خوبی هستش و خیلی ها دوستش دارن پست کردم براتون . من چند وقتی تو نخ پسر خالم بودم که ۲۱ سالش بود این پسر خاله من همیشه با خانوادش دعوا میکرد میومد خونه ما بخاطر همین خیلی خونه ما رفت امد میکرد یه بار شب اومد خونه ما خوابید صبح زود رفت از خواب بیدار شدم خونه نبود همیشه رو مبل میخوابید روی مبل ال رفتم رو همون مبل نشستم دیدم کنار مبل این طرفش جورابش افتاده اول خواستم بهش زنگ بزنم بگم بعد گفتم جورابه دیگه پیش خودم بمونه ساعت ۱۱ اینا که شد خونه خالی بود رفتم تو یه لنگه از جورابش کرم ریختم گذاشتم رو کیرم باهاش جق زدم بوی پاش معرکه بود بعدش دو تا لنگه هارو کردم تو هم انداختمش دور یه چند وقت بعد اومد خونمون ساعت ۴ اون زمانا بود مامانم خونه مامان بزرگم بود بابام هم سر کار بود اومد داخل رفت رو مبل نشست رفتم کنارش نشستم تلویزیون رو روشن کردم گفتم یه فیلم بزارم ببینیم ؟ گفت باشه ببینیم یه فیلم انتخاب کردم گذاشتم باهم دیدیم اواسط فیلم بود که حشرم زد بالا دستمو گذاشتم رو رونش اول فکر کرد همینجوری گذاشتم بعد چند دقیقه دستمو بردم سمت کیرش گفت جون میخوایش ؟ گیج شده بودم نمیدونستم چیکار کنم آروم تو گوشم گفت انجامش بده بهت اجازه میدم ریلکس کرد نشست منم شلوارشو کشیدم پایین از رو شورت یکم باهاش بازی کردم سرش از شورت اومد بیرون شورتشو کشیدم پایین شروع کردم به ساک زدن براش یه چند دقیقه ای که کیرشو ساک زدم سرمو بلند کرد پاشد گفت حالا بخور یه چند دقیقه ای که براش ساک زدم گفت تو یه اشتباهی کردی که نمیدونستی تاوان داره بهش گفتم چه اشتباهی ؟ گفت جورابم فک کردی از اشتباه گذاشتمش اونجا نه میدونستم که تو نخ منی همیشه نگام میکردی به شلوارم به دستم منم متوجه شدم خب بهش گفتم خوب حالا میخوای چیکار کنی گفت تاوانش رو فقط یه جور میتونی پس بدی دستاشو سفت گرفت رو سرم مثل چی تلمبه زد نزدیک بود خفه بشم گریم گرفته بود دید دارم گریه میکنم بست کرد بعد شلوارمو کشید پایین داگ استایل وایسادم اومد پشتم مثل چی گایید منو ناله هم نمیتونستم بکنم دستشو کرده بود تو دهنم بعد تند تند شروع کرد تلمبه زدن آخر سرم کیرشو تا ته کرد تو کونم آبش ریخت توم آبش از کونم چکه میکرد آخرشم لخت دراز کشید جلوم گفت حالا نوبت توئه هرکاری میخوای بکن نشستم کنار پاش شصتشو مکیدم کف پاشو لیس زدم با توفم پاشو ماساژ دادم اومدم بالا کنارش نشستم یه عالمه سینه هاشو لیس زدم اون سینه های سفت رو بعد رفتم رو بازوش آخ بازوش خوردم انقد بازوش سفت بود داشتم با کیرش بازی میکردم که گوشیش زنگ خورد جواب داد قطع که کرد گفت من باید برم سریع لباس پوشید رفت نوشته: باتم بلا #پایان 🫦🌟@dastane_Hott

  • 12 авг.9 45132удалён 14 авг.

    📲 اپلیکیشن اندروید سایت ریتزوبت 🔥 🚀 وقتی شرط ‌هاتون رو توی ریتزوبت ثبت کنین ، علاوه بر ضرایب بالا ، هفتگی با کد های هدیه کسب درآمد میکنید 🤑 ♦️ آموزش شارژ حساب با کریپتو ♦️ آموزش شارژ حساب ریالی در ریتزوبت