- Последний пост
- 7 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 29
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 27
- 1/48двое суток
- 30
- 1/72трое суток
- 33
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
از احترام به میراث فکری تا نقد هیجانهای ایدئولوژیک در روزهای اخیر، بحث میان موسی غنینژاد و عبدالکریم سروش دربارهٔ جایگاه و نقش علی شریعتی دوباره فضای عمومی را ملتهب کرده است. این سه چهره، هر یک در حوزهٔ خود، سهمی جدی در شکلدهی به اندیشهٔ ایرانی داشتهاند: غنینژاد در اقتصادلیبرال و آزادیخواهی، سروش در فلسفه دین و نواندیشی، و شریعتی در جامعهشناسی دین و بسیج فکری نسلهای سیاسی. احترام به این میراث، شرط نخست هر گفتوگوی سالم است. اما آنچه امروز محل بحث است، واکنشهای اجتماعی به این اختلاف نظر است؛ واکنشهایی که بیش از آنکه ریشه در فهم نظری داشته باشند، از ایدئولوژیزدگی و هیجان سیاسی تغذیه میشوند. برخی طرفداران غنینژاد بدون آنکه بدانند او چه گفته، تنها در اثر نقد شریعتی (که به عقیده آنها پایهگذار انقلاب ۱۳۵۷ بوده)، غنینژاد را در نگاه آنان تبدیل به قهرمان کرده از سوی دیگر با سه طیف طرفداران سروش؛ از همراهان قدیمی تا تازهمریدان یکشبه روبرو هستیم گروه نخست: همراهان فکری دیرینه ای که سالها با فلسفه دین، عرفان، و پروژهٔ نواندیشی دینی سروش زیستهاند و به آن وفادارند. طبیعی است که در اختلاف اخیر، جانب او را بگیرند؛ نه از سر سیاست، بلکه از سر انسجام نظری. گروه دوم: منتقدانِ همدل که این طیف، سروش را چهرهای اثرگذار میدانند با اینکه نقدهای جدی نیز به او داشته و دارند؛ و عدم ثبات نظری سروش را مخصوصا در مواجهه با اتفاقات سیاسی و کنشهای اجتماعی مورد سوال قرار میدهند، موضعشان در این بحث، معمولاً تحلیلی و متوازن است. اما و اما گروه سوم: سینهچاکان تازهوارد مسئله اصلی، گروهی است که تا دیروز سروش را «تکفیر» میکردند و او را بهخاطر مولویگرایی، نظریه قبضوبسط، و نظریهٔ رویای رسولانه دشمن دین میدانستند؛ او را اصلاحطلب خارجنشین مینامیدند و امروز، صرفاً بهخاطر چپگرایی و دفاع از شریعتی، یکشبه «سروشپرست» شدهاند.این تغییر ناگهانی، نه از تحول فکری، بلکه از غریزهٔ ایدئولوژیک میآید: هرکس در لحظه، به «دشمنِ دشمن» تبدیل شود، قهرمان میشود؛ حتی اگر دیروز تکفیر شده باشد.این رفتار، نه دفاع از سروش است و نه فهم شریعتی؛ این مصرف ابزاری از روشنفکران برای جنگهای سیاسی روزمره است.و مشکل از همینجا آغاز میشود! چرا؟ *فقدان ثبات فکری کسی که دیروز سروش را «مخالف قرآن» میدانست و امروز او را «مدافع شریعتی» میخواند، نه تحول نظری داشته و نه مطالعهٔ تازه.این فقط جابهجایی هیجان سیاسی است. *ایدئولوژیزدگی چپ چپزدگی در ایران، اغلب بهجای تحلیل ساختاری، به احساسات ضدسرمایهداری، ضدلیبرالی، و ضدبازار تقلیل یافته است. در چنین فضایی، غنینژاد نه بهعنوان اقتصاددان، بلکه بهعنوان «نماد لیبرالیسم» هدف قرار میگیرد. این حملهها، بیشتر واکنش به یک «برچسب» است تا نقد یک «نظریه». *تبدیل روشنفکران به ابزار جنگهای هویتی سروش، شریعتی، و غنینژاد هر سه پروژههای فکری مستقل دارند. اما در فضای ایدئولوژیک، روشنفکران تبدیل میشوند به سلاحهایی برای نزاعهای هویتی: چپ علیه راست، سنت علیه مدرنیته، دین علیه سکولاریسم.در چنین وضعی، هیچکس واقعاً مطالعه نمیشود؛ بلکه فقط «مصرف» میشوند. حال شاید کمی بهتر درک شود چرا ما نمیتوانیم گفتمان سازنده داشته باشیم؟ فقدان اخلاق گفتگو که دچار آن هستیم بدین معنی که فضای ذهنی ما، گفتوگو نیست اغلب برچسب زدن، تحقیر، و حذف. است و سیاستزدگی نیز به آن افزوده شده و بحث نظری، فوراً به نزاع سیاسی تبدیل میشود. در چنین وضعی، هیچکس نمیتواند از موضع علمی سخن بگوید؛ زیرا فوراً به «جبههٔ مقابل» نسبت داده میشود. از دیگر سو نبود سنت نقد به ما نیاموخته که نقد را با خصومت اشتباه نگیریم و هر اختلاف نظری را به جنگ هویتی تبدیل نکنیم. در کنار اینها ما دچار بحران سواد نظری هستیم بخش بزرگی از واکنشها، نه از مطالعهٔ آثار سروش، شریعتی، یا غنینژاد، بلکه از کلیشههای شبکههای اجتماعی میآید. وقتی سواد نظری کم باشد، هیجان جای تحلیل را میگیرد. من خودم با نحوه بیان و مواجهه موسی غنینژاد همدل نبودم و از سوی دیگر با نحوه دفاع عبدالکریم سروش هم همدل نبودم اما اختلاف نظر میان غنینژاد و سروش، فرصت مناسبی بود برای گفتوگوی جدی دربارهٔ نقش شریعتی در تاریخ فکری ایران. اما واکنشهای هیجانی، ايدئولوژی زدگی و اینکه برای بسیاری از طرفین دعوا، هدف وسیله را توجیه میکند این فرصت را به نزاعهای هویتی تبدیل کرد. برای خروج از این چرخه، باید:روشنفکران را ابزار جنگهای سیاسی نکنیم،نقد را جایگزین تکفیر کنیم، و همانطور که عبدالکریم سروش مدعی است ((گشودن در ایدئولوژی بستن باب تفکر است)) از هیجانهای ایدئولوژیک فاصله بگیریم. 🖊مهدی یزدانپرست #دستورگرایی https://t.me/dasturgeraee #مبانی_حقوق_عمومی http://instagram.com/f.public_law
видео или голосовое, без подписи
📝 یادداشت ارسالی مخاطبان سیمرغ ✍️ نویسنده: مهدی یزدانپرست پژوهشگر حقوق اساسی و حکمرانی مشروطه؛ پروژهای ناتمام و مسئلهای زنده در سیاست ایران ۱۴ مرداد، سالروز صدور فرمان مشروطیت، تنها یک مناسبت تاریخی نیست؛ بلکه یادآور پرسشی بنیادین در سیاست ایران است: چرا پروژه آزادیخواهان و اصلاحطلبان عصر قاجار، پس از گذشت بیش از یک قرن، همچنان ناتمام مانده و هر نسل ایرانی ناچار است آن را از نو مطالبه کند؟ شاید بتوان ادعا کرد که مشروطه در ایران هنوز شکست نخورده و پایان نیافته است؛ بلکه در میانه راه متوقف شده و به «مسئلهای زنده» در سیاست ایران تبدیل گشته است؛ مسئلهای که امروز نیز در قالب بحثهای مربوط به حاکمیت قانون، پاسخگویی، تحدید قدرت و حق تعیین سرنوشت بازتولید میشود. جنبش مشروطه، نخستین تلاش سازمانیافته برای انتقال ایران از حکمرانی مطلقه، شخصی و ارادهمحور به حکمرانی قانونمند بود و هنوز هم نخستین مسئله حکمرانی مدرن در ایران است. اصول بنیادین مشروطه را میتوان در پنج محور خلاصه کرد: الف) تحدید قدرت سیاسی و شناسایی و تضمین آزادیهای بنیادین شهروندان. ب) حاکمیت قانون و برتری قواعد عام بر اراده فردی. ج) تفکیک و استقلال قوا بهمثابه هنجار کنترل قدرت. د) پایبندی به اصل پاسخگویی حاکمان در برابر مردم و نهادهای نظارتی. هـ) حق مشارکت و تعیین سرنوشت از طریق دموکراسی نمایندگی و پارلمان. این اصول، صورتبندی اولیه همان پرسشهایی هستند که امروز نیز در مرکز مباحث حکمرانی و حقوق عمومی ایران قرار دارند و همچنان این پرسش باقی است؛ چرا مشروطه ایرانی ناتمام ماند؟ با وجود تدوین دو قانون اساسی (۱۲۸۵ و ۱۳۵۸)، اصول مشروطه هیچگاه بهطور کامل در ساختار حکمرانی ایران نهادینه نشد. همانطور که در یادداشت سال گذشته یادآور شدم: «مشروطه، فرزند عقیم آزادیخواهی در ایران است.» این ناتمامی را میتوان با سه عامل ساختاری توضیح داد: ۱- فرهنگ سیاسی اقتدارگرا فرهنگ سیاسی ایران، چه در سطح نخبگان و چه در سطح ساختارهای اجتماعی، با نهادهای محدودکننده قدرت سازگار نشد. در چنین فرهنگی، قدرت نه «مسئولیت»، بلکه «امتیاز» تلقی میشود و نهادهای نظارتی، بهجای آنکه ابزار کنترل باشند، به ابزار مشروعیتبخشی تبدیل میشوند. ۲- اقتصاد دولتی و رانتی وابستگی نهادی اقتصاد سیاسی ایران، بهویژه پس از کشف نفت، ساختاری رانتی پیدا کرد. رانت، استقلال نهادها را از بین برد و امکان شکلگیری حکمرانی قانونمند را محدود کرد؛ بهگونهای که منجر به فساد سیستمی در ساختار اقتصادی و اداری کشور شد. در چنین ساختاری، نهادهای سیاسی بهجای پاسخگویی به مردم، به منابع رانتی وابسته میشوند و اقتصاد فاسد به ابزاری برای اقتدارگرایی تبدیل میشود. ۳- تفسیرهای مضیّق از قانون اساسی چه در دوره مشروطه و چه در دوره جمهوری اسلامی، قانون اساسی اغلب نه بر اساس «روح مشروطه»، بلکه بر اساس «خوانشهای محدودکننده» اجرا شده است. این امر باعث شد اصولی چون آزادی بیان، نظارت عمومی، استقلال قوا و حق مشارکت سیاسی، در عمل کارکردی محدود و گاه نمادین پیدا کنند و حتی در برخی موارد، به ضد خود تبدیل شوند. اما امروز، مشروطه میتواند بهمثابه معیاری برای سنجش حکمرانی تلقی شود. حتی اگر این پروژه تاریخی عقیم مانده باشد، معیارهای آن همچنان ابزار سنجش وضعیت حکمرانی در ایران امروز به شمار میآید. اگر بخواهیم وضعیت کنونی را ارزیابی کنیم، کافی است آن را با شاخصهای مشروطه بسنجیم: استقلال قوا: میزان استقلال واقعی قوه قضائیه و نهادهای نظارتی. کیفیت قانونگذاری: نسبت قانونگذاری به نیازهای عمومی و عدالت رویهای. نظارت عمومی: امکان نظارت رسانهها، جامعه مدنی و نهادهای مستقل. آزادیهای بنیادین: امنیت حقوقی شهروندان در بیان، تجمع و مشارکت. نقش مردم در تصمیمهای کلان: میزان واقعی بودن نمایندگی سیاسی. این شاخصها نشان میدهند که مشروطه نه یک «واقعه تاریخی»، بلکه یک «معیار تحلیلی» برای فهم وضعیت امروز ایران است. نهایتاً اینکه مشروطه، پروژهای است که هر نسل باید دوباره آن را آغاز کند؛ چرا که هیچگاه نهادینه و تثبیت نشد. گرچه قانون اساسی نوشته شد، اما هیچگاه به تمامیت و با اعتقاد به اصول مشروطیت اجرا نشد. ۱۴ مرداد، یادآور این حقیقت است که مسئله مشروطه هنوز مسئله امروز ایران است: مسئله تحدید قدرت، مسئله پاسخگویی، مسئله قانونگرایی و مسئله کرامت شهروند. هر نسل ایرانی ناگزیر است احیا و تکمیل این پروژه را وظیفه سیاسی خود تلقی کرده و برای برپا داشتن مردمسالاری اهتمام ورزد. @simorghdata369 zal✅
◽ معاونت قانون اساسی معاونت حقوقی رئیسجمهور (خانه ملی قانون اساسی) به مناسبت یکصد و بیستمین سالگرد صدور فرمان مشروطیت برگزار میکند. 🪧 یازدهمین نشست خانه ملی قانون اساسی با عنوان: 🔖 «مشروطیت بهمثابه میراث ایرانیان و جنبشی ناتمام» 👥 سخنرانان نشست: - دکتر عباس پناهی استاد تاریخ دانشگاه گیلان - دکتر ابراهیم عباسی دانشیار علوم سیاسی دانشگاه شیراز - دکتر بیژن عباسی استاد حقوق عمومی دانشگاه تهران - دکتر مجتبی واعظی استاد حقوق عمومی عمومی دانشگاه شیراز - همراه با تقدیر از دکتر غلامحسین زرگرینژاد استاد تاریخ دانشگاه تهران - دبیر علمی نشست: دکتر هادی صالحی استادیار حقوق عمومی دانشگاه شیراز 🗓️ زمان: یکشنبه، ۱۸ مرداد ۱۴۰۵، از ساعت ۱۵ تا ۱۸. 📍 مکان: تهران، میدان بهارستان، خیابان دانشسرا، خیابان شریعتمداری رفیع، باغ موزه نگارستان. 📲 ضمنا نشست از طریق لینک زیر و در بستر اسکایروم بصورت مجازی پخش خواهد شد. https://skyroom.online/ch/m_constitution/h @M_Constitution
دادیران و انجمن علمی دانشجویی حقوق دانشگاه علامه طباطبایی و انجمن علمی دانشجویی فقه و حقوق دانشگاه مازندران برگزار مینمایند: 💠 کارگاه مجازی گفتگو حول محور اصلاح قانون اساسی با محوریت کتاب«اصلاح اساس» 💠با حضور: 👤 آقای نوید شیدایی آشتیانی • مترجم کتاب اصلاح اساس • پژوهشگر مقطع دکتری حقوق عمومی دانشگاه تهران 👤 دبیر جلسات: خانم نازنین موسوی دبیر انجمن علمی فقه و حقوق دانشگاه مازندران ⏰بازه زمانی دوره: 17 مردادماه الی 21 شهریورماه ۱۴۰۵ (۶ جلسه) روزهای شنبه ساعت ۱۹ 📺بستر برگزاری: مجازی 🗓️ مهلت ثبتنام: تا ۱۶ مردادماه با ارائه گواهی حضور معتبر از سوی دانشگاه علامه طباطبایی 🔖 جهت ثبتنام میتوانید از طریق آیدی(@DADIRAN_ADMIN) در تلگرام و ایتا اقدام فرمایید. ⚖️✍🏻⚖️ با ما همراه باشید: دادیران: تلگرام / اینستاگرام / بله انجمن علمی حقوق دانشگاه علامه طباطبایی: تلگرام / اینستاگرام / بله انجمن علمی فقه و حقوق دانشگاه مازندران: تلگرام / اینستاگرام ⚖️✍🏻⚖️
https://jahanesanat.ir/?p=646005 سرمقاله ۱۴۰۵/۰۵/۰۵ روزنامه #جهان_صنعت ╭┅────────────┅╮ #دستورگرایی https://t.me/dasturgeraee #مبانی_حقوق_عمومی http://instagram.com/f.public_law ╰┅────────────┅╯
طاهر یا پروفسور حبیب؟ مومنان که برای نماز و عبادت وارد می شدند، او را می دیدند که در گوشه ای مشغول راز ونیاز است. مردی گمنام در محله ای پرت و مذهبی. او همواره در حال راز و نیاز، قرائت قران و نماز و دعا بود. شب ها نیز بی هیچ کمکی دست و دلبازانه به یاری ایتام، نیازمدان و بیماران می رفت. او زاهدی مغروق در قران که اسوه و الگوی دینداران محله ای در طرابلس شده بود. تا این که روزی امام جماعت اورا نزد خود فراخواند. با اندکی تفحص متوجه اطلاعات گسترده مذهبی او در کلام، فقه و اخبار شد. طولی نکشید که آوازه معلومات، تدین، سخاوت و شب زنده داریش در همه طرابلس لبنان پیچید. بزرگان مذهبی پی به سواد بسیار بالای مذهبی-فقهی، صوت زیبا در قرائت قرآن و به ویژه زندگی زاهدانه اش شدند. گویا از قاهره و در پی خواب دین چندباره به طرابلس امده بود. در آن خواب های شبانه، پیری نورانی و از اصحاب پیامبر(ص) اورا به طرابلس برای ادای تکلیف فراخوانده بود. با این حساب کمتر از سالی، او را به پیش نمازی و امام جماعت مسجدی معروف فرا خوانده و برگزیده شد. با کلی اکراه پذیرفت. او نه تنها نمازهای پنجگانه را اقامه می کرد، که در مناسب ها خطبه می خواند، عقد جاری می کرد، به حل اختلافات شرعی مردم می پرداخت و... راستی یادم امد، نامش طاهر بود و به دلیل سواد فوق العاده و حفظ سی جزو قران، پروفسور حبیب هم خوانده می شد. او هم چنین به مومنان در حفظ قران و تجوید، فراگیری فقه و دیگر احکام شریعت مانند احکام نماز، طهارت، غسل، روزه و زکات سخاوتمندانه کمک می کرد. طاهر حتی تفاوت های فقهی میان مذهب چهارگانه حنفی، شافعی، حنبلی و مالکی را بیش از هر روحانی می دانست. با این همه در رعایت آداب و رسوم اجتماعی- مذهبی خبره بود. او مثالی بود در رعایت جزییات رفتاری، شیوه برخورد با بزرگان، چگونگی دعا کردن در محافل عمومی و حتی شیوه پوشیدن لباس های سنتی. طولی نکشید که مردم محلی، طلاب جوان و حتی شخصیت های با نفوذ سیاسی و پارلمانی برای مشاوره های روحی، مذهبی و شخصی پیش او می امدند. خیلی سریع به خانه های مردم، صرف شام، عروسی و عزا و حتی خوابیدن دعوت شد. بله شمعون اولیس از واحد مستعربین(عرب شدگان) از سازمان پامخ و هاگانا، که مادر های موساد بودند، با گدراندن دوره های سخت چند ساله اموزشی، به مقام بلند مرتبه جاسوس مذهبی دست یافت. او نه چونان جاسوس های معمولی که برای سرقت اسناد گسیل می شدند، بلکه برای زندگی کردن در نقش مسلمانی مومن و ختنه شده اعزام شد. او در جایگاه یک امام جماعت، به معدنی از اطلاعات دسترسی پیدا کرد. اطلاعاتی که هیچ مامور مخفی دیگری نمی توانست به آنها دسترسی پیدا کند. او از راه خطبه ها و گفتگوهای عادی پس از نمازهای یومیه، نبض افکار عمومی علیه اسراییل، میزان آمادگی جوانان برای مبارزه و تحرکات شبه نظامیان محلی را ارزیابی و گزارش می کرد. در کمتر سخنرانی بود که شمعون از یهود و صهیونیسم به بدی یاد نکند و بر آنها لعن نفرستد. شمعون در جایگاه یک داور مذهبی مورد اعتماد، به خانه های مقامات محلی امد و شد داشت و شبکه ای از ارتباطات را بدون جلب هیچگونه شک و تردیدی ایجاد کرده بود. مدیران سازمانی که او و همکارانش متعددش را آماده کرده و برای سالها به خدمت گرفته بودند، می دانستند که مذهب در خاورمیانه قوی ترین کانال نفوذ و رخنه احتماعی، به ویژه برای متعصبین است. رخنه های مذهبی به این ماموران اجازه می دهد بدون نیاز به ابزارهای پیچیده، هک یا تعقیب و مراقبت و کنترل، به درون افکار، خانه ها، پارلمان، شوراها و تصمیمات بزرگ جوامع هدف راه پیدا کنند. #یدالله_کریمی_پور #karimipour_k
#عاشورا #نکن_ای_صبح_طلوع #فریاد_علیه_استبداد https://t.me/dasturgeraee
کارزار «درخواست حذف تبصره های مربوط به «مرور زمان» در قانون دیوان عدالت اداری (ماده ۱۶)» تأیید و با موفقیت منتشر شد: https://www.karzar.net/324506 با به اشتراک گذاری این لینک و ارسال آن برای دیگران، این کارزار را اطلاعرسانی کنید و از آنها برای جمعآوری امضا کمک بگیرید. #منفعل_نباشیم
جغرافیای قدرت ایران توجه: (خواهشمندم با وجود طولانی بودن، این مقاله را تا پایان رها نکنید؛ حیف است) رابرت د.کاپلان در اسفند ۱۳۸۸ مقاله ای را با عنوان تیتر بالا در نشریه معتبر آتلانتیک منتشر کرد. نسخه کامل تر این مقاله در شهریور ۱۳۹۱، در کتابی مشهور به نام "انتقام جغرافیا" تشریح شد. در اینجا برآنم که پس از گذشت ۱۹ سال، تفسیری بر این مقاله گرانسنگ داشته باشم. کاپلان در این مقاله نتیجه ای شگفت می گیرد که امروزه روز، کاملا محقق شده است:" ایران تنها مفصل جغرافیایی است که خلیج فارس را به دریای خزر و شبه جزیره عربستان را به سپر اوراسیا پیوند می دهد. هیچ استراتژی بزرگی در اوراسیا، بدون در نظر گرفتن موقعیت ایران قابل پیاده شدن نیست" کاپلان در این مقاله که از مشهورترین، تاثیرگذارترین و پرارجاعترین مقالات و ن ژئوپلیتیک ی در رسانهها و محافل آکادمیک جهاناست، ایران را «شاهکلید زمین» (The Pivot State) یا «ایران به عنوان دل زمین» (Persian Heartland) می نامد. در اینجا خوب است ، محورهای اصلی این مقاله طولانی، و چرایی اهمیت ایران از دیدگاه یکی از سه چهره برتر ژیوپلتیک جهان و ایالات متحده را عرضه کنم: کاپلان در این مقاله طولانی استدلال میکند که بر خلاف کشورهای نوظهور یا مرزهای ساختگی در خاورمیانه، ایران یک «کشور-ملت واقعی» با مرزهای طبیعی است که جغرافیا به آن قدرتی بی همتا بخشیده است. فکت های زیر بنیاد دیدگاه کاپلان است: ۱. پل ارتباطی میان دو هارتلند (دل زمین) کاپلان با بازخوانی نظریه هارتلند مکیندر، ایران را تنها کشوری میداند که به طور همزمان به دو منطقه استراتژیک جهان چیره است: هارتلند انرژی جهان: خلیج فارس و تنگه هرمز در جنوب. هارتلند جغرافیایی اوراسیا: دریای خزر و آسیای مرکزی در شمال. ۲. قلعه طبیعی خاورمیانه کاپلان ایران را بسان قلعه ای طبیعی در جهان می داند. محصوریتش میان زاگرس و البرز و وجود کویرهای مرکزی، به ایران یک مصونیت تاریخی در برابر تهاجمهای پایدار خارجی داده و در عین حال، به آن اجازه داده است که قدرت خود را به فراتر از مرزهایش (به سمت دشتهای میانرودان در باخترو افغانستان در خاور) تصویر کند. ۳. ایران به عنوان مرکز ثبات یا بیثباتی منطقه کاپلان سخت باورمند است به دلیل همین موقعیت شاهراهی، هرگونه تحرک و تحول داخلی در ایران، کل سیستم امنیتی از مدیترانه تا شبهقاره هند را تحت تأثیر قرار میدهد. نتیجهگیری کاپلان نکته کلیدی مقاله کاپلان و سایر رسانههای معتبر بینالمللی این است که «سیستمهای سیاسی تغییر میکنند، ولی جغرافیا ثابت میماند.» از نظر رسانههای ژئوپلیتیک جهان، ایران به دلیل قرار گرفتن در چهارراه ارتباطی سه قاره (آسیا، اروپا و آفریقا) و اشراف بر منابع انرژی، همواره نقشی تعیینکننده در موازنه قدرت جهانی ایفا میکند. @yadolah_karimipour
📝📝📝جنـگ راهحل نیست، ملت ایـران خواهان صـلح است ✍🏻بیانیه نهضت آزادی ایران ✅تردید نباید کرد که ابتلا به فتنه جنگی که ترامپ و نتانیاهو تدارک دیدهاند، افزون بر تخریب زیرساختها، کشتار وسیع انسانی و زمینهسازی برای تجزیه ایران، به توقف بلندمدت فرآیند گذار به دمکراسی و توسعه پایدار و متوازن میانجامد. ✅نهضت آزادی ایران ضمن محکومیت مواضع جنگطلبانه دولت آمریکا و براساس ارزشهای دمکراتیک و باور به صلح به مثابه یک ضرورت ملی که ریشه در آموزههای رحمانی قرآن کریم و سیره اخلاقی و انسانی رسول اکرم(ص) و پیشوایان دینی(ع) دارد، هشدار میدهد در شرایطی که بحرانهای پیچیده و ساختاری، منجر به تحمیل بار سنگین معیشت بر اکثریت مطلق مردم معترض و بهستوه آمده شده، رشد فقر و فلاکت به اوج رسیده، ارزش پول ملی در روند نزولی فزاینده و روزافزون قرار گرفته و شاخصهای همبستگی ملی پس از فجایع بیسابقه خونبار و غیرانسانی دی ماه ۱۴۰۴ به شدت تنزل یافته است و در زمانی که بخش بزرگی از ملت دوراندیش ایران به صراحت اعلام میکنند که هیچگونه جنگی نمیتواند در راستای منافع ملی باشد و خواهان و پذیرنده هیچ گونه جنگی نیستند، نخستین و مهمترین وظیفه حاکمیت ایران، پیشگیری از جنگ با تمسک به هر تدبیر و هر امکان است. ✅نهضت آزادی ایران با تاکید بر اولویت منافع ملی و تعهد بنیادین به استقلال کشور و محافظت از تمامیت ارضی ایران اعلام میکند که تدبیر، عزت و اقتدار ملی در گرو تحقق صلح برای ایران و ممانعت از فروافتادن به نقشه جنگ دشمنانی است که خشونت سازمانیافته را بهمثابه راهحلی برای تحقق برنامههای استثمارگرایانه و ضدحقوق بشری خود میدانند و چهبسا «جنگ» را ابزار، برنامه و بلکه راهبردی بیبدیل در راستای مداخله در امور سیاسی، تغییر ساختار مناسبات قدرت، تحمیل نظامیگری و ایجاد حکومتی وابسته در ایران ارزیابی میکنند. 📎متن کامل بیانیه را در لینک زیر مطالعه فرمایید: https://telegra.ph/NAI-02-24-3 @Nehzatazadiran @MostafaTajzadeh
📍((انقلاب فرانسه، مذهب و دمکراسی)) دمکراسی فرانسه زمانی تحت فشار و زمانی اسیر هوسها و تمایلات نامتعادل خود، بدون آنکه تکیهگاهی داشته باشد پیش رفت و در سر راه خود، همهچیز را پریشان و معدوم ساخت و کسی تسلط تدریجی آنرا به جامعه احساس نکرد تا زمینه را برای او آماده سازد. دمکراسی در میان خرابیها و تشنجات جنگ به راه خود ادامه داد، حرارت مبارزه او را تحریک کرد، عقاید مخالف و تندرویهای مخالفین او را از حدود طبیعی معتقدات خود خارج ساخت تا جایی که هر کس هدف خود را از یاد برد و چیزهایی بر زبان آورد که مبیّن احساسات و امیال باطنی او نبود. در میان خاطرات خود هرچه جستجو میکنم هیچ چیز بیشتر از وضع موجود احساس رنج و ترحم مرا تحریک نمیکند. مثل ایناست که در دوران ما ارتباطی میان ذوق و عقیده و معتقدات و اعمال وجود ندارد. اثری از علقه و رابطهای که در هر زمانی میان احساسات و عقاید مردم وجود داشته است مشهود نیست، چنانکه گویی هرگونه ارتباط و هماهنگی فکری، از میان ما رخت بربسته است. هنوز در جامعهی ما افراد مذهبی متعصبی دیده میشوند که تحت تاثیر عقاید مذهبی، فکر آنها بیشتر متوجه دنیای دیگر است. تردیدی نیست که آنان خواهان آزادی بشر هستند و آزادی را منبع سجایای اخلاقی میدانند، زیرا مذهب که معتقد است که همهی افراد مردم در مقابل خداوند باهم برابرند، آیا خواهان آن نیست که همهی افراد در مقابل قانون مساوی شوند؟ معهذا میبینیم که درنتیجه پیشآمدهای عجیب و غریب، مذهب نیز یکمرتبه در میان قدرتهایی ظاهر شده است که با دمکراسی درگیرند و مذهب، برابری و مساوات را که همیشه محبوب او بوده از خود میراند و به آزادی بهچشم رقیب نگاه میکند! و حال آنکه اگر دست او را بگیرد، مجاهدت او را ممکن است مشروع و منزه نماید. درکنار اینگونه افراد مذهبی کسانی دیده میشوند که بهجای آسمان، بیشتر به زمین توجه دارند. اینها طرفداران آزادی هستند، ولی نه از آنجهت که درنظر آنها آزادی مظهر تقوی است، بلکه آزادی ازنظر آنها منبع هرگونه ثروت و مکنت مادی است. و به همین جهت صمیمانه در راه استقرار آن کوشش میکنند و آرزو دارند همهی مردم از برکات آن بهرهمند گردند. اعتقاد من آناست که این افراد باید هرچه زودتر از مذهب مدد بخواهند، زیرا باید توجه داشتهباشند که حکومت آزادی جز در سایهی اخلاق ممکن نیست و مبنای اخلاق ((معتقدات)) است. متاسفانه این عده چشم بازکرده و یکباره مذهب را در صف مخالفین خود یافتند و همین کافی بود که عدهای از آنها مذهب را مورد حمله قرار دهند و از دیگران نیز جرات و جسارت دفاع سلب شود. 📚دمکراسی در آمریکا _ جلد اول 🖊#آلکسی_دو_توکویل _ ترجمهی رحمتالله مقدم مراغهای 📰انتشارات زوار _ ۱۳۴۷ ╭┅────────────┅╮ #دستورگرایی https://t.me/dasturgeraee #مبانی_حقوق_عمومی http://instagram.com/f.public_law ╰┅────────────┅╯
💬 دموکراسی بهمثابهی رویه و دموکراسی بهمثابهی رژیم ✍️کورنلیوس کاستوریادیس | ترجمه: مهسا اسدالهنژاد @enkarmag
در بسیاری از دموکراسیهای تثبیتشده، جوانان و دانشجویان آزادانه دیدگاههای سیاسی—حتی مخالف ساختار موجود—را بیان میکنند. جالب آنکه برخی سیاستمداران برجسته نیز در جوانی چنین مواضعی داشتهاند؛ از جمله تونی بلر و لیز تراس ( نخست وزیران پیشین بریتانیا) که هر دو در دوره دانشجویی گرایشهای جمهوریخواهانه و ضد سلطنت داشتند، اما بعدها در چارچوب نظام سیاسی کشورشان به عالیترین مناصب رسیدند. 🔹 واقعیت این است: دانشگاه محل شکلگیری و آزمون اندیشههاست، نه میدان مجازات عقاید. بر اساس اصول پذیرفتهشده حقوق اساسی و اسناد بینالمللی حقوق بشر: ✅ داشتن عقیده سیاسی—حتی مخالف نظام مستقر—حق بنیادین هر فرد است. ✅ بیان مسالمتآمیز این دیدگاهها در هسته سخت آزادی بیان قرار دارد. ❌ صرف ابراز عقیده، مجوز محرومیت از تحصیل یا مجازات نیست. مرز مداخله حکومت باید روشن باشد: نه «اندیشه»، بلکه فقط «رفتار مجرمانه مشخص». جامعهای که نقد دانشجویی را تحمل میکند، پویاتر و باثباتتر است؛ و نظامی که از اندیشه جوانان هراس داشته باشد، ناخواسته سرمایه انسانی خود را فرسوده میکند. از سویی دیگر این نظام سیاسی است که باید به جامعه و دانشجویان پاسخگویی داشته باشد و نه بالعکس. تحصیل از حقوق اساسی هر شهروندی است و همانطور که هر شهروندی با هر عقیده ای ولو مخالف نظام سیاسی، مالیات می دهد و در معرض تکالیف قانونی دیگر قرار دارد، حقوق همطراز هم در جامعه دارد و نمی توان به هر بهانه ای آن حقوق را تحدید کرد. #آزادی_بیان #حقوق_دانشجو #حقوق_اساسی #دانشگاه #حاکمیت_قانون
🪽به نام پرودگار بزرگ اهورای ایران زمین ✳️درود بر همه شما عزیزان جان با توجه به آغاز دور جدیدی از فعالیت شبکه خبری اندیشکده آینده اندیشی سیمرغ با عنوان «باریخ نیوز » و بازگشایی کانالی جهت حمایت از تلاش ما، خواهش دارد با لینک زیر به این کانال تلگرامی بپیوندید . پیشاپیش از پروای بزرگوارانه شما کمال سپاس دارد. خاک پای ملت ایران مهدی مطهرنیا اندیشکده آینده اندیشی سیمرغ ❇️لینک : https://t.me/barikh_news #مطهرنیا #پروردگار_پاسبان_ایران_باد #اندیشکده_آینده_اندیشی_سیمرغ
видео или голосовое, без подписи
🔴پیدایش مفهوم مشروطه در ایران 🗣سید جواد طباطبایی 🔴کانال علم سیاست: 🆔 @PoliticalScience_ir
📰 #خبر | عباسی در گفتوگو با ایلنا: اغتشاش زمانی معنا دارد که قانونی مربوط به اعتراض باشد و رعایت نشود/ به صورت کلی نمیتوان گفت هر معترضی باید خسارت بدهد. 🔖 معاون قانون اساسی معاونت حقوقی رئیسجمهور گفت: وقتی قانون عادی مصوب مجلس درباره اعتراضات هنوز وجود ندارد، نمیتوان گفت اگر رعایت نشود، اغتشاش است. در دنیا وظیفه حاکمیت تسهیل برگزاری اجتماعات و راهپیماییها و وظیفه دولت و نیروی انتظامی حفاظت از امنیت تظاهرکنندگان است، نه اینکه اجتماعات و راهپیماییها مجوزمحور باشد. 🌐 مطالعه خبر در سایت خبرگزاری ایلنا 🗞️ #گفتگو_و_یادداشت @M_Constitution
اگر سیاستگذاری قرار است دوباره معنا و کارآمدی پیدا کند، باید از مردم آغاز شود؛ نه از مدلها، از تجربه زیسته، نه از نمودارها بلکه از حقیقتها ، و از روایاتها، نه از پیشفرضها. اتفاقات اخیر یک هشدار روشن بود: جامعهای که دیده نشود، دیر یا زود خود را به هر شکل ممکن قابل دیدن میکند. و اگر چنین وضعیتی ادامه یابد ویرانی سهم ایران و ایرانی میشود. #مهدی_یزدان_پرست #روزنامه_جهان_صنعت ╭┅────────────┅╮ #دستورگرایی https://t.me/dasturgeraee #مبانی_حقوق_عمومی http://instagram.com/f.public_law
🔴سیاستگذاری بدون سوژه [وقتی مردم، صرفا عدد و نمودار میشوند] اتفاقات هفتههای اخیر بار دیگر نشان داد که بحران سیاستگذاری در ایران، پیش از آنکه بحرانی اقتصادی یا مدیریتی باشد، بحرانی سیاسی و اخلاقی است. مسئله نه صرفاً کمبود منابع است و نه فقدان راهحل؛ مسئله، غیبت شهروند در متن تصمیمگیریها است. در بسیاری از سیاستها، مردم نه بهعنوان شهروندانی دارای حق، اعتبار، شأن و منزلت، بلکه بهمثابه جمعیتی قابل مدیریت یا متغیری قابل تنظیم دیده میشوند. لاجرم انسانی که به عدد تقلیل یابد، ناگزیر از سیاست حذف میشود. در منطق حقوق عمومی، مشروعیت دولت از توان اعمال قدرت بهدست نمیآید، بلکه از پذیرش اجتماعی ناشی میشود؛ پذیرشی که تنها زمانی شکل میگیرد که شهروند خود را در فرآیند تصمیمگیری ببیند. با این حال، آنچه در هفتههای اخیر مشاهده شد، فاصلهای معنادار میان سیاستگذار و زندگی واقعی مردم بود. تصمیمات و سیاستهایی اتخاذ و اعلام شد که بدون سنجش پیامدهای اجتماعی بود و تابآوری اقتصادی خانوارها را نادیده گرفت و در پی آن واکنشهایی بروز یافت که نشان دهنده غیاب فهم زندگی روزمره مردم در سطح تصمیمگیری بود. این فاصله، نه تصادفی است و نه صرفاً حاصل خطای فردی؛ بلکه محصول نوعی نگاه از بالا به جامعه و شهروندان است. وقتی شهروند در سیاست دیده نشود، مسئولیت نیز محو میشود چرا که هیچ نهادی خود را پاسخگو به مردمی نمیداند که در تحلیلها و سیاستگذاریها حضوری واقعی و فعال ندارند. این وضعیت، صرفاً یک ضعف ارتباطی یا ناکارآمدی اجرایی نیست؛ نشانه نوعی بیتوجهی اخلاقی در سیاست است. سیاستگذاریای که انسان را نه بهعنوان سوژهای دارای حقهای بنیادین، تجربه، رنج و کرامت میداند بلکه بهعنوان ابزاری برای تحقق اهداف از پیش تعیینشده میبیند، که این نگاه یا ناشی از تلقی خیر و مصلحت عمومی در یک چارچوب خاص میتواند باشد و یا میل به استیلا بر مردم در جهت آرمانهای شخصی، گروهی و یا ایدئولوژیک. که در هر صورت نتیجه آن دیر یا زود به بحران مشروعیت میانجامد؛ بحرانی که با دستور و بخشنامه قابل حل نیست. اتفاقات اخیر همچنین نشان داد که سیاستگذاری در ایران بیش از آنکه بر گفتوگوی عمومی، دادههای اجتماعی و شنیدن صدای جامعه استوار باشد، بر پیشفرضهای ذهنی بنا شده است؛ پیشفرضهایی درباره اینکه مردم چه میخواهند، چه میفهمند و تا کجا میتوانند فشار را تحمل کنند. حال آنکه در اندیشه سیاسی مدرن، مشروعیت نه از نیت خیر سیاستگذار، بلکه از روند مشارکتی بهدست میآید. تصمیمی که بدون شنیدن مردم اتخاذ شود، حتی اگر از نظر فنی درست باشد، بهدلیل فقدان مشارکت، از مشروعیت اجتماعی تهی خواهد بود. در این شرایط جامعه با دوگانه سکوت_آشوب مواجه خواهد شد. دوگانهای که سکوت آن، نه نشانه رضایت بلکه نوعی نافرمانی مدنی است (مانند انتخابات اخیر ریاستجمهوری و مجلس) همانگونه که واکنشهای اعتراضی خرد و کلان آن (مانند اعتراضاتی که در بازار شروع شد) تنها نشانه بینظمی نیست بلکه پیامی روشن و معنادار به حکمرانی و حاکمان است که کار ویژه آنان خدمت به مردم با اتکا به اصول مشروطیت و حاکمیت قانون، در جهت اخذ رضایت شهروندان و کسب مشروعیت از این طریق است. باید توجه داشت اینها اغلب نشانههایی از انباشت نارضایتیهای عمیق و بیپاسخاند؛ هشدارهایی که اگر دیده و شنیده نشوند، به اشکال پرهزینهتر و غیرقابل کنترلتری بروز میکنند. سیاستی که بر ندیدن و نشنیدن بنا شود، ناگزیر با واکنشهایی مواجه خواهد شد که دیگر در چارچوب پیشبینیهای رسمی نمیگنجند. غیبت شهروند تنها پیامد سیاسی ندارد؛ هزینه اجتماعی و اقتصادی گستردهای نیز دارد. وقتی مردم احساس میکنند در تصمیمها دیده نمیشوند، اعتمادشان به سیاستهای اعلامی کاهش مییابد. رفتار اقتصادیشان محافظهکارانه میشود، سرمایهگذاری به تعویق میافتد، مصرف غیر عقلانی میشود و در نهایت، سیاستگذار با جامعهای روبهرو میشود که حاضر به همراهی نیست زیرا به سیاست بیاعتماد است و هزینه این بیاعتمادی، در نهایت بر سر همان ساختار سیاستگذاری آوار میشود. در بطن اتفاقات اخیر، یک خلأ ساختاری بیش از همه به چشم آمد: نبود یک سوژه مسئول در ساختار قدرت. هر نهاد، بخشی از واقعیت را تجزیه و تحلیل میکند، بخشی را مدیریت مینماید و بخشی را توضیح میدهد، اما هیچکس مسئول کل تجربه زیسته مردم نیست. این پراکندگی مسئولیت، وضعیتی ایجاد میکند که در آن همهچیز به ظاهر و موقتا اداره میشود، اما هیچچیزی شفاف و هیچکسی پاسخگو نیست؛ وضعیتی که سوگ جمعی را در پی دارد، سوگی سرشار از خشم و آکنده از ناامیدی.