tgindex
نگاهی به آثار رضا داوری اردکانی

نگاهی به آثار رضا داوری اردکانی

Статистика
@davariardakaniперсидский

این کانال زیر نظر دکتر داوری اداره نمی‌شود

Последний пост
25 нояб.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 120
−2 за 3 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
2 647
20 постов
Вовлечённость
236,3%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • https://www.ibna.ir/news/543901/

  • 18 нояб.82817из ibna_official

    🔰گفت‌وگو با رضا داوری اردکانی فیلسوف ایرانی؛ کتاب مسئله آینده است 🔸خرد عملی زمان ما متحد با علم و تکنیک است 🔸داوری اردکانی گفت:‌زمان ما، زمان اطلاعات است. در جهان پر از معلومات و انبوه اطلاعات، باید نگران بود که اطلاعات جای فهم و درک را بگیرد. جهان ما اکنون به انبار اطلاعات تبدیل شده است و هر روز این انبار بزرگ‌تر می‌شود. مردم زمان ما هم مردم دیگر می‌شوند و پاسخ پرسش‌هایشان را به‌آسانی در صفحه موبایل خود پیدا می‌کنند. وقتی اطلاعات عمومی چندان بر زندگی آدمی غالب شود که جای دانایی را نیز بگیرد، کار چاپخانه هم به پایان می‌رسد. اما این تحول با سرعت روی نخواهد داد. 🔸نسبت کتاب با علم و سیاست همیشه یکسان نبوده است. علم تکنولوژیک عین قدرت است و اگرچه به حکومت‌ها و سیاستمداران فرمان نمی‌دهد که چه بکنند. می‌تواند قدرت آنها را محدود و معین کند. در قدیم، سیاست گرچه از علم بی‌نیاز نبوده، به آن وابستگی نداشته است. 🔸کسانی می‌توانند کتاب را نقد کنند که علمی لااقل در حد صاحب نوشته داشته باشند. اما برای رد و نفی، سواد چندان لازم نیست. ممیز بر طبق ضوابط و دستورالعمل‌هایی که دارد با چاپ و انتشار کتاب مخالفت یا موافقت می‌کند. ibna.ir/x6Dmk @ibna_official

  • 13 нояб.1 31224

    رضا داوری اردکانی: هوش مصنوعی، مرحله اخیر رشد تکنولوژی است، خدا کند که مرحله آخر آن نباشد - خبرآنلاین https://www.khabaronline.ir/news/2141730/

  • https://www.ihcs.ac.ir/fa/news/26883/

  • 🔵آیا من مسئلهٔ انقلاب فرهنگی را به مردم ایران بدهکارم؟ 🖊رضا داوری اردکانی همکار محترمی نوشته اند که من شفاف سازی انقلاب فرهنگی را به مردم ایران بدهکارم. مراد از شفاف‌سازی به درستی معلوم نیست. احتمال می ده‌ که ایشان می‌خواسته‌اند که بعضی از سوءتفاهم‌های موجود کم شود. اما اگر مقصود این است که باید به مردم بگویم که چرا عضو شورای انقلاب فرهنگی بوده‌ام، مردمی که این همه درد و گرفتاری دارند نگران چنین امر جزئی شخصی بی اهمیتی نیستند. وانگهی بدهکاری‌های من و امثال من به ایران و مردم ایران چندان است که این قبیل شفاف سازی ها در جنب آن وزنی ندارد. مع هذا، به حکم رعایت ادب عرض می کنم در زمان عضویت در شورای انقلاب فرهنگی یکی دو کار کوچک اما مؤثر کرده ام که کدورت روزگار مانع توجه به آنها شده است. یکی اینکه در مقاله ای به نقد شعار «مرگ بر آمریکا» و شعاری شدن کاروبار کشور و آثار و نتایج آن پرداختم. متأسفانه شعار چندان قدرت دارد که همه چیز و حتی فلسفه را در حیطه قدرت خود می خواهد. کار دیگرم پایان بخشیدن به سودای علم دینی و اسلامی کردن علوم انسانی و اجتماعی بود که متأسفانه در نظر اصحاب این علوم مورد اعتنا قرار نگرفت. آنچه به آن کمتر توجه داریم این است که کار جهان با تنزه طلبی اصلاح نمی شود. پنهان کردن دست ها از ترس آلوده شدن و بزرگ شمردن لغزش های کوچک دیگران برای سرپوش گذاشتن بر بی عملی خود هنری نیست. من هم چیز پنهانی ندارم که شفاف سازی کنم و همیشه زندگی ساده یک دانشگاهی داشته و همه عمر در کارتحقیق بوده ام. آیا نوشتن هفتاد- هشتاد کتاب که بیشتر آنها در نقد وضع موجود است، هیچ اهمیت ندارد؟ شاید همه بازخواست ها به این برمی گردد که با فلسفه زندگی کرده ام و خوشحالم که در روزگار فروبستگی و غلبه شعار بر زبان و خرد، و تیرگی افق آینده، در پی یافتن مسائل و طرح آنها بوده ام. کشور ما مشکل بسیار دارد و چون ما به آن مشکل ها فکر نمی کنیم، آنها شناخته و رفع نمی شوند. بهانه گیری از یکدیگر هم غالبا ناشی از پرسش نداشتن و فراهم ساختن نوعی مشغولیت برای خویش است. همکار محترم، آنچه باید شفاف سازی شود گرفتاری در دام اوهام و ساده بینی و بدگمانی و زودباوری و ابتلای شعور سیاسی به آنهاست. به عبارت دیگر، مشکل بزرگ، انتزاعی دیدن امور و اشتباه مهم با غیرمهم، و اساسی با عارضی و اتفاقی، و نداشتن پرسش و مسئله، و بی‌رغبتی‌مان به درک شرایط موجود و امکان های علم و عمل است. ما هرگز از خود نپرسیده ایم که در یکصد سال اخیر در علوم انسانی و سیاسی و اجتماعی چه کرده ایم و چه به دست آورده ایم و به روشن شدن کدام وضع پیچیده و رفع چه مشکلی کمک کرده ایم. در شرایط کنونی لازم است که به حدود دانایی و توانایی خود و نیازمندی بیشتر به خرد بیاندیشیم. بدون این خودآگاهی هیچ راهی برای بهبود وضع کشور و زندگی مردم گشوده نمی‌شود. این را هم باید دانست که هرچه بر هر شخص و قوم و کشوری می رود به فهم و خردی که دارند بازمی‌گردد.

  • ⭕️غلط‌های کتاب گفت‌وگوهایی با سایه‌ام (این فهرست به‌روز می‌شود) ص۲۳ سطر اول معلوم می‌شود که آنان در فلسفه و روان‌شناسی هم دستی دارند. معلوم می‌شود که در فلسفه و روان‌شناسی هم دستی دارید. ص۴۵ سه سطر مانده به آخر به مناسبی به مناسبتی ص۷۱ سطر سوم احتمالاً اجمالاً ص۷۱، سطر ۱۹ فلسفهٔ امروز فلسفه، امروز ص۸۵، سطر ۱۲ فیلسوف بنیان‌گذار تجدد فیلسوفان بنیان‌گذار تجدد ص۸۶ سطر ۹ آزادی بیان در نظرْ سیاسی و اخلاق فهم است. آزادی بیان در نظرِ سیاسی و در اخلاق مهم است. ص۸۸ سطر ۱۱ اجرا اجزا ص۱۰۰ سطر آخر بند اول بیندیشد بیندیشند ص۱۲۰ سطر یکی مانده به آخر تلقی متفاوت با ماهیت و علت تلقی متفاوت از ماهیت و علت ص۱۲۵، سطر سوم سخنِ درست سخن، درست ص ۱۳۱ قضایای مهمه قضایای مهمله ص۱۳۵، ابتدای بند دوم داشته‌ام و از گفتارشان داشته‌ام، از گفتارشان ص۱۳۹، سطر ۱۰ مگر نمی‌گویید با حکومت همکاری نباید کرد. مگر نمی‌گویند با حکومت همکاری نباید کرد؟ ص۱۷۶، هفت سطر مانده به آخر آبِ دیروز آب، دیروز ص۱۸۰ سطر ۶ البته اختیار دارند که هرچه می‌خواهند بگویند البته اختیار دارید که هرچه می‌خواهید بگویید ص۱۸۳ سطر چهارم شکلِ اول قیاسْ وجهی شکلِ اولِ قیاسِ وجهی ص۱۹۰، سطر ۴ یعنی چون توسعهٔ سیاسی جدا از توسعهٔ اجتماعی و اقتصادی است ممکن و شدنی نیست. یعنی چون توسعهٔ سیاسی جدا از توسعهٔ اجتماعی و اقتصادی ممکن و شدنی نیست، ... همان، سطر ۸ طرح تقدم سیاسی طرح تقدم توسعهٔ سیاسی همان، هشت سطر مانده به آخر ولی خوب نشان ندادند ولی خوب نشان ندادید ص۱۹۱ گفت: اشکال‌های پوپر بر آرای آن‌ها را وارد ندانسته‌اند. گفت: اشکال‌های پوپر بر آرای آن‌ها را وارد ندانسته‌اید. ص۱۹۲، سطر ۱۰ جرئیات جزئیات ص۱۹۳، سطر ۵ یعنی می‌گویند متقدمان از امکان تاریخی خبر نداشتند؟ یعنی می‌گویید متقدمان از امکان تاریخی خبر نداشتند؟ ص۱۹۷ با این شیوه، عمل با این شیوهٔ عمل، ص۲۰۵، پنج سطر مانده به آخر انتصاب انتساب همان، سطر آخر درنمی‌نمی‌یابند درنمی‌یابند ص ۲۰۶، هفت سطر مانده به آخر به مردم حرف دیگری است به مردمِ دیگر حرف دیگری است ص ۲۰۷، هفت سطر مانده به آخر اگر تفکر این باشد که می‌گویید اگر تفکر این باشد که می‌گویند همان، سه سطر مانده به آخر تاریخ جهان را تشخیص بخشیده تاریخ جهان را تشخص بخشیده ص ۲۰۸، سه سطر مانده به آخر با درک و طرح و ماهیت با درک و طرحِ ماهیت ص ۲۰۹، شعر میانهٔ اهل کتاب و بحث میانهٔ اهل کتاب، بحث ص۲۱۰ پارمیندس پارمنیدس ص۲۱۱، انتهای بند اول با اینکه تا اینکه همان، بند دوم، سطر ششم می‌خواست فلسفهٔ دین را تفسیر کند می‌خواست فلسفه، دین را تفسیر کند ص۲۱۲، سطر ۴ اگر بگوییم اگر نگوییم همان، سطر یکی مانده به آخر اکنون می‌گویند فلسفه کارایی ندارد. اکنون می‌گویید فلسفه کارایی ندارد؟ ص۲۱۴، سطر ۱۰ اما می‌توانند اختلاف را به روشنی بیان کنند. اما می‌توانید اختلاف را به روشنی بیان کنید؟ ص۲۱۵، سطر ۱۳ و ۱۴ پرسش همبستگی بشر است پرسشِ همیشگیِ بشر است مسائل همبستگی آدمیان است مسائلِ همیشگی آدمیان است ص۲۲۸، سطر ۱۱ اخلاق نیکوماک، ارسطو اخلاق نیکوماکِ ارسطو ص۲۳۳، بند دوم، سطر سوم وجهی برای تفضیل وجهی برای تفصیل ص۲۶۳، سه سطر مانده به آخر می‌گویم: پرسش اول می‌گویم: پرسش سوم ص ۲۷۸، سطر ۵ بازگوید و فقط سالی چند ناسزا بازگوید، فقط سالی چند ناسزا ص۳۰۰ بشر قبل از دوران تجدد سوژه نبود اما من و ما وجود است. بشر قبل از دوران تجدد سوژه نبود اما من و ما وجود داشت. ص۳۰۵، ۱۱ سطر مانده به آخر تقدم شرقی تقدمِ شرفی ص۳۳۶، سطر ۵ شرح و تفضیل شرح و تفصیل ص۳۳۷، سطر اول اما با استناد به اینکه گفته‌ام اما اینکه گفته‌ام ص ۳۷۶، سطر ۱۳ ظهر روزی که در آن زردشت ظهور روزی که در آن زردشت ص۳۸۰، سطر اول بعد از شعر غمگینِ خراب‌آباد غمگینْ خراب‌آباد

  • 29 мая 2025 г.1 4637из seyedjavadmiri

    دیروز پنجشنبه هفت خرداد فرصتی پیش آمد و خدمت استاد رضا داوری اردکانی رسیدیم. لحظاتی ناب بود و مباحثی مطرح شد که دوست دارم سر فرصت به برخی از آنها اشاره کنم. خوشبختانه نقد فرهنگ کمر همت بسته است تا "مجموعه آثار" استاد داوری را که بالغ بر سی جلد است را تدوین و چاپ کند. در این تصویر استاد "سه جلد نخست" را که آماده شده بود منت گذاشت و هدیه داد. بدون اغراق وجودش نعمتی در زمانه ماست. با نگاهی نقاد افق‌هایی را ترسیم می‌کند که در کمتر کسی دیده‌ام. برای ایشان آرزوی سلامتی، طول عمر و نویسایی دارم. ان‌شاء‌الله. سیدجواد میری @seyedjavadmiri

  • اندیشهٔ پست‌مدرن اگر فلسفه است نمی‌تواند بدبین باشد. بدبینی و خوش‌بینی اصلاً بینش نیست. فیلسوف نه بدبین است نه خوش‌بین، زیرا خوش‌بینی حماقت است و فلسفه به قول دلوز حماقت را آشکار می‌سازد نه اینکه به آن مبتلا شود (و اگر بشود دیگر فلسفه نیست). بدبینی هم جلوهٔ طبع نازک‌نارنجی اشخاص لوس و عبوس است و فیلسوف که درد تفکر را تحمل می‌کند چگونه لوس و نازک‌نارنجی باشد؟ اندیشهٔ پست‌مدرن، ص۲۱

  • 21 мая 2025 г.1 6508из ibna_official

    🔰با حضور در خانه دکتر رضا داوری اردکانی؛ سید محمد خاتمی با این فیلسوف و اندیشمند ایرانی دیدار کرد 🔸به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل جماران‌نیوز: حجت‌الاسلام سید محمد خاتمی، سیاستمدار ایرانی که از سال ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۴ به مدت دو دوره ریاست جمهوری ایران را به عهده داشت، با حضور در منزل دکتر رضا داوری اردکانی اندیشمند نام‌آشنای ایرانی و استاد ممتاز بازنشسته فلسفه دانشگاه تهران با او دیدار و گفت‌وگو کرد. 🔸منابع خبری هنوز از مفاد این دیدار صحبت نکرده‌اند. 🔸گفتنی است محمد خاتمی زاده اردکان یزد و دانش‌آموخته فلسفه غرب است. 🔸دکتر داوری اردکانی نیز از زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی یعنی سال ۱۳۷۷ تا سال ۱۴۰۲ ریاست فرهنگستان علوم را به عهده داشت. ibna.ir/x6yN8 @ibna_official

  • ایران در صد سال اخیر و مخصوصاً از زمان امضای قرارداد دارسی اهمیت ژئوپولیتیکی خاص پیدا کرده و از این بابت کمتر سود برده و بیشتر زیان‌ها و آسیب‌هایی را متحمل شده است. حتی اگر زمانی این موقعیت جغرافیایی برای ایران فوایدی داشت، اکنون فایده‌اش اندک و زیانش بیشتر است. ما اکنون در پرآشوب‌ترین و آشفته‌ترین منطقهٔ جغرافیایی قرار گرفته‌ایم. آشوب در همه جای جهان کم‌وبیش وجود دارد اما در هیچ جای جهان، مثل منطقهٔ ما در طی چهل و چند سال آتش جنگ به طور دائم شعله‌ور نبوده است. شاید نفع قدرت‌‌های جهانی در آن است که این منطقهٔ نفت‌خیز پرآشوب باشد و در جنگ و فقر و توسعه‌نیافتگی گرفتار بماند. این را گفتم که نشانی از آغاز عصر انحطاط داده باشم و قبل از اینکه بگویند مشکلات منطقهٔ ما خاص است و ربطی به انحطاط جهانی ندارد و بیشتر به وضع و موقع ژئوپولتیکی آن باز می‌‌گردد، یادآوری کرده باشم که از این وضع غافل نبوده‌ام، هرچند همهٔ آنچه را که در این منطقه روی داده است به ژئوپلیتیک بازنمی‌گردانم. درست است که در منطقهٔ ما آشوب و بلا و نکبت و خواری و بی‌خردی جلوه‌هایی آشکار داشته است اما بقیهٔ مناطق جهان هم جهان آزادی و امید و شادی نبوده و تحول اساسی در جامعه‌‌ها و کشور‌ها و سیاست‌‌ها پدید نیامده است. گفتگوهایی با سایه‌ام، ص۳۵۲

  • پیام نوروزی رضا داوری اردکانی: هو الاول نوروز عید بزرگ چندین‌هزارسالهٔ ایرانیان و به روایتی آغاز تاریخ ایران است. یعنی نوروز و ایران با هم به وجود آمده است. این روز بزرگ بر همه مبارک باشد. اکنون ما از نوروز نصیبی جز شادیِ چندروزه نداریم، ولی بدانیم که نوروز یک روز مثل سایر روزهای تقویم نیست. نوروز گشایش است و به گفتهٔ شاعر "نسیمی است که از کوی دوست می‌آید" و فرصتی است که از آن برای "برافروختن چراغ جان مدد می‌جویند". ز کوی یار می آید نسیم باد نوروزی از این باد ار مددجویی چراغ جان برافروزی در روزگار فروبستگی که دل‌ها تنگ و تن‌ها خسته و جان‌ها ملول و دانایی و خرد پوشیده و پنهان است چگونه می‌توان شاد بود؟ حافظ هم شادی نمی‌کند و مبارکباد نمی‌گوید بلکه غمگین است: ندانم نوحه قمری به طرف جویباران چیست؟ مگر او نیز همچون من غمی دارد شبانروزی؟ آیا می‌توانیم از نسیم جانبخش نوروزی که از کوی دوست می آید مدد بجوییم؟ قرن‌هاست که در این آرزو بسر برده و بسر می‌بریم و کمتر فکر می‌کنیم که وهم و آرزو مقام مناسبی برای سکنی گزیدن نیست. باید راه خانهٔ خرد را یافت و از آن مدد جست.

  • 1 мар. 2025 г.1 88012из UT_Central_Library

    ‍ 🔰رضا داوری اردکانی در مراسم گرامیداشت روز جهانی آینده: همه زندگی من با کتاب بوده است 🔸رضا داوری اردکانی در مراسم روز جهانی آینده در فرهنگستان علوم گفت: اکنون در ۹۲ سالگی نه کتاب می‌توانم بخوانم و نه زندگی می‌توانم بکنم. آن روزی که کتاب می‌خواندم، زندگی می‌کردم. اما برخی‌ها نمی‌فهمیدند که زندگی من با کتاب است. 🔸به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، مراسم روز جهانی آینده با شعار «آینده ایران، مسئولیت همگان» امروز شنبه ۱۱ اسفندماه در فرهنگستان علوم برگزار شد. در بخشی از این مراسم که از سوی شورای آینده‌نگاری فرهنگستان علوم برگزارشد، از رضا داوری اردکانی، فیلسوف ایرانی به سبب تالیفاتش در حوزه آینده‌نگری تجلیل شد. 🔸رضا داوری اردکانی در سخنان خودش سه تشکر از سه پرورده خود کرد و از دانشگاه تهران، فرهنگستان علوم و دانش فلسفه به عنوان سه نهادی یاد کرد که در پرورش فکری او نقش اصلی را داشته‌اند. فیلسوف معاصر ایرانی با اشاره به تالیفاتی که در ۳۰ سال گذشته در فرهنگستان علوم داشته است گفت: فرهنگستان برای من محیطی فراهم کرد که بتوانم حرف‌های خودم را مطرح کنم. امیدوارم این حرف‌ها به دردی بخورد. 🔸رئیس سابق فرهنگستان علوم با ذکر این نکته که هیچ داعیه مبنی بر حرف نو زدن یا کار مهم کردن ندارد، افزود: البته تواضع بیش از حد هم نمی‌کنم و باید بگویم من سعی خودم را کرده‌ام و نتیجه‌اش را نیز گرفته‌ام. 🔸فیلسوف معاصر ایرانی با اشاره به اینکه برخی افراد در طول این سال‌ها به او توصیه کرده‌اند به جای کتاب خواندن، کمی زندگی کند گفت: اکنون در ۹۲ سالگی نه کتاب می‌توانم بخوانم و نه زندگی می‌توانم بکنم. آن روزی که کتاب می‌خواندم، زندگی می‌کردم. اما برخی‌ها نمی‌فهمیدند که زندگی من با کتاب است. 🔸رضا داوری اردکانی با ذکر این نکته که با کتاب می‌شود زندگی کرد گفت: با کتاب زندگی کردن لذت زیادی دارد و این مایه خوشبختی من است که توانسته‌ام با کتاب زندگی کنم. ibna.ir/x6wVt @ibna_official

  • 20 дек. 2024 г.1 6905из philosophy_khu

    https://www.karzar.net/173560

  • https://mehrnews.com/news/6286776

  • https://www.isna.ir/news/1403090704563

  • https://www.ibna.ir/photo/524991/

  • واژه‌نامهٔ آنلاین فلسفهٔ میان‌فرهنگی (به زبان انگلیسی) برای برخی مدخل‌هایش در حوزهٔ عرفان و فلسفهٔ اسلامی نیازمند نویسنده است. در صورت تمایل به نگارش مدخل، با سردبیر واژه‌نامه (تورستن بوتس-بورنشتاین) تماس بگیرید: thorstenbotz@hotmail.com نشانی واژه‌نامه: https://www.odiphilosophy.com/ توضیحات نگارش مدخل: Length: Submissions are normally between 200 and 1200 words long (up to 4000 words for historical entries on philosophical schools and movements such as "Comparative Philosophy"). All submissions are peer reviewed. Most entries explain concepts and terms, but entries on philosophers or books are also accepted. All entries will be published with the author’s name. Entries must present bibliographical references for further reading at the end of the text. ​The main idea of ODIP is to provide information about non-mainstream concepts and thinkers that are preferably related to interculturality. Entries also provide original interpretations of conventional concepts in an intercultural context. This is how ODIP strives to distinguish itself from and complement other existing encyclopedias. On the 'Call for Entries' page you will find a list of terms. These are just suggestions. Entries on other relevant terms are welcome. Send to: editors@ODIPhilosophy.com Submissions will be edited and do not need to come in perfect English. We can also translate contributions from certain languages. The copyright stays with the authors.

  • شهر کنونی ما دیار غربت است. هیچ‌کس دیگر اهل هیچ شهری نیست. همه همه‌جایی، یعنی هیچ‌جایی‌اند. به این سبب، شهر و خانه‌ای که ما می‌سازیم، بیشتر به ایوانچه‌های کاروانسرا شبیه است، با این تفاوت که کاروانیان کنونی، میان خود پرده کشیده‌اند. آیا می‌توان این وضع را تغییر داد و شهر و خانه را طور دیگری ساخت؟ ظاهراً می‌توان سلیقه به خرج داد، اما طرح کلی شهر و خانه، به‌آسانی دگرگون نمی‌شود و مخصوصاً اگر بخواهیم این دگرگونی در جهت دینی‌شدن باشد، کار دشوارتر است، ولی این دشواری تا زمانی است که عالَم دینی رخ نگشوده باشد. اگر عالم دینی روی نماید، بنای شهر و خانه نیز دینی می‌شود. پس شهر دینی، شهری نیست که با دستورالعمل‌های خاصی ساخته شود. ما قواعدی نداریم که با آن بتوان شهر دینی ساخت. شهر و خانه با نحوۀ سکنا گزیدن ما دینی یا غیردینی می‌شود و سبک و طرز بنا با آن نحوهٔ سکنا گزیدن پدید می‌آید یا تغییر می‌کند. شهر دینی، بدون عالم دینی و بدون مردمی که به آن عالم تعلق داشته باشند، معنا و مورد ندارد. میدان نقش‌جهان در طرح کلی همان میدان چهارصد سال پیش است، اما نسبت کسانی که به آنجا می‌روند و از آنجا می‌گذرند، نسبت دیگری شده است. در بغداد و دمشق و قاهره هم چیزهایی از قرون اولیهٔ اسلامی باقی‌مانده و بسیاری از مردم این شهرها هم مسلمان‌اند، اما این شهرها شهرهای دینی نیستند. ملاحظاتی در باب طرح مدینهٔ اسلامی

  • 2 июл. 2024 г.19,3 тыс241

    به نام خداوند جان و خرد انتخابات روز جمعه ۱۵ تیرماه را با هیچ انتخاباتی قیاس نباید کرد. این انتخابات می تواند چیزی ورای رأی دادن به این یا آن نامزد یا به فلان رسم و شیوه سیاسی باشد؛ بلکه انتخاب میان بودن و نبودن ایران است. اکنون رأی می دهیم که آیا ایران بماند و بکوشد بعضی دردهای مهلکی را که دچارش شده است درمان کند یا به راه وخیم تر شدن آن دردها و گرفتاریها و افتادن در ورطه های خطرناک جنگ و ویرانی برود. البته به دکتر پزشکیان از این جهت باید رأی داد که او شایستگی های بسیار دارد و به آنچه می گوید عمل می کند. در دوران وزارتش نیز به کارهای مهمی چون توسعه دوره های تخصصی و فوق تخصصی پزشکی و پیشرفت حوزه رادیوداروها و توسعه بیوتکنولوژی (زیست فناوری) اهتمام موثر داشته است و اگر به ریاست جمهوری انتخاب شود می کوشد با همکاری اهل صلاح و تدبیر و مشورت با صاحبنظران و کارشناسان تا جایی که می تواند مشکلات را رفع کند و دردهای کشور را کاهش دهد. اما وجه مهمتر قضیه این است که رأی دادن به او رأی دادن به بقای ایران است. او گرفتار سوداها و اوهام بیهوده ای که ایران را به سوی ورطه های خطر و تباهی می برد، نیست. رأی ندادن در این دور انتخابات را دیگر نمی توان مقاومت منفی خواند زیرا نتیجه زودهنگام آن می تواند افتادن کشور به راه ستیزه ها و کشمکشهای خطرناک و غفلت از گرفتاریها و مشکلات و دوام پریشانی و فساد باشد. مردم ایران مسلما کم و بیش به این نکات توجه دارند و کاری نمی کنند که خدای ناکرده فردا در تاریخ بنویسند ایرانیان در سال ۱۴۰۳ چنان به دشمنی با خود و کشور خود برخاستند که گویی رسم و راه دوستی را از یاد برده و گم کرده اند. ولی چنین اتفاقی نخواهد افتاد زیرا ایرانیان در تنگناها به کشور خود پشت نمی کنند. ایران می ماند و باید بماند تا زخم هایی را که در جان و تن خویش دارد التیام بخشد. رضا داوری اردکانی ۱۲تیر ۱۴۰۳

  • فایل وورد مقالهٔ والتزر