Lost Fairy🧜🏼♀️
Статистика| ردپای افکار یک آدم معمولی در جهان نامعمول | ۲۷ ساله دانشجوی کارشناسی ارشد https://t.me/harfmanrobot?start=234583018
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 14
- Всего постов
- 23
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 21
- 1/48двое суток
- 24
- 1/72трое суток
- 25
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
بزرگترین هیتر من مامانمه نمیدونم چطور با وجود هیتای این زن من انقدر رو ظاهرم اعتماد به نفس دارم؟ چاقی، لاغری، پوستت آفتاب سوخته شده، چرا لیزرتو نمیری؟ چرا زانوت تیره شده؟ چرا موهات کم شده؟ ریشه موهات در اومده و مشکی بهت نمیاد، استرج مارکاتو باید بری لیزر…
بزرگترین هیتر من مامانمه نمیدونم چطور با وجود هیتای این زن من انقدر رو ظاهرم اعتماد به نفس دارم؟ چاقی، لاغری، پوستت آفتاب سوخته شده، چرا لیزرتو نمیری؟ چرا زانوت تیره شده؟ چرا موهات کم شده؟ ریشه موهات در اومده و مشکی بهت نمیاد، استرج مارکاتو باید بری لیزر خیلی تو چشمه و ... هرگز به نظر این زن کافی و زیبا نبودم.
تقریبا همه چیز منو به گریه میندازه هر فکری که احساساتیم کنه، هرچقدر بیاهمیت از حرفا و اتفاقات کوچیک نتیجهگیری های بزرگ میکنم و این حتی برای خودم ترسناکه حس میکنم اگر کسی بدونه من در این حد احساساتیم بخاطر اینکه به نظرش خیلی حساس میام رهام میکنه. این شبیه احساسات ۲۰ سالگیمه، نه ۲۷ چرا هی دارم بچهتر میشم؟
در دمای ۵۰ درجه دارم به خرید کت چرم فکر میکنم🌚 احساس میکنم اگر امسالم مثل پارسال کت چرم نخرم خواهم مرد
درسامو کجدار و مریز میخونم، با سرعت کم، پروپوزالو شروع نمیکنم می دونم همین روزا استادم ازم میخوادش اما انگار فریز شدم ولی هر روز یکم بهتر از روز پیش عمل میکنم و اینو دوست دارم. پیشرفتای کوچولو، اینکه هر روزم یکم بهتر از روز پیش باشه بام خوشاینده.
روزای اول فستمه سرگیجه و بیحالی شروع شده تا عادت کنم🫠 کاهش وزنی که از رژیم فروردین بهش رسیدمو خیلی خوب نگه داشتم با اینکه خوابگاه بودم، غذام دست خودم نبود و اصلا هیچ جوره رعایت نمیکردم چون درگیر درس و امتحان بودم. ولی اومدم خونه دیدم خیلی کم سایز کم کردم شگفت زده شدم! معمولا میگن کم کردن وزن یهویی و یا با فستینگ نمیمونه ولی واسه من موند. اگر اندازه رژیم دفعه پیشم سایز کم کنم به بدن نسبتا ایده آلم میرسم ایدهآل تر از اون دیگه رژیم و ورزش حرفهای تر میطلبه فعلا همون نسبتا ایدهآل رو میخوام.
دیشب خوابم نمیبرد نشستم چتم با یکی رو خوندم که ما خیییلی با هم بحث میکردیم، خیلیاااا و من همیشه برام سوال بود که چرا انقدر ما بحثمون میشه؟ تقصیر من که نیست، آیا همش تقصیر اونه یا صرفا سو تفاهمه؟ دیشب وقتی پیاما رو خوندم متوجه شدم دو سه تاش کاملا تقصیر من بوده! باورم نمیشد تمام مدت متوجه ایراد خودم تو این مورد نشده بودم.
به او فکر کردم. چه فکر خنک زیبایی... در این ظهر زشت مرداد.
بله، به تو احتیاج دارم قصه پریان من✨
دیروز یه آگهی کار دیدم توی صادقیه که واسه من خوبه نزدیکه نسبتا، سابقه نمیخواست، از روز اول هم حقوق داشت هرچند کم، یه کاراموزی هم پیدا کردم از یه شرکت خوب تو پونک، اون شرکتشو دوست داشتم ولی فکر کنم از کرج سخت به اونجا برسم، همهی اینا در صورتی که اوکی باشن من دو روز در هفته نرم، چون دو روزو باید برم آزمایشگاه امیدوارم کارای اینجوری و بهترشون توی آبان برام باشن. حس میکنم اگر امسال از نظر مالی مستقل نشم از نظر روحی تموم میشم:))
من همیشه از شدت عشقی که توی وجودمه ترسیدم. از اینکه نکنه چیزی رو که دوست دارم، با همین دوست داشتن زیادم خسته کنم یا از بین ببرم. برای همین خیلی وقتها خودم رو دور نگه داشتم؛ کمتر خواستم، کمتر نزدیک شدم، کمتر اجازه دادم کسی بفهمه چقدر عمیق همهچیز رو احساس میکنم. از این میترسم که دوست داشتنم زیادی شدید باشه؛ که دستهام انقدر یک چیزی رو محکم در آغوش بگیرن که بهش صدمه بزنن. برای همین خیلی وقتها عشقم رو پنهان میکنم؛ توی عمیقترین بخش از وجودم که حتی دیده نشه. اما هرچقدر بیشتر سعی میکنم حبسش کنم، بیشتر خودش رو نشون میده. بعضی چیزها رو نمیشه برای همیشه پنهان کرد، چون حقیقت اینه که من بلد نیستم نصفه و نیمه دوست داشته باشم. وقتی یک چیزی یا کسی رو دوست دارم، همهی وجودم درگیرش میشه.
شاید این سوال پیش بیاد که چرا خرید کردی؟ دوپامین دوستان! انسان بازیچه دست دوپامینه.
بعد به جای یه شومیز سفید ساتن زیبا که تو یه پیجی دیده بودم و چشمم بهش بود و نسبتا گرون میشد یه شومیز سفید داکرون قیمت مناسب گرفتم برای زیر کت هام شومیز سفیدای خودم به درد زیر کت نمیخورن چون یا گشادن یا آستینشون کوتاهه اینم حس میکنم توجیه نداشت، نمیخریدی یه چیز گرونتر که مرگ نداره میخریدی🦦 آها یه تیشرت راه راه هم واسه بیرون خریدم، چون سورمهای و مشکیش تموم شد من قهوه ایشو گرفتم ولیییی من چون یه دوره گیر دادم به کرم قهوه ای و کمدم کرم قهوهای شده قصد داشتم دیگه هیچ چیز کرم قهوهای رو نخرم و رنگ کمدمو عوض کنم خلاصه از اونم پشیمونم، کلا حس گناه دارم از خریدی که کردم و خودمو خالی کردم🤗
برای دوستم از این تاپ شورتک ساتنا هدیه تولد گرفتم یه دست از همونم واسه خودم گرفتم، نمیدونم این عادت جدید که هر چی کادو دادم عینشو برای خودم بخرم چیه؟ الان احساس میکنم نباید برای خودمم میخریدم ضرورت نداره🫠
حالا یه کاریش میکنیم دیگه اول مطالعه روزانهمونو انجام میدیم💆🏻♀
در جریانید که دوباره باید پروپوزال بنویسم دیگه؟ ۱۸ روز پیش استادم گفت یه پیشنویس تحویلم بده، پیشنویس رو می خواستم یک هفتهای تحویل بدم الان ۱۸ روز گذشته و یک صفحه نوشتم:))))))))
امروز ۱ ساعت درس خوندم ۲ ساعت گریه کردم🦦 چون پریودم سخت نمیگیرم به خودم، وگرنه امروز فقط ۲ تا مورد از to do list ام تیک خورد:(
بچهها دوستم یه کار به نظر من آسون پیدا کرد که مرتبط با رشتهش نیست، ولی بلد نیستم توضیح بدمش دورکاری و مربوط به سایت بود و درآمدش در ماه ۶۰ ۷۰ میشد یعنی آدم راهشو بلد باشه. ارتباطاتشم داشته باشه چون معرفی شد حتی مصاحبه هم نداشت و به واسطه دور کار بودن یه شغل دیگه هم داشت از این مدل پول درآوردن وانیلا مد نظر ما که با لیسانس یا ارشدت میری سرکار چیزی در نمیاد انگار یا حداقل ۵ سال خاک خوری میخواد.
من واسه اجاره دادن مینیمم باید ۶۰ تومن درآمد داشته باشم😭 و بدون سابقه تو از روز اول به این درآمد نمیرسی
چشم پژمان جون ودیعه ۲ میلیون با ماهی ۲۰ هزار تومن:))))