tgindex
بومیِ‌کهکشان‌راه‌ِ‌شیری!

بومیِ‌کهکشان‌راه‌ِ‌شیری!

Статистика
@divcheeперсидский

دوست دارِ ارتباط، دم دمی مزاج ، نِرد بین دوستام، فاقد جذابیت ، خیلی بلوچ.

Последний пост
6 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
166
−1 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
56
20 постов
Вовлечённость
33,7%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
35
1/48двое суток
40
1/72трое суток
43

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • مُردیم و او را به خاک سپردیم =))

  • مرگ پایانی است که چیز های زیادی را نیمه تمام می‌گذارد.

  • به خودم آمدم و دیدم که جراحت ناشی از رفتن او ، ریشه هایم را به پوسیدگی کشانده است.

  • به خودم آمدم و فهمیدم که سینه ی من نیز چون آن تکه از زمین که برای استقال از او آماده میشد ، شکافته شده است :)

  • وقتی فهمیدم که دیگر نگاه کردن و گفتنی در کار نیست،فهمیدم تمام آنچه گذشت از برهم زدن پلکی کوتاه تر بود .

  • در آخرین دیدار چهره به چهره فهمیدم که حال باید در میان خاطرات به دنبال رویا گشت؛ فهمیدم که چه کم و چه کوتاه و چه اندک حرف زده بودیم و خندیده بودیم.

  • هر کس که جان می‌دهد، بخشی از آرزوهای دیگران را نیز با خود می‌برد، در هر قدم که به سوی خانه ی پایانی اش برداشتیم ، رویایی قربانی شد و او را با تقدیم قربانی فراوان به خاک سپردیم.

  • او در حالی جان داد که نه فقط آرزوهای خویش بلکه کوهی از آرزوهای مارا با با خود می‌برد.

  • او کوله باری از آرزوهای خویش و آرزوهای ما را با خود به زیر خاک برد و چه آرزوهایی ، چه آرزوهایی…

  • در حالیکه بخشی از آرزوهایمان را با خود به زیر خاک میبرد، او را به خاک سپردیم.

  • با کسی وداع گفتیم که جای این خداحافظی، حرف های بیشمار دیگر باهم داشتیم و حرف های بسیارمان با او نا تمام ماند.

  • به تماشای لحظات پایانی زندگی کسی نشستیم که کارهای ناتمامی داشت.

  • در حالی که آرام نداشتیم ، او را به خاک سپردیم.

  • ریه هایمان هر نفس از بوی مرگ پر می‌شوند و قلبمان با هر تپش تیغ تیزی را به درون رگ ها می‌فرستد و تمام تنمان می‌سوزد.

  • و آدم های آن به اندوهی بی پایان مبتلا شده اند

  • حالا تمام خانه به عطر مرگ آغشته است

  • اورا به خاک سپردیم

  • رسيديم به سياه ترين روز تاريخ.

  • без подписи

  • ‏تنها غمی که تو زندگیم ازش عبور نکردم، اون روزای مرداد ماهه.