tgindex
دُچٰآر

دُچٰآر

Статистика
@dochar1446персидский

دنبال چیزی می‌گردم، شاید خودم.

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
4
Всего постов
25
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
15 авг.
Подписчики
739
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
718
25 постов
Вовлечённость
97,2%
к подписчикам
Постов в день
0,6
всего 25
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
160
1/48двое суток
183
1/72трое суток
197

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • حافظه‌م وفادارترین دشمنمه. هیچ‌وقت پشتمو خالی نمی‌کنه. حتی وقتی خودم پشت خودمو خالی کردم. حتی وقتی دلم می‌خواد یه چیزایی رو نادیده بگیرم. همه‌چیو نگه می‌داره. یک نگاه‌. یک صدا. یک عصر معمولی توی اون خیابون. یک جمله که برای زمان خودش جملهٔ ساده‌ای بود و حالا دیگه ساده نیست و دلیل شب‌بیداری و نشخوار فکریم شده. اونا که در حالت واقعی خودشون تموم شدن، اما توی وجود من؟ هیچ‌وقت تموم نشدن. حافظه‌م بلد نیست تمومشون کنه. فقط هر از گاهی بی‌خبر و بدون این‌که بخوام، درست وقتی که فکر می‌کنم فراموششون کردم، برشون می‌گردونه جلوی چشمم و کل زندگیمو درگیر خودش می‌کنه. و شاید فاجعهٔ کار همین باشه. این‌که ما می‌‌مونیم و چاله‌هایی که هیچ‌وقت پر نمی‌شن.

  • видео или голосовое, без подписи

  • ما را قبول کن که دلِ ما شکسته است آقای امام رضا. موکب شهید جاودانی.

  • 13 авг.1832из dochar1446

    видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • 2 авг.1 82933

    видео или голосовое, без подписи

  • 2 авг.1 83025

    This story: Best friend.

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • به نظرم غم خیلی بی‌وجدانه. مثل خروس بی‌محل یهو میاد سراغت و ولت نمی‌کنه. تو ذهنم شبیه اون آدمیه که حرصتو درآورده، رو به روت نشسته و داره بهت لبخند‌های مشمئز کننده می‌زنه. تو هم هیچ‌کاری نمی‌تونی بکنی. مثلا بلند شی بزنی تو گوشش؟ خب نه. از رو نمی‌ره. هی ازش می‌پرسی خب چرا؟ فقط نگاه می‌کنه و همون لبخند رو تحویل می‌ده. معمولا هم، مشخص نیست کی خسته می‌شه و می‌ره پی کارش. می‌دونم آرزوی مرگ چیز خوبی نیست ولی واقعا بعضی وقت‌ها براش آرزوی مرگ دارم. چون همیشه نوعش از اون غم‌های عزیز نیست و باید یاد بگیره که همیشه نباشه. بلکه به موقع باشه.

  • видео или голосовое, без подписи

  • گفت خسته‌ای؟ گفتم نه. راستش حوصلهٔ توضیح دادن نداشتم. چون خستگی‌ای که خواب خوبش نمی‌کنه، حرف هم خوبش نمی‌کنه.

  • بشدی و دل ببردی و به دست غم سپردی شب و روز در خیالی و ندانمت کجایی -سعدی.

  • 29 июл.6142из moha_qq

    خوشا به سعادت اونایی که ماه امشب رو تو مسیر کربلا نجف دارن می‌بینن.

  • 29 июл.1 1309

    امروز از جلوی گل‌فروشی رد شدم. چند شاخه گل سفید گذاشته بودند پشت ویترین. ایستادم و کلی نگاهشان کردم. قصد خریدن و هدیه دادن نداشتم. فقط یادم آمد زمانی بود که هر چیز قشنگی را می‌دیدم، اولین فکری که از سرم می‌گذشت، این بود که باید تو هم ببینی. چند ثانیه بعد راه افتادم. گل‌ها همان‌جا ماندند. تو هم.

  • آدم تا وقتی حالش خوبه، قدر زانوهاشو نمی‌دونه. تا وقتی حالش بد نیست، قدر دلشو.

  • بعضی وقت‌ها بی‌دلیل کنار پنجره می‌ایستم. نه منتظر کسی هستم، نه حوصله‌ی تماشای منظره را دارم. فقط دلم نمی‌خواهد داخل اتاق باشم. کوچه همان کوچه است. پیرمردی که آرام راه می‌رود، موتوری که با صدای بلند رد می‌شود، بچه‌ای که توپش را دنبال می‌کند. هیچ‌کدام قرار نیست خاطره‌ای بسازند. چند دقیقه بعد هم احتمالا یادم نمی‌ماند چه دیدم. با این حال، همان چند دقیقه کافی است تا بفهمم دنیا برای هیچ‌کس مکث نمی‌کند. حتی برای آدمی که خیال می‌کند کوهی بزرگ روی شانه‌هایش جا خوش کرده و قصد بلند شدن ندارد. بعد هم برمی‌گردم سر همان لیوان آبی که از صبح روی میز است، همان کتابی که از نصفه بسته شده، همان پیامی که چند بار خوانده‌ام و هنوز نمی‌دانم جوابش را چه بنویسم. آری. گمان می‌کنم بیشترِ زندگی همین جاها اتفاق می‌افتد. میان لحظه‌هایی که آن‌قدر معمولی‌اند که همان موقع هم به چشم نمی‌آیند و میان روزهایی که بعدِها قرار نیست با تاریخ یادشان کنیم. و زندگی با این تفاسیر، حوصله سر بر ترین نوع زندگی است و احساس می‌کنم باید نامی دیگر برایش برگزید. شاید «زیستن از سر عادت» شاید هم «دوام آوردن». هرچه هست، هر بار که بیشتر به آن فکر می‌کنم، سخت‌تر از قبل می‌توانم اسمش را زندگی بگذارم.

  • من به نبودن‌ بعضی چیزها و بعضی آدم‌ها عادت نکردم. فقط یاد گرفتم چطور با دردشون زندگی کنم و راه برم. لنگ‌لنگان، بدون اینکه خیلی معلوم بشه زمین زیر پام خالیه.

  • آدم بودن خیلی دنگ و فنگ داره. کاش آدم نبودم.

  • اگر دوست‌ داشتین تو این کار سهمی داشته باشید، میتونید با هر مبغلی که در توان‌تونه کمک کنید؛ بازم میگم مهم نیته نه مبلغ واریزی‌تون.🌱