محمد فنایی اشکوری
Статистикаبه نام او سلام این فضا فرصتی است برای طرح مباحث و اندیشه های مبتلابه انسان معاصر در حوزه های فلسفه, عرفان, دین و مسایل اجتماعی با رویکرد عقلانی و معنوی. Fanaei.ir@gmail.com
- Последний пост
- 7 мая
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 29
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
📢 #معرفی #کتاب ؛ برخی از ویژگی های *کتاب حکمت و حکایت جوانمردی* از پرسشهایی که یکی از محققان در زمینه آیین جوانمردی در نمایشگاه کتاب از مولف درباره کتاب حکمت و حکایت جوانمردی پرسیدند این بود که *«این کتاب با کتابهای دیگری در این موضوع نوشته شده است چه تفاوتی دارد؟»* این پرسش شاید برای دیگران نیز مطرح باشد. در اینجا برخی از خطوط کلی آنچه در این کتاب آمده است را ذکر می کنم تا تفاوت آن با دیگر آثار قدیم و جدید در این زمینه روشن شود. ۱. دراین کتاب فتوت به عنوان روایت و قرائتی از حکمت عملی که دربردارندۀ یک نظام اخلاقی، یک نوع سبک زندگی و یک نظام اجتماعی و سیاسی است عرضه شده است. ۲. در این کتاب مبانی اخلاقی، دینی و عرفانی آیین جوانمردی تبیین شده است. ۳. آیین جوانمردی به عنوان رکن اصلی در عرفان عملی اجتماعی معرفی شده است. ۴. به پیشینه آیین جوانمردی در ملل مختلف و تاریخ قدسی آن پرداخته شده است. ۵. از نقش ایران و اسلام در شکل گیری و رشد جریان فتوت بحث شده است. ۶. گزارش و تحلیل مفصلی از دیدگاه عرفا درباب فتوت ارائه شده است. ۷. به بعد جهانی، فراملیتی و فرامذهبی این آیین پرداخته شده است. ۸. پیشگامان اندیشه جوانمردی در عرفان و ادب فارسی و اندیشه های آنان در این باب معرفی و تحلیل شده است، کسانی مانند قشیری، خواجه عبدالله انصاری، غزالی، ابن عربی، فردوسی، سعدی و حافظ. ۹. نسبت آیین جوانمردی با اخلاق و عرفان تبیین شده است. ۱۰. نسبت جوانمردی با جنسیت و نقش زنان در این آیین بحث شده است. ۱۱. از جوانمردی در عصر جدید بحث شده و برخی از جوانمردان معاصر معرفی شده اند. ۱۲. به انحرافات و لغزش ها در تاریخ فتوت اشاره شده است. ۱۳. برخی آراء سنتی و رایج در تعریف و تحلیل جوانمردی نقد شده است. ۱۴. به کارکرد جوانمردی در دنیای جدید اشاره شده است. ۱۵. تشکیل سازمان ها و تشکل های جوانمردی در دنیای معاصر پیشنهاد شده است. ۱۶. برای نخستین بار مفهوم دولت جوانمردی و ویژگی های آن طرح شده است. ۱۷. ارکان اصلی منشور جوانمردی طرح شده است. این کتاب فقط به توصیف فتوت به عنوان یک سنت در گذشته نمی پردازد، در واقع در این کتب چند کار صورت گرفته است: 1. معرفی و تحلیل آیین فتوت 2. اصلاح فتوت 3. احیای فتوت 4. بازسازی و روزآمد کردن آن *به این مسائل هم از بعد نظری و هم از بعد عملی توجه شده است* 🔰 محمد فنایی اشکوری @fanaei_ir
آیا فلان عارف یا فیلسوف یا شاعر بزرگ شیعه است؟ ملاک شیعه بودن یک فرد چیست؟ ❓❓❓❓❓❓❓❓ آیا محبت به اهل بیت پیامبر (ص) ملاک شیعه (امامی اثنا عشری) بودن است؟ خیر. هر شیعه ای محب اهل بیت است، اما هر محب اهل بیتی لزوما شیعه نیست. آیا اعتقاد به ولایت معنوی و باطنی و حتی عصمت دوازه امام ملاک شیعه بودن است؟ خیر. هر شیعه ای به ولایت معنوی و باطنی ائمه و عصمت آنها معتقد است، اما هرکس که چنین اعتقادی داشته باشد لزوما شیعه نسیت. پس ملاک شیعه بودن چیست؟ ملاک شیعه بودن اعتقاد به جانشینی بلافصل امیر المؤمنین (ع) و امامت دوازده امام است. و البته لازمۀ آن، اعتقاد به عصمت و ولایت باطنی و محبت نیز است. ضمنا مراد این نیست که برای شیعه بودن همین چند اعتقاد کافیست؛ اعتقادات دیگری هم هست. مقصود این است که این مایز و حداقلی است که هر شیعه ای باید داشته باشد و اگر کسی نداشته باشد شیعه نیست. چطور می شود کسی ائمه را از نظر علمی و معنوی برتر از دیگران و حتی معصوم بداند، و به آنها محبت هم بورزد و حب آنها را فرض و واجب بداند، اما به جانشینی بلافصل امیرالمؤمنین و امامت ائمه قائل نباشد؟ همینطور که می بینیم شده است. علتش این است که آنها می پندارند خلافت امری عرفی و دنیوی است و خلیفه منصوب خدا نیست. بنا بر این ممکن است مفضول بر فاضل مقدم شود. آیا این باور قابل دفاع است؟ از نظر مکتب اهل بیت خیر، ولی این باور وجود دارد. نتیجه هرگاه ببینیم شخصی برای امیرالمؤمنین (ع) و ائمه اطهار (ع) مقام معنوی والایی قائل است و آنها را از دیگران برتر و افضل می داند و به آنها محبت می ورزد و با تعابیر بلندی از آنها یاد می کند، نمی توانیم بگوییم او حتما شیعه است. ممکن است شیعه باشد، و ممکن است شیعه نباشد. اگر بتوانیم نشان دهیم که او علاوه بر اینها به وصایت و جانشینی بلافصل هم قائل است، شیعه بودن او اثبات می شود، اگر نتوانیم این را اثبات کنیم شیعه بودن او اثبات نمی شود. آیا محتمل نیست آنها که به رغم این اعتقادات، به جانشینی بلافصل تصریح نکرده اند، از روی تقیه باشد؟ بله محتمل است، همانطور که محتمل است چنین نباشد. احتمال دو طرف دارد. با احتمال تقیه، تشیع اثبات نمی شود، فقط احتمال تشیع اثبات می شود، اگر قرائنی برخلاف نباشد. و سخن آخر اینکه بحث و جدل دربارۀ مذهب افراد در جایی که دلیل و حجت کافی وجود ندارد بی وجه و بی ثمر بلکه مضر است. رویکرد عقلانی به عارفان و فیلسوفان این است که نظریات معقول و قابل دفاعشان را بفهمیم و بپذیریم و آراء نادرست آنها را نقد کنیم، نه اینکه بی دلیل کافی و صرفا از روی تعصب درباره مذهب آنها جدل کنیم. «و لا تقف ما لیس لک به علم.» 🌴🌴🌴🌴 🟢محمد فنائی اشکوری 🆔 https://eitaa.com/dr_Fanaei
مفهوم فتوت و جوانمردی فتوت یا جوانمردی، مفهومی عمیق و چندبعدی در فرهنگ و اخلاق ایرانی-اسلامی است که به نوعی منش و طریقت در زندگی دلالت دارد. بر پایه منابع اصیل فتوتنامهها و متون عرفانی-اخلاقی، فتوت مجموعهای از فضایل اخلاقی انساندوستانه، کریمانه و بزرگمنشانه است که شخص را به سمت کمال انسانی سیر می دهد. این مفهوم، ریشه در آموزههای دینی، عرفانی و فرهنگ پهلوانی ایران دارد و در طول تاریخ، در قالب گروه های عرفانی، اصنافی، عیاری و پهلوانی متجلی شده است. در زیر به برخی از مهمترن ویژگیهای فتوت اشاره می کنیم. ۱. عزت و کرامت انسانی در نگاه فتوت، انسان موجودی است که خداوند به او کرامت ذاتی بخشیده است. بنابراین، حفظ عزت نفس و کرامت انسانی، محور اصلی منش جوانمردی است. جوانمرد هرگز اجازه نمیدهد کرامت او یا دیگران — به ویژه محرومان و زیردستان — خدشهدار شود. این حساسیت تنها نسبت به محرومیت مادی نیست، بلکه نسبت به هرگونه تحقیر، توهین و نادیده گرفتن شرافت انسانی است. فتوت ذلت را برنمیتابد و جوانمرد، هرگز زیر بار زور نمیرود. ۲. جود و سخاوت جوانمرد، گشادهدست و بخشنده است، اما سخاوت او تنها به مال محدود نمیشود. او در بخشش علم، تجربه و حمایت عاطفی نیز پیشتاز است. این بخشش، ریشه در بی نیازی درونی و توکل به خدا دارد، نه نمایش یا چشمداشت. ۳. وفاداری و پیمانداری وفای به عهد — چه با خدا، چه با مردم و چه با خود — از ارکان فتوت است. جوانمرد حتی با دشمن خود نیز اگر پیمانی ببندد، خیانت نمیکند. این وفاداری، به اعتماد اجتماعی و استحکام روابط انسانی میانجامد. ۴. عفو و گذشت جوانمرد گذشت را بر انتقام ترجیح میدهد، به ویژه هنگامی که قدرت تنبیه داشته باشد. 5. احسان و ایثار جوانمرد اهل احسان و ایثار است. ایثار او به معنای گذشتن از حق خود به نفع دیگران — به ویژه نیازمندان — است. اگر لازم باشد جوانمرد حتی جانش را نثار ارزشهای والا می کند. 6. خدمت جوانمرد همیشه آماده خدمتگذاری است. می کوشد نه تنها باری بر دوش دیگران نباشد بلکه بار از دوش دیگران بردارد. 7 . شجاعت و حمایت از مظلوم شجاعت در فتوت، تنها در میدان جنگ نیست، بلکه شهامت ایستادگی در برابر ظلم و سخن حق گفتن است. جوانمرد، پناهگاه مظلومان و حامی محرومان است و در برابر ستمگران میایستد. این شجاعت، همراه با پایداری است؛ چرا که دفاع از حق، اغلب با دشواری و خطر همراه است. 8. حفظ زبان و رازداری جوانمرد مراقب گفتار خود است؛ نه غیبت میکند، نه دروغ میگوید و نه راز دیگران را فاش میسازد و از آبروی دیگران همچون آبروی خودصیانت می کند. این ادب، نشان سلامت باطن، صفای درون و احترام به حریم دیگران است. 9. تواضع و فروتنی با وجود عزت نفس بالا، جوانمرد در برابر مردم — به ویژه در برابر استادان، والدین و نیازمندان — متواضع است. تکبر و خودبرتربینی را خلاف فتوت میداند. 10. پاکدامنی و پاکدستی جوانمرد دامن و دستش از گناه، خیانت و مال حرام پاک است. او می کوشد از ناپاکی و ناپاکان دوری جوید. فتوت، در حقیقت طریقت اخلاقی و معنوی است که انسان را از خودمحوری به دیگرخواهی، از ضعف به شجاعت، و از ذلت به عزت رهنمون میسازد. این منش ترکیبی از ایمان و اخلاق، مهر و حماسه، گذشت و ایستادگی، و مسئولیت در قبال خدا و خلق است. 🌹🌷🌹🌷 🟢محمد فنائی اشکوری @dr_fanaei
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
آیا الهیات همان علم کلام است؟ ترجمه اصطلاح «تئولوژی» (Theology) به «علم کلام» در زبان فارسی، از دقت مفهومی لازم برخوردار نیست. در سنت مسیحی، تئولوژی معمولا به کلّیت معارف دینی اطلاق میگردد که حوزهای فراتر از مباحث صرفاً کلامی (آموزه های اعتقادی) را در بر میگیرد. به عنوان نمونه: در فرهنگ نامه مریام-وبستر یکی از تعاریفی که برای «تئولوژی» آمده این است: « مطالعه ایمان، عمل و تجربه دینی؛ به ویژه: مطالعه خدا و رابطه خدا با جهان.» »the study of religious faith, practice, and experience; especially: the study of God and of God's relation to the world.« البته مباحث اعتقادی به ویژه بحث از خدا محور و قلب الهیات است. اما الهیات محدود به آن نیست، بلکه همۀ شاخههای علوم دینی اعم از عقاید، احکام فقهی، اخلاق، عرفان، تفسیر و تاریخ دینی را شامل میگردد. در این تعریف گسترده، الهیات به معنای شناخت نظاممند و جامع آموزههای یک دین است. به عنوان نمونه کتاب «جامع الهیات» (Summa Theologica) توماس آکوئینی، که مهمترین و مفصلترین متن الهیات مسیحی است، سه بخش اصلی دارد: بخش اول درباره خدا و آفرینش، بخش دوم (که مفصلترین بخش است) درباره سلوک اخلاقی انسان به سوی خدا، و بخش سوم درباره مسیح و آیینهای مقدس. ضمنا در مطالعات آکادمیک "الهیات" با "مطالعات ادیان" (religious studies)، که گاه دین شناسی نیز گفته می شود، هم متفاوت است. الهیات معمولاً از درون یک سنت دینی در پی فهم، تبیین و دفاع از باورهای آن سنت است، اما «مطالعات ادیان» دین را به عنوان پدیدهای بیرونی، اجتماعی و تاریخی بررسی می کند. خاطر نشان می شود "الهیات" در فلسفه اسلامی اصطلاح دیگری است. در این اصطلاح «الهیات» یا «علم الهی» همان مابعدالطبیعه است که به الهیات بالمعنی الاعم (امور عامه) و بالمعنی الاخص (خداشناسی) تقسیم می شود. کتاب الهیات شفای ابن سینا نمونه برجسته الهیات به این معنا است. #الهیات #کلام #دینـشناسی #مطالعاتـادیان 🟢محمد فنائی اشکوری @dr_fanaei
مراد از نقد الهیات سنتی چیست؟ (بخشی از بحث ارائه شده در همایش الهیات مقاومت) نقد الهیات سنتی نه نقد دین است نه تنقیص عالمان دین؛ گامی است ضروری برای تکامل معرفت دینی هرگاه سخن از نقد الهیات سنتی به میان میآید، ضروری است که این نقد را بهدرستی در چارچوب مفهومی خود جای دهیم. هدف از چنین انتقادی، به چالش کشیدن خود دین به عنوان حقیقتی وحیانی نیست؛ زیرا از منظر باور دینی، دین، کامل و جامع است. بنابراین، محل نقد نه اصل دین، بلکه معرفت دینی و به عبارت دقیقتر، فهم و تفسیرهای بشری از دین است که در قالب الهیات دورههای مختلف تاریخی شکل گرفته است. معرفت دینی، بهمثابه یک دانش انسانی، ماهیتی تدریجی و تکاملی دارد. این گزاره بدان معناست که نمیتوان مدعی شد مؤمنان یا متخصصان دینی در ادوار اولیه، به تمامی ابعاد و لایههای معارف دینی احاطهای کامل داشتهاند. پذیرش چنین فرضی، مستلزم انکار امکان هرگونه پیشرفت در عرصه مطالعات دینی خواهد بود. اگر چنین بود، میبایست دانش دینی امروزین ما هیچ تفاوت ماهوی با فهم دینی در ده قرن پیش نمیداشت. اما واقعیت تاریخی و معرفتشناختی گواه آن است که دانش ما درباره دین همواره در حال توسعه و تعمیق است. به بیان دیگر، آنچه روندی تکاملی را طی میکند، الهیات (به معنای دستگاه فکری و تفسیری بشر از دین) است، نه خود دین. بر این اساس، دینشناسی میتواند و باید در گذر زمان، کاملتر، عمیقتر و پاسخگوتر به پرسشهای متجدد شود. این سخن به هیچ وجه به معنای تقلیل یا بیاعتنایی به خدمات ارزنده عالمان و متکلمان گذشته نیست. آنان در بستر تاریخی و امکانات فکری عصر خویش، نقش خود را ایفا کردند و میراثی گرانقدر از خود به جای نهادند. نقد الهیات سنتی، نفی این نقش نیست، بلکه تأکید بر لزوم تداوم جریان اجتهاد و تولید معرفت دینی است. بنابراین، دعوت به بازخوانی، تحول و نوآوری در الهیات، نه نقد ذات دین است و نه خدشه در جایگاه عالمان پیشین، بلکه بیان یک ضرورت معرفتی برای پاسخگویی به شرایط نوین و گشودن افقهای تازه در برابر معارف دینی است. ذکر این تمایزات از آن رو اهمیت دارد که گاه در مواجهه با نقدهای وارد بر برخی قرائتهای سنتی، واکنشهایی دفاعی دیده می شود که بدون توجه به مبانی و حدود این نقدها، آن را به معنای انکار کاملبودن دین یا بیحرمتی به پیشینیان تفسیر میکنند. اینگونه مواجهههای شتابزده و فاقد تأمل، که از جایگاه تعصب و نه عقلانیت انتقادی برمیخیزد، مانعی جدی در مسیر گفتوگوی علمی و پویایی معرفت دینی محسوب میشود. مقصود از این نقد، تنقیص دین یا عالما دینی نیست، بلکه تأکید بر این اصلی بنیادین در تاریخ علم است که معرفت بشری، از جمله معرفت دینی، همواره در حال شدن و تکامل است. اگر چنین نبود، اساساً ضرورتی برای تأسیس نهادهای پژوهشی جدید، نگارش آثار نو، و سرمایهگذاری در طرحهای مطالعاتی معاصر در حوزههای دینپژوهی وجود نداشت. نفس وجود دانشگاهها، حوزههای علمیه و پژوهشگاهها، و جریان مستمر تولید آثار علمی در آنها، گواهی روشن بر پویا و سیال بودن عرصه فهم دین و نیازمند به روزآمدی و توسعه و تعمیق دائمی آن است. 🟢محمد فنائی اشکوری 🆔 https://eitaa.com/dr_Fanaei
🔸 واکنش رسمی صدراعظم اتریش به انتشار کتاب «ایرانیشناسان اتریشی» ▫️ دفتر صدراعظم فدرال اتریش طی مکاتبهای رسمی با رایزنی فرهنگی ایران در وین، وصول و انتشار کتاب «ایرانیشناسان اتریشی» را اعلام و از دستاندرکاران آن قدردانی کرد. 🔹 این نامه به نمایندگی از دکتر کریستین اشتاکر (صدراعظم فدرال) و با امضای هلگا باندیون (رئیس بخش پروتکل) صادر شده است. وین این اثر را گامی مهم در جهت مستندسازی و تعمیق گفتوگوی فرهنگی میان دو کشور ارزیابی کرده است. 🔹 کتاب در سپتامبر ۲۰۲۵ توسط انتشارات «بونیدیالوگ» با حمایت «خانه حکمت ایرانیان» و انجمن «حافظ-هامر-پورگشتال» چاپ شد. مقدمه اثر به قلم نصرتالله رستگار و پیشگفتار آن توسط رضا غلامی تدوین شده است. 🔹 کتاب شامل بررسی تاریخچه و پروفایل ۱۵ پژوهشگر شاخص نظیر جوزف فون هامر-پورگشتال، یعقوب ادوارد پولاک، رودیگر لولکر و برت فراگنر است که بر میراث مشترک علمی و دانشگاهی تمرکز دارد. #خبر | 📌 پیشخوان ارتباطی دیپلماسی کتاب
без подписи
یلدای ۱۴۰۴ غزلی سراسر بشارت و امید رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند 🟢محمد فنائی اشکوری @dr_fanaei
یلدای ۱۴۰۳ 🟢محمد فنائی اشکوری @dr_fanaei
مراد از نقد الهیات سنتی چیست؟ (بخشی از بحث ارائه شده در همایش الهیات مقاومت) نقد الهیات سنتی نه نقد دین است نه تنقیص عالمان دین؛ گامی است ضروری برای تکامل معرفت دینی هرگاه سخن از نقد الهیات سنتی به میان میآید، ضروری است که این نقد را بهدرستی در چارچوب مفهومی خود جای دهیم. هدف از چنین انتقادی، به چالش کشیدن خود دین به عنوان حقیقتی وحیانی نیست؛ زیرا از منظر باور دینی، دین، کامل و جامع است. بنابراین، محل نقد نه اصل دین، بلکه معرفت دینی و به عبارت دقیقتر، فهم و تفسیرهای بشری از دین است که در قالب الهیات دورههای مختلف تاریخی شکل گرفته است. معرفت دینی، بهمثابه یک دانش انسانی، ماهیتی تدریجی و تکاملی دارد. این گزاره بدان معناست که نمیتوان مدعی شد مؤمنان یا متخصصان دینی در ادوار اولیه، به تمامی ابعاد و لایههای معارف دینی احاطهای کامل داشتهاند. پذیرش چنین فرضی، مستلزم انکار امکان هرگونه پیشرفت در عرصه مطالعات دینی خواهد بود. اگر چنین بود، میبایست دانش دینی امروزین ما هیچ تفاوت ماهوی با فهم دینی در ده قرن پیش نمیداشت. اما واقعیت تاریخی و معرفتشناختی گواه آن است که دانش ما درباره دین همواره در حال توسعه و تعمیق است. به بیان دیگر، آنچه روندی تکاملی را طی میکند، الهیات (به معنای دستگاه فکری و تفسیری بشر از دین) است، نه خود دین. بر این اساس، دینشناسی میتواند و باید در گذر زمان، کاملتر، عمیقتر و پاسخگوتر به پرسشهای متجدد شود. این سخن به هیچ وجه به معنای تقلیل یا بیاعتنایی به خدمات ارزنده عالمان و متکلمان گذشته نیست. آنان در بستر تاریخی و امکانات فکری عصر خویش، نقش خود را ایفا کردند و میراثی گرانقدر از خود به جای نهادند. نقد الهیات سنتی، نفی این نقش نیست، بلکه تأکید بر لزوم تداوم جریان اجتهاد و تولید معرفت دینی است. بنابراین، دعوت به بازخوانی، تحول و نوآوری در الهیات، نه نقد ذات دین است و نه خدشه در جایگاه عالمان پیشین، بلکه بیان یک ضرورت معرفتی برای پاسخگویی به شرایط نوین و گشودن افقهای تازه در برابر معارف دینی است. ذکر این تمایزات از آن رو اهمیت دارد که گاه در مواجهه با نقدهای وارد بر برخی قرائتهای سنتی، واکنشهایی دفاعی دیده می شود که بدون توجه به مبانی و حدود این نقدها، آن را به معنای انکار کاملبودن دین یا بیحرمتی به پیشینیان تفسیر میکنند. اینگونه مواجهههای شتابزده و فاقد تأمل، که از جایگاه تعصب و نه عقلانیت انتقادی برمیخیزد، مانعی جدی در مسیر گفتوگوی علمی و پویایی معرفت دینی محسوب میشود. مقصود از این نقد، تنقیص دین یا عالما دینی نیست، بلکه تأکید بر این اصلی بنیادین در تاریخ علم است که معرفت بشری، از جمله معرفت دینی، همواره در حال شدن و تکامل است. اگر چنین نبود، اساساً ضرورتی برای تأسیس نهادهای پژوهشی جدید، نگارش آثار نو، و سرمایهگذاری در طرحهای مطالعاتی معاصر در حوزههای دینپژوهی وجود نداشت. نفس وجود دانشگاهها، حوزههای علمیه و پژوهشگاهها، و جریان مستمر تولید آثار علمی در آنها، گواهی روشن بر پویا و سیال بودن عرصه فهم دین و نیازمند به روزآمدی و توسعه و تعمیق دائمی آن است. 🟢محمد فنائی اشکوری @dr_fanaei
وحدت حوزه و دانشگاه زیربنای حکمرانی دینی در عصر علم و فناوری است https://hawzahnews.com/xfjLY 🟢محمد فنائی اشکوری @dr_fanaei
без подписи
الهیات تعالیبخش جوانمردی Exaltation Theology of Islamic Chivalry محمد فنائی اشکوری ارائه در همایش الهیات مقاومت ۲۶ آذر ۱۴۰۴ چکیده جهان معاصر میان معنویتهای منفعل و مبارزات فاقد بنیان اخلاقی گرفتار است. الهیاتهای موجود—اعم از سنتی، رهاییبخش و مقاومت مسیحی—با محدودیتهایی چون انتزاعیگرایی، تقلیل عدالت به اقتصاد، یا فقدان افق سازندگی پسامبارزه روبرو هستند. این خلأ پارادایمی، نیاز به یک الهیات اجتماعی یکپارچه را ضروری میسازد. پاسخ این نظریه، احیای خلاقانه «فتوت» یا «جوانمردی»—به عنوان میراث مشترک تمدن اسلامی-ایرانی—در قالب یک الهیات اجتماعی ایمانمدار و عملمحور است. در این خوانش، فتوت نه یک فضیلت فردی صرف، بلکه چارچوبی جامع برای پیوند دیالکتیکی معنویت، اخلاق و پیشرفت است. این الهیات بر آموزه های قرآنی و سیرۀ انبیا و امامان استوار است. این سنت در قالبهای نهادی مانند فتوت اصنافی تداول یافته و شبکههای اخلاقی-اجتماعی ایجاد کرده است. مسیر تحقق این الهیات در قالب یک فرآیند تمدنی و سهبعدی ترسیم میشود: ۱. جهاد اکبر (رهایی درونی، ۲. جهاد اصغر (مقاومت بیرونی) ۳. جهاد تأسیس (سازندگی): کنش ایجابی برای بنای نهادهای عادلانه با تلفیق عقل، وحی، علم و فناوری. تحقق این نظریه مستلزم ایجاد نهادهای فتوت نوین (شبکههای مردمی داوطلب)، نظام آموزشی جوانمردپرور و اقتصاد مقاومتی اخلاقبنیاد است. در رأس این نظام ها رهبری قرار دارد که از ویژگی هایی مانند آگاهی ، بصیرت، تقوا، عدالت، خدمتگذاری و شجاعت برخوردار است. غایت این الهیات، ارائه یک «نظام زندگی جامع» است که هرگونه تقلیلگرایی را نفی میکند: نه عرفان بدون عدالت، نه عدالت بدون اخلاق، نه مبارزه بدون سازندگی، و نه پیشرفت بدون معنویت. مأموریت آن، بازآفرینی آیین جوانمردی به زبان جهانی عقلانیت و کرامت انسانی برای ساختن جامعهای عادلانه و پیشرو است. تفصیل این نظریه در مکتوبی ارائه خواهد شد انشالله. @dr_fanaei
آهنگ لری: دایه دایه وقت جنگه امـا به زبــان انگلیـــسی 😭😭😭😭 @gharargah_emam 🆔 https://eitaa.com/dr_Fanaei
«همه عالم و آدم سگ عباس شود!» همه عالم و ادم شامل چه کسانی است! آیا این توهین به همه انبیا و اولیا نیست؟ آیا بدتر از این می شود تشیع را محو و منفور جهانیان کرد؟ آن یکی می گوید: تا کور شود هر آنکه نتواند دید من صوفی ام و علی پرستم هو هو پیغمبران آمدند ما را خدا پرست کنند اما این آقایان دعوت به پرستش علی (ع) می کنند (نه محبت علی و پیروی او, پرستش او) ❌ اگر اینها غلو نیست، پس غلو چیست؟ ❌ چه کسی باید این ناهنجاری ها را اصلاح کند؟ چرا کسانی که تریبون در اختیار دارند به ویژه در صدا و سیما درباره این انحرافات خطرناک ساکتند؟! 🆔 https://eitaa.com/dr_Fanaei
چه کسی میتواند علوم انسانی را اسلامی کند؟ آیا دانشمندان علوم انسانی که فقط با این علوم آن گونه که در غرب تولید شده اند اشنا هستند می توانند علوم انسانی را اصلاح و بازسازی کنند؟ آیا فقها می توانند علوم انسانی را اصلاح کنند؟ آیا فلاسفه می توانند علوم انسانی را اسلامی کنند؟ چه کسی می تواند متکفل اصلاح، بازسازی و اسلامی سازی علوم انسانی باشد؟ پیشفرض پاسخ رویکرد ما نفی کلی و طرد تمام دستاوردهای علوم انسانی موجود نیست. این علوم، بهرغم کاستیها و نقصانهایی که در مبانی و روششناسی دارند، حاوی یافتههای ارزشمندی هستند. بنابراین، هدف اصلی، اصلاح، تکمیل و غنیسازی علوم انسانی با تکیه بر یافته های عقلی و آموزه های اسلامی است. بنابر این برای کسی که اصولا علوم انسانی موجود را باطل می داند و معتقد است همه محتوای علوم اسلامی را باید از متون دینی استخراج کرد، پاسخی که می دهیم پذیرفتنی نیست. البته ما این نظر را درست نمی دانیم و معتقدیم علوم انسانی موجود دستاورد ارزشمندی است که نیازمند اصلاح و تکمیل است. آیا فقه به تنهایی برای این منظور کافی است؟ خیر. فقه، علم مستقلی با موضوع و روش خاص خود است و نمیتواند جایگزین علوم انسانی مانند اقتصاد، روانشناسی یا جامعهشناسی شود. با این حال، فقه میتواند در اصلاح و بازسازی این علوم نقش ایفا کند؛ مثلاً در ارائه چارچوبهای ارزشی و هنجاری مرتبط با رفتار فردی و اجتماعی. آیا فلسفه میتواند علوم انسانی را اصلاح کند؟ خیر. فلسفه نیز علمی مستقل با حوزهای جداگانه است. بحثهای فلسفی صرف، به خودی خود به تولید علم انسانی منجر نمیشود. اما فلسفه میتواند مبانی ضروری مانند مبانی معرفتشناختی، هستیشناختی و انسانشناختی را در اختیار علوم انسانی قرار دهد. بنابراین، نه فقیه، نه فیلسوف و نه متکلم، به صرف تخصص در حوزه خود، نمیتوانند عهدهدار اسلامیسازی علوم انسانی شوند. اسلامیسازی علوم انسانی (یا هر تعبیر دیگری مانند بازسازی یا اصلاح با رویکرد اسلامی به علوم انسانی) ذاتاً کار متخصصان خودِ علوم انسانی است. این اقتصاددان، روانشناس، جامعهشناس و دانشمند علوم تربیتی است که باید با استفاده از مبانی و چارچوبهای ارائهشده از سوی فلسفه، کلام و فقه، به بازسازی علم تخصصی خود بپردازد. پس نقش دیگر حوزههای علوم اسلامی چیست؟ حوزههایی مانند فلسفه، کلام، فقه و الهیات، نقش خدماترسان، زیرساختی و مقدماتی دارند. آنها مبانی، روشها، اصول و ارزشهای کلان را تبیین میکنند و در اختیار پژوهشگر علوم انسانی قرار میدهند. اما تبدیل این مبانی به نظریهها، مدلها و روشهای عملی در هر رشته، تنها از عهده متخصص همان رشته برمیآید. باید توجه داشت که میزان ارتباط و تاثیر علوم اسلامی و انسانی در علوم مختلف متفاوت است. مثلا اثرگذاری فقه بر حقوق به مراتب بیشتر از تاثیرش بر روانشناسی است و قوت اثرگذاری فقه بر حقوق و نقش فقها در این علم بسیار برجسته است. از اینجا معلوم می شود که اسلامی سازی علوم انسانی از متخصصان علوم انسانی جدید که با معارف اسلامی آشنا نیستند نیز ساخته نیست. پس این مأموریت بر عهدۀ چه کسانی است؟ ویژگیهای پژوهشگر علوم انسانی برای این مأموریت: ۱. باید در یکی از شاخههای علوم انسانی تخصص عمیق داشته و با آخرین یافته های آن رشه آشنا باشد. ۲. باید با علوم اسلامی (فلسفه، کلام، فقه و...) آشنایی داشته باشد تا بتواند از مبانی آن بهره ببرد. ۳. باید بتواند با بهرهگیری از راهنمایی فیلسوفان، متکلمان و فقها، و با تلفیق خلاقانه دستاوردهای علوم اسلامی و مسائل علوم انسانی، به بازتولید علم انسانی موافق با آموزه های اسلامی بپردازد. بنابراین: متکفل اصلی تولید «علوم انسانی با رویکرد اسلامی»، خود پژوهشگران و دانشمندان علوم انسانی آشنا با معارف اسلامی هستند. دیگر رشتههای اسلامی بهعنوان پشتیبان، زمینهسازی میکنند. بدون تخصص در علوم انسانی، حتی بزرگترین فقها یا فیلسوفان نیز نمیتوانند این مهم را محقق کنند. این فرآیند نیازمند تلفیق دانش تخصصی علوم انسانی با بینش اسلامی است. 🟢محمد فنائی اشکوری @dr_fanaei