tgindex
کانال اطلاع رسانی دکتر مرتضی الماسی

کانال اطلاع رسانی دکتر مرتضی الماسی

Статистика
@dralmassiКартинкиперсидский

از عزیزان تقاضا میشود نظرات و پیشنهادات خود را بطور خلاصه و بدون پراختن تفصیلی به کلیات و جنبه های موردی به مدیریت کانال ارسال کنند تا در صورت تایید منعکس شود. مسئولیت مطالب، درست بودن و مستند بودن یا نبودن، بعهده ارسال کننده میباشد راه ارتباطی: @mamecha

Последний пост
21 июн.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
22
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Картинки
В каталоге с
14 авг.
Подписчики
118
+1 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
83
22 постов
Вовлечённость
70,3%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 22
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • از تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۵ هرگونه مکاتبه با عنوان اینجانب بعنوان سردبیر نشریه تحقیقات سامانه ها و مکانیزاسیون کشاورزی وابسته به موسسه فنی مهندسی کشاورزی سازمان تحقیقات و اموزش وزارت کشاورزی مغایر نظر موافق من بوده و خلاف واقع است دکتر مرتضی الماسی ۳۱ خرداد ۱۴۰۵

  • ❤️💜❤️

  • ✅اوکراین و هرمز ؛ دو گواهی برای پایان عصر سلاح انرژی ✍️ عبداله باباخانی در چند سال گذشته بارها نوشته‌ام که دوران استفاده از انرژی‌های فسیلی به‌عنوان یک سلاح تعیین‌کننده در جنگ‌ها به پایان رسیده است. نفت و گاز همچنان می‌توانند فشار اقتصادی ایجاد کنند، هزینه‌ها را افزایش دهند و بازارها را دچار نوسان کنند، اما دیگر قادر نیستند نتیجه یک جنگ یا منازعه بزرگ را تعیین کنند. حتی ارزش ژئوپلیتیکی این ابزار نیز سال‌به‌سال در حال کاهش است. روسیه نزدیک به چهار سال پیش با این تصور که می‌تواند از نفت و گاز به‌عنوان اهرم فشار علیه اروپا استفاده کند، جنگ اوکراین را آغاز کرد. اما در عمل نه‌تنها بازار سنتی انرژی خود در اروپا را از دست داد، بلکه برای حفظ صادرات به بازارهای آسیایی نیز با تخفیف‌های سنگین، محدودیت‌های مالی، مشکلات حمل‌ونقل و رقابت فزاینده روبه‌رو شد. نمونه دوم، بحران تنگه هرمز است. ایران با بستن مهم‌ترین گذرگاه انرژی جهان تلاش کرد شوکی بزرگ به بازار وارد کند و برخی پیش‌بینی‌ها از نفت ۲۰۰ تا ۳۰۰ دلاری سخن می‌گفتند. اما واقعیت بازار متفاوت بود. با وجود بسته ماندن حدود دو ماهه تنگه هرمز، میانگین قیمت نفت برنت در این دوره حدود ۱۰۲ دلار در هر بشکه ثبت شد؛ رقمی بسیار پایین‌تر از سناریوهای فاجعه‌بار اولیه. در مقابل، هزینه‌های اقتصادی، تجاری و لجستیکی این وضعیت برای ایران به‌مراتب سنگین‌تر از منافع احتمالی آن بود. افزون بر این، حتی پس از عبور کشتی‌های گرفتار شده، ظرفیت عملیاتی صادرات از مسیر هرمز نیز دیگر به سادگی به سطح پیشین بازنخواهد گشت. درس مشترک جنگ اوکراین و بحران هرمز روشن است: انرژی فسیلی دیگر یک «سلاح راهبردی تعیین‌کننده» نیست. همان‌گونه که در گذشته اسب، شمشیر و توپخانه جای خود را به فناوری‌های جدید دادند، نفت و گاز نیز به‌تدریج از فهرست ابزارهای مؤثر جنگی خارج می‌شوند. فراتر از آن، تحولات فناوری نشان می‌دهد که در دهه‌های آینده حتی بخشی از سامانه‌های نظامی متعارف از هواپیماهای سرنشین‌دار گرفته تا برخی موشک‌ها و پهپادها نیز جایگاه گذشته خود را از دست خواهند داد. سامانه‌های هوشمند، فناوری‌های لیزری، جنگ سایبری و هوش مصنوعی در حال تغییر ماهیت قدرت هستند. جنگ‌های آینده بیش از آنکه نبرد انسان‌ها در میدان‌های فیزیکی باشند، رقابت الگوریتم‌ها، داده‌ها و زیرساخت‌های دیجیتال خواهند بود. در این نبردها، هدف اصلی نه تصرف سرزمین، بلکه تضعیف توان اقتصادی، فناوری و مدیریتی رقباست. برندگان آینده کشورهایی خواهند بود که در هوش مصنوعی، پردازش داده، امنیت سایبری و نوآوری فناورانه سرمایه‌گذاری کرده‌اند؛ نه صرفاً کشورهایی که بر منابع نفت و گاز یا سلاح متعارف ماشینی تکیه دارند. https://t.me/Kourp

  • سپاس : استاد گرامی دکتر شیخداودی عزیز🙏🏼❤️🙏🏼

  • … و‌گویند که « زمین» در خرداد آفریده شد !!

  • https://ganjoor.net/saadi/divan/ghazals/sh8

  • *ورشکستگی در اوجِ تمکّن* تراژدیِ دکتر سحرناز و بزرگ‌ترین اشتباهِ سرمایه‌گذاریِ سالخوردگانِ آینده چند ماه پس از آنکه دکتر سحرناز گوشیِ پزشکی را برای همیشه در کشوی میز گذاشت و تابلوی مطبش را پایین آورد، او را دیدم. زنی که سال‌ها خطوطِ مرگ و زندگی را روی تخت جراحی جابه‌جا می‌کرد، حالا روبه‌روی من نشسته بود؛ با دستانی بی‌هدف و چشمانی که انگار به یک فضای خالیِ ابدی خیره مانده بودند. گفت: «احساس پوچی می‌کنم.» اوضاع برای من روشن بود؛ سحرناز بیمار نبود، او ورشکسته شده بود. اما نه ورشکسته‌ی مالی؛ او بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاریِ عمرش را روی یک «دروغِ هویتی» قمار کرده بود. او سی سال تمام، یک «انسان» نبود که جراحی می‌کرد؛ او دستگاهی بود که تنها با برچسبِ «خانم دکتر» کار می‌کرد. و حالا، با رفتنِ شغل، تمامِ آن پرسونای باشکوه فرو ریخته بود و زیرِ آن، روانی عریان، تمرین‌نشده و وحشت‌زده باقی مانده بود. جوانی، دورانِ ساختنِ زره‌های هویتی است. انسان خود را به شغل، قدرت، زیبایی، احترام اجتماعی، ثروت، نفوذ و نقش‌هایش سنجاق می‌کند و کم‌کم گمان می‌برد این ستون‌های بیرونی، خودِ واقعیِ او هستند. پزشک، خود را با روپوشش یکی می‌گیرد. مدیر، با صندلی‌اش. ثروتمند، با حساب بانکی‌اش. استاد دانشگاه با موقعیت اجتماعی و نگاه پر مهر دانشجویانش. و مشهور، با نگاهِ تحسین‌آمیزِ دیگران. اما پیری، فصلِ پس‌گرفتنِ این وام‌هاست. بدن، توانایی را پس می‌گیرد. بازنشستگی، جایگاه را. و جامعه، آن احترامی را که اغلب نه برای «خودِ انسان»، بلکه برای کارکردِ او قائل بود. در این لحظه، بعضی انسان‌ها ناگهان با حقیقتی هولناک روبه‌رو می‌شوند: تمامِ عمر، به جای ساختنِ خویشتن، فقط مشغولِ براق‌کردنِ زره‌ها بوده‌اند. بزرگ‌ترین اشتباهِ سالخوردگانِ آینده، شاید همین باشد: این تصور که سرمایه‌گذاری برای پیری، فقط یعنی خریدنِ سهام، ملک، بیمه و پر کردنِ حساب‌های بانکی. آن‌ها سی سالِ تمام سگ‌دو می‌زنند تا امنیتِ مالی فردا را تأمین کنند، اما حتی یک ساعت را صرفِ ساختنِ یک «منِ مستقل از نقش» نمی‌کنند. و بعد، با دست‌هایی پر از پول اما روانی کاملاً عریان، به مرزِ سالمندی می‌رسند. اینجاست که هشدارِ فریدون مشیری، ناگهان از یک بیتِ شاعرانه، به یک هشدارِ روان‌شناختیِ دقیق تبدیل می‌شود: در جوانی جانِ گرگت را بگیر وای اگر این گرگ گردد با تو پیر روزِ پیری، گر که باشی همچو شیر ناتوانی در مصافِ گرگِ پیر این گرگ پیر، فقط خشم یا تندخویی نیست؛ همان ناخودآگاهِ مهارنشده، طرحواره‌های منجمد، عطشِ کنترل، وابستگیِ هویتی و ترسِ فروپاشی است که حالا همراهِ انسان پیر شده‌اند. پیری، صفاتِ انسان را خلق نمی‌کند؛ فقط آن‌ها را از پناهگاهِ جوانی بیرون می‌کشد. وقتی انسان تمام ارزشِ خود را از «کارکردِ بیرونی» بگیرد، روزی که آن کارکرد فرومی‌ریزد، ناچار می‌شود با ابزارهای دیگری خود را سرپا نگه دارد: با کنترل، با پول، با ایجادِ احساسِ گناه، یا با دیکتاتوریِ عاطفی. پیرمردی که روزی در اداره امپراتور بود، حالا ممکن است در خانه به بازجویِ دائمیِ اطرافیان تبدیل شود؛ نه از سرِ قدرت، بلکه از سرِ وحشت. زیرا روانِ او هنوز نمی‌تواند بپذیرد که: تمامِ عمر، خودم را به چیزی بیرون از خویش سنجاق کرده بودم. برای همین، خشمِ ناشی از فروپاشیِ هویت، اغلب به نزدیک‌ترین آدم‌ها ترشح می‌شود: همسر، فرزند، و خانواده. نه چون آن‌ها مقصرند؛ بلکه چون امن‌ترین قربانیان‌اند. فرزندان، در ابتدا همدلی می‌کنند. اما وقتی می‌بینند پدر یا مادرشان به بمبی از عقده، اضطراب، کنترل و رنجِ منتشرشونده تبدیل شده، آرام‌آرام فاصله می‌گیرند. اما در سوی دیگرِ این ماجرا، نوع دیگری از سالمندی وجود دارد؛ سالمندیِ انسانی که تمام عمر، فقط مشغولِ پرواربندیِ زره‌هایش نبوده است. انسانی که می‌تواند بدونِ عنوان، بدونِ تشویق، بدونِ صندلی و حتی بدونِ ثروت، هنوز «بودن» را تجربه کند. حضورِ چنین انسانی، حتی اگر جیبش خالی و دستانش لرزان باشد، آرامش تولید می‌کند. کنارِ او نشستن، التذاذِ روحی دارد؛ نه احساسِ خفگی. او باری بر دوشِ روانِ فرزندانش نیست؛ پناهگاهی برای فرسودگیِ آنان است. شاید تفاوتِ این دو نوع پیری را مولانا، قرن‌ها پیش، دقیق‌تر از بسیاری از کتاب‌های روان‌شناسی توصیف کرده است: در زمینِ مردمان خانه مکن کارِ خود کن، کارِ بیگانه مکن کیست بیگانه؟ تنِ خاکیِ تو کز برایِ اوست غمناکیِ تو تا تو تن را چرب و شیرین می‌دهی جوهرِ خود را نبینی فربهی این ابیات، صرفاً شعر نیستند؛ نوعی زبانِ کلاسیکِ روان‌کاویِ وجودی در فرهنگِ ما هستند. نقل از مقاله قاسم_سلطانی

  • مقدار یار همنفس چون من نداند هیچکس ماهی که بر خاک اوفتد قیمت بداند اب را…. سعدی

  • دقت کردیدانسانهای صادق به صداقت حرف هیچکس شک نمیکنند و حرفِ همه را باور دارند ؟! انسانهای دروغگو تقریبا حرف هیچکس را باور ندارند و معتقدند که همه دروغ میگویند ! انسانهای امیدوار همواره در حال امیدوار کردن دیگرانند. انسانهای نا امید همیشه آیه یاس میخوانند ! انسانهای حیله گر معتقدند که همه مشغول توطئه هستند انسانهای شریف همه را شرافتمند میدانند ! انسانهای بزرگوار بیشترین کلامشان، تشکر از دیگران است. انسانهای نظر بلند هرکاری برای هرکسی میکنند بازهم با شرمندگی میگویند: ببخشید که بیشتر از این از دستم بر نیامد. انسانهای تنگ نظر هرکاری برای هرکس انجام دهند چندین برابر می بینندش. انسانهای بامحبت در نهایت مهربانی همه را با جانم، عمرم، عزیزم خطاب میکنند. انسانهای متواضع تقریبا در مقابل خواسته همه دوستان میگویند: چشم سعی میکنم انسانهای پرتوقع انتظار دارند همه در مقابل حرف هایشان بگویند چشم. انسانهای حسود همیشه فکر میکنند که همه به آنها حسادت میکنند. انسانهای دانا در جواب بیشتر سوالات میگویند: نمیدانم. انسانهای نادان تقریبا در مورد هر چیزی میگویند: من بهترمیدانم ..! و انسانهای طلبکار و مشکل دار،همه را بدهکار و مشکل آفرین میدانند!!!؟؟...؟

  • پیوند فرشته ها و فرشته ناظر ! ❤️❤️❤️

  • برداشت کاملا مکانیزه با استفاد ه از هوش مصنوعی ! بانوان پیشرو در فتح حبه های توت !

  • باز یافتی اصیل ، دقیق ، تمیز و خرامان بدون هزینه !🐦‍⬛🐦‍⬛🐦‍⬛

  • *هرچند من ندیده‌ام این کورِ بی‌خیال* *این گنگِ شب که گیج و عبوس است* *خود را به روشنِ سحرنزدیک‌تر کند..* *لیکن شنیده‌ام که شبِ تیره هرچه هست‌* *آخر ز تنگه‌های سحرگه گذر کند.* سلام به دوستان

  • https://www.linkedin.com/posts/love-like-nikman-nikman-sarraf-28-ugcPost-7434628767207129090-2Ke7?utm_source=share&utm_medium=member_ios&rcm=ACoAABMSZ-IBeRMR1GgjKwVti-7UHt3c5pM7ia8

  • 💚

  • 💚

  • درود و سپاس عزیزانی که در ایام سخت مهربانی کردند و ما را فراموش نکردند . دوستتان داریم همیشه 💚❤️💚

  • 💚

  • 💚

  • سپاس از همه عزیزان که بیاد و نگران ما هستند . خوبیم و امیدوار به ارامش برای همه ایران و روشنایی زیبا بزودی و شادی پایدار 💜

کانال اطلاع رسانی دکتر مرتضی الماسی — tgindex