tgindex
﮼ساحل
@dreamersahelперсидский

Me: https://t.me/BChatcBot?start=0103df760104c9e19338 من تنها می‌مانم روی ساحل.

Последний пост
9 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
341
+1 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
200
20 постов
Вовлечённость
58,7%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
140
1/48двое суток
160
1/72трое суток
173

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • بودنت تو زندگیم یه جوری خوبه که انگار یه عمره دارمت.

  • без подписи

  • یه زمانی فکر میکردم شناختن آدم‌ها سخته فکر میکردم باید سال‌ها با کسی رفت و آمد و زندگی کنی تا بفهمی واقعا کیه؛ اما اشتباه میکردم آدم‌ها خودشون رو توی رفتارهای کوچیک لو میدن توی وقتایی که بهت نیاز ندارن توی روزهایی که حالت خوب نیست توی لحظه‌هایی که هیچ نفعی از بودنت نمیبرن اونجاست که میفهمی چه کسی واقعا کنارته و چه کسی فقط به بودنت عادت کرده💗

  • Harja gir kardi roo man hesab kon hamon aval.

  • без подписи

  • عزیز‌ من تو در روزگاری زندگی می‌کنی که دوام آوردن کار بزرگیست، دوام آوردنت را کوچک نشمار.

  • 2 авг.1421из Sin_khx

    без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • 28 июл.185из coralineherself

    احساس می‌کنم در یک کابوس تکراری گیر افتادیم.

  • 28 июл.1751из makhfigaheman

    بیزاریِ ما از شما، ریشه‌دارتر از آن است که به کلمه درآید؛ ما برای تماشایِ فروریختن‌تان، ثانیه به ثانیه را می‌شماریم.

  • بچه ها یهویی الکی یاد اینجا افتادم خواستم بگم اونروز یه مهندس تک و تنها بین ۴تا دکتر بودم. خیلی غریب بود.

  • بچه ها یهویی الکی یاد اینجا افتادم خواستم بگم اونروز یه مهندس تک و تنها بین ۴تا دکتر بودم. خیلی غریب بود.

  • هرچی بزرگتر میشم، بیشتر دلم میخواد زندگیم خصوصی‌تر باشه و آدم‌های کمتری باشن که چیزهای زیادی ازم بدونن.

  • تیر ۱۰/۱۰ واقعا واقعا.

  • کاش یاد بگیرم برای هر اتفاق کوچیکی، این‌همه خودم رو تحت فشار نذارم. این مدت، برای هر مسئله‌ای ساعت‌ها غصه خوردم، استرس کشیدم، معده‌درد گرفتم و کل روزم رو با نگرانی خراب کردم. اما جالب اینجاست که کمتر از ۲۴ ساعت بعد، همون موضوع به بهترین شکل و درست ترین حالت ممکن حل شد؛ نه اون‌قدر پیچیده بود، نه اون‌همه ترس و فشار لازم داشت. شاید بزرگ‌ترین درسی که این روزها گرفتم اینه که بیشتر رنجی که می‌کشیم، از خود اتفاق‌ها نیست؛ از داستان‌هاییه که قبل از رسیدن‌شون توی ذهنمون می‌سازیم. از این به بعد دلم میخواد قبل از اینکه خودم رو با نگرانی خسته کنم، یادم بمونه که خیلی وقت‌ها فقط باید کمی صبر کرد؛ چون بیشتر چیزهایی که بابتشون اضطراب می‌کشیم، هیچ‌وقت اون‌طور که فکر می‌کنیم پیش نمی‌رن.

  • من جدی بهترین آدمیم که یکی میتونه تو زندگیش باهاش آشنا شه.

  • دوست داشتن یه چیزی شبیه به گم شدنه، توی یه آدم دیگه. حالا هرچی کسی رو بیشتر دوست داشته باشی، عمیق‌تر گم میشی. یه جاهایی دیگه نمیدونی برای خودت داری زندگی میکنی یا برای اون. حالا دیگه همون آهنگی رو گوش میدی که اون گوش میده. همون کاری رو انجام میدی که اون میخواد. همون حرفی رو میزنی که اون دوست داره. حالا دیگه حق داری حسادت کنی، حالا دیگه چشم به راه بودن معنی پیدا میکنه، حالا دیگه دوست داری نگران باشی. از یه جایی به بعد، اون نفس میکشه تا تو زندگی کنی. آدم برای دوست داشتن، به دلیل احتیاج نداره، اما برای زندگی کردن بهانه میخواد.

  • و من دریافته‌ام وقتی کسی تو را دوست دارد، نمی‌گذارد در تاریکی و رنج باقی بمانی.

  • без подписи