يادداشت ها
СтатистикаContact:@mojkhak اين كانال حاوي نوشته هاي اينجانب مجتبي خاكپور پزشك متخصص مغزواعصاب و بازنشر مطالبي از نويسندگان و صاحب نظران ديگر در حوزه هاي علمي و اجتماعي مرتبط با عرصه عمومي است
- Последний пост
- 30 июл.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 15
- 1/48двое суток
- 17
- 1/72трое суток
- 18
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
видео или голосовое, без подписи
https://x.com/arvand_a95083/status/2081775765922734120?s=52&t=btG_DQ8-pmte8LAqrjLVrg
https://x.com/mohamadtaherii/status/2081682939952124139?s=52&t=btG_DQ8-pmte8LAqrjLVrg
https://x.com/sharifizarchi/status/2081860144187466075?s=52&t=btG_DQ8-pmte8LAqrjLVrg
جناب شیخ یوسف جمالی گرامی، ما هم به وجود مبارک شما و هموطنان اهلسنتمون میبالیم @Garajetadayoni | گاراژ
https://www.instagram.com/reel/DaxKMRjsomb/
شش ماه گذشت از ان زمستان خون از آن سکوتِ شکسته در خیابانهای بینام از آن نگاههایی که دیگر به خانه بازنگشتند شش ماه گذشت و هنوز دیوارها بوی فریاد میدهند و کوچهها نامِ گمشدگان را آهسته زمزمه میکنند مادران، با چشمانی که به خواب آشتی نمیکنند هنوز در آستانهی در به صدای قدمی گوش سپردهاند پدران، سنگینتر از کوه نامها را در دل فرو بردهاند و لبخند را به یادِ روزهای دور سپردهاند ای رفتهگانِ بیوداع ای شعلههای خاموشنشده خاک، شما را در خود گرفت اما صدایتان در رگهای زمان جاریست ما ماندهایم با خاطرهی گامهایتان با ردّ خون بر سنگفرشها و با سؤالی که هنوز پاسخی ندارد شش ماه گذشت اما زمان در همان لحظه ایستاده است آنجا که حقیقت در میانِ گلولهها به خاک افتاد نامتان را نه باد خواهد برد نه فراموشی خواهد بلعید که هر دلِ بیدار شمعیست به یادِ شما
شورش گرسنگان در ایران؟ اینجا فرانسهست و همۀ این اتفاقات همین دیروز افتاده. مردم سر خرید دستگاه تهویه هوا و پنکه با هم گلاویز میشن و کتککاری میکنن. از روی هم رد میشن، همدیگر رو زمین میزنن و بکشبکش میکنن تا با چند درصد تخفیف یک دستگاه تهویۀ هوا بردارند. اگر فقط یکی از این درگیریها در فروشگاههایی در ایران رخ داده بود، خیل روشنفکرانی که تخصصشان تحقیر مردم و جامعۀ ایرانه، چنان ازش پیراهن عثمان میساختند که انگار ایرانیان بدویترین و بیفرهنگترین مردم دنیا هستند. اما قضیه دیگر فقط «ادای روشنفکری» نیست. وقتی تعبیرِ «شورش گرسنگان» از دهان کس و کسانی دراومد (که نباید درمیاومد)، دیگه باید گفت مسئله تحقیر سیستماتیک مردم ایران با اغراض سیاسیه. اصلاً قصد ندارم با این ویدئوها دربارۀ جامعۀ فرانسه نتیجهگیری کنم. یک جامعه رو نباید به یک زاویهش فروکاست. فرانسه فقط این بکشبکش و یقهگیری در فروشگاهها سر هواساز نیست. بگذریم و برسم به اصل حرف: این رو برای کسانی گذاشتم که با وقاحت تمام در دوربین نگاه میکنند و از «شورش گرسنگان» دربارۀ ایران صحبت میکنند. مردم ایران دیگه چقدر شرافتمندانه ــ در داخل و خارج از کشور ــ عمل کنند تا شما بدسگالانِ ریگبهکفش دست از تحقیر مردم بردارید؟ مشکل شما اینه که از آگاهی مردم ایران ناراحتید، چون برآیند سیاسی این آگاهی باب میل شما نیست، به همین دلیل باید نفس آگاهی مردم ایران رو تحقیر کنید. مردمی که نیم قرن با تورم زندگی کردند، فقط در سال اخیر حداقل ۱۵۰ درصد تورم خوراکی داشتند و دو جنگ رو تجربه کردند، اما «از روی شکم» حرف نزدند. اوج حقارته اگر کسی بزرگمنشی مردم ایران رو تعمداً نبینه، چون از نتایج دانستههای مردم خوشش نمیآد. مراقب ننگهای ابدی باشید که با هیچ آبی از پیشانیتون پاک نمیشه. @Garajetadayoni | گاراژ
در این تصویر، محمدرضا شاه پهلوی در جریان بازدید از بانک ملی ایران، با یوسف خوشکیش، رئیس وقت بانک ملی، گفتوگو میکند. خوشکیش بعدها ریاست بانک مرکزی ایران را عهدهدار شد و آخرین رئیسکل بانک مرکزی پیش از انقلاب ۱۳۵۷ بود. پس از انقلاب، خوش کیش بازداشت شد و تنها طی سه روز محاکمه، با اتهاماتی از جمله «ثابت نگه داشتن ارزش ریال در برابر دلار آمریکا به مدت پنج سال»، به اعدام محکوم شد و بامداد ۲۴ مرداد ۱۳۵۹ تیرباران گردید. @VahidOOnLine 📡 @VahidOnline
جالب بود. نشنیده بودم. داستان مدفونشدگان — قهرمانان گمنامِ خطآهن ایران. منبع: Sohail Matani @Garajetadayoni | گاراژ
تحریمها اثرات مخربی بر سلامت عمومی دارند و تلفات ناشی از آن تقریبا با جنگها برابری میکند یک مطالعه جدید که در مجله The Lancet Global Health منتشر شده، دادههای ۱۵۲ کشور بین سالهای ۱۹۷۱ تا ۲۰۲۱ را بررسی کرده و نشان داده که تحریمها بهطور مستقیم باعث افزایش مرگومیر میشوند. پژوهشگران برای اینکه رابطه علی را دقیقتر بسنحند، از روشهای آماری پیشرفته مثل entropy balancing، Granger causality، instrumental variables و … استفاده کرده اند. نتایج نشاندهندهی وجود یک ارتباط علیتی معنادار بین تحریمها و افزایش مرگومیر بوده است: بیشترین اثر مرگبار از تحریمها، مربوط به تحریمهای یکجانبه، اقتصادی و تحریمهای آمریکا بوده. در مقابل، برای تحریمهای سازمان ملل شواهد معناداری پیدا نسده است. تحریمها باعث افزایش مرگومیر کودکان زیر ۵ سال به میزان حدود ۸/۴log points و در افراد ۶۰ تا ۸۰ سال حدود ۲/۴ log points شده است. (تقریبا معادل ۸/۷ و ۲/۴ درصد افزایش مرگ) فقط تحریمهای یک طرفه (unilateral)، سالانه با بیش از ۵۶۰ هزار مرگ (بین ۳۶۷ تا ۷۶۰ هزار مرگ) در جهان مرتبط بودهاند؛ عددی تقریبا برابر با تلفات ناشی از جنگها. سهم اقتصاد جهانی که زیر فشار تحریمهای یکجانبه قرار گرفته، از حدود ۵/۴ درصد در دهه ۱۹۶۰ به نزدیک ۲۵ درصد در سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۲ رسیده. در سالهای اخیر، در بیشتر تحریمهای سازمان ملل (نه همه آنها) تلاش شده تا بهگونه ای باشند که آسیب کمتری به مردم عادی برسد، هرچند هنوز بحث بر سر میزان موفقیت آنها ادامه دارد. اما معمولا تحریمهای آمریکا معمولا هدفشان تغییر رژیم یا وادار کردن کشورها به تغییر رفتار سیاسی است. حتی در برخی موارد، سیاستگذاران اذعان کردهاند که بدتر شدن شرایط زندگی مردم در کشورهای هدف بخشی از مکانیسمی است که قرار است به رسیدن به هدف کمک کند. از طرفی، آمریکا و تا حدی اروپا ابزارهایی دارند که اثر اقتصادی و انسانی تحریمها را شدیدتر میکند. از جمله نقش دلار و یورو در مبادلات بانکی جهانی و استفاده آنها بهعنوان ارز ذخیره بینالمللی و همچنین اجرای فراسرزمینی تحریمها بهویژه توسط آمریکا. وودرو ویلسون، رئیسجمهور وقت آمریکا، یکبار تحریمها را «چیزی عظیمتر از جنگ» نامید. حالا این مقاله نشان میدهد او بیراه نمیگفته و در دهه گذشته، تحریمهای یکجانبه هر سال با حدود ۵۶۰ هزار مرگ در جهان مرتبط بودهاند. سخت است سیاست دیگری را تصور کنیم که چنین اثرات مرگباری بر جان انسانها داسته و با این حال همچنان بهطور گسترده مورد استفاده قرار گیرد. محققان در پایان تاکید داشتهاند که باید در طراحی و اجرای تحریمها به عنوان ابزار سیاست خارجی تجدیدنظر جدی شود. دسترسی به فایل پی دی اف مقاله: لینک @Scientometric
видео или голосовое, без подписи
سعی کردم اینجا قسمتها یا حداقل عناوینی را از برخی از گزارش های پست قبل (لینک) قرار دهم تا مرور مختصری باشد بر آنچه در زمان اعتراضات در مجلات معتبری مثل لنست، نیچر، ساینس و NEJM منتشر میشد. سردبیر مجله لنست بعد از آن سراغ مرگ #مهسا_امینی می رود و میگوید مرگ این دختر ۲۲ ساله، در حالی که در بازداشت «پلیس اخلاق» ایران به اتهام نقض مقررات سختگیرانه حجاب جمهوری اسلامی ایران بود، یکی دیگر از موارد خشمگین کنندهای است که شبکه های اجتماعی را بسیج کرده است. گسترش سریع اعتراضات عمومی - که با ویدئوهایی از زنان در حال برداشتن و سوزاندن روسری، کوتاه کردن موهای خود و سرپیچی از پلیس ایران تقویت شد - مقامات دولتی را به سمت قطع اینترنت سوق داد. زن، زندگی، آزادی، شعار اصلی این نافرمانی رو به گسترش شده است. https://t.me/scientometric/5978 لنست در مقالهای (World Report) با عنوان "پزشکان ایرانی در خط مقدم اعتراضات" به ماجرای اعتراضات پزشکان در جلوی نظام پزشکی تهران، استعفای رئیس و قائم مقام رئیس نظام پزشکی تهران، مشکلات کادر پزشکی و خواسته های آنها در اعتراضات اخیر پرداخته است. https://t.me/scientometric/5994 جای کودکان معترض ایران در کانون اصلاح و تربیت نیست. https://t.me/scientometric/6017 لنست در مقاله جدیدی به موضوع سوءِ استفاده سیاسی از خدمات روانپزشکی در ایران در جریان اعتراضات اخیر پرداخته است. https://t.me/scientometric/6020 «علم در ایران، قربانی آشفتگی سیاسی»، عنوان مقاله کارسپاندنس در مجله لنست میباشد که دیروز منتشر شده است. https://t.me/scientometric/6322 مقاله لنست “ایران باید استفاده از گلوله ساچمه ای برای هدف قرار دادن و کور کردن معترضان را متوقف کند.” https://t.me/scientometric/6547 زن، زندگی، آزادی : عنوان مقاله منتشر شده در NEJM https://t.me/scientometric/6602 گزارش ساینس: سرکوب وحشیانه روز یکشنبه علیه دانشجویان معترض در یکی از معتبرترین دانشگاه های ایران، دانشگاهیان و دانشجویان ایرانی را در سراسر جهان شوکه کرده است. https://t.me/scientometric/5979 مجله ساینس به قلم پوریا ناظمی، گزارشی در مورد ناامیدی بسیاری از دانشمندان ایرانی از انتصاب یک روحانی محافظه کار تندرو (عبدالحسین خسروپناه)، توسط رئیس جمهوری و با تایید رهبری ایران، به عنوان دبیر جدید شورای عالی انقلاب فرهنگی منتشر کرده است. https://t.me/scientometric/6130 در یک مقاله کارسپاندنس در مجله نیچر به چندین حمله خشونت آمیز علیه دانشگاههای ایران در چند هفته اخیر اشاره شده است. نویسندگان این مقاله از جمع بیش از ۵۰۰ محقق و استادی هستند که در یک نامه سرگشاده، این حملات بیرحمانه را محکوم کردهاند و خواستار آزادی فوری همه فعالان از جمله دانشجویان شدهاند. آنها از جامعه علمی جهانی خواستهاند تا صدای این افراد باشند https://t.me/scientometric/5991 مجله BMJ گرارشی در مورد اعتراضات در ایران با تمرکز بر نقش پزشکان منتشر کرده است https://t.me/scientometric/6023
برچسب «فاشیست» و «نازی» از کجا میآید؟ صد سال پیش یه چیزی ظهور کرد به اسم کمونیسم (که همون مارکسیسم یا سوسیالیسم انقلابیه) و میخواست انقلابی تمامعیار انجام بده. یعنی نه انقلابی به سبک قدیم که فقط شکل حکومت و اشخاص حاکم رو عوض کنه (مثلاً پادشاهی رو مشروطه یا جمهوری کنه)، بلکه دنبال انقلابی همهجانبه بود: در سیاست، در فرهنگ، در جامعه و به ویژه در اقتصاد! یعنی نظم اقتصادی هم باید عوض میشد. باید مالکیت خصوصی از بین میرفت؛ دیگه کسی نمیتونست صاحب ابزارهای تولید (زمین، کارخونه، مواد و...) باشه، بلکه مالکیت همۀ اینها باید میافتاد دست «جامعه» (سوسیالیزاسیون). خیلی هم بر کلمۀ «جامعه» (سوسیال) تأکید میکردند تا اسم «دولت» رو نیارن، اما در عمل همهچی دولتی میشد و نتیجۀ این انقلاب پیدایش دولتهایی مهیب بود که زندگی فرد رو از گهواره تا گور در اختیار داشتند (یعنی توتالیتاریسم). به این ترتیب جامعۀ سابق مطلقاً متلاشی میشد! ذرهذره میشد. این انقلاب مارکسیستی یا سوسیالیستی بود. طبعاً گروههای زیادی با این ایده مخالف بودند. محافظهکاران، لیبرالها و حتی بخشی از خود کارگران (به قول مارکسیستها «پرولتاریا») به این روش انقلابی اعتقاد نداشتند؛ بلکه اصلاحطلب بودند. هدف این کارگران اصلاحطلب هم این بود که همه چی سوسیالیستی بشه، اما فکر میکردند این روش انقلابی درست نیست و باید به تدریج به این هدف رسید. پس آرایش سیاسی این شد: یک گروه چپ رادیکال ــ یعنی کمونیست ــ دنبال انقلابی همهجانبه بود. و بقیۀ جامعه باهاش مخالف بود. هر کدوم از این مخالفان روش خاص خودش رو برای مخالفت با این انقلاب کمونیستی داشت. اما در این اثنا یک اتفاق جدید افتاد که آرایش سیاسی رو بر هم زد. چی شد؟ یک گروه جدید به وجود اومد که قبلاً یا مشابهش نبود، یا نمونهای اینقدر کامل ازش وجود نداشت. یک گروه جدید اومد که تقریباً از همون روشهای کمونیستی استفاده میکرد، اما کمونیست نبود، بلکه صددرصد ضدکمونیست بود! و میخواست با روشهای خشونتآمیز کمونیسم رو ریشهکن کنه. خیلی هم موفق بود! خیابون رو از کمونیستها پس گرفت و کمونیستها رو در مقرهاشون در هم ترکوند.. این گروه جدید اسمش چی بود؟ احسنت: «فاشیسم». بنابراین، تقسیمبندی اینجوری شد: یک: کمونیستها، دو: مخالفان قدیمی کمونیستها (لیبرالها، محافظهکاران، احزاب مذهبی، کارگران اصلاحطلب)، و سه: مخالفان جدید کمونیستها (فاشیستها). این فاشیستها در خشونتورزی ماهرتر از کمونیستها بودند. یک ایدئولوژی التقاطی هم درست کردند که هم عناصر چپ رو داشت، هم عناصر راست و هم حتی عناصر لیبرال! یک ملغمۀ جدید ساختند که باهاش بشه تودهها رو جذب کرد و از چنگ چپِ درآورد. اما اینجا کمونیستها خرابکاری بزرگی کردند. به جای اینکه بین مخالفانشون تمایز بگذارند، همهشون رو یککاسه کردند! یعنی چی؟ یعنی به همۀ مخالفانشون بدون تمایز گفتند «فاشیست» (در حالی که اکثرشون فاشیست نبودند). این بزرگترین خطای کمونیستها بود. هر کسی علیه چپ حرف و عمل میکرد، بهش میگفتند «فاشیست». اینکه چپها به مخالفانشون میگفتند و میگن «فاشیست» از اینجا میاد. این سنت در چپها موند و تا امروز چپها با نهایت گشادهدستی به همۀ مخالفانشون میگن فاشیست. با یک تفاوت خیلی ریز: اون فاشیستهای قدیم واقعاً نژادپرست بودند (یعنی حاضر بودند کل یک نژاد رو بندازند توی کوره)، کل هستی رو بر اساس امور نژادی درک میکردند، سر سوزنی دموکرات نبودند، دشمن لیبرالیسم بودند، به اطاعت محض در امور اجتماعی باور داشتند، کلام پیشواشون عین قانون بود، به نظم پادگانی در جامعه باور داشتند، هنر و اقتصاد و همۀ ارزشهای فردی و جمعی باید در خدمت حکومت قرار میگرفت و فرد در برابر حکومت مطلقاً هیچ حقی نداشت. اما اون کسی که امروز «فاشیست» نامیده میشه فقط ممکنه بگه: «کشوری به اسم ایران همیشه وجود داشته»، یا بگه «پرچم یک کشور مهمه»، یا ممکنه بگه «فقط دو جنس زن و مرد داریم»، یا ممکنه بگه «هویت ایرانی برای من مهمه». حالا اینکه این فرد به همۀ آزادیهای فردی باور داشته باشه، به آزادیهای سیاسی، به حق رأی برابر برای همه، به تعیین حکومت بر اساس ارادۀ مردم و برابری انسانها باور داشته باشه... همه و همه هیچ اهمیتی نداره! این شعبدۀ چپ نوئه! آیا مفهومپریشی از این یاوهتر و خطرناکتر ممکنه؟ اما خب در اینجا کسی که از تعبیر «فاشیست» استفاده میکنه نه دغدغۀ علمی داره، نه دغدغۀ اخلاقی، نه دغدغۀ انسانی و نه دغدغۀ شناختی... بلکه فقط دنبال بدنامسازی کسیه که حرفش رو نمیپسنده و به نفع خودش نمیدونه. به آدم عادی که حق بیان داره نمیشه گفت خفه شو! اما به یک فاشیست و نازی میشه گفت خفه شو! و دهانش رو بست ــ و اگر هم بلایی سرش اومد، میگن: حقش بود! تندرو بود! فاشیست بود! نازی بود! #فاشیسم @Garajetadayoni | گاراژ
بعد از مرگ مهسا امینی، شاید اولین واکنش یک نهاد علمی به این موضوع و همین طور گشت ارشاد و حجاب مربوط به نامه انجمن علمی روان پزشکان ایران به دولت بود. در نامه آمده بود که ….تجربهی ۴۴ سال اجبار حجاب به ویژه از طریق سازوکار اجرایی موسوم به گشت ارشاد، شکست این سیاست در توسعهی حجاب در کنار عوارضی چون هتک حرمت زنان و تضعیف سلامت روانی-اجتماعی جامعه و افزایش روزافزون شکاف میان مردم و حاکمیت را آشکارا نشان داده است. بعد از آن، تاکنون من خلاصه هایی از ۲۷ مقاله یا گزارش در معتبرترین مجلات علمی دنیا و یا مجلات علوم پزشکی داخلی کشور در مورد اعتراضات در ایران، موضوعات مرتبط به آن و یا با اشاره به #مهسا_امینی را در ساینتومتریکس قرار دادم که از لینکهای زیر میتوانید ببینید: ✅ ۸ مورد از لنست https://t.me/scientometric/5978 https://t.me/scientometric/5983 https://t.me/scientometric/5994 https://t.me/scientometric/6017 https://t.me/scientometric/6020 https://t.me/scientometric/6322 https://t.me/scientometric/6470 https://t.me/scientometric/6547 ✅ یک مورد از NEJM https://t.me/scientometric/6602 ✅ ۵ مورد از ساینس https://t.me/scientometric/5979 https://t.me/scientometric/5980 https://t.me/scientometric/6007 https://t.me/scientometric/6130 https://t.me/scientometric/6465 ✅ ۴ مورد از نیچر https://t.me/scientometric/5982 https://t.me/scientometric/5990 https://t.me/scientometric/6221 گزارش مجله نیچر در مورد انتخاب مسعود پزشکیان به عنوان رییس جمهور : https://t.me/scientometric/6876 ✅ ۱ مورد در اتوفاژی https://t.me/scientometric/6008 ✅ ۳ مورد در BMJ https://t.me/scientometric/6023 https://t.me/scientometric/6033 https://pubmed.ncbi.nlm.nih.gov/37714529/ ✅ ۲ مورد در Nature Human Behaviour https://t.me/scientometric/6131 https://t.me/scientometric/6132 ✅ ۱ مورد در نیچر مدیسین https://t.me/scientometric/6202 ✅ ۱ مورد در Biochemistry and Cell Biology https://t.me/scientometric/6312 ✅ یک مورد پیش مقاله با عنوان The Effect of the “Woman Life Freedom” Protests on Life Satisfaction in Iran: Evidence from Survey Data : https://t.me/scientometric/6475 ✅ یک مورد در مجله Medicine, Conflict and Survival https://t.me/scientometric/6564 ✅ مقالاتی زیادی هم هستند که متاسفانه فرصت بررسی آنها را پیدا نکردم از جمله: Systematic Oppression of Tertiary Education in Iran Under the Islamic Republic (لینک) Population, abortion, contraception, and the relation between biopolitics, bioethics, and biolaw in Iran (لینک) Riots or revolution? A framing analysis of the Mahsa Amini protests in U.S. and Iranian media (لینک) Juridical Study of the Death of Mahsa Amini Based on Islamic Law and International Human Rights (لینک) Representational meanings in the poster of Mahsa Amini’s death: A multimodal discourse analysis (لینک) Woman, Life, Freedom, One Year Later: Will the Iran Protests Succeed? (لینک) Woman, Life, Freedom in Iran (لینک) Politics of the body in the 'woman, life, freedom' movement in Iran (لینک) Woman, life, freedom movement: dynamics of a movement in progress (لینک) Conceptualizing feminist solidarity through resistance in the “Woman, Life, Freedom” movement (لینک) ✅ از محققین و اعضای هیئت علمی داخل کشور من فقط یک مورد در مجله اخلاق و تاریخ پزشکی دیدم که در لینک زیر بررسی کردم. نویسنده مقاله که سردبیر مجله بودند، به علت نشر مقاله از سمت سردبیری برکنار شدند: https://t.me/scientometric/6561
- ما یک روایت منصفانه به تاریخ بدهکاریم محمدرضاشاه پهلوی پس از خروج از ایران در گفتوگویی تلویزیونی از حسرت خود در باب گذشته و آینده سخن میگوید. او اعتقاد دارد که اعطای فضای باز سیاسی زمانبندی مناسبی نداشت. میشد این پروژه را چندسال زودتر یا چند سالی دیرتر به سرانجام رسانید. او که تجربهٔ فضای باز سیاسی در دههٔ ۲۰ را در چنته داشت، میدانست که عملاً دهان تمام بدیلهای منتظر در پشت دروازههای سیاست حاکم در ایران، بوی سیر ارتجاع و پیاز سیاهی میدهند. اینکه حتی نمیتوان از یک جریان مخالف در دوران پهلوی نام برد که عملاً خاستگاه امر مدرن را به تبلیغ نشسته باشد، جالب نیست؟ کدامیک از آنها در پس مبارزات مسلحانهٔ خود دنبال چیزی بودند که امروز به بار ننشسته باشد؟ حزب توده؟ پیکار؟ چریکهای فدایی؟ مجاهدین؟ جبههٔ ملی؟ بچهمسلمانهای حسینیهٔ ارشاد؟ زبان روایتگری در فرهنگ ایرانی نهتنها در شعر و حماسه و عرفان دچار افسانهسازی است که روایتهای سیاسی ما نیز در آغوش افسانهها جا خوش کردهاند. این را راجر اسکروتن، فیلسوف سیاسی به خوبی فهمید. او در مقالهٔ «به یاد ایران» مینویسد: «روشنفکران غربی مدام این افسانه که شاه ایران مسئول انقلاب است را تکرار کردند، درحالیکه مارکسیستها نقشهٔ این انقلاب را از سیسال قبل از آن ریخته بودند.» اسکروتن فیلسوف ریزبینی بود. این افسانههای سیاسی دامان شاه را نیز گرفته بودند. همانطور که بعد از انقلاب، جماعتی پشیمان از شوری شوربای خود مدام زمزمه میکردند که اشتباه شاه این بود که شاپور بختیار را دیر به میدان آورد. اما اینگونه نبود؛ او هر زمان که دربهای سیاست را به روی آلترناتیوهای معرفتی خود باز میکرد، ائتلاف سیر و پیاز از جنازهٔ او رد میشد. گیرم کمی زود یا اندکی دیرتر. رفیق کمونیست تاریخنویس ما، یرواند آبراهامیان در کتاب ایران بین دو انقلاب با اشاره به گزارش «خبرنگاری اروپایی» عقیده دارد که ارتش شاهنشاهی با هلیکوپترهای جنگی، مردم جنوب شهر را لت و پار کرده و کوهی از جنازه بر جای گذاشته است! او و رفقایش در افسانهسازی و شهیدسازی، در دستوپاکردن آمار برای خبرنگاران غربی، ید طولایی دارند. آنها هیچگاه به ساحت تاریخ شهروندی مخابره نکردند که رژیم پهلوی ارتش را برای کنترل اوضاع به خیابان آورد، چون که اصلاً پلیس ضدشورش نداشت. انقلاب ۵۷، پیروزی ایدهٔ پهلوی بود. این تنها سلسلهای در تاریخ ایران است که با شکست سیاسی، به پیروزی دست یافت. مهمترین وظیفهٔ تاریخی در نزد پهلوی، بدلساختن ما از امت به ملت بود، تولد مفهوم «مردم». مردم کسانی هستند که میتوانند برای آیندهٔ سیاسی خود تصمیم بگیرند. «نمیخواهید؟ میروم.» برخی مدام در نوشتههای خود تکرار میکنند که آن جملهٔ «صدای انقلاب شما را شنیدم» اشتباهی تاریخی از جانب شاه و مشاوران او بود. من اما اینچنین باور ندارم؛ این جمله در تمام عمر تاریخ سیاسی-اجتماعی ما بیسابقه است. جایی است که مفهوم «ملت» به ظهور میرسد و امروز به تجربه دریافتیم که گوش شنوایی برای این صداها وجود ندارد. کسی به شما نمیگوید صدایتان را شنیدیم، هرچند که اینچنین گوشخراش و عیان باشد. ما یک روایت منصفانه به تاریخ بدهکاریم. تاریخ معاصر ما با تار سیبیلهای زرد چپهای مُصِر در نفهمیدن نوشته شد. این تاریخ آنقدر دچار افسانه و دوکسا گشته است که بدون تجربههای نوین اجتماعی، بدون محکخوردنهای اینگونهٔ تاریخی، قابلیت حذف و راستیآزمایی به خود نمیدید. این دوکسا را راجر اسکروتن دیده بود: «چه کسی به یاد دارد که هزاران دانشجوی ایرانی در دانشگاههای غربی مشتاقانه مزخرفات مدشدهٔ مارکسیستی را در آغوش کشیدند؟ مدی که توسط ‹رادیکالهای روی مبل راحتی نشسته› به آنها ارائه میشد و به شکلگیری کمپین شورش و دروغی انجامید که منجر به سقوط شاه شد… درست است، شاه حاکم مطلق بود ولی حاکمیت مطلق با حکومت ستمگرانه یکی نیست. حاکم مطلق ممکن است مجلس نمایندگان، دستگاه قضای مستقل و حتی مطبوعات آزاد و دانشگاه خودمختار را هدایت کند، چنانکه شاه تلاش داشت این کار را بکند. شاه به حاکمیت مطلق خود بهعنوان وسیلهای برای خلق و محافظت از چنین نهادهایی مینگریست. چرا هیچیک از عالمان سیاسی غربی به خود زحمت نداد به این نکته اشاره کند، یا نظریهای که به ما میگوید نباید تنها فرآیند دموکراتیک شدن را مهم قلمداد کرد، بلکه نهادهای محدودکننده و نیابتی که میتوانند بدون دموکراسی هم پا بگیرند نیز مهم هستند. چرا کسی در آن زمان به ما سفارش نکرد سیستم سیاسی ایران را با عراق و سوریه مقایسه کنیم؟» داروین صبوری جامعهشناس ــــــــــــــــــــــ •• اگر دوستانی مشتاق خواندن دارید، لطفاً شناسهٔ کانال را در اختیارشان قرار دهید: @andiiishe
جدی جدی مردم ایران رو متهم کرد به «توحش»! خیلی عجیبه! در خاطر ندارم کسی تا این حد صریح و بیپروا و گستاخانه به مردم ایران تاخته باشه! اونم برای چی؟ برای دوست داشتن ایران! هیچگونه تمایز و تبصره هم به کار نمیبره. کاملاً عمومی صحبت میکنه. بازگشت به خودآگاهی ایرانی برای بعضی بسیار ناگوار بوده. به خاطر انتقاد از یه شبهکُمدین متهم شدیم به «توحش». به خاطر احترام به فردوسی شدیم «گاوپرست». بعید میدونم چنین تعمیمهای ناروا و چنین یاوهبافیهایی هیچ ربطی به کار علمی داشته باشه. اگر بیبیسی فارسی نبود، هیچکس توی این مملکت کسانی مثل این فرد رو نه دیده بود و نه میشناخت. سالهای سال امثال ایشون پای ثابت این شبکههای فارسیزبان خارجی بودند که هیچ تعهدی به بهروزی مردم ایران ندارند. اما به عنوان کسی که بخش عمدۀ تحقیقات و ترجمههام دربارۀ فاشیسم بوده، وظیفۀ خودم میدونم که یادآوری کنم همه باید هشیار باشیم تا از فاشیستی شدن افکار جامعه جلوگیری کنیم ــ حتی از فاشیستی شدن افکار بخش کوچکی از مردم. راهش هم ترویج تفکرات لیبراله. رابطۀ لیبرالیسم و فاشیسم رابطۀ جن و بسماللهه. باطلالسحر فاشیسم لیبرالیسمه. و البته همین تحقیقات باعث شده یاد بگیرم که باید جلوی آدرس غلط دادن به جامعه رو گرفت. اتفاقی که در جامعۀ ایران داره میافته صرفاً یک بازاندیشی تاریخیه؛ تجدیدنظرطلبی تاریخیه. تلاشی برای ایدئولوژیزدایی کردن از سیاسته، منتها جایگزین ایدئولوژی چپ و بنیادگرا قاعدتاً باید بازگشت به «دیدگاه ملی» باشه، چون این دیدگاه ملی حبلالمتینی برای رسیدن به فردای بهتره. کسی که مردم ایران رو دوست داره، باید بر هویت ملی و همزمان ارزشهای لیبرال تأکید کنه. ما برای فردای بهتر دستورالعملی میخوایم و این چیزی مگر اولویت دادن به امر ملی در برابر همهنوع فرقهگرایی و چپگرایی نیست. کسی که این تلاش فکری جامعه برای ایدئولوژیزدایی رو نادیده میگیره و فقط بر اساس تندرویهای یک اقلیت کل مردم ایران رو داوری، تخطئه و ملامت میکنه و حتی متهم به توحش میکنه، آشکارا ریگی به کفش داره ــ به زبان ساده: از اینکه بالاخره مردم ایران کشتی نجاتی یافتند ناخرسنده و با تبر به جان این کشتی افتاده. @Garajetadayoni | گاراژ
اولین نطق مصدق در مجلس چهاردهم اگر مملکت اباد نمیشد چه میشد!
https://x.com/behroozhos1989/status/1956922231583371389?s=52&t=btG_DQ8-pmte8LAqrjLVrg
جلوی قربانی شدن فرزندان زاگرس را بگیرید حسین آخانی خبر به حدی دردناک است که حتی نگاه به چهره های جانباختگان خاموش کردن آتش سوزی پوششهای گیاهی زاگرس کار دشواری است. شوخی نیست که در یک واقعه ۳ جوان رشید، ورزشکار و عاشق سرزمین پرپر شوند. راستش من به ندرت اخبار آتش سوزی جنگل را منتشر می کنم. دلیلش خیلی ساده است، تحریک جوانان به رفتن در عرصه های آتش سوزی کاری نادرست بوده و خطر جانی برای افرادی دارد که نه وظیفه خاموش کردن آتش را دارند و نه به تجهیزات ایمن مجهزند. بر اساس اطلاعاتی که دوستان (آقای رئوف آذری) در اختیار من قرار دادند، از سال ۱۳۹۹ تا امسال ۲۱ نفر از بهترین های زاگرس در فرایند خاموش کردن آتش جان باختند. من ضمن احترام به این همه عشق و جانفشانی آنها، اینگونه جانباختن و قربانی شدن را فضیلت نمی دانم. این داستان باید تمام شود. جان هیچ فعال و علاقه مند به محیط زیست نباید به خاطر تلاش برای خاموش کردن آتش گرفته شود. هر گونه تلاش بدون داشتن وظیفه قانونی و تجهیزات ایمنی در مناطق طبیعی آتش سوزی باید ممنوع و حتی جرم تلقی شود. من خودم تجربه بودن در آتش جنگل را داشته ام. می دانم وقتی جنگل آتش می گیرد افراد بدون تجهیزات هیچ کاری نمی توانند انجام دهند. من همیشه مخالف خرید دمنده بودم. دمنده مناسب خاموش کردن آتش نیست. نامش همراه خودش است، بیشتر در آتش می دمد. البته مسیر آتش را تغییر می دهد ولی خطرات استفاده از آن بسیار شدید است. گروهها و سازمانهای مردم نهاد بایستی قبل از آنکه آتش رخ دهد کارهای آموزشی انجام دهند. تلاش همه ما باید اصلاح قوانین، ممنوعیت آتش سوزی در فصول حساس، جریمه افرادی که آتش برپا می کنند و کارهای دقیق اطلاعاتی در مورد آتش سوزی های تعمدی و مجازات افراد خاطی باشد. ما سرزمینمان را عاشقانه دوست داریم و بسیاری از ما برای حفاظت از آن ممکن است جانمان را بدهیم. اما این روند بیشتر خودکشی است و باید جلوی آن گرفته شود. ضمن تسلیت به خانواده های این عزیزان، بخصوص هموطنان کوردمان، از امروز از کلیه فعالان درخواست می کنم روشهای نرم افزاری، حقوقی و علمی کنترل آتش را پیگیری کنند و هرگز در میدان آتش - بدون داشتن تجهیزات و امکان نجات صددرصدی - حاضر نشوند. برگزاری یک همایش علمی در این خصوص ضرورت دارد. باید از تجربیات جهانی استفاده کرد. حتی از متخصصان خارجی از فرانسه، اسپانیا، یونان، ترکیه و ایتالیا و پرتغال برای مشورت و ارائه سخنرانی دعوت کنید. https://www.ddinstagram.com/reel/DMqM6B0o9tq/?igsh=MXVkNW9hajJ2ZDl1dQ==