tgindex
پرسه در مِه ( يادداشتهاي دكتر رضا رضائى- روانپزشك)

پرسه در مِه ( يادداشتهاي دكتر رضا رضائى- روانپزشك)

Статистика
@drrezarezaieперсидский

اين كانال اختصاص به نوشته هاي دكتر رضا رضائى متخصص اعصاب و روان دارد

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
7
Всего постов
27
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 135
−1 за 2 дн.
Сутки
−1
−0,09%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
741
27 постов
Вовлечённость
65,3%
к подписчикам
Постов в день
1,0
всего 27
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • در جستجوی زمان از دست رفته حیاط غلغله است ، پر از شور و نشاط و عشق و زندگی، استپ هوایی باز می‌کنیم. روی پله‌هایی که حیاط را به آپارتمان می‌رساند مادرهایمان با چادرهای گُل گُلى‌شان نشسته اند و گپ می‌زنند. توپ از بالای در به کوچه می‌افتد. زودتر از همه به کوچه…

  • كوچه بى‌نام کوچه خاطرات کودکی ام ،کوچه اول مهناز ( صابونچی که مدتی نامش دلپذیر بود)، کوچه شهید غلامرضا مبینی‌پور که همسایه طبقه اولمان بود و از او چند درخت در حياط خانه به يادگار مانده. بعد از اینکه دو موشک چند پلاک آنطرف‌تر از خانه خاطراتمان منفجر شد و کلی کشته از آن کوچه بیرون آمد، ماتم زده، دست و دلم اصلا به نوشتن نرفت. امروز "باز از آن کوچه گذشتم" گردو خاک تخریبِ کامل یکی از خانه‌های ویران شده در اثر انفجار با خاطرات غبارگرفته‌ام از سالهای کودکی و نوجوانی‌ام در آن کوچه و خانه در هم آمیخت… قهقهه شادی کودکان سر مست از بازى و گریه‌های بچه ها در پی مادرانِ زیر آوار مانده، توپها و موشک‌های کاغذی و واقعی از لابه لای هم پرواز می‌کنند، در پى توپ افتاده در جوى پُر آب مى‌دوم و نمى‌دانم كه چهل سال بعد همانجا دو موشك جوى را به رودِ خون تبديل مى‌كند. از بین غبار به سروها و صنوبرهایی نگاه مى‌كنم كه در زمان كودكی‌ام كاشته شدند تا سالها بعد شدت موج انفجار را بگیرند و چون حصاری باشند برای ساکنین کوچه، آنها ساکت و صبور ايستاده‌اند و خاطراتِ زمین را به گوش آسمان می‌رسانند غمبارتر از همیشه. دکتر رضا رضائی، ۲۱ مرداد ۰۵

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • #استخر "كمدى رُمانتيك جادويى" از سروش‌صحت/ايمان‌صفایی؛ دنیایی که آنها در این سالها خلق کرده‌اند مختص خودشان است و بازی با ژانرها و گونه‌های سینمایی در دل این فضا شکل می‌گیرد. حالا دیگر تماشاگر این جهان را می‌شناسد و می‌داند وقتی به تماشای "اثری از سروش صحت" می‌نشیند، حال و هوای دیگری پیدا خواهد کرد و مگر سینما چیزی جز این است؟

  • بخاطر چند ریال بیشتر بفرماييد بشينيد. "نه ممنون دكتر جان سر تا پام بنزینیه!!" و ادامه مى دهد كه دقايقى قبل در پمپ بنزين ، پول بنزين شخصى ٣٩ هزار پانصد تومان شده بود و چون متصدی پمپ ۴۰ هزارتومان کارت کشیده ، آن فرد بخاطر پانصد تومان اضافه! گفته تو دزدی و با شلنگ باز به متصدی پمپ حمله کرده و میانجی‌گری مراجع بنده و سرتاپای بنزینی شده‌اش و … با خود فكر مى كنم پانصد تومان کجای این دنیاست؟ اصلا این روزها با پانصد هزار تومان چکار می‌شود کرد؟ یا پانصد میلیون؟ اعداد بی معنا شده‌اند، مثل خيلى چيزهاى ديگر. خبر گران شدن پلكانى بنزين را مى‌خوانم و به پمپ بنزینها فکر مى‌كنم . مدتی‌ست به اين فكر مى‌كنم که زیرساختهای فردی‌مان هر روز ویران‌تر می‌شوند، بدون اصابت مستقیم بمب و موشک. با اينكه شامه ضعيفى دارم بوى بنزينِ مراجعم مشامم را پر كرده ،یادم می‌آد برم بنزين بزنم، نكنه باز امشب صف بنزين زياد بشه! دکتر رضا رضائی، روانپزشک، مرداد ۰۵

  • چقدر با تو بغض کردیم وقتی مدرسه‌ات "دیر" می‌شد… و ناغافل فهميديم كه همه عمر "دير" رسيديم. روحت شاد💐

  • مگه تموم عمر چند ‌تا جام‌جهانیه؟ به نظرم در تشخیصها ثبت شده روانپزشکی ، جای اختلالی خالی‌است؛ افسردگی پس از جام جهانی. یک ماه هیجان ، یک ماه نخوابیدن ، یک ماه تشویش لذتبخش، یک ماه فریاد شادی و افسوس فرصتهای از دست رفته، يك ماه كركرى با رقبا، یک ماه پیشبینی نتایج، يك ماه دل‌نگرانی برای تیم‌ها و بازیکنان محبوبت و غصه براى ناكامى‌شان و …….تمام حتی اگر تیم محبوبت قهرمان شده باشد ( مثل آلمان ۱۹۹۰ و ۲۰۱۴) باز هم بعدش با کاهش ناگهانی و شدید انواع و اقسام هورمونهایت افسرده می‌شوی، راه گریزی نیست. کم افسرده بودیم این هم اضافه شد! به نظر می‌رسد تنها راه درمان افسردگی پس از جام جهانی، شمارش معکوس برای شروع جام بعدیست! دکتر رضا رضائی، روانپزشک ، ۲۹ تیر ۱۴۰۵

  • 2 июл.1 000

    #نسخه_فيلمى ۲۰ #نيمه_شب_در_پاريس عجيب است كه از اين كارگردان محبوبم تا به حال فيلم معرفى نكرده بودم ، وودى آلن:استاد ترسيم روابطِ شكننده. هميشه حس خوبى دارم كه از وودى آلن چون هيچكاك بخاطر تعدد فيلمهايشان هنوز فيلمِ نديده دارم ، چون غزلهاى ناخوانده از حافظ! البته اين بزرگان فيلمهايشان قابليت چندبار ديدن را دارند، مثل همين نيمه شب در پاريس كه جزو متفاوت‌ترين و تحسین شده ترین کارهای آلن می‌باشد. بهترین فیلم درباره "نوستالژى".

  • همراهان گرامى متاسفانه به دلايلى كه لازم به ذكر نيست مدتهاست در كانال نسخه فيلمى ننوشته‌ام امیدوارم با فیلم دیدن بتوانیم کمی حالمان را بهتر کنیم🙏

  • رنگين كمان؛ سیاه و سفید بعد از حذف تيم فوتبال ايران چه مى‌توان نوشت که به این طرفی یا آن طرفی بودن یا وسط‌بازی منتسب نشوم ! و فحشهای مخصوص هر گروه به سمتم نیاید که فحش دادن راحت‌ترین کار این روزها شده! انگار به مخیله‌مان هم خطور نمی‌کند که شاید کسی جزو هیچکدام از این سه دسته نباشد بس‌که عادت کرده‌ایم همه چیز را "سیاه " يا "سفيد" ببينيم ، ذهن بسته‌مان رنگ های ديگر را اصلا نمى فهمد! اشکهای بی‌پایان پسرم بعد از حذف دیروز قلبم را خراشید و قلمم به حرکت در آمد. پسرم چند روز قبل که رویکردهای متضاد پیرامون تیم ملی فوتبال را دید ، دل آزرده گفته بود: من تیم فوتبال کشورم را دوست دارم ، "وطنم"، فوتبال سیاسی نیست. دیروز که وسط هق‌هق‌هایش از حذف سیاسی و نابخردانه ستاره تیم فوتبال بخاطر یک عكس و پست و تضعيف تيم گفتم در حالی‌که زار می‌زد گفت: "گناه من چيه؟" به كودكان "رنگ و وارنگ" در استاديومهاى جام جهانى دقت مى‌كنم ،سرخوش و بى‌دغدغه آنسوی دنیا در کنار خانواده‌هایشان بازی تیم ملی وطنشان را می‌بینند و لذت می‌برند، نگران جنگ و ویزا و قیمت دلار هم نیستند، هیچ ستاره تاثیر گذاری هم بخاطر یک عکس از تیمشان کنار گذاشته نشده! به چهره پسرم نگاه می‌کنم ، غم زده و مبهوت است، با خود فكر مى‌کنم با کودکان این سرزمين چه کرده‌ایم؟ رنگین کمانِ نشاط را از "كيان"ها دريغ كرديم و بجايش سياهى، كينه ، نفرت ، اندوه و خشم تقديمشان كرديم. شرم بر ما باد. دكتر رضا رضائى، روانپزشك، ۸ تیرماه ۰۵

  • نفرين به‌خاطر یک سیب؟ ما وارثين قابيلیم یا لعنت شده هابیل؟ همه تاریخ در پی ساحل آرامش در اقیانوسِ خون به هر شناوری چنگ زدیم ما نفرین‌شدگان کهکشانیم حق‌مان این بود؟ دکتر رضا رضائی، دقایق آخر سال ۰۴ https://t.me/drrezarezaie

  • زخم آب‌های روان اگر به کسی بر نمی‌خورد ، و اگر بعدا منت نمی‌گذارید که خوابتان نبرد!! لطفا فکری عاجل برای داروهای روانپزشکی کنید که روز به روز بر فهرست کمیاب‌ها و نایاب‌هایش افزوده می‌شود. داروهايى بر اشك‌های بی‌پایان نه برای زخم‌های بی‌درمان دکتر رضا رضائی، روانپزشک، ۲۶ بهمن ۰۴

  • https://www.aparat.com/v/qyd78x3

  • سينماى ايران، چه شگفت‌انگیز سير تحول نا‌امیدی و اميد در سینمای ایران سخنران: دكتر رضا رضائى همايش علمى انجمن روانپزشكان ايران ، ٢٣ مهر ١٤٠٤

  • بهرام بيضايى از بزرگترين نويسندگان و كارگردانان نمايش ايران زمين ، ١٥ سال آخر عمرش را -ناخواسته-دور از وطن گذراند، و سرانجام در همان غربت مُرد. با مفاخر بی‌جایگزین هنرمان چه كرديم؟ داريوش مهرجويى، ناصر تقوايى و …بهرام بیضایی. واى بر عاقبتِ خاکی که جفا در حق نوابغش، پیشه‌اش شود. دکتر رضا رضائی

  • داستان کوتاه حلقه کیسه زباله در دستم به سمت سر کوچه و سطل زباله حرکت می‌کنم ، هوا بالاخره سرد شده ولی خبری از برف نیست، با خود فکر می‌کنم انقدر لاغر شده‌ام که حتی حلقه‌ام در انگشتم لق می‌زند. آن‌سو کیسه‌ای مرتفع را می‌بینم که از مسیری دیگر در سیاهی به سمت سطل زباله می‌‌آید، مردی تکیده زیر آن خم شده و کیسه بسیار سنگین را لخ لخ کنان می‌کشد. سرعتم را تندتر می‌کنم تا زودتر از او به سطل برسم و بدون برخورد با او کارم را انجام دهم و برگردم، نمی‌دانم شاید نوعی اکراه گامهايم را بلندتر كرده. هنوز كاملا نرسيده به سطل، با شتاب كيسه را پرتاب مى‌كنم، ناگهان گره سرِ كيسه هنگام جدا شدن از دستم به زیر حلقه‌ام گیر می‌کند، حلقه از انگشتم کنده می‌شود و همزمان با کیسه زباله چرخی در هوا می‌زند و در اعماق زباله‌های تلنبار شده در سطل سقوط می‌کند. او نفس‌زنان از راه می‌رسد، بی هیچ حرف و سوالی. سرم را پایین می‌اندازم تا چهره هم را نبینیم. حالا من و زباله‌گرد، کنار هم ، دوش به دوش ، تا کمر در سطل زباله خم شده‌ایم و جستجو مى‌كنيم. لحظه ای سرم را بالا می‌آورم تا مبادا کسی من را در آن وضعیت دیده باشد، کنارم گربه‌ای سیاه با بی‌حوصلگی نگاهم می‌کند، منتظر است تا دشتِ ما تمام شود و سراغ سهم امشبش برود. دکتر رضا رضائی، آذر ۰۴ https://t.me/drrezarezaie