angelora
Статистика ✉️ : elizabeth flora rebel heart ⋆ @ki2ttybot
- Последний пост
- 20:15
- Последнее чтение
- 11:48
- Постов за неделю
- 156
- Всего постов
- 157
- Тип
- открытый
- Язык
- английский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 3
- 1/48двое суток
- 3
- 1/72трое суток
- 3
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
видео или голосовое, без подписи
𝗍𝗁𝖾 𝗆𝗈𝗋𝖾 𝗂 𝗅ı𝗌𝗍𝖾𝗇 𝗍𝗈 𝗆𝗒𝗌𝖾𝗅𝖿 , 𝗍𝗁𝖾 𝗆𝗈𝗋𝖾 𝗂 𝗋𝖾𝖺𝗅ı𝗓𝖾 𝗁𝗈𝗐 𝗆𝗎𝖼𝗁 𝗍𝗁𝖾𝗋𝖾 ı𝗌 𝗍𝗈 𝖽ı𝗌𝖼𝗈𝗏𝖾𝗋 . 𝗂’𝗆 𝗅𝖾𝖺𝗋𝗇ı𝗇𝗀 𝗐𝗁𝖺𝗍 𝖽𝗋𝖺ı𝗇𝗌 𝗆𝖾 , 𝗐𝗁𝖺𝗍 ı𝗇𝗌𝗉ı𝗋𝖾𝗌 𝗆𝖾 , 𝗐𝗁𝖺𝗍 𝗂 𝗍𝗋𝗎𝗅𝗒 𝗐𝖺𝗇𝗍 , 𝖺𝗇𝖽 𝗐𝗁𝖺𝗍 ı’𝗏𝖾 𝗈𝗇𝗅𝗒 𝗐𝖺𝗇𝗍𝖾𝖽 𝖻𝖾𝖼𝖺𝗎𝗌𝖾 𝗈𝗍𝗁𝖾𝗋𝗌 𝖾𝗑𝗉𝖾𝖼𝗍𝖾𝖽 ı𝗍 𝖿𝗋𝗈𝗆 𝗆𝖾 . 𝗇𝗈𝗍 𝖾𝗏𝖾𝗋𝗒 𝗏𝖾𝗋𝗌ı𝗈𝗇 𝗈𝖿 𝗆𝖾 𝗇𝖾𝖾𝖽𝗌 𝗍𝗈 𝖻𝖾 𝗄𝖾𝗉𝗍 , 𝖺𝗇𝖽 𝗇𝗈𝗍 𝖾𝗏𝖾𝗋𝗒 𝗈𝗅𝖽 𝗁𝖺𝖻ı𝗍 𝖽𝖾𝗌𝖾𝗋𝗏𝖾𝗌 𝖺 𝗉𝗅𝖺𝖼𝖾 ı𝗇 𝗆𝗒 𝖿𝗎𝗍𝗎𝗋𝖾 . 𝗂’𝗆 𝗌𝗅𝗈𝗐𝗅𝗒 𝖻𝖾𝖼𝗈𝗆ı𝗇𝗀 𝗌𝗈𝗆𝖾𝗈𝗇𝖾 ı 𝗎𝗇𝖽𝖾𝗋𝗌𝗍𝖺𝗇𝖽 , 𝗋𝖾𝗌𝗉𝖾𝖼𝗍 , 𝖺𝗇𝖽 𝖿𝖾𝖾𝗅 𝖺𝗍 𝗁𝗈𝗆𝖾 𝗐ı𝗍𝗁 — 𝖺𝗇𝖽 𝗁𝗈𝗇𝖾𝗌𝗍𝗅𝗒 , 𝗍𝗁𝖺𝗍 𝖿𝖾𝖾𝗅𝗌 𝗅ı𝗄𝖾 𝗍𝗁𝖾 𝗋𝖾𝖺𝗅 𝗀𝗅𝗈𝗐-𝗎𝗉 .
#𝟪
видео или голосовое, без подписи
bubble 🗯 fable 025th ៸ цветок !
видео или голосовое, без подписи
kıllın' ıt gırl ៸ ケイ fıle jhope ’s ☕️ arırang
پایان؛ چیزی که همیشه آغاز چیز دیگریست. از پایان تنفر دارم. من دوست داشتم تو مراقب قلب و روحم باشی، نه اینکه مرا به خدا بسپاری و بروی. دلتنگی تو چیزی نیست که بتوانم به آن عادت کنم. من میخواستم حال دلم را از تو جویا شوم ، نه غمت را در دلم .. تنها چیزی که هنوز اندکی مرا تسکین میبخشد، این است که تو، روزی مرا دوست داشتی. آهوهای دیوانهای که تنها به شوق وزیدن باد در جنگل میدوند، شباهت بسیاری به من دارند. من به زمان و آینده ، همانقدر امید داشتم که تو به ادامه ، باور نداشتی. آری، میگویند زمان همهچیز را درمان میکند؛ اما زمان، گاهی فقط به قطرههای آب فرصت میدهد که آنقدر کنار هم بمانند، تا روزی دریا شوند. اکنون من نیز میترسم، میترسم که قطرههای غمت در دلم آنقدر زیاد شوند که دریایی بسازند و مرا چنان در خود غرق کنند ، که دیگر هیچ دستی توان بیرون کشیدنم را نداشته باشد. نمیتوانم از تو متنفر باشم؛ تو آنقدر زیبا در دل من خانه کرده بودی، که حالا دلم، بیش از من، به دنبال تو میگردد. هنوز هم تو را در میان خاطرههایم جستوجو میکنم. آخر نمیتوانم باور کنم که آفتابگردان من، روزی از خورشیدش، روی برگردانده. پشیمانی؛ چیزی که از همان ابتدا دلنگرانش بودیم. و سرانجام .. پشیمان شدیم. نه از عشق و نه از اینکه روزی آرزوی هم بودیم. پشیمان شدیم از اینکه نتوانستیم همانقدر که عاشق بودیم، عاشق بمانیم. میدانم که من تنها غم تو نبودم؛ اما تو، تنها غم من شدی. در آغوشم بگیر و مرا بار دیگر شیدا کن. زحل را میخواستم تا حلقه اش هدیه من باشد به انگشتانی که به زیبایی روی نوت های پیانو میرقصید!. اما اکنون، کاش فقط یک بار دیگر، همانند آخرین بار، در دلم امیدی روشن کنی و بعد باز هم رهایم کنی.. تو را برای ماندن میخواستم، اما کنار من نماندی. گفتی انسان ها فقط بخشی از مسیر همدیگر اند ، اما کاش تو هم مسیر همیشگیه من بودی. دوستت داشتم؛ دوستت داشتم... و مگر چیز دیگری هم بلد بودم؟. اما عشق، گاهی کافی نیست. البته حالا دیگر اصلا بحث، بحث عشق نیست؛ که اگر بود، من هنوز هم عاشقم. اما حالا دیگر نه عاشق تو .. بلکه عاشق کسی که روزی بودی. عاشق همان چشمهای زیبا و غمگینی که به من لبخند میزد. عاشق خیال تو .. و عاشق نامی که با آن صدایم میزدی. اکنون کجایی؟ هنوز هم اگر دست هایم را داشتی، آنها را میگرفتی؟ تو نفس من بودی.. اما آیا حالا، نفسهایت را آسوده میکشی؟ لبخندت! همان لبخندی که روزی سهم من بود، هنوز هم بر لبانت مینشیند؟ میدانم، میدانم که خسته شده بودی، اما از چه؟ از عشق؟.
dracula ’s 🎼 fangs : ㅤㅤ oldblade in 棺 .
dracula ’s 🎼 fangs : ㅤㅤ oldblade in 棺 .
͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ch.𝟢𝟣 www.random. 🕸️ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ oh︐ l'odeur du sang
͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ch.𝟢𝟣 www.random. 🕸️ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ oh︐ l'odeur du sang
୨୧ ࣪₊ ‿᷼ 𝟥 𝖫𝗈𝗏𝖾 𝗈𝗋 𝖧𝖺𝗍𝖾? ‿᷼ ₊୨୧ ୨୧ ࣪₊ ‿᷼ 𝟦 𝖫𝗈𝗏𝖾 𝗈𝗋 𝖧𝖺𝗍𝖾? ‿᷼ ₊୨୧ هیونجین داشت پلک میزد تا ببینه اون چیزی که با چشماش دید حقیقت بود و توهم نزده بود چرا که سئو چانگبین یکی رو بوسیده بود! 𝗀𝖾𝗇𝗋𝖾: 𝖿𝗅𝗎𝖿𝖿, 𝖼𝗈𝗆𝖾𝖽𝗒, 𝖽𝗋𝖺𝗆𝖺, 𝗌𝗅𝗂𝖼𝖾 𝗈𝖿 𝗅𝗂𝖿𝖾 𝗌𝖼𝖾𝗇𝖺𝗋𝗂𝗈
видео или голосовое, без подписи
͏ ͏ ͏ 市 ? lueur d'étoile ͏ ͏ #sana ' s 🫧 clair de lun
видео или голосовое, без подписи
a gallery of sam beauty’s 🍻 ﹗
⽃ン
hellokitt ‘s : 0°Q blog ‘ 🪧 ⽃ン — status
ㅤ🖤 ㅤ🤩𝗎. 𝗅𝗅 𝖻⍺ּꨭꨲ𝖼𝗄 🖤 𝗒ꨭ𝗈𐇽𝗎𝗋 𝖾𐨹ֹγ𝖾ּꨲ𝗅𝗂𝖽𝗌ㅤㅤ ⲓ'𝗆 𝗅𝗈𑪍𝗌𝗍 ⲓ𝗇 𝃫 ȷı᮫𝗇᷎᷃𝗐𝗈۪𝗈 '𝗓 ⎯ⲓ𝗋ⲓ𝗌