تاریخ و اجتماعیات | راقم
Статистикаهیچ نبشته نیست که به یک بار خواندن بنیرزد.../بیهقی یادداشت و ملغمهای از تاریخ، اجتماعیات، ادبیات و سیاست ✍️راقِم
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 5
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- арабский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 8
- 1/48двое суток
- 9
- 1/72трое суток
- 9
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
🔰ترس گوگول از گربهها نیکلای گوگول، نویسنده مشهور روسی_اوکراینی و خالق رمان «روحهای مرده»، یک بار برای دوست صمیمیاش، الکساندرا اسمیرنووا-روست، از تلخترین خاطره کودکیاش گفت. ماجرایی که ریشه ترس عجیب او از گربهها شد. او به دوستش گفت زمانی که ۵ ساله بودم روزی پدر و مادرم خانه نبودند. ناگهان گربهای را دیدم که آهسته به سمتم میآمد. خودش را کش میداد، پنجههای نرمش به آرامی ناخنها را روی تختههای کف زمین میکشید و چشمهای سبزش با نوری نامهربان میدرخشیدند. ترس وجودم را فرا گرفت. از مبل بالا رفتم و خودم را به دیوار چسباندم. سپس گربه را گرفته، به باغ دویدم و درون حوض انداختم. هر بار که حیوان سعی میکرد بیرون بیاید، با چوبی آن را پس میزدم. وقتی گربه غرق شد، احساس کردم «انگار یک انسان را غرق کردهام». گوگول در ادامه نوشته: «به شدت گریه کردم و فقط وقتی آرام شدم که پدرم، بعد از اینکه اعتراف کردم، مرا با تازیانه زد.» 🔸گوگول دچار یک وحشت آنی و کنترل ناپذیر شده بود. در آن سن کم، دیدن چشمهای سبز و حرکت نرم گربه در آن تنهایی مطلق، برایش تداعیگر یک موجود فراطبیعی و شیطانی بود. گوگول از کودکی باور داشت که گربهها نماد چشمهای جهنم و پلیدی هستند. او بعدها در نامه هایش نوشت که گربهها مظهر «روح اهریمنی» هستند. این اتفاق برای همیشه در ذهنش حک شد. او هرگز نتوانست این صحنه را فراموش کند و همین باعث شد تا در بزرگسالی هم با دیدن گربهها رنگ ببازد و وحشتزده شود! @ejtemaiyatt
🔰راهکار تقویت اسلام شنبه بیست و هفتم شوال ۱۳۲۱ نزدیک ظهر منزل آمدم. نهار خوردیم. وقت شروع به غذا سعيد الاطبا آمد چشم مریضه ها را دوا بریزد، زیرا که به واسطه برف، رفتن آنها نزد او مشکل بود. او را به اطاق خود برده چند روزنامه محض مشغولیات به او دادم و رفتم سر نهار. بعد از غذا نزد سعيد الاطبا رفتم. مریضه ها هم آمده دوا به چشم ریختند. بعد با سعيد الاطبا رفتیم بیرونی. در آفتاب جلو برفها نشسته صحبت کردیم. میگفت آقا نجفی تجار را جمع کرده و گفته اسلام ضعیف شده باید کاری کرد. یک خط راه آهن به خراسان بکشیم، یکی به عتبات. پنجاه کرور خرج دارد. یک کرور من می دهم، یک کرور امین دار الضرب بدهد. باقی را هم سهام پنجاه تومانی قرار می دهیم. آن هم نه اینکه تمام پنجاه تومان را یک مرتبه بدهند. چون به تدریج لازم میشود به تدریج بدهند. من گفتم ببینیم و تعریف کنیم.(یادداشت های روزانه از محمدعلی فروغی ص ۲۷) ✍آنچه خواندید بخشی از یادداشت های فروغی بود. وی اشاره میکند گویا یکی از علما به نام آقا نجفی (چند تا آقا نجفی داریم آن زمان. نمیدانم کدام یک را میگوید) پیشنهاد داده که برای تقویت اسلام که ضعیف شده است دو خط راه آهن به خراسان و عتبات بکشیم. احتمالا برای ارتباط گرفتن بیشتر با ائمه و کسب معنویت بهتر. هزینه هنگفت ۵۰ کروری هم دارد که روش تهیه پول را هم بیان میکند. یادداشت جالبی بود، خصوصا اینکه قضیه ضعیف و قوی شدن اسلام گویا همیشه بوده و چندان ربطی به تهاجم فرهنگی ندارد و بخشی از پروسه رفتار های اجتماعی است. این متن قابل شرح و بسط و حتی نقد است. عزیزان نکتهای به ذهن دارند بیان کنند. @ejtemaiyatt
راست گرایان مذهبی آمریکا.pdf
📌همسر سابق ترامپ فاش کرد که او یک متن مقدس یهودی را برای محافظت و شفا نزدیک قلب خود نگه میدارد 🔹مارلا میپلز، همسر سابق دونالد ترامپ، در مصاحبهای با شبکه ۱۲ اسرائیل فاش کرد که رئیسجمهور آمریکا یک نسخه از «کتاب پینخاس» (بخشی از کتاب زوهر در کابالا) را به زبان آرامی، زیر لباس و نزدیک قلب خود نگهداری میکند. به گفته میپلز، هدف ترامپ از این کار، محافظت و شفا است. 🔹میپلز در این مصاحبه گفت: او کتاب پینخاس، یعنی کتاب زوهر را به زبان آرامی با خود حمل میکند. آن را نزدیک قلبش، زیر لباس، برای محافظت و شفا قرار میدهد. 🔹او همچنین درباره جنبه معنوی شخصیت ترامپ گفت: او قلب بسیار بزرگی دارد. اگر تمایل به کمک به دیگران نداشت، امروز در این جایگاه قرار نمیگرفت. 🔹میپلز که از سال ۱۹۹۳ تا ۱۹۹۹ با ترامپ ازدواج کرده بود، در این مصاحبه به ارتباط عمیق خود با کابالا، یهودیت و اسرائیل نیز پرداخته است. او با وجود اینکه یک مسیحی باپتیست(تعمید دهنده) است، میگوید بیش از دو دهه است که رژیم غذایی کوشر را رعایت کرده، شبات را برگزار میکند و هر روز صبح دعای شماع را میخواند. 🔹میپلز همچنین از سفرهای متعدد خود به اسرائیل، از جمله بازدید از شهر صفد (مرکز تاریخی عرفان یهودی) و زیارت قبور شخصیتهای مذهبی یهودی سخن گفته است. https://www.i24news.tv/en/news/international/americas/artc-trump-reportedly-kept-jewish-text-close-to-his-heart-for-protection-and-healing
رسول خدا (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) میفرمایند: «خداوند، من و علی و فاطمه و حسن و حسین را هفت هزار سال پیش از آفرینش دنیا آفرید… هنگامی که خواست صورتهای ما را خلق کند، ما را به شکل رشتهای از نور درآورد و در صُلب آدم قرار داد، سپس ما را در صُلبهای پدران و رحمهای مادران انتقال داد در حالی که پلیدی شرک و ناپاکی کفر به ما نرسید… وقتی به صُلب عبدالمطلب رسیدیم، آن رشته نور به دو نیم شد، نیم آن در عبدالله و نیم دیگر در ابوطالب قرار گرفت.» (بحارالانوار، نشر دارالاحیاء التراث العربی، بیروت، ج۱۵، ص۷) با عرض تسلیت به مناسبت شهادت پیامبر گرامی اسلام و امام حسن و امام رضا علیه السلام @ejtemaiyatt
🔰به خاطر چند سیخ کباب خوک [سبعين و تسع مائه ۹۷۰ نوروز تنگوزئیل پنجشنبه شانزدهم رجب در روز یکشنبه نوزدهم صفر جعفر بيك کنگرلو که به رسالت روم رفته بود، با الیاس حاکم خواندکار همراهی کرده و به درگاه گیتی پناه آمدند و پیشکشی که آورده بودند از آن جمله چهل اسب بدو با چلهای زربفت و محمل و زین مرصع و پانزده هزار اشرفی قبرسی که عبارتست از سی هزار تومان و بسیاری از نفایس و تنسوقات روم و فرنگ و مصر و یمن در محل خود گذرانیدند. درین دو سه سال عیسی خان پسر لوند در بارگاه فلك اشتباه به رتبهای ارجمند رسیده، مقدم بر امرا و ارگان دولت عظمی مینشست و هر ساله مبلغ شش هفت هزار تومان الكا و انعامات به محض همین که از کیش پدر منحرف گشته روی نیاز بدین درگاه که قبله مقبلان آگاه است آورده بود در وجه او مقرر گشته، با دیگر بعقدات سرافراز میگشت. به یکبار به شآمت وسوسهای از ناوران که عادت به شراب و کباب گوشت خوك کرده بود، همه آن حقوق را فراموش کرده خیال فرار و ارتداد داشت و یک دو از ملازمان محرم او، این معنی را به پایه سریر اعلی معروض داشته، بعد از پیروی و تحقیق چون صدق سخن ایشان به وضوح پیوست، در آخر چهارشنبه بیست و ششم ربيع الثانی گرفتار شده در سه شنبه شانزدهم جمادی الاولى او را به قلعه الموت بردند...](تاریخ جهان آرا ص ۳۰۸) در سال 967 هجری قمری، یکی از رویدادهای مهم در تاریخ ایران و گرجستان، اسلام آوردن عیسی خان گرجی، پسر الوند بیک (یا لوند خان) حاکم گرجستان رخ داد. او که به زیبایی و جذابیت ظاهری شهرت داشت، مورد توجه شاه طهماسب قرار گرفت و به عنوان فرزند خواندهی شاه پذیرفته شد. برای شاه اسلام آوردن این گرجی مسیحی اهمیت زیادی داشته و به همین خاطر برای وی ماهانه مبلغ حدود ۵۰۰ تومان مقرری و انعامات تعیین کرده بود که پول هنگفتی بوده ولی بر اساس عادتی که به خوردن کباب گوشت خوک و شراب داشت، گویا با وسوسه یکی از همراهانش پشت پا به این نعمات زد و شاه هم مانند بقیه مخالفان و زندانیان سیاسی او را دستگیر و به قلعه الموت فرستاد که حکم زندان را داشت. یکی نبوده ازش بپرسه آخه لامصب چند سیخ کباب خوک ارزشش رو داشت؟ @ejtemaiyatt
کافیه یک نفر یک چیزی بنویسه تا کانالای ایتایی از هم کپی کنند و هی دست به دست کنند، دریغ از کمی تحقیق ریشهای قضیه. مذاکرات فقط میتونه باعث نوسان در قیمت نفت بشه ولاغیر. نفت زمانی انفجاری قیمتش بالا میره که چاه ها و تاسیسات نفتی رو بزنن و یا اوپک تولید رو به شدت کم کنه و ذخایر تموم بشن و چند عامل دیگه. بازار هنوز به این سطوح نرسیده و طبیعیه با خبر نوسان کنه. صرفا بستن راه عبور و مرور سقف قیمتی رو نمیشکنه در ثانی باید توجه داشت در همین جنگ هم حدود ۱۵_۲۰٪ نفتی که از تنگه عبور میکرد رو عربستان داره با لوله منتقل میکنه و همین هم در پایین بودن قیمت نفت موثر بوده. در آخر باید گفت باید بترسیم از روزی که تنگه هرمز هم کارکرد خودش رو از دست بده و تمام نفت رو بخوان با لوله منتقل کنند(یا روش های دیگه) تا زیر تیغ ایران نباشه. اون وقته که کارت تنگه خواهد سوخت @ejtemaiyatt
سُئِلَ أَیْنَ اللَّهُ؟ فَقَالَ: عِنْدَ الْمُنْکَسِرَةِ قُلُوبُهُم؛ (الدعوات/120) پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در پاسخ به اين پرسش كه خدا كجاست؟ فرمود نزد شكسته دلان. چه کسی میدانست کودکی از کف محله آذر قم با دعای پیرزنی به عالی ترین مقام نظامی کشور برسد؟ این خاطره شهید سپهبد موسوی اشاره به همان نکته دارد که دعای مظلوم و شکسته دل حتمی است هرچند "سریعا" اجابت نشود ولی "قطعا" اجابت خواهد شد. از ناله مظلومی که جز خدا کسی را ندارد بپرهیزیم که بین نفرین او و خدا مانعی نیست! @ejtemaiyatt
🔰پروژه موشکی شکوفه در اواسط دهه ۱۹۷۰، محمدرضا پهلوی در پی تبدیل ایران به یک قدرت نظامی برتر در خاورمیانه بود. با وجود خریدهای کلان تسلیحاتی از آمریکا، درخواست شاه برای موشکهای بالستیک «لنس» (Lance) با پاسخ منفی واشنگتن مواجه شد. آمریکا بهدلیل نگرانی از تبدیل ایران به یک قدرت نظامی تمامعیار، با فروش این سلاحهای راهبردی مخالفت کرد. در همین حال، دو تهدید خارجی، نگرانی شاه را دوچندان کرد: پیشرفت فناوری موشکی هند و پاکستان و تقویت تجهیزات نظامی ارتش عراق. این عوامل، ایران را به سمت متحدی غیرمنتظره سوق داد: اسرائیل. در آوریل ۱۹۷۷، قراردادی میان محمدرضا پهلوی و شیمون پرز، وزیر دفاع اسرائیل، در تهران امضا شد. این توافق، بخشی از یک سری قراردادهای مخفی با عنوان «نفت در برابر اسلحه» بود. در ۱۸ ژوئیه ۱۹۷۷، حسن طوفانیان (معاون وزیر دفاع ایران) در سفری به اسرائیل با موشه دایان (وزیر جنگ اسرائیل) دیدار کرد. در این جلسه، ابعاد همکاری از جمله امکان توسعه زیردریاییهای موشکانداز بررسی شد. ایران نقش تأمینکننده مالی را بر عهده داشت. بر اساس گزارشها، تهران مبلغ ۲۸۰ میلیون دلار نقد و ۲۵۰ میلیون دلار نفت خام به این پروژه اختصاص داد. برخی منابع رقم کل توافق را تا ۱۲ میلیارد دلار نیز برآورد کردهاند. پروژه شکوفه در ابتدا بر توسعه و افزایش برد موشکهای ضدکشتی «گابریل» اسرائیل متمرکز بود تا بتواند اهدافی در برد ۱۵۰ تا ۲۰۰ کیلومتر را هدف قرار دهد ولی ابعاد پروژه فراتر رفت. این پروژه به دنبال توسعه موشکهای بالستیک پیچیدهای بود که برخی منابع آن را با موشک «جریکو» (Jericho) اسرائیل مرتبط میدانند. اسناد نشان میدهد موشکهای طراحیشده توانایی مجهز شدن به کلاهک هستهای را نیز داشتند. برای اجرای پروژه نیز، تأسیسات مونتاژ موشک در نزدیکی سیرجان و مرکز آزمایش در نزدیکی رفسنجان احداث شد. این همکاری در چارچوب استراتژی «محور پیرامونی» (Periphery Doctrine) اسرائیل شکل گرفت؛ ائتلافی با کشورهای غیرعرب در حاشیه جهان عرب برای مقابله با تهدیدات مشترک. اسرائیل در انزوای دیپلماتیک و با فشار انرژی از سوی کشورهای عربی، به نفت و سرمایه ایران نیاز داشت و ایران نیز به فناوری پیشرفته موشکی اسرائیل برای تبدیل شدن به یک قدرت منطقهای نیازمند بود. هر دو کشور نفوذ شوروی و رژیمهای متخاصم عربی (بهویژه عراق) را تهدیدی برای منافع خود میدانستند. نکته قابل تأمل، مخفی نگه داشتن کامل این پروژه از ایالات متحده توسط هر دو طرف بود. با وقوع انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷، پروژه شکوفه نیمهکاره رها و منتفی شد. کارشناسان اسرائیلی ایران را ترک کردند و تأسیسات سیرجان و رفسنجان بدون بهرهبرداری کامل رها شدند. با این حال، این پروژه یک میراث راهبردی حیاتی برجای گذاشت. تأسیسات و دانش اولیهای که در پروژه شکوفه ایجاد شد، پایههای بخشی از برنامه موشکی جمهوری اسلامی را پس از جنگ تحمیلی شکل داد. اگرچه پروژه ناتمام ماند، اما ایران پس از انقلاب با الهام از همان مفاهیم و با کمک کره شمالی، راهبرد موشکی خود را پیگیری کرد. امروز همان موشکهایی که ریشه در همکاری با اسرائیل داشتند، به یکی از مهمترین تهدیدات امنیتی برای اسرائیل تبدیل شدهاند! @ejtemaiyatt
🔰 فرآیند مذاکره و تملک اراضی کاخ سفید (۱۷۹۱-۱۷۹۲) در سال ۱۷۹۰، کنگره ایالات متحده با تصویب «قانون اقامتگاه» (Residence Act)، بنای پایتختی جدید در کرانهٔ رود پوتوماک را تصویب نمود. جرج واشنگتن، رئیسجمهور وقت، شخصاً مکان دقیق احداث ساختمانهای دولتی را تعیین نمود که تپهای مشرف به رودخانه، با مالکیت یک کشاورز اسکاتلندیتبار به نام دیوید برنز، گزینهٔ نهایی بود اما تملک این اراضی با دو مانع جدی مواجه بود: ۱) نرخ پایین ارزیابی: دولت فدرال برای اراضی کشاورزی مبلغ ۲۵ پوند استرلینگ به ازای هر جریب تعیین کرده بود، در حالی که برنز معتقد بود ارزش زمینش به دلیل نزدیکی به رودخانه و دسترسی به آب شیرین، بسیار فراتر از این ارقام است. ۲) اعتراض به تغییر کاربری: نقشهٔ شهر توسط معمار پیر لانفان (Pierre L'Enfant) که خیابانها و میادین عمومی را بر روی مزرعهٔ برنز ترسیم کرده بود، به باور او باعث تکهتکهشدن و کاهش کارایی زمین کشاورزیاش میشد. کمیسیونرهای دولت در اکتبر ۱۷۹۱ بدون انتقال رسمی سند، وارد زمین شدند که با اعتراض کتبی برنز و تهدید به طرح دعوی در دادگاه همراه گردید. برنز که از نفوذ موقعیت خود آگاه بود، در مقابل توسلات میهنی واشنگتن، صراحتاً اعلام کرد که صرفاً با میهنپرستی نمیتواند معیشت خود را تأمین کند و شرط گذاشت که تنها در صورتی به فروش تن میدهد که ساختمان اقامتگاه رئیسجمهور (کاخ سفید) دقیقاً بر روی مرغوبترین و مرتفعترین بخش مزرعهٔ وی احداث شود، چرا که این امر موجب افزایش تصاعدی ارزش قطعات مجاور وی خواهد شد. واشنگتن به جای رویارویی حقوقی یا فشار سیاسی، از یک ابتکار عمل هوشمندانه بهره برد. او پیشنهاد «ادغام اراضی» را مطرح کرد؛ بدین معنا که تمام مالکان منطقه، زمینهای خود را به صورت یکپارچه در اختیار دولت قرار دهند و پس از ترسیم نهایی خیابانها، میدانهای عمومی و بلوکهای ساختمانی، سود حاصل از فروش قطعات باقیماندهٔ تجاری و مسکونی، به نسبت سهم هریک از مالکان اولیه تقسیم گردد. این طرح، معضل مذاکره را به یک همکاری اقتصادی برد-برد تبدیل کرد و برنز ضمن دریافت غرامت نقدی برای زمینهای مصادرهشده، از محل فروش قطعات شهری نیز منتفع گردید و شرط کلیدی او نیز محقق شد. این واقعه، نمادی از دیپلماسی معاملهگری (Deal-making Diplomacy) در بنیانگذاری ایالات متحده است: ۱. شناسایی «منافع نهفته» طرف مقابل، بهجای نادیده گرفتن آن. ۲. تبدیل یک بازدارنده (معارض) به شریک سودآور (استفاده از افزایش ارزش املاک پیرامونی). ۳. کاربست اصل «مشارکت در سود حاصل از توسعه» به جای تملک تحمیلی و هزینهبر قضایی. در نهایت، کلنگ ساخت کاخ سفید در اکتبر ۱۷۹۲ بر روی همین زمینها به زمین زده شد و نخستین ساکنان آن در سال ۱۸۰۰ وارد شدند؛ اما ریشهٔ حقوقی این تملک، همچنان یکی از جالبترین مستندات تاریخ حقوق عمومی آمریکا به شمار میرود. @ejtemaiyatt
اصفهان دی ماه ۱۴۰۴ سوراخ سوراخ کردند، آتش زدند، ولی دست از جنازه هم برنمیدارند. نسخه داعش وطنی را مشاهده میکنید. چه بر سر اینان آمده که به این سطح از توحش رسیدند؟ پناه بر خدا!!! @ejtemaiyatt
🔰نفوذ شیخ ابوسعید بر مردم ۱۳۰ سال بعد از ابوسعید ابوالخیر که از عرفا و صوفیان بسیار مشهور ایران بود کتابی توسط یکی از نوادگان وی نوشته شد به نام «اسرار التوحید فی مقامات شیخ ابیسعید». کتاب مشحون از حکایات و داستان هایی در نقل کرامت شیخ میباشد که هرچند در صحت بسیاری شک وجود دارد ولی نشان از اوج ارادت مردم به طایفه صوفیه بوده است. نویسنده در یکی از حکایات هم نحوه سقوط ابراهیم ینال برادر سلطان طغرل سلجوقی که در ۴۵۱ به دست وی کشته شد را به این دلیل میداند که ینال حاضر شد نعمت و شاهی و حتی جانش را در ازای یک دعای شیخ تقدیم کند. اینکه این نقل چقدر واقعیت دارد باید بررسی تخصصی شود ولی همینکه شخصی مثل ینال حاضر است از همه چیز بگذرد تا دعا و نامه کتبی شیخ را برای بعد مرگش داشته باشد میتوان میزان نفوذ صوفیه بر مردم را فهمید. اصل داستان از این قرار است: ابراهيم ينال برادر کهین سلطان طغرل بود و شحنه نیشابور بود و عظیم بد بود و سخت بیدادگر و شیخ ما (ابوسعید) به نیشابور بود و در آن مدت که شیخ ما در نیشابور بود، در هر مجلسی در حق او از شیخ ما دعا خواستندی و شیخ دعا نگفتی. گفتی : «نیکو شود.» تا روز آدینهای شیخ مجلس می گفت. ابراهیم ینال در مجلس شیخ آمد. بسیاری بگریست. چون شیخ مجلس تمام بکرد، ابراهیم ینال پیش تخت شیخ آمد و بایستاد. شیخ گفت: «چیست؟» گفت: «مرا بپذیر» گفت: : «نت وا» گفت: «بایدم.» شیخ گفت: «نت وا.» گفت: «بایدم» چون سه بار بگفت، شیخ تیز در وی نگریست، گفت: «نعمتت برود.» گفت : «شاید» گفت: «امیریت نباشد.» گفت: «شاید.» گفت: «جانت ببرد.» گفت: «شاید.» شیخ گفت: دوات و پاره ای کاغذ بیارید. حسن دوات و پاره ای کاغذ پیش شیخ برد. شیخ بر آن کاغذ نبشت که «ابراهیم منا، كَتَبَهُ فَضْلُ الله بن ابی الخير الميهني.» ابراهيم ينال کاغذ پاره بستد و بوس برداد و در میان نهاد و به در بیرون شد. و همان شب به سوی عراق رفت و به همدان بنشست و عاصی شد و سلطان طغرل برفت و بازو جنگ کرد و او را بگرفت. برادر خردتر بود و نیک بد بود. او پیغام فرستاد که «دانم مرا بخواهی کشت. حاجتم به تو آن است که چون مرا هلاک کنی، خطی است از آن شیخ بوسعید بلخیر در کیسه من، در دست من نهید و مرا در گور کنید که شیخ بوسعید مرا این هر سه واقعه بگفت؛ من گفتم: شاید؛ چون خط وی با من باشد فردا من دست در وی زنم.»(اسرار التوحید جلد ۱ ص ۱۱۷) @ejtemaiyatt
پانداها برای اینکه بتوانند ادرار خود را تا جای ممکن بالاتر روی درخت بپاشند، برعکس ادرار میکنند. این حرکت که بیشتر توسط پانداهای نر انجام میشود، یک پیام شیمیایی قوی برای سایر پانداهاست و دو هدف اصلی را دنبال میکند: ۱) علامتگذاری قلمرو و خودنمایی: ادرار بالاتر، بوی قویتری منتشر کرده و قلمرو وسیعتری را پوشش میدهد. همچنین ارتفاع ادرار نشاندهنده اندازه و قدرت پانداست و به رقبای نر هشدار میدهد. ۲) جذب جفت در فصل تولیدمثل: پانداهای نر در فصل جفتگیری، با این کار خود را به مادهها معرفی کرده و شانس خود را برای جفتیابی افزایش میدهند. ادرار آنها حاوی #فرومون (مواد شیمیایی جذبکننده) است. به بیان ساده، این حرکت نمایشی از قدرت و اعلام حضور برای یافتن جفت است. #طبیعت @ejtemaiyatt
. ✅ ایرانیها در گذشته به جای « ماشاالله » چه میگفتند ؟ از « بنامیزد » تا « نام خدا » ز پنـج سیحـون بگذشتهای « بنامیزد » که باد چشم بد از تخت و روزگار تو دور مسعود سعد سلمان، شاعر سده ۵ قمری 🔴 بنــامیــزد ؛ برگرفته از واژه « ایزد » به معنای خداوند، در ایران باستان است و صورت کوتاه شده جمله « به نام ایزد » است و ایرانیان هنگام تحسین و آفرینگویی آن را بهکار میبردند. بنامیزد ؛ صورت کهن و نوشتاری این عبارت است و به احتمال زیاد، واژه « بــنــازم » صورت نــــــو، تحولیافته و گفتاری آن است. البته « بنازم » میتواند از ریشه فعلی « نازیدن » به معنای افتخار کردن باشد و ربطی به بنامیزد نداشته باشد ! 📚 « بنامیزد » شواهد ادبی بسیاری دارد، همچنین بصورت « به نام ایزد » : سنایی غزنوی : زهی مه رخ زهی زیبا بنامیزد بنامیزد زهی خوشخو زهی والا بنامیزد بنامیزد انوری : جمالت بر سر خوبی کلاهست بنامیزد نه رویست آن که ماهست خاقانی شروانی : لبت می در می است و نوش در نوش « بنــامیــزد » فتـوح اندر فتوحی نظامی گنجوی : برون آمد ز طرف هفت پرده بنــامیــزد رخی هــر هـفــت کرده چهگویم چون شکر؟ شکر کدامست؟ طبــرزد نه که او نیـزش غـلام اســت مولانا : چو هفت صد پردهٔ دل را به نور خود بِدَرّاند ز عرشش این ندا آید بنامیزد بنامیزد بنامیزد نگویم من که تو آنی که هر باری زهی صورت بدان صورت نمیمانی که هر باری همام تبریزی : بنامیزد چنانت آفریدند که پنداری ز جانت آفریدند نمیدانم ز جان خوشتر چه باشد حافظ شیرازی : آبِ حیوانش ز منقارِ بلاغت میچکد زاغِ کِلکِ من بنامیزد چه عالی مشرب است مِیی در کاسهٔ چشم است ساقی را بِنامیزد که مستی میکند با عقل و میبخشد خُماری خوش جامی : بنامیزد چه دلکش منزل است این نه آب و گل همه جان و دل است این 🔴 نام خدا ؛ یا به گویشهای محلی ایران « نوم خدا »، « نُم خدا » در بسیاری از مناطق ایران رایج است و دقیقا بهجای ماشاالله آن را به کار میبرند : کردستان، لرستان، خوزستان، فارس، کرمان، سیستان، خراسان و ... اسیر شهرستانی، شاعر سده ۱۱ ق: نرگسستان شده بزم از نگهت چقدر « نام خدا » خوش چشمی نام خدا به خویش ببالید باغها او را قبای گل چه برازنده می کند جویای تبریزی : کی تندباد حادثه بی جا کند مرا از فیض صبر، « نام خدا » کوه آهنم لب چو مینا بگشود انجمنی خندان ساخت بزم را « نام خدا » از سخنی خندان ساخت میکِشد با آنکه بار یک جهان دل را به دوش سرو آزادم ببین « نام خدا » چُون میرود سعید نقشبندی، شاعر سده ۱۱ ق : عشقبازی و فقیری و جنون و غم یار دارم اینها همه را شکر خدا، نام خدا قصاب کاشانی، شاعر سده ۱۱ ق : چشم سیهاش نام خدا معدن ناز است طرز نگه نرگس شهلاش لطیف است نورس دماوندی، شاعر سده ۱۱ ق : نام خدا ز لفظ به معنی رسیده ام رفتم ز خود چو نقش نگین از برای تو 🔴 فردوسی بزرگ بهجای ماشاالله در شاهنامه چه گفته ؟ فردوسی عبارت « نـــام یــزدان » را هنگام شگفتی و تحسین و آفرین، در داستانهای مختلف شاهنامه آورده است به رستم نیا در شگفتی بماند بر او هر زمان نام یزدان بخواند نگه کرد منذر بدو خیره ماند به زیر لبان نام یزدان بخواند سکندر بدان درشگفتی بماند فراوان نهان نام یزدان بخواند شگفتی ز دیدار او خیره ماند برو بر همی نام یزدان بخواند نگه کرد کاووس و خیره بماند به سودابه بر نام یزدان بخواند 🆔 @iranzamin777 .
چهره بازسازی شده رودکی از طریق جمجمه وی که توسط گراسیموف درست شده است. @ejtemaiyatt
چهره بازسازی شده رودکی از طریق جمجمه وی که توسط گراسیموف درست شده است. @ejtemaiyatt
بانکهای مرکزی بزرگ جهان (به ویژه ژاپن، چین و انگلیس) بیش از ۹.۵ تریلیون دلار از این اوراق را در ذخایر ارزی خود نگهداری میکنند. در واقع هنر تروریست های آمریکایی این بوده که با قرض و بدهی توانستند این هژمون را برای خود بسازد که در نوع خود قابل تحسین است!
⏬ این قسمت از برنامه «به وقت ایران» را کامل نگاه کردم. - نه تنها هیچ بیاحترامی از سوی میزبابان به مهمان مدعو صورت نگرفت، بلکه همین که او را دست نینداختند، یعنی در بسیاری مواقع احترام سن ایشان را نگه داشتند. - وای به حال دانشجو و دانشگاهی که از این اساتید،…
⏬ این قسمت از برنامه «به وقت ایران» را کامل نگاه کردم. - نه تنها هیچ بیاحترامی از سوی میزبابان به مهمان مدعو صورت نگرفت، بلکه همین که او را دست نینداختند، یعنی در بسیاری مواقع احترام سن ایشان را نگه داشتند. - وای به حال دانشجو و دانشگاهی که از این اساتید، علوم سیاسی و روابط بینالملل را یاد میگیرد. و وای به حال مملکتی که چنین سانتیمانتالسم و رمانتیسیسم مضحکی را به عنوان واقعیات بین الملل میپذیرد. - سالهاست به بهانه دفاع از استاد باسابقه و استاد کهنهکار و استاد ریشسفید و فلان و فلان، هر صدایی را خفه کرده و اجازه کوچکترین نقدی را به پیرکودکهای غُرزنی که جایگاه اساتید حوزه علوم انسانی را اشغال کرده نمیدهند و در پایان هم طلبکار هستند. - اگر استاد روابط روابط بینالملل یعنی همین حفظ کردن و تدریس ترجمههای مغشوش از آثار والز و مورگنتا و نای و مرشایمر و ونت و دیگران و ساختن شلمشوربای درهمبرهم از آنهاست، که صادقانه بگویم، پیرمردهای بیسواد روستاهای ایران، شناختشان از واقعیت بینالملل بسیار واقعبینانهتر از اساتید روابط بینالملل دانشگاه تهران است. @kharmagaas
به مناسبت شروع جنگ صفّین در اوایل صفر سال ۳۷ هجری... شاعر نامدار امامی قرن سوم جناب ابوتمّام طائی(۲۳۱ ق) یک قصیده ۱۳ بیتی بسیار تند در ذمّ بنیامیّه سروده که دو بیت آخر آن چنین است: وَما إنْ عَرَفْنا لَـهُمْ رايَةً لِنُـصْرَةِ دينٍ وَلا هِجـرَه سِوىٰ رايَةٍ…