tgindex
إِِلــــــی السَّمــــــــاءِ....

إِِلــــــی السَّمــــــــاءِ....

Статистика
@elaassamaперсидский

بيت المقدس بوصلتنا

Последний пост
16 июн.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
14 авг.
Подписчики
24
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
53
20 постов
Вовлечённость
220,8%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • همسایه‌ی داریم با خانه پدرش فقط دو الی سه دقیقه فاصله دارد و اگر هفته یک‌بار هم بیاید و سری به آن دو گل باغ زندگی اش بزند.. عجب است.. چگونه این همه راحت اند، این همه بی‌خیال، با این همه مصروف نمایاندن خود و این همه کوتاهی و تقصیر در حق والدین؟ چه چیزی مانع نیکی و احوال گرفتن از حال شان شده؟ به نظر من شاید دست و پای شان شکسته و توان برخواستن ندارند!... تو برو و داستان و روایت‌های زندگی آنانی را بشنو که چه نیکی‌ها در حق مادر و پدر شان کردند و آنگاه سرت از خجالت پایین خواهد افتاد.. دو گلی هستند که ناگهان پژمرده خواهند شد، گل‌های که نظیر شان را در زیباترین باغ دنیا هم نخواهی یافت. برو و گلستان های شهر را بگرد، و آنگه که دنیا را وداع گفتند، و خشکیدن و پرپر شدند، میدانی چقدر تنها و بی‌پناه و یتمی ... @elaassama

  • گاهی این آیه را تجربه کردی؟! حالم خوب نبود و رمقی برای بلند شدن نداشتم میان بیماری و سلامتی میان درد و درمان میان اشک و لبخند آسمان با تمام وسعتش قفسه و زمین انگار دیوارهای این محبس... روز کم کم به سوی غروب نزدیک شد و یک روز دیگر در تقویم زندگی من، مُرد.. خودم را به این و آن مشغول می‌کردم تا این روز هرچه زودتر تمام شود.. پس از عصر، نزدیک غروب آفتاب، گوشی ام را برداشتم و به محوطه‌ی خانه قدم زنان بیرون شدم روی تاب نشستم و شروع به خواندن اذکار شامگاهی کردم.. صدای کودکانی که در پس کوچه‌های این شهر، بازی می‌کردند و آن بابا بزرگ های که دست نوه هایشان را گرفتند و سیری در دنیایی بزرگسالی و کودکی دارند، انگار دنیا را فرا گرفته بود.. چشمانم به آسمانی که از لابلای شاخ و برگهاى تاک انگور چشمک می‌زد، زل زده بود.. چقدر دورم من! چقدر اینجا عمیق است! اذکارم را تمام کردم و بلند شدم تا دوباره خانه بروم.. سبحان الله! نشاط دوباره به من بازگشت و حس کردم آن طاقت گمشده ام را یافتم.. خانه آمدم و حس خوبی داشتم، خبری از حال قبلی ام نبود جز آنچه که اندک حس می‌کردم.. برگه‌ی گرفتم و همین‌قدر توانستم که بنویسم: "صَبورٌ وَلو لَم تَبقَ مِنّي بَقِيَّةٌ .. قَؤولٌ وَلَو أَنَّ السُيوفَ جَوابُ". جلو سنگر کوچک(مکتبه) ام بستم و دوباره خوابیدم... هر چه می‌کردم تا چشمانم را ببندم و بستم و صبح شد.. این ناخوشی انگار در قلبم جا خوش کرده و من با آن خوش نیستم.. صبح، شروع کردم به خواندن اذکار صبحگاه، و باز حس نشاط و شادابی و سرور سراسر قلبم را پوشاند و دنیا بار دیگر رنگ سیاه و سپیدش را زدود.. چقدر یاد او آرام‌بخش است و چقدر خوبست که اورا می‌شناسم... چقدر مهربانی و چقدر دوا... سبحان الله! لا قوة إلا بالله این دنیاست، در سیاه‌چاله‌ها گم می‌شویم، در شکمِ ماهی، در ژرفای چاه، در میان دریا. فراموش نکن که برای رهایی، او را به فریاد بخوانی. مبادا از یادت برود، که آنگاه گم می‌شوی و کم‌کم از خویش نیز نشانی نمی‌یابی. و فراموش نکن: ألا بذكر الله تطمئن القلوب... م.ع @elaassama

  • без подписи

  • دلم برای شنیدن صدای رعد و برق و بارون تنگ شده .. 🤍

  • گاهی از خود پرسیده ایم: هدف ما از آموختن چیست؟ بالخصوص آموختن قرآن، سنت و علوم شرعی! گاهی پرسیده ایم ما از این همه مطالعه و کتاب و انبار کتاب‌های مطالعه کرده ما، چه می‌خواهیم؟ ولی هیچ فایده‌ی ندارد تو بخوانی و بخوانی و بخوانی و باز هم همانی باشی که بودی... چون این می‌ماند شی آلوده به گِل را بارها و بارها داخل آب صاف فرو بری و باز چیزی از آلودگی آن، کم نشود..

  • عادت کردم تصامیمِ مهم زندگی ام را در مهم‌ترین ایام بگیرم...

  • پوشش و حیا يک دختر مسلمان، خود دعوت ایست در عمقِ پنهان‌بودن...

  • امشب خواب دیدم که کتابخانه رفتم البته کتاب‌های مربوط به حوزه شریعت و اسلام. دنبال کتابِ علوم القرآن می‌گردم.. کاش این کتاب اینجا هم در بیداری ما باشد.

  • خواندم: از دست دادن تقوا، تدریجی است... حکم هیاهوی آتش را داشت در سکوتِ سکوت جنگل...

  • - وإن غِبْتُمْ وغِبْنا سامحونا ‏وهذا القلبُ يسْكُنُهُ الوفاءُ ‏ونذكُركُمْ وأنتم تذْكُرونا ‏بِظَهْرِ الغيبِ يجمعُنا الدعاءُ.. أستودعكم الله الذي لا تضيع ودائعه :)

  • در گذشته، سنت را سنت گفته انجام می‌دادند و امروز سنت را سنت گفته ترک می‌کنند!

  • گفتند: زیست تا بمیرد مگر ما برای مردن زندگی می‌کنیم و یا برای زندگی؟ نه زندگی فانی این‌جا، که زندگی آن‌جا.. مرگ، ختم همه داستان آدمی‌زاد نیست، شاید داستان او برای خیلی‌ها پایان یابد ولی خود او، با دنیایی دیگرِ مواجه خواهد بود، مرگ، تمامی نیست..

  • 🔥🔥🔥 طلع لي هذا في الصفحة الرئيسية في فيسبوك.. قلت: حب الدنيا، والشعور بالحضور عند الناس، وجمع المال = يبلغ بهذا الصنف المدعي التدين والالتزام إلى غاية هدر الخصوصيات وراء الأبواب المغلقة. قديما كان الناس يحرصون على خصوصياتهم وراء الأبواب.. كان للنساء حياء…

  • 🔥🔥🔥 طلع لي هذا في الصفحة الرئيسية في فيسبوك.. قلت: حب الدنيا، والشعور بالحضور عند الناس، وجمع المال = يبلغ بهذا الصنف المدعي التدين والالتزام إلى غاية هدر الخصوصيات وراء الأبواب المغلقة. قديما كان الناس يحرصون على خصوصياتهم وراء الأبواب.. كان للنساء حياء…

  • 3 мая29из qnour123

    🔥🔥🔥 طلع لي هذا في الصفحة الرئيسية في فيسبوك.. قلت: حب الدنيا، والشعور بالحضور عند الناس، وجمع المال = يبلغ بهذا الصنف المدعي التدين والالتزام إلى غاية هدر الخصوصيات وراء الأبواب المغلقة. قديما كان الناس يحرصون على خصوصياتهم وراء الأبواب.. كان للنساء حياء لأن للرجال رجولة.. اليوم تحت شعارات تلاعب بها إبليس بهم، فقدت النساء الحياء لأن الرجال فقدوا الرجولة.. ومن هنا لم تعد هناك خصوصيات، بل صاروا (كلأ مباحا) أمام الناس... أمام المتابعين والمعجبين والمعلقين... وقديما كان الناس مَن أراد منهم أن يكون ممثلا أو ممثلة لابد له من الالتحاق بالمعاهد الخاصة بذلك إلى أن ينال شهادة التخرج، ثم قد يقضي وقتا طويلا إلى أن يجد مخرجا يقبل له بدور ما، ثم يقضي وقتا أطول إلى أن يصير مشهورا في عالم السينما والأفلام والمسلسلات والمسرحيات.... أما اليوم، فالكل صار ممثلا وبسرعة البرق.. يكفي أن يفتح قناة ليصير هو وزوجته ممثلين. إن الهدم الذي يمارسه الرجل المتدين المميّع، والمحجبة أو المنتقبة المميّعة = لا يقل عن الهدم الذي تمارسه العلمانية الإعلامية والصحفية... كلاهما هدم، اتحدت النتائج واختلفت الوسائل

  • همه‌ی زندگی شخصی شان را پای شبکه‌های اجتماعی ریختند.. آیا چیزی هم در زندگی شان مانده به اسم "حریم خصوصی"!؟ همسر و اولاد، از غذا خوردن داخل منزل تا خرید کردن و تفریح بیرون منزل و حتی اتاق خواب.. مطمئنم اگر همین‌طور ادامه بدهند روزی می‌رسد که از شخصی‌ترین حالت ممکن شان هم پرده برداری کنند.. شک نکن! شیطان در کمین است و کار او، گمراه کردن یک مرتبه‌ی نیست، او در گمراه سازی و بازیچه ساختن، خیلی صبور است و دست بالایی دارد.. آهسته و پیوسته... و اما هرازگاهی که شیطان به دنبال تو راه افتاد و شروع به وسوسه‌ی خیلی کوچکِ هم کرد، اگر تو همان بار اول سیلی محکمِ به صورت اش بنوازی، بار دیگر جرأت نخواهد کرد.. و مقاومت ات در برابر نفس ات هم افزایش می‌یابد.. ترا به رحمان می‌سپارم از این‌که از نخستین گام‌های کوچک و پیش‌پا افتاده‌ی آن دشمن سوگند خورده، تبعیت کنی.. ترا به او مهربان می‌سپارم از این‌که عزتت را با شهرت بدل کنی و غیرتت را به بهایی اندک و افزون، بفروشی...

  • ولی خیلی ناراحت میشم وقتی می‌بینم این بانوان مسلمان مان، خیلی به خود سخت گرفتند. ولی این اصلا خوب نیست که قبل از همسرش از خانه بیرون می‌شود و بعد از او می‌آید. ما معايير درست را با معايير اشتباه تبدیل کردیم..

  • زنی که از شوهرش اطاعت می‌کند و اوامر او را ـ آن‌گاه که با شریعت در تعارض نباشد ـ انجام می‌دهد و به او احترام می‌گذارد، ترسو و بیچاره نیست. و نیز مردی که با همسرش مهربان است، نیازهایش را تأمین می‌کند، به او توجه دارد و با او مشورت می‌کند، «زن‌ذلیل» نیست. و به یاد داشته باش: «إِذَا صَلَّتِ الْمَرْأَةُ خَمْسَهَا، وَصَامَتْ شَهْرَهَا، وَحَفِظَتْ فَرْجَهَا، وَأَطَاعَتْ زَوْجَهَا، قِيلَ لَهَا: ادْخُلِي الْجَنَّةَ مِنْ أَيِّ أَبْوَابِ الْجَنَّةِ شِئْتِ»¹ ترجمه: هرگاه زن نمازهای پنج‌گانه‌اش را بخواند، ماه (رمضان) را روزه بگیرد، پاکدامنی خود را حفظ کند و از شوهرش اطاعت نماید، به او گفته می‌شود: از هر دری از درهای بهشت که می‌خواهی وارد شو. «إِنَّكَ لَنْ تُنْفِقَ نَفَقَةً تَبْتَغِي بِهَا وَجْهَ اللَّهِ إِلَّا أُجِرْتَ بِهَا، حَتَّى مَا تَجْعَلُ فِي فِيِّ امْرَأَتِكَ»² ترجمه: تو هیچ مالی را در راه خدا خرج نمی‌کنی مگر اینکه برای آن پاداش داده می‌شوی، حتی آن لقمه‌ای که در دهان همسرت می‌گذاری. ¹مسند احمد ²صحیح بخاری صحیح مسلم #تصحیح_معاییر م. ع @elaassama

  • امشب خواب دیدم که کتابخانه رفتم البته کتاب‌های مربوط به حوزه شریعت و اسلام. دنبال کتابِ علوم القرآن می‌گردم.. کاش این کتاب اینجا هم در بیداری ما باشد.

  • می‌گفت: سال بر من نگذرد مگر اینکه مقداری از قرآن و حدیث حفظ کرده باشم و فهم کرده باشم و عمل کرده باشم.. و این منهج تو باید باشد، مسلمان!