خزعبلاتِ ذهنم؛
Статистика-الی، زاده طبیعت و امید. "ممنونم که رازداری" میشنومت :)🌱 http://t.me/HidenChat_Bot?start=5773693827
- Последний пост
- 12 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 2
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Музыка (по похожим)
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 17
- 1/48двое суток
- 19
- 1/72трое суток
- 21
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
وقتی غصه امونم رو میبرید، میخوابیدم. اونقدر که فراموشم بشه. الان اونقدر بزرگ و سنگینه، که حتی خوابم فرار کرده.
без подписи
без подписи
без подписи
«اگر من بخشی از افسانهی تو باشم تو روزی به من باز خواهی گشت.» _کیمیاگر
без подписи
بابا کاش من همیشه بچه بودم بغلم میکردی.
без подписи
نجات دهنده پاییزه، هوای سرده، لباسای قشنگ و جورابای رنگیه و نوشیدنی های گرمش.
تراژدیِ یک عشق، در مرگِ آن نیست؛ بلکه در این است که پس از آن، به آدمهایی تبدیل میشویم که دیگر هیچ شباهتی به خودِ واقعیمان ندارند.
حق با تو بود مامان، آدم به گلی که دوسش داره زیاد آب نمیده، خراب میشه. کسی هم که خودشو به خواب میزنه، هیچوقت بیدار نمیشه.
ساکت شدهام. واسهی همه چیز یه قطره ذوق مونده، هیچ شورِ زندگیای در من، برای من باقی نمانده. شبیهبه چایِ مانده شدهام، تلخ بو گرفته، نه رنگ دارد و نه مزه. شنونده و تماشاگرِ قهاری شده ام، زندگی خودم را نگاه میکنم، بی تفاوت از کنار همه چیز رد میشوم گویی که هیچوقت مهم نبودهاند. فکر میکنم که باید همهچیز را رها کنم و فقط بروم، دور شوم آنقدر دور که حتی خودم را از یاد ببرم، با اینکه صبرم ته کشیده دلتنگ میشوم، آدمِ رفتن نیستم حرف هایم میپوسند، دق میکنم برای تلاشهای بیزبانِ بیجوابم. سکوت، تنها راهگریز من برای اتمام تلاشهایم، بعد از فریاد های طولانیست.
آنکه در جستوجوی راهگریز است، جز آموختن فکر و ذکری ندارد، مدام شلاق به دست مراقب خود است و با بروز کمترین نافرمانی تنِ خود را زیر تازیانه میگیرد. -کافکا
_گزارشی به فرهنگستان، کافکا
آدمها اغلب خود را با آزادی فریب میدهند. همانطور که آزادی از والاترین احساس ها به شمار میآید، فریب حاصل از آنهم جزو والاترین فریبها است. _گزارشی به فرهنگستان، کافکا
Gozareshi be farhangestan.pdf
کتاب «گزارشی به فرهنگستان» به نویسندگی"فرانتس کافکا" داستانی نمادین و دگردیسی در شمایل میمون، شبیه به مسخ.
گروه محکومین، فرانتس کافکا
goruhe.mahkomin (1).pdf
آدما برمیگردن به جایی که دوست داشته شدن، وقتی که کسایی که دوست دارن رو از دست میدن، ولی حقیقت اینه که دوباره اگه کسیو پیدا کنن که بتونن دوسش داشته باشن، دوباره هم میرن.