آژور~🩵
Статистикаایجاد شده در پس تاریکی نیمه شب00:00در زمانی که آرزو ها خود را به ستاره های دنباله دار میرسانند؛برای تسکین درد ها و شادی های ناخواسته قلبی که خودش را گم کرد~ وروجک¬مارشی¬آلنور¬morey~
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 23
- Всего постов
- 26
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 13
- 1/48двое суток
- 14
- 1/72трое суток
- 16
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
࣪˖ ִֶָ𐀔 CHALLENGE ִֶָ𐀔 ˖࣪ این پیام رو+ این پست فوروارد کنین تا بر اساسش، یک حقیقت جالب و کمتر شنیده شده از یکی از دورههای باستانی تاریخ براتون بگم. 🕯️🏛️ چک کنید خط نخورده باشهೄྀ پرایوت شیر: @Whiteelf_bot @arrrttea🌿✨
без подписи
без подписи
چشم ها هم دروغ میگویند همچون لب ها دست ها لمس پر تراکمی دارند که هیچ گاه به مقصد نمیرسند دل در سینه میکوبد و هیچ عشقی به پایان نمیرسد مگر در خیال خوش خیالی مغز از سلامت زندگی نمی آید تنها حد بی نهایت و مرز بی تکلفی دارد پاها حرکت روانی دارند سرب ها به کف باطلاق این جسم میرسند روح آزادانه در فکر آرزوست و قفس سنگی تن فکر آزادی را میدرد باز من اینجا نشسته ام به فردای خویش فکر میکنم به دره های نرفته به فتح های نرسیده و باز گویا این روحک پر تلاطم مرا با خود میکشد به جایی که آرزوست باز این بدن در تلاش برای مرگ است اما مرگ فقط همین یک معنیست؟ مرگ سکونیست که اکنون دارد مرگ قلبیست که جنون دارد مرگ ذهنییتی برفک دار است مرگ لحظه ی حال و غبار حسرت فرداست بدون اینکه شروع شود خواهد مرد ~~~~ چرندیات ذهن من~
ماکارانی ان تاپ
ما نودلمون رو میخوریم~
اینکه ممکنه همین الان هم از سمت چین هم از سمت ایتالیا دوتا ناوگان پر از بمب بیان سمت ایران
اینکه ممکنه همین الان هم از سمت چین هم از سمت ایتالیا دوتا ناوگان پر از بمب بیان سمت ایران
без подписи
без подписи
без подписи
ولی اینکه میشه با نودل هرکاری دوست داری بکنی>>>>>
без подписи
عاشق صدای خفاش های نزدیک پنجره امونم که با آواز غورباقه ها مخلوط میشه~
без подписи
بوسه های باران~
به خارج از این دنیای نیلی گون خیره میشم. ارواح نور ها در اطراف سروده های باد میان موج موهای درختان میرقصند و فضای وهم آور زیبایی به وجود می آورند. قلب من مشتاق زیستن است. این فعل درست است؟ آیا بایستی گذشته را به کار ببرم؟ وجودم مشتاق زیستن بود؟ امید سلاحی خطرناک میان طوفان است. زنده نگه داشتن این تن زخمی مسئله ی امروز است. به فردا نگریستی؟ روحت تو را به خواسته هایت خواهد رسانید اما آیا قلبت ادامه دادن را مشتاق است؟ سرعت این گذر چه زیبا دلهره آور است. میگذرد و میگذرد و میگذرد. همه چیز میگذرد و خواسته های جدید پیشی میگیرند از میان ارواح گذشته با این وجود در این زمین خاکی پایی برای رفتن هست یا نای ایستادن هم نیست؟ سکوت افکار تهوع آور است. چون سرخی ابرها بر دل نیلی شب جوان. چون خونریزی زخمی که میدانی به یادگار میماند. میدانی این زخم بر پوستت چون رعد خودنمایی میکند. آیا این تن دوباره مشتاق ادامه خواهد بود؟ ~~~~ زهر های ذهن من~
без подписи
ᴄʜᴀʟʟᴇɴɢᴇ˚˖𓍢ִ໋🍃 این پیام رو+ این پست فوروارد کنین تا بهتون یک نقلقول از یک هنرمند معروف بدم چک کنید خط نخورده باشهೄྀ پرایوت شیر: @Whiteelf_bot @arrrttea🌿✨
for you darling:https://t.me/elina_adel Frida Kahlo “I paint flowers so they will not die.” من گلها را نقاشی میکنم تا نمیرند. @arrrttea 🌿✨