tgindex
شعرامام زمان

شعرامام زمان

Статистика
@emamezamane313персидский

emamzaman

Последний пост
2 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
21
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
187
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
259
21 постов
Вовлечённость
138,5%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 21
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
39
1/48двое суток
44
1/72трое суток
48

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • #اربعین_حسینی #امام_زمان_عج #جامانده چه شد عزیز دلم بینمان فراق افتاد ... و آن چه را که نمی باید اتفاق افتاد ... چقدرغنچه نرگس که یک به یک پژمرد چقدر میخـک و مـریم ، کـف اتاق افتاد نیامدی و رسید "اربــعین" و جا ماندم دلم هـوای تو کرد و دوباره طاق افتاد میان مـا و نجـف ، راه سبـز ِ مشـّایه پیاده رفتن ِ تا ، "کــربلا" فراق افتاد شب زیارتـی ِ جـدّتان ، هـمین هـفته اگـر گـذار شمــا ، در ره عــراق افتـاد ... تورا به عّمه سه ساله ، که از پدر جا ماند تورا به صورت ماهش که در محاق افتاد همین که اذن دخول از لب تو جاری شد همینکه چشم قشنگت بر آن رواق افتاد... بخوان "زیـارت عـشق" و سلام ما برسان بگو که این دل عاشـق به اشتیـاق افتاد روح الله قناعتیان @rozeh_1

  • #مناجات_با_خدا #امام_حسین دور از مسیرِ قُربِ تو دل گر تباه شد خواندم تو را به گریه و اشکم گواه شد خیری نداشت دوری از تو برای من روزِ من از فراق ِ تو شـامِ سیاه شد حسرتْ نصیبم از اثرِ کرده های خویش حیف از مجالِ عُمـر که خرجِ گناه شد زورم نمی رسید بگیرم عنانِ نَفْس دلْ با نسیم ماهِ خدا رو براه شد پیش ِ تو کوهِ معصیت آورده ام ولی با یک نگاهِ لطف تو تبدیلِ کاه شد ** آه از دمی که حضرت سلطان اولیاء ذبحِ عظـیمِ واقعـه در قتلگاه شد آتش به جانِ گیسوی طفلان رسید تا... خورشیدِ نیزه ها خیَمَش بی پناه شد «وَفَدَيْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ»؛ «به عوض او، ذبح عظيمی را پذيرفتيم». سوره صافات، آیه 107 وحید دکامین @rozeh_1

  • مناجات با امام زمان (عج) و گریزی به مصائب امام حسن مجتبی (ع) گرچه هستم پست و بی مقدار تحویلم بگیر خواهشی دارم بیا این بار تحویلم بگیر اهل دنیا که مرا بد جور دور انداختند من زمین خوردم، خودت ای یار تحویلم بگیر یوسف مصری و من هم دست خالی آمدم آمدم اما سر بازار، تحویلم بگیر به همه گفتم که من هم نوکرت هستم، نکن نسبتم را با خودت انکار، تحویلم بگیر کم که یادت می کنم تو بیشتر یادم بکن باز هم منت سرم بگذار، تحویلم بگیر آبروی نوکرت را حفظ کن ای با وفا پیش مردم دست کم یک بار تحویلم بگیر از تو خیر دائم و از ما به تو شر می رسد گرچه دائم دادمت آزار، تحویلم بگیر جان آقایی که برد از کوچه تا خانه خودش مادرش را با دو چشم تار... تحویلم بگیر وحید محمدی ۲۳ مهر ۹۹ @beithayesookhte #امام_زمان #امام_حسن #امام_مجتبی

  • جگرم سوخت دلم سوخت پرم سوخت بیا باغ و بستان و تمام ثمرم سوخت بیا آتش هجر زبانه زد و خاکستر کرد باغبانا همه ی برگ و برم سوخت بیا آه انگار همان آتش هجران تو بود آه از این آه تمام جگرم سوخت بیا خشک شد چشمم و آتش چه کند با خشکی؟؟؟ شعله بالا زد و پا تا به سرم سوخت بیا عمر من شمع سحر بود و شب هجر دراز طی نشد این شب و شمع سحرم سوخت بیا گفتم از گریه لبی تر کنم اما افسوس بیشتر شد عطشم پلک ترم سوخت بیا داغ تر از خبر آمدنت نیست خبر گرچه از هُرم حضورت ، خبرم سوخت ، بیا قبل از آن روز اگر مُردم و رفتم در خاک شاهدم باش کدامین شررم سوخت ، بیا #شعر_مناجات_امام_زمان_عح #محمد_علی_بقایی @hadithashk

  • #امام_زمان_مناجات بازآ كه بى تو خسته دلان را قرار نيست يك روزِ خوش به كام دل روزگار نيست در چار فصل باغ، خزان موج مى‌ زند يعنى بيا كه تا تو نيايى بهار نيست يوسف جمال مصر ولايت ظهور كن جانسوزتر ز تاب و تب انتظار نيست همپاى اشك ، نام تو را داد مى‌ زنم باور كن اين نواى دل است و شعار نيست سخت است سخت اينكه بگويم حقيقتى مولا ،  كسى به ياد تو در اين ديار نيست ! تقديم خاك پاى تو دار و ندار من هر چند لايق تو براى نثار نيست سوز فراق ، مى‌ كشد آخر "کمیل" را هرگز كسى به داغ دل من دچار نيست #کمیل_کاشانی

  • #امام_زمان_مناجات طی شود این شب دیجور، اگر بر گردی عالمی پر شود از نور، اگر بر گردی  همه گویندکه نزدیک بود صبح ظهور غم شود از دل ما دور، اگر برگردی جمعه ای باز رسید و خبری از تو نشد چه شود ای گل مستور، اگر برگردی دل ز هجران جمالت همه دم غمگین است شاد گردد دل مهجور ،اگر برگردی بی تو دنیاست چو ویرانه ای و می گردد همه هستی زتو مسرور اگربرگردی باتو ایمان و وفا، عدل و امان می آید به سر آید ستم و  زور اگر برگردی بهتر از طور ،شود عالم هستی روشن همچو موسی به سوی طور، اگر برگردی تومسیحا نفسی و به همه مرده دلان می دمی نفخه ای از صور ،اگر برگردی نغمه ی نصرمن الله، شود عالم گیر با چنین رایت منصور، اگر برگردی قبر پنهان شده ی فاطمه پیدا گردد سوی آن تربت مستور، اگر برگردی ای سلیمان، همه شب گفت «وفایی»چه شود به تمنای دل مور ،اگر برگردی #سیدهاشم_وفایی

  • #امام_زمان_عج_مناجات_فاطمی بیا تا کی نهادی سر به صحرا، یا اباصالح بتاب ای آفتاب عالم آرا، یا اباصالح صدای غربت مولا ز چاه کوفه می‌آید علی تنهاست ای تنهای تنها، یا اباصالح بیا ای وارث حیدر که زخم پهلوی زهرا به شمشیر تو می‌گردد مداوا، یا اباصالح چرا مخفی‌ست قبر فاطمه در شهر پیغمبر بیا و پرده از این راز بگشا، یا اباصالح در و دیوار بیت وحی گوید با تو پیوسته که اینجا مادرت افتاد از پا، یا اباصالح بیا از قنفذ کافر غلاف تیغ را بستان که جایش مانده بر بازوی زهرا، يا اباصالح میان دشمنان نقش زمین شد مادرت زهرا بگو آن دم چه حالی داشت مولا، یا اباصالح ✍ #غلامرضا_سازگار

  • #امام_زمان_عج_مناجات_فاطمی بِنَفسي أنتَ أمنِیّةُ شائِقٍ یَتَمَنّیٰ مِن مُؤمِنٍ وَ مُؤمِنَةٍ ذَکَرا فَحَنّا میان بستر افتاده دلم، درگیر بیماری‌ست بیا یک شب به بالینم، بیا، وقت پرستاری‌ست تَب تُندِ فراق تو مرا از پا در آورده اگر روزی نمیرم از غم تو، سهل‌اِنگاری‌ست از این صحرا به آن صحرا به دنبال تو می‌گردیم من و بادِ بیابان، کارمان همزادپِنداری‌ست پَرِ آسیب دیده وصل را هرگز نمی‌بیند کدامین زخم مثل زخمِ هجران، این‌‌همه کاری‌ست؟! صدای هق‌هقِ من دادِ شهری را درآورده ببین! این روزها زاری برایَت مَردُم‌آزاری‌ست خلاصه اینکه از دوری تو راحت نمی‌خوابم همیشه شُغلِ دل‌مشغول‌ها تا صبح بیداری‌ست منِ آزرده‌خاطر در پیِ آرامشی محضم دل سرخورده‌یِ عُشّاق تو، محتاج دلداری‌ست به این بی آبرو تنها تو بودی آبرو دادی تو می‌دانی که این رُسوا، پشیمان از گنهکاری‌ست نبودی! چاره‌ی بیچاره‌ها‌یی مثل من باشی به این و آن اگر رو می‌زنم، از روی ناچاری‌ست هزاران بار گفتم: دوستت دارم! قبولم کن به جان مادرت دیگر نگو این حرف، تکراری‌ست زمان گیر افتادن، به دادم می‌رسد حیدر علی؛ وردِ لب درمانده‌ها وقت گرفتاری‌ست قسم بر غربت این روزهای مرتضی، برگرد... بیا که دردِ شیعه مثل مولا دردِ بی‌یار‌ی‌ست چه داغی بر دل حیدر نهاده میخِ داغِ در در و دیوار خانه با علی گرم عزاداری‌ست :: تمام هستی حیدر در آتش سوخت، بد هم سوخت! از آتش یاس را بیرون کشیدن کار دشواری‌ست ✍ #بردیا_محمدی

  • #امام_زمان_عج #حضرت_زهرا راندن درماندگان اصلا نمی آید به تو جز عطا، ای آسمان اصلا نمی آید به تو دلشکسته آمدم سویت، پناه آورده ام دل شکستن بی گمان اصلا نمی آید به تو من سرم خورده به سنگ و ناتوان برگشته ام قهر با این ناتوان اصلا نمی آید به تو حق من این است رسوایم کنی با این وجود حضرت صاحب زمان اصلا نمی آید به تو... ما عزاداران زهراییم، پس با این حساب بستن در رویمان اصلا نمی آید به تو دید، حیدر همسرش را مو پریشان، ناله زد: ای بهار من، خزان اصلا نمی آید به تو تو ستون لشکر مرد غریب یثربی فاطمه، قدِ کمان اصلا نمی آید به تو ** "دید زینب چوب را روی لبان یار گفت: ای برادر خیزران اصلا نمی آید به تو" محمدجواد شیرازی @marsiyeeh

  • #امام_زمان_عج #حضرت_زهرا هر وقت دل بهانه ی یاد تو را گرفت شادی از آن بلند شد و غصه جا گرفت ابریست آسمان دل بیقرار تو بیخود نبود اگر که دوباره هوا گرفت گفتم شبی شبیه تو گریه کنم ولی چشمم ز اشک خشک شد آقا صدا گرفت تو سوختی که سینه ام آتش گرفت و سوخت تو روضه خوان شدی اگر این روضه پا گرفت امروز هم بیا و بگو وای مادرم آخر مریض خانه ی مولا شفا گرفت راحت شدند اهل مدینه ز رفتنش این خانه ی علیست که دیگر عزا گرفت در آخرین وصیت زهرا دل علی از روضۀ حسین و غم کربلا گرفت محمدعلي بياباني @marsiyeeh

  • #امام_زمان_عج #حضرت_زهرا ما آمدیم امشب كه حیران تو باشیم آشفته ی حال پریشان تو باشیم تقصیر هجران است، تقصیر فراق است امروز اگر پاره گریبان تو باشیم مثل كویر تشنه می مانیم و باید روزی خور الطاف باران تو باشیم از دردهای ما طبیبان نا امیدند انگار باید تحت درمان تو باشیم شكر خدا این روزها توفیق داریم هم ناله ی چشمان گریان تو باشیم شاید خدا قسمت كند یك فاطمیه اندازه ی یك روضه مهمان تو باشیم صاحب عزای فاطمیه باید امشب گریه كن شام غریبان تو باشیم محمد بیابانی @marsiyeeh

  • #امام_زمان_عج #حضرت_زهرا پس مزن یار مسیحا دل بیمار مرا آنقدر گریه کنم تا بخری بار مرا قدر یک عمر فقط گریه بدهکارم من کرمی کن بپذیر عمرِ بدهکار مرا پهن کردم سر راه تو بساطی دل شب تا که رونق دهد احسان تو بازار مرا پرده پوشی تو پایم به حرم وا کرده به کناری نزدی پردۀ اسرار مرا گردنی کج سر پایین به پناه آمده ام شود آیا سر و سامان بدهی کار مرا آمدم تا که بگویم به خودم بد کردم تا که اسباب شفاعت کنی اقرار مرا حال مهمان شده ای... وقت پذیرایی ماست بشنو این روضۀ بین در و دیوار مرا مادرت پشت در افتاد و صدا زد پسرم با تن سوخته جان داد و صدا زد پسرم @marsiyeeh

  • در ته چاه نفسم افتادم نرسیده کسی بفریادم سوختم زیر آفتاب کویر تشنه ام، گرچه غرق ایرادم گم شدم، جادهء وصالت کو مطمئنم نبردی از یادم شبی از نو، بزن خرابم کن من فقط با غم تو آبادم دست من را بگیر، محتاجم به خدا زیر تیغ صیادم یا اَبَانا بکش در آغوشم من گذشتم ز خیر اولادم هر زمانی گره به کارم خورد لطف تو آمده به امدادم کمکم کن ترا بجان علی از گرفتاریم کن آزادم با دعایی که فاطمه کرده باز هم دل به پرچمت دادم تو به مادر سفارشم بکنی... پسرش میکند قلمدادم مادرت پشت در به حیدر گفت؛ خم شدم پای شاخ شمشادم مُهر نیلی ز مِهر تو خوردم صورتم سوخت، این هم اسنادم... کربلا میخ نه! سه شعبهء داغ میخورد بر گلوی نوزادم بین آتش حرم که می سوزد پی خلخالِ پای افرادم زیر گرمای آفتاب کویر باز من در کنار اجسادم #شعر_مناجات_امام_زمان_عج #فاطمیه #رضا_دین_پرور @hadithashk

  • |⇦•دلداده تنها لذتش... #مناجات و توسل به آقا صاحب الزمان روحی له الفدا اجرا شده به نفسِ استاد حاج منصور ارضی •✾• ●━━━━━━─────── ⇆ㅤ       ◁ㅤㅤ❚❚ㅤㅤ▷ㅤㅤ  ↻ دلداده تنها لذتش دیدار یاراست وابستگی به لذت دنیا ندارد می سوزم و می سازم و عمری با فراقت پروانه جز آتش که جایی را ندارد هر فصلی از عمرم زمستان است بی تو دنیای بی تو واقعاً گرما ندارد ما را به عنوان غلامت می شناسند بی تو کسی کاری به کار ما ندارد ای خوش بحال آنکه مثل مهزیارت جز دیدن تو در سرش رویا ندارد از دیدنت محروم می ماند یقیناُ چشمی که رنگ و بویی از تقوا ندارد وقتی که جای بهتر از ما خیمه ی توست دیگر برای روسیاهان جا ندارد تا زنده ام می بینمت یا نه بگو که این نوکرت توفیق دارد یا ندارد گرچه بدم اما تو را میخواهم آقا مجنون تمنایی به جز لیلا ندارد خوشبخت آنکه انتخابش کرده ای تو سعد من والاکم و هلک من عاداکم خوشبخت آنکه انتخابش کرده ای تو بدبخت آنکه این لیاقت را ندارد هر جای هیات که نشستم فیض بردم پایین و بالا مجلسِ آقا ندارد

  • هر شب ز دلِ خسته، نگاهی به تو دارم در سجده ز جان، شوقِ پناهی به تو دارم چشمانِ ترم منتظرِ آمدنِ توست یک لحظه فقط، حسِ نگاهی به تو دارم در خواب، اگر دستِ تو در دست بگیرم بیدار نگردم، که نگاهی به تو دارم بگذار بمیرم به همان خوابِ خوشی که در آن تو بمانی، من و راهی به تو دارم #شعر_مناجات_امام_زمان_عج #مهدی_باوی @hadithashk

  • درد فراق دردِسرش فرق می کند چشم انتظار چشم ترش فرق می کند هجران کشیده جای نفس آه می کشد داغی که هست بر جگرش فرق می کند یوسف عزیزتر شد و یعقوب پیرتر از یار بی خبر ، خبرش فرق می کند از اِبنِ مهزیار که شد دربه‌در بپرس این راه توشه سفرش فرق می کند بالِ هوس ببند که غیر از وبال نیست پرواز عشق بال و پرش فرق می کند ما هرچه غافلیم از او او به فکر ماست مولا به بندگان نظرش فرق می کند پیغام داده منتظران (اَکثِروالدُّعا) هر کار خیر بیشترش فرق می کند باهم دعا کنیم برای ظهور او باهم دعا کنیم اثرش فرق می کند روزی طلوع می کند از مغرب آفتاب روز ظهور او سحرش فرق می کند (قد قامَتِ الصَّلاةِ) همه روبه کربلاست اصلا نماز پشت سرش فرق می کند دستی پی نوازش و دستی به انتقام این ذوالفقار هردو سرش فرق می کند از قبر در می آورد آن دو خلیفه را در این محاکمه نظرش فرق می کند این بار سهمِ (لات و هُبَل) آتش است و دود این بار بت شکن تبرش فرق می کند یا فاطمه بیا تو دعای فرج بخوان مادر دعا کند اثرش فرق می کند #شعر_مناجات_امام_زمان_عج @heyyateemamsajjadahar

  • کسی دلدار و یارت نیست... اینجـا دلی هم بی‌قــرارت نیست... اینجــا غروب #جمعــــه شد، برگرد...انگار کسی چشم انتظارت نیست اینجـا #شعر_مناجات_امام_زمان_عج #سیـــــد_مجتبی_شجـــــــــاع #اللهم_عجل_لولیک_الفـــــــرج

  • بی تو همرنگ خزانیم خودت را برسان مرده ایم و پی جانیم خودت را برسان مرگ آخر همه‌را پیش خودش خواهد برد تا زمانی که جوانیم خودت را برسان دور باطل زدن ما همه از دوری توست خسته از این دورانیم خودت را برسان با همین آبرویی هم که نداریم همه در صف منتظرانیم خودت را برسان صبح تا شب عوض اینکه به‌یادت باشیم فکر یک لقمه‌ی نانیم خودت را برسان یک نفر هم که نداریم که با واسطه اش به حضورت برسانیم خودت را برسان ارزش ما همه از توست؛ وگرنه بی تو به خدا مفت ، گرانیم خودت را برسان #شعر_مناجات_امام_زمان_عج #عرفه #محمدحسن_بیات‌لو

  • میون خیمه هرشب روضه داره نداره خوابُ برلب روضه داره اگه چشمای مهدی غرق خونه به یاد عمه زینب روضه داره #شعر_مناجات_امام_زمان_عج #سید_سجاد_حسینی @hadithashk

  • کارم شده زِ دوری تو سوختن، بیا بر این دل شکسته ام آتش مزن، بیا یعقوب هم به گریه ی من گریه می کند کنعان به گِل نشست، عزیز وطن بیا اشک و دلِ کباب و پریشانیِ سحر تا سَرکشی کنی تو از این انجمن بیا فَوّاره های ناله ی من تا به عرش رفت دل را بس است این همه رسوا شدن، بیا اهل کسا به آمدنت وعده داده اند اِکسیر جان، عُصاره ی هر پنج تن بیا اَلغُوث و اَلعَجَل نمی اُفتد دگر ز لب ای آرزوی قلبیِ هر مرد و زن بیا سوزن بزن به چاک خطای گذشته ام تا که ندوختند بر این تن کفن، بیا صدها اویس تو به قرن کشته می شوند بهر نجات ما و خصوصاً یمن بیا چشمم پُر است، منتظر یک تَلنگُر است با حرف های مانده از آن پیرُهن بیا دل شد حریم روضه ی عطشان کربلا در صحن این حُسینیّه، یَابنَ الحَسَن بیا #شعر_مناجات_امام_زمان_عج