tgindex
کنکور ارشد موسیقی

کنکور ارشد موسیقی

Статистика

ارتباط با ادمین برای رزرو کلاس‌‌های کنکور مبانی اتنوموزیکولوژی، تحلیل ردیف، سازشناسی و غیره، و انجام پروژه‌ (مقاله، پروپوزال و غیره) در حوزه‌ی رشته‌ی موسیقی: @Musiclassmaster

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
6
Всего постов
49
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Образование (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 514
0 за 1 дн.
Сутки
 
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
416
40 постов
Вовлечённость
27,5%
к подписчикам
Постов в день
0,9
всего 49
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
94
1/48двое суток
107
1/72трое суток
116

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • без подписи

  • کتاب «موسیقی و خلسه؛ طرحی برای نظریه‌ای عمومی درباره روابط موسیقی و تسخیر» اثر ژیلبر روژه از آثار مهم و کلاسیک اتنوموزیکولوژی است که نخستین‌بار در سال ۱۹۸۰ منتشر شد. روژه در این اثر رابطه میان موسیقی، خلسه، شمنیسم، تسخیر ارواح، آیین و تجربه‌های مذهبی را در فرهنگ‌های مختلف بررسی می‌کند. اهمیت اصلی کتاب در این است که روژه با نگاه ساده‌انگارانه‌ای که خلسه را نتیجه مستقیم ویژگی‌های فیزیکی موسیقی، مانند ریتم یا شدت صدا، می‌داند، فاصله می‌گیرد. از نظر او موسیقی در خلأ عمل نمی‌کند؛ بلکه درون یک نظام فرهنگی، آیینی و اجتماعی معنا پیدا می‌کند و از طریق همین زمینه است که می‌تواند در ایجاد، هدایت یا آرام‌کردن حالت خلسه نقش داشته باشد. روژه در بخش‌های مختلف کتاب، نمونه‌هایی از شمنیسم، آیین‌های تسخیر، خلسه‌های جمعی، مناسک مذهبی و سنت‌های صوفیانه را بررسی می‌کند و تلاش دارد میان انواع مختلف خلسه و نقش‌های متفاوت موسیقی در هر یک تمایز بگذارد. کتاب پرسشی عمیق‌تر را دنبال می‌کند: چگونه موسیقی در یک نظام فرهنگی، تجربه‌ای چون خلسه را شکل می‌دهد و اجتماعی می‌کند؟ @ethnomusictest

  • #اتنوموزیکولوژی موسیقی پاکستان از نظر تاریخی در ادامه سنت گسترده موسیقی شبه‌قاره هند شکل گرفته است و به همین دلیل، موسیقی کلاسیک آن با سنت موسیقی هندوستانی پیوند عمیقی دارد. مفاهیمی مانند راگا و تالا در موسیقی کلاسیک پاکستان اهمیت زیادی دارند و سازهایی مانند سیتار، تبلا، سارنگی، رباب و هارمونیوم در گونه‌های مختلف موسیقی این کشور مورد استفاده قرار می‌گیرند. یکی از مهم‌ترین گونه‌های موسیقی پاکستان، قوالی است که ریشه در سنت‌های صوفیانه شبه‌قاره دارد. قوالی معمولاً به صورت گروهی اجرا می‌شود و هارمونیوم، تبلا و دهلک از سازهای رایج در آن هستند. تکرار عبارت‌های موسیقایی و شعری، دست‌زدن گروهی، ساختار آواز و جواب میان خوانندگان و افزایش تدریجی شور و هیجان از ویژگی‌های مهم این گونه است. در کنار موسیقی کلاسیک و قوالی، پاکستان دارای سنت‌های متنوع موسیقی قومی است. مناطق پنجاب، سند، بلوچستان و خیبر پختونخوا هرکدام سنت‌های موسیقایی، زبان‌ها، سازها و شیوه‌های اجرایی خاص خود را دارند. بنابراین موسیقی پاکستان را نمی‌توان یک سنت یکپارچه دانست؛ بلکه باید آن را مجموعه‌ای از سنت‌های منطقه‌ای، مذهبی و هنری متنوع در نظر گرفت. @ethnomusictest

  • مقاله‌ی "تحلیل بخش‌های ریتمیک" از باس کورنلیسن، به بررسی ساختارهای ریتمیک و ارائه روش‌هایی برای تحلیل، نمایش و اندازه‌گیری ویژگی‌های ریتم در موسیقی می‌پردازد. نویسنده با استفاده از رویکردهای محاسباتی، مفاهیمی مانند الگوهای ریتمیک، نسبت‌های زمانی و ناهم‌زمانی ریتم را بررسی کرده و چارچوبی برای مطالعه دقیق‌تر ریتم ارائه می‌دهد. @ethnomusictest

  • без подписи

  • #مبانی_موسیقی_غربی مدولاسیون متریک (Metric Modulation) یکی از تکنیک‌های پیشرفته در سازمان‌دهی ریتم و زمان در موسیقی غربی است که در آن رابطه میان ارزش‌های زمانی تغییر می‌کند و در نتیجه، ادراک و سازمان متریک موسیقی به وضعیت جدیدی منتقل می‌شود. در این شیوه، معمولاً یکی از ارزش‌های زمانی موجود در ساختار قبلی به‌عنوان مبنای واحد زمانی جدید در نظر گرفته می‌شود و از طریق همین رابطه، تمپوی جدید به‌صورت دقیق و محاسبه‌پذیر شکل می‌گیرد. بنابراین مدولاسیون متریک با تغییر سادهٔ تمپو تفاوت دارد؛ در تغییر تمپو، آهنگساز سرعت جدید را مستقیماً تعیین می‌کند، اما در مدولاسیون متریک، سرعت جدید از رابطه‌ای که میان ارزش‌های زمانی ایجاد شده به دست می‌آید. همچنین نباید مدولاسیون متریک را صرفاً با تغییر میزان‌نما یکی دانست، زیرا تغییر میزان‌نما به‌تنهایی الزاماً موجب تغییر سازمان زمانی یا تمپوی موسیقی نمی‌شود. این تکنیک در موسیقی قرن بیستم اهمیت ویژه‌ای پیدا کرد و آهنگسازانی مانند الیوت کارتر از آن برای ایجاد تغییرات پیچیده و دقیق در ساختار ریتمیک و متریک استفاده کردند. بنابراین در Metric Modulation، عنصر اصلی «رابطهٔ زمانی میان ارزش‌های نت» است، نه صرفاً تغییر تمپو یا میزان‌نما. @ethnomusictest

  • без подписи

  • @ethnomusictest

  • #منابع_کنکور_ارشد #اتنوموزیکولوژی کتاب Indian Music نوشتهٔ Atiya Begum Fyzee Rahamin یکی از منابع کلاسیک و شناخته‌شده در زمینهٔ موسیقی هند به شمار می‌رود. این اثر نخستین بار در سال ۱۹۱۴ با عنوان Indian Music منتشر شد و بعدها، در سال ۱۹۲۵، با عنوان The Music of India بار دیگر به چاپ رسید. نویسنده در این کتاب کوشیده است تصویری جامع از تاریخ، نظریه و شیوه‌های اجرایی موسیقی هند ارائه دهد. او ضمن بررسی خاستگاه‌های کهن این سنت موسیقایی، به نقش متون مقدس، تأثیر فرهنگ اسلامی و ایرانی، شکل‌گیری مکاتب گوناگون و تحول موسیقی هندوستانی و کارناتیک نیز می‌پردازد. از مهم‌ترین مباحث مطرح‌شده در این کتاب می‌توان به معرفی مفهوم راگا، نظام تالا، فواصل موسیقایی، سازهای رایج، جایگاه بداهه‌نوازی و همچنین زندگی و آثار موسیقی‌دانان برجسته‌ اشاره کرد. افزون بر این، نویسنده نمونه‌هایی از راگاهای مشهور و تصاویر مربوط به آن‌ها را نیز در کتاب آورده است. این کتاب، اگرچه بر اساس پژوهش‌های آغازین قرن بیستم نوشته شده است، همچنان یکی از آثار مهم برای آشنایی مقدماتی با ساختار موسیقی کلاسیک هند به شمار می‌آید و به همین دلیل در بسیاری از دوره‌های مطالعات موسیقی ملل و اتنوموزیکولوژی مورد توجه قرار می‌گیرد. @ethnomusictest

  • #اتنوموزیکولوژی موسیقی هندوستانی (Hindustani Music) یکی از دو سنت اصلی موسیقی کلاسیک هند است که در نواحی شمالی این کشور رواج دارد و در طول قرن‌ها، تحت تأثیر فرهنگ‌های گوناگون، به‌ویژه فرهنگ ایرانی، عربی و آسیای مرکزی، تکامل یافته است. این سنت موسیقایی بر دو مفهوم بنیادینِ «راگا» (الگوهای ملُدیک) و «تالا» (الگوهای ریتمیک) استوار است و در آن، بداهه‌نوازی جایگاهی بسیار شاخص دارد. استفاده از ریزپرده‌ها، تحریرهای پیچیده، تأکید بر جنبه‌های معنوی و آیینی موسیقی، انتقال دانش از طریق رابطهٔ استاد و شاگرد و همچنین بهره‌گیری از سازهایی مانند سیتار، سارود، سارَنگی، طبلا، بانسوری و تنپورا از مهم‌ترین ویژگی‌های این سنت به شمار می‌آیند. قالب‌هایی مانند دِرُپاد، خیال و تومری نیز از مهم‌ترین گونه‌های اجرایی موسیقی هندوستانی محسوب می‌شوند. کاتاکالی (Kathakali) نیز یکی از مشهورترین سنت‌های نمایشی هند است که از قرن هفدهم میلادی در ایالت کرالا شکل گرفته و ترکیبی از موسیقی، نمایش، رقص و آیین‌های مذهبی به شمار می‌رود. در این شیوهٔ نمایشی، بازیگران با استفاده از حرکات نمادین دست (مودراها)، حرکات دقیق چشم‌ها، حالت‌های اغراق‌آمیز چهره و لباس‌ها و آرایش‌های خاص، داستان‌های حماسی هند را روایت می‌کنند. موسیقی کاتاکالی عمدتاً بر آواز و سازهای کوبه‌ای استوار است و از ریتم‌های پیچیده و متنوع بهره می‌برد. سازهایی مانند چِندا، مادالام، ایلَتالام و چِنگیلا در اجرای این نمایش نقش مهمی دارند. کاتاکالی را می‌توان نمونه‌ای برجسته از پیوند میان موسیقی، تئاتر، اسطوره و آیین در فرهنگ هند دانست. @ethnomusictest

  • без подписи

  • #اتنوموزیکولوژی تئاتر «نو» (Noh) یکی از کهن‌ترین گونه‌های نمایش در جهان و از مهم‌ترین جلوه‌های هنر سنتی ژاپن است که قدمت آن به قرن چهاردهم میلادی بازمی‌گردد. این هنر، تلفیقی از موسیقی، آواز، رقص، شعر و نمایش است و به همین دلیل جایگاهی ویژه در مطالعات اتنوموزیکولوژی دارد. پژوهشگران تئاتر نو را نمونه‌ای برجسته از پیوند میان موسیقی، آیین، مذهب و ساختارهای اجتماعی می‌دانند. خاستگاه تئاتر نو را می‌توان در آیین‌های شینتو و بودایی و همچنین در گونه‌های نمایشی قدیمی‌تری مانند سانگاکو (Sangaku) و دِنگاکو (Dengaku) جست‌وجو کرد. این شیوهٔ نمایشی در دورهٔ موروماچی (Muromachi) به اوج شکوفایی خود رسید و به‌تدریج به بخشی جدایی‌ناپذیر از فرهنگ ژاپنی تبدیل شد. از دیدگاه موسیقی‌شناختی، تئاتر نو دارای ویژگی‌های زیر است: • استفاده از الگوهای ریتمیک ثابت و تکرارشونده؛ • حضور گروه هم‌سرایان (Jiutai) برای روایت بخش‌هایی از داستان؛ • استفاده از رنگ صوتی ویژه و شیوه‌های آوازی خاص؛ • تأکید بر سکوت، مکث و زمان‌بندی دقیق اجرا؛ • پیوند نزدیک میان حرکت‌های نمایشی و ساختار موسیقایی. مجموعهٔ سازهای مورد استفاده در تئاتر نو «هایاشی» (Hayashi) نامیده می‌شود و معمولاً شامل سازهای فلوت نو (Nohkan)؛ طبل شانه‌ای (Kotsuzumi)؛ طبل لگنی (Ōtsuzumi)؛ و طبل بزرگ (Taiko) است. در این شیوهٔ نمایشی، بازیگران اغلب از نقاب‌های چوبی استفاده می‌کنند. این نقاب‌ها نماد شخصیت‌های مختلف، از جمله زنان، پیرمردان، جنگجویان، ارواح، خدایان و شیاطین هستند. برخلاف تئاتر غربی، هدف اصلی در تئاتر نو بازنمایی واقع‌گرایانهٔ احساسات نیست، بلکه انتقال مفاهیم نمادین و ایجاد فضایی تأمل‌برانگیز اهمیت بیشتری دارد. یکی از ویژگی‌های مهم تئاتر نو، سادگی صحنه و پرهیز از تزئینات فراوان است. در بیشتر اجراها، تنها تصویر یک درخت کاج در پس‌زمینه دیده می‌شود که نمادی از جاودانگی و ارتباط میان جهان مادی و جهان معنوی است. @ethnomusictest

  • #مبانی_موسیقی_غربی باس آلبرتی (Alberti Bass) یکی از شناخته‌شده‌ترین الگوهای همراهی در موسیقی دورهٔ کلاسیک است که از شکستن آکوردها و اجرای متوالی نت‌های آن‌ها در بخش باس شکل می‌گیرد. در این شیوه، به‌جای آنکه نت‌های آکورد به‌طور هم‌زمان نواخته شوند، معمولاً الگویی متشکل از نت پایین، نت بالا، نت میانی و دوباره نت بالا به‌صورت پیوسته تکرار می‌شود. این شیوه به نام آهنگساز ایتالیایی، Domenico Alberti، شناخته می‌شود. با وجود آنکه آلبرتی ابداع‌کنندهٔ این روش نبود، استفادهٔ گستردهٔ او از این الگو سبب شد که نامش برای همیشه با آن پیوند بخورد. ظهور و گسترش باس آلبرتی را می‌توان پاسخی به نیاز آهنگسازان برای ایجاد بافتی سبک‌تر، شفاف‌تر و انعطاف‌پذیرتر دانست. این الگو به ملُدی اصلی اجازه می‌دهد که بدون مزاحمت، برجسته و آشکار شنیده شود و در عین حال، بستری هارمونیک و ریتمیک برای آن فراهم شود. باس آلبرتی در نیمهٔ دوم قرن هجدهم، به‌ویژه در آثار Wolfgang Amadeus Mozart، Joseph Haydn و حتی آثار آغازین Ludwig van Beethoven، به‌وفور دیده می‌شود. نمونهٔ مشهور آن را می‌توان در بسیاری از سونات‌ها و آثار پیانویی موتسارت مشاهده کرد. از مهم‌ترین ویژگی‌های باس آلبرتی می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: • ایجاد حرکت مداوم در بخش همراهی؛ • حفظ شفافیت بافت موسیقایی؛ • تأکید بر تعادل هارمونیک و ریتمیک؛ • برجسته‌کردن خط ملُدی؛ • ایجاد حس پویایی، روانی و انسجام در موسیقی. اگرچه این تکنیک امروزه بیش از همه با موسیقی کلاسیک شناخته می‌شود، اما الگوهای مشابه آن در موسیقی فیلم، موسیقی پاپ و حتی برخی آثار معاصر نیز دیده می‌شوند. @ethnomusictest

  • Why Suyá sing : a musical anthropology of an Amazonian people, Cambridge University press @ethnomusictest

  • #اتنوموزیکولوژی آنتونی سیگر (Anthony Seeger) از برجسته‌ترین اتنوموزیکولوگ‌ها و انسان‌شناسان معاصر آمریکاست که نقش مهمی در گسترش مطالعات موسیقی در بستر فرهنگ و جامعه داشته است. او در سال ۱۹۴۵ متولد شد و سال‌ها به‌عنوان استاد دانشگاه، پژوهشگر و مدیر آرشیوهای موسیقی فعالیت کرد. سیگر با انجام پژوهش‌های میدانی گسترده در میان قوم سویای برزیل، نشان داد که موسیقی صرفاً یک پدیده هنری نیست، بلکه بخشی جدایی‌ناپذیر از ساختار اجتماعی، آیین‌ها، هویت و روابط فرهنگی هر جامعه به شمار می‌رود. از دیدگاه او، برای درک موسیقی باید آن را در متن فرهنگی، تاریخی و اجتماعی تولید و اجرای آن مطالعه کرد. مهم‌ترین اثر آنتونی سیگر کتاب Why Suyá Sing: A Musical Anthropology of an Amazonian People (1987) است که یکی از آثار کلاسیک اتنوموزیکولوژی محسوب می‌شود. او در این کتاب با رویکردی انسان‌شناسانه، نقش موسیقی را در زندگی روزمره، مناسک، سازمان اجتماعی و هویت قوم سویا بررسی می‌کند. از دیگر آثار و زمینه‌های پژوهشی او می‌توان به Nature and Society in Central Brazil و مجموعه مقالاتی درباره آرشیوهای صوتی، حقوق مالکیت فرهنگی، میراث موسیقایی، موسیقی و هویت، و روش‌های پژوهش در اتنوموزیکولوژی اشاره کرد. @ethnomusictest

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • #مبانی_موسیقی_غربی کنسرتو سولو (Solo Concerto) یکی از مهم‌ترین و ماندگارترین قالب‌های موسیقی کلاسیک است که در آن یک نوازندهٔ تک‌نواز (سولیست) در برابر ارکستر قرار می‌گیرد. هدف اصلی این قالب، نمایش توانایی‌های تکنیکی، موسیقایی و بیانیِ سولیست در قالب گفت‌وگویی هنرمندانه با ارکستر است؛ گفت‌وگویی که گاه به همکاری، گاه به تقابل و گاه به رقابتی نمایشی میان دو بخش می‌انجامد. در کنسرتو سولو، ارکستر تنها نقش همراه را ندارد؛ بلکه با معرفی تم‌ها، گسترش ایده‌های موسیقایی و پاسخ‌گویی به سولیست، در پیشبرد ساختار اثر مشارکت می‌کند. همین تعامل، هستهٔ دراماتیک کنسرتو را شکل می‌دهد و موجب ایجاد تنش، تعلیق و فرود در مسیر موسیقی می‌شود. از نظر ساختاری، کنسرتو سولو معمولاً سه موومان دارد: موومان اول: تند (Allegro) یا با سرعت متوسط، اغلب در فرم سونات و همراه با معرفی تم‌های اصلی، بسط و گسترش آن‌ها و ورود درخشان سولیست. موومان دوم: آرام (Adagio، Andante یا Largo)، با حال‌وهوایی تغزلی و احساسی که فرصت نمایش ظرافت‌های بیانی و رنگ صوتی ساز سولو را فراهم می‌کند. موومان سوم: تند و پرنشاط، غالباً در فرم روندو یا سونات-روندو که با پایان‌بندی باشکوه، اوج مهارت تکنیکی و قدرت اجرایی سولیست را به نمایش می‌گذارد. یکی از مهم‌ترین بخش‌های کنسرتو، کادانس (Cadenza) است؛ بخشی که معمولاً در پایان موومان اول (و گاهی در موومان‌های دیگر) قرار می‌گیرد و در آن ارکستر سکوت می‌کند تا سولیست، بدون همراهی، توانایی‌های تکنیکی، خلاقیت و تفسیر شخصی خود را به نمایش بگذارد. در دورهٔ کلاسیک بسیاری از کادانس‌ها بداهه اجرا می‌شدند، اما بعدها آهنگسازان اغلب آن‌ها را به‌صورت مکتوب نوشتند. کنسرتو سولو بر پایهٔ اصل تضاد استوار است؛ تضاد میان صدای فردی و جمعی، میان قدرت و لطافت، میان پاساژهای ویرتوز و ملُدی‌های تغزلی. این قالب از دورهٔ باروک به شکوفایی رسید. آثاری از ویوالدی و باخ از نمونه‌های برجستهٔ کنسرتو در این دوره هستند. در دورهٔ کلاسیک، موتسارت و بتهوون این قالب را گسترش دادند و در دورهٔ رمانتیک آهنگسازانی چون مندلسون، برامس، چایکوفسکی و راخمانینف شاهکارهای ماندگاری برای سازهایی مانند ویولن، پیانو و ویولنسل خلق کردند. @ethnomusictest

  • без подписи