فهم دین
Статистикаپایگاه «فهم دین» به این اندیشه ایجاد شده که تنها به كمک معارف قرآن و اهل بیت علیهم السلام، نگاه دقیق و اصولی تری به مبانی اعتقادی اسلام داشته باشیم. ارتباط با ما: @fahmedin_admin سایت: fahmedin.ir
- Последний пост
- 9 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 29
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Религия
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 341
- 1/48двое суток
- 390
- 1/72трое суток
- 421
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
🔑یگانگی مؤمنین در اموال؛ عامل پیشگیری از اختلافات مالی #آیین_محبت@fahmedin_ir #حق_مؤمن@fahmedin_ir از بیشترین موضوعاتی که میان شیعیان موجب اختلاف میشد (و همچنان میشود) مسائل مالی بود. ائمه علیهم السلام برای حل این قبیل مسائل، دو راهبرد اساسی هم برای پیشگیری و هم برای حلّ اختلاف داشتند که مبتنی بر همان اصل روابط عاطفی بود. اما از جهت پیشگیری: قرآن، پیامبر و اهل بیت (علیهم السلام) با پررنگ کردن یگانگی مؤمنان با هم، پیوسته بر رسیدگی مالی به دیگر مؤمنین و حذف تکخوری و خودخواهی در اموال تأکید ورزیدهاند. تاجایی که خداوند آشکارا به همگان اجازه داده وارد خانههای خویشاوندان و رفقای نزدیک خود شده و غذا بخورند (با شرایط بیان شده در آیه ۶۱ سوره نور و روایات و فتاوی فقها). در نگاه ائمه علیهم السلام افراد توانگری که به شیعیان تهیدست توجهی ندارند شیعه نیستند. (👈🏻نمونهای دیگر) همچنین به دستور قرآن { وَ إِنْ كانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلى مَيْسَرَةٍ وَ أَنْ تَصَدَّقُوا خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُون/البقرة: ۲۸۰} و روایات، اگر مؤمنی از دیگری بدهی داشته باشد، نمیتواند او را مورد فشار قرار دهد، بلکه لازمست مهلتش دهد تا امکان پرداخت فراهم شود. بلکه نوع ایدهآل در روابط مالی میان مؤمنین چنان است که هریک بتوانند آزادانه هرگاه که نیاز داشتند، از کیسهی پول برادر ایمانی خود برداشته و مصرف کنند، بدون اینکه صاحب کیسه ناراحت شود.هرچند رسیدن به این حالت، سطحی بالا از معرفت میطلبد که در زمان ظهور حضرت حجت (علیه السلام) همگانی خواهد شد.(کافی ۲: ۱۷۴؛ الاختصاص: ۲۴). روایات در تشویق به همرسانی مالی فراوان بوده و بسیاری از آنها در جلد ۹ وسائل الشیعة ابواب صدقه ذکر شده است. طبیعی است اگر این نگرش میان شیعیان غالب شد، نوبت به اختلاف مالی نمیرسد. ✅نمونهای از شاگردان تربیت شده در این مبنا محمد بن ابی عمیر از راویان بزرگ شیعه است.او چندین سال توسط حکومت زندانی شده بود و در این میان اموالش را از دست داد و به فلاکت افتاد.قبلا از فردی ده هزار درهم طلب داشت.بدهکار، بعد از آزادی ابن ابی عمیر خانه مسكونى خود را به ده هزار درهم فروخت و آن مبلغ را به در منزل ابن ابی عمير آورد تا بدهیش را به او بدهد. چون ابن ابی عمیر مال را دید پرسید: این همه پول را از کجا به دست آوردی؟ گنج گیرت آمده یا ارثی به تو رسیده یا کسی به تو هدیه داده؟باید به من بگویی! بدهکار گفت: هیچ کدام نبوده، بلکه خانهام را فروختم تا بدهیت را بپردازم. محمد بن ابی عمیر گفت: ذریح (از راویان ثقه) از امام صادق علیه السلام برایم نقل کرده که فرمود: "نباید انسان را از سرپناهش به خاطر بدهی بیرون کرد".این مال را بردار و ببر؛ من در حالیکه به یک درهم محتاج هستم هرگز درهمی از این مال را تملّک نمیکنم. (تهذيب ۶: ۱۹۸؛ اختصاص ۸۶). 🔸البته باز نباید این حالت، منجرّ به سوء استفاده و بیتوجهی به حقوق مالی شود.این احادیث را باید در کنار تأکید فراوان دین بر لزوم اهتمام به حقوق مردم معنی کرد تا دچار افراط و تفریط نشویم. در این خصوص کافیست به این مضمون احادیث توجه کرد که شهادت در راه خدا موجب پاکی از گناهان میشود، به جز نسبت به بدهی دیگران که باید حتما پرداخت شود یا طلبکار رضایت دهد.(کافی ۵: ۹۴).
☘️امام؛ پناهگاه امن شیعیان برای حل کدورتها #آیین_محبت@fahmedin_ir همانطور که گذشت امامان شیعه (علیهم السلام) فراتر از توصیههای اکید، در مقام عمل نیز بر تحکیم روابط صمیمانه میان اصحابشان اهتمام داشتهاند. این رهبری عاطفی، پناهگاه امن شیعیان برای حل و فصل کدورتهای میان آنان بود. بر اساس روایات فراوان، بسیاری از اصحاب گلایههای خود از دیگر شیعیان را در محضر امام مطرح کرده و درددل میکردند. البته به نظر میرسد همانگونه که در معمول اختلافات پیش میآید بسیاری از این گلایهها خود مشتمل بر اتهامات بیجا، توقعات، سوء تفاهم، افشای اسرار و... بودهاست. تا جایی که امام صادق علیه السلام در روایتی از پذیرش کسانیکه در پی فاش کردن زشتی دیگران هستند، منع میکنند. قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام: «مَنْ جَاءَنَا يَلْتَمِسُ الْفِقْهَ وَ الْقُرْآنَ وَ تَفْسِيرَهُ، فَدَعُوهُ؛ وَ مَنْ جَاءَنَا يُبْدِي عَوْرَةً قَدْ سَتَرَهَا اللَّهُ، فَنَحُّوهُ». (کافی ۲:۴۴۲) در روایت دیگری از اینکه در یکسال، کسی نیامده که از اصحاب شکایتی داشته باشد، حمد خدا را به جا میآورند. عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ وَ أَبِي الْعَبَّاسِ، قَالَ بَيْنَا نَحْنُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ إِذْ دَخَلَ أَبُو بَصِيرٍ، فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (ع) الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَمْ يَقْدَمْ أَحَدٌ يَشْكُو أَصْحَابَنَا الْعَامَ، قَالَ هِشَامٌ فَظَنَنْتُ أَنَّهُ يَعْرِضُ بِأَبِي بَصِيرٍ. (رجال کشی ح۲۹۰) واکنش دیگر امام علیه السلام به این شکایتها، همدردی و دلداری دادن با توجه به این نکته بود که امید به یافتن رفیق کاملا یکدل و همراه در این دنیا، سرابی بیش نیست! عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام، قَالَ: كَانَ عِنْدَهُ قَوْمٌ يُحَدِّثُهُمْ إِذْ ذَكَرَ رَجُلٌ مِنْهُمْ رَجُلًا، فَوَقَعَ فِيهِ وَ شَكَاهُ، فَقَالَ لَهُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام: «وَ أَنّى لَكَ بِأَخِيكَ كُلِّهِ؟ وَ أَيُّ الرِّجَالِ الْمُهَذَّبُ؟». (کافی ۲ :۶۵۱) 👈🏻روایتی دیگر در این زمینه در عین حال در هرجا که مسأله قابل حل و فصل بوده، ائمه علیهم السلام برای تحکیم روابط میان شیعیان تلاش میفرمود.نمونههایی از این دست را ان شاءالله در ادامه بررسی میکنیم. البته محل سخن در اختلافات شخصی است. اما اختلافات عقیدتی اصحاب و گلایهها در این زمینه نیز فراوان بوده و به نوع دیگری مدیریت میشده است که شاید در مجال دیگری به آن هم بپردازیم.
💫روزگار، درونت را نشان خواهد داد #حکمت@fahmedin_ir قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام: «مَا مِنْ عَبْدٍ يُسِرُّ خَيْراً إِلَّا لَمْ تَذْهَبِ الْأَيَّامُ حَتّى يُظْهِرَ اللَّهُ لَهُ خَيْراً، وَ مَا مِنْ عَبْدٍ يُسِرُّ شَرّاً إِلَّا لَمْ تَذْهَبِ الْأَيَّامُ حَتّى يُظْهِرَ اللَّهُ لَهُ شَرّاً». (کافی ۲: ۲۹۶ و مصادر مختلف) 🔹امام صادق علیه السلام: هیچ بندهای نیست که در دلش خیری پنهان کرده باشد (و نیّت خیر داشته) مگر اینکه روزگاری نگذرد تا آنکه خداوند برایش خیر را آشکار سازد. و هیچ بندهای نیست که در خود بدی نهان کرده باشد، مگر اینکه روزگاری نگذرد تا آنکه خداوند برایش بدی را آشکار سازد. ✅در نتیجه نیّات درونی انسان و اهداف قلبیش پنهان نمیماند و در همین دنیا بالاخره به آشکار خواهد شد.
🔻 زیارت میلیونی حاکی از رواج تدیّن نیست! #اکثریت@fahmedin_ir جناب ابن قولویه از اصحاب یکی از ائمه ظاهرا امام کاظم علیه السلام نقل میکند: به محضر آن حضرت وارد شده و عرضه داشتم: فدايت شوم، بسیاری از مردم امام حسین علیه السلام را زیارت می کنند، چه آنان که این امر [ولایت] را می شناسند و چه کسانی که نمی شناسند. زنان [نیز] برای زیارت ایشان سوار مركب شده و سفر می کنند، یک حالت شهرت [و خودنمایی] پیش می آید و من به همین خاطر [از زیارت] کناره گرفته ام. راوی گوید: امام عليه السلام مكثی طولانی کرده و جوابم را نداد، سپس روی به من نمود و فرمود: «اى عراقى، اگر مردم دنبال خودنمایی بودند، تو اینگونه نباش. به خدا قسم هيچ كس به زيارت امام حسين عليه السلام نمی آید در حالى كه عارف به حقِ ایشان باشد مگر آنكه خداوند متعال گناهان گذشته و آينده اش را می آمرزد». (کامل الزیارات باب ۵۴ ح۱۴) 👈عوام شناسی @fahmedin_ir
🔷۴.مختار و امام سجاد علیه السلام #مختار@fahmedin_ir ✅ادلّهای که نشان میدهد امکان ندارد امام سجاد علیه السلام قیام مختار را تأیید کرده باشند... @fahmedin_ir
🔷مسئولیت همراهی با مؤمن، حتی در یک لحظه #آیین_محبت@fahmedin_ir #حق_مؤمن@fahmedin_ir دَخَلَ رَسُولُ اللَّهِ ص غَيْضَةً وَ مَعَهُ صَاحِبٌ لَهُ فَقَطَعَ غُصْنَيْنِ أَحَدُهُمَا أَعْوَجُ وَ الْآخَرُ مُسْتَقِيمٌ وَ دَفَعَ إِلَى صَاحِبِهِ الْمُسْتَقِيمَ وَ حَبَسَ لِنَفْسِهِ الْأَعْوَجَ- فَقَالَ الرَّجُلُ: أَنْتَ أَحَقُّ بِهَذَا مِنِّي يَا رَسُولَ اللَّهِ! قَالَ: كَلّا مَا مِنْ مُؤْمِنٍ صَاحَبَ صَاحِباً إِلَّا وَ هُوَ مَسْئُولٌ عَنْهُ- يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَ لَوْ سَاعَةً مِنْ نَهَار. مشکاة الانوار: ۱۹۳ به روایت مرحوم طبرسی- پیامبر صلی الله علیه و آله همراه با همسفری وارد نیزاری شدند. از گیاهان آنجا دو شاخه بریدند (شاید به عنوان استفاده برای عصا) یکی صاف بود و دیگری کج. پس شاخهی صاف را به همسفر خود داده و کج را برای خود برداشتند. آن مرد عرضه داشت: ای پیامبر! شما سزاوارترید که این شاخهی صاف را استفاده کنید! پس حضرت (ص) فرمود: «هرگز! هر گاه مؤمنی، حتی به اندازه لحظاتی از روز، با مؤمن دیگر همراه شود، خداوند روز قیامت نسبت به او (و رعایت حقوقش) بازرسی میکند». ◀️همبستگی، میزان تشیّع @fahmedin_ir
🔷۴.مختار و امام سجاد علیه السلام #مختار@fahmedin_ir ✅ادلّهای که نشان میدهد امکان ندارد امام سجاد علیه السلام قیام مختار را تأیید کرده باشند... @fahmedin_ir
❌۳.غیبگویی مختار و ادعای ارتباط با وحی #مختار@fahmedin_ir از دیگر قسمتهای مورد اتفاق در زندگی سیاسی مختار، علاقهی وافر او به امور غیبی و معجزهآسا و تظاهر به غیبگویی است. او به حدی در این زمینه افراط میکرد که در زمان خودش و نیز در دید تعدادی از مورّخین، متهم به ادعای نبوّت و نزول وحی بود، به خصوص که عادت داشت سخنان مسجّع و موزون به کار ببرد که در دید مخالفینش به عنوان ادّعای وحی تلقّی میشد. ظاهرا به همین جهت بوده که آنان او را با لقب «کذّاب» یاد میکردند. انصاف این است که مختار به قدری سیاستمدار بود که با ادّعای صریح نبوّت، یارانش را از خود بیزار نکند. اما از طرفی جذابیت امور غیبی برای عوام، همواره ابزاری شوم برای سیاستمدارانی بودهاست که با نقاب مذهب مؤمنین ساده را صید میکنند.در عین حال بازهم افراد فهمیدهای بودند که با ملاحظهی این حیلهگریها راه خود را از او جدا کردند. بخشی از روش مختار در این زمینه، پیشگویی حوادث آینده بود. اینکه تعدادی از پیشگویی های او بعدها مطابق واقع درآمد، دلیل بر حقانیت او نمیشود. چه اینکه خبر از آینده به طرق مختلفی همچون علوم نجوم، کهانت، تسخیر اجنه و.... امکان پذیر است. اگر مختار فقط به غیب گفتن میپرداخت، در این زمینه اتهام صریحی متوجهش نبود؛ اما انحراف خطرناک او آنجاست که ادّعای ارتباط با فرشتگان هم داشت.این ادّعای مختار و کذّاب بودنش، در حدیث شیعه هم مطرح شده است. روایت شده که امام سجاد علیه السلام نزد محمد بن الحنفیه رفت و به او فرمود: «این کذّاب بر خدا و رسولش و ما اهل بیت دروغ میبندد و مدّعی شده جبرئیل و میکائیل نزدش میآیند». (السرائر ۳: ۵۶۵) قضایای مختلفی پیرامون همراهی ادّعایی مختار با فرشتگان، مکرّر نقل شده؛ از جمله وقتی زید به ارقم بر مختار وارد شد، مختار به او گفت:«اگر زودتر میآٔمدی جبرئیل و میکائیل را میدیدی!» که با واکنش تند و تکذیبش توسط زید مواجه شد. (المعجم الکبیر طبرانی، ۵: ۲۱۲؛ الدلائل سرقسطی ۲: ۹۱۳؛ جامع المسانید والسنن ۳: ۱۰۷) برخورد مشابهی با رفاعة بن شداد، از شیعیان با سابقه، او را به خشم آورد و شاید به همین جهت از مختار جدا شد.(انساب الاشراف ۶: ۴۰۰؛ سنن ابن ماجه ۲: ۸۹۶؛ مسند ابن الجعد: ۴۸۱ و مصادر دیگر) نعمان بن صهبان از شیعیان بصره از دیگر افراد جدا شده از مختار است که گفته شده به خاطر ادعای همنشینی جبرئیل توسط مختار، همراه با مخالفانش شده و در جنگی توسط مختاریان کشته شد.(انساب الاشراف ۶: ۴۰۱و ۴۵۴) گویند وقتی مختار، ابراهیم بن اشتر را برای نبرد با ابن زیاد فرستاد؛ با او کبوترانی سفید همراه نموده و افرادی را مأمور کرد که در قرار مشخصی آنها را در آسمان رها کنند تا خیال شود سپاهش مورد نصرت ملائکه قرار گرفتهاست! (الکامل مبرّد۳: ۱۹۵، الاوائل عسکری: ۳۱۲) بازتاب شهرت ادعاهای مختار در زمینه ارتباط با فرشتگان را در میتوان در این قضیهی معروف ملاحظه کرد: سراقة بن مرداس شاعر در یکی از جنگها توسط مختار اسیر شد. او در تلاش برای آزادیش خطاب به مختار گفت: تو مرا نخواهی کشت تا زمانی که دمشق را نابود سازی! و در موقعیت دیگری گفت: سپاهیان تو نبودند که مرا اسیر کردند، بلکه گروهی را دیدم با لباسهای سفید سواره بر اسبانی تیره که میان آسمان پرواز میکردند! (یعنی ملائکه) و این چنین خاطر مختار را راضی کرد و آزاد شد! وی پس از آزادی در ضمن شعری، ادعایش نسبت به دیدن فرشتگان را به تسمخر گرفت. در بیتی از آن چنین به وحی دروغین مختار اشاره دارد: كفرت بوحيكم وَجعلت نذرا علىَّ قتالكم حَتَّى الْمَمَات به وحی شما کافرم و پیمان بستم که تا دم مرگ با شما بجنگم. ( العقد الفرید ۲: ۴۳، المحاسن و الاضداد جاحظ: ۱۲۵، عیون الاخبار ابن قتیبة ۱: ۳۰۱، تاریخ طبری ۶: ۵۵ و مصادر دیگر) عبید الله بن قیس الرقیات از شاعران دیگر این دوره است که در شعری به وحی شیاطین بر مختار اشاره کردهاست: والذي نغص ابن دومة ما تو ...حي الشياطين والسيوف ظماء ابن زبیر بود که ابن دومه (یعنی مختار) را با وحیهای شیطانی که داشت، بیچاره کرد. (الکامل ۳: ۹۳) اینها فقط قسمتی از گزارشهای مربوط به این موضوع در سیرهی مختار است که همگی از مصادر کهن نقل شد.هرچند نمیتوان یکایک نقلهای مزبور را اثبات قطعی نمود، اما با تکرار اجمالی آن در منابع مذاهب مختلف میتوان به اصل ادعاهای غیبی دروغین توسط مختار مطمئن شد.
⚠️۲.مختار با نقاب سیاست مکر #سیره_سیاسی@fahmedin_ir #مختار@fahmedin_ir صفحات تاریخ به گونهای سیاست مکارانهی مختار را به روشنی رقم زده که جایی برای توجیه نداشته و مدافعش را هم به اعتراف واداشتهاست! ابن نما حلّی اولین مدافع امامی مختار، در کتابی که به…
🔹رهبری در کیسانیان نخستین: تقابلات ابن حنفیه با مختار ثقفی #مختار@fahmedin_ir عباس میرزایی نوکابادی چکیده: مختار ثقفی از شخصیتهای مؤثر در شکلگیری کیسانیان و محمد بن حنفیه اولین رهبر دینی این گروه بود. تلقی عمومی فرقهشناسی و همچنین پارهای از گزارشهای تاریخی، حکایت از این دارد که مناسبات ابن حنفیه و مختار بر پایه همکاری بودهاست؛ در حالی که بر اساس بررسیهای تاریخی چنین مناسباتی از رابطه این دو تأیید نمیشود. مقاله حاضر به این سوال پاسخ میدهد که مناسبات محمد بن حنفیه با مختار ثقفی چگونه بودهاست؟ به نظر میرسد رویکرد محمد بن حنفیه در ابتدا همراهی اجمالی با مختار بود ولی در ادامه، تقابلات قابل توجهی میان ابن حنفیه و مختار شکل گرفت. بررسیهای اسنادی و تاریخی نشان میدهد که محمد بن حنفیه پس از شکلگیری حکومت مختار، نسبت به آن رویکرد انتقادی داشت و دست از حمایت مختار برداشته بود. او حتی پس از مرگ مختار نیز موضع منفی خود را آشکارا مطرح کرده است.
⚠️۲.مختار با نقاب سیاست مکر #سیره_سیاسی@fahmedin_ir #مختار@fahmedin_ir صفحات تاریخ به گونهای سیاست مکارانهی مختار را به روشنی رقم زده که جایی برای توجیه نداشته و مدافعش را هم به اعتراف واداشتهاست! ابن نما حلّی اولین مدافع امامی مختار، در کتابی که به عنوان تطهیر او نگاشته مینگارد: «مختار به رجزگویی (سخنان مسجّع) و زیرکی و نیرنگ و خوش سیاستی، آگاه بود». (ذوب النضار:۹۲) 🔸مختار حرکت خونخواهانهی خود!! را با بیعت با عبدالله بن زبیر، دشمن پلید و باسابقهی اهل بیت علیهم السلام آغاز کرد. تا مدّتی پس از قوّت گرفتن او در مکه همراهش بود، سپس بعد از اینکه توسط مسافران وضعیت کوفه را رصد نمود، درموقعیّتی مناسب در آنجا مستقر شد تا انقلاب خود را آغاز کند. او در کوفه با شورش علیه والی منصوب ابن زبیر، عبدالله بن مطیع، بیعتش را نقض و استقلالش را آشکار کرد. (گرچه در جزئیات و زمان اختلاف میان مختار و ابن زبیر، منابع تاریخی اختلاف دارند، اما اصل این مطلب مورد اتفاق تمام تواریخ بوده و از این رو نیازی به ارجاع نیست). در مورد روابط میان ابن زبیر و مختار پس از تسلطش بر کوفه نیز نقلهایی حاکی از فریبکاری مختار برای دور زدن ابن زبیر وجود دارد. هم اصل این بیعت و هم نقض آن، کاملا بر خلاف انسانیت و سیرهی راست منشانهی اهل بیت علیهم السلام بوده و نشان از مکر دارد. 🔸مختار در کوفه در حالی خود را وکیل مطلق محمد بن الحنفیّه اعلام میکرد که از جانبش هیچ نمایندگی نداشت، بلکه گزارشهای مختلفی از کراهت ابن الحنفیّه نسبت به او و وفعالیتهایش وجود دارد. جرأت مختار در این زمینه تا آنجا بود که نامهای ساختگی خطاب به ابراهیم بن الاشتر از زبان ابن الحنفیه پرداخت که او را به همکاری با «وزیر و امین و برگزیدهاش»، مختار، ترغیب میکرد. (تاریخ الطبری ۶: ۱۶، انساب الاشراف ۶: ۳۸۵) مهمترین نشانهی دروغین بودن این نامه، عنوانش است که در آن ابن الحنفیه خود را «المهدی» خواندهاست؛ در حالیکه چنین تعبیری با سیرهی متقنی که از او سراغ داریم سازگار نیست، و همین جهت هم تشکیک ابراهیم بن اشتر را برانگیخت تا آنکه گروهی برایش به صحت نامه شهادت دادند. از گزارش دینوری دانسته میشود شهادت آنها براساس اعتماد به مختار (و طبعا با هماهنگی قبلی) بوده است.(الاخبار الطوال: ۲۹۰) گفتهاند چون ابن حنفیه از سوءاستفادههای مختار از نام او مطلع شد، خواست به کوفه بیاید. مختار چون خطر ورود او را دریافت این گزاره را میان مردم رواج داد که: در صاحب این امر، سلاح تأثیر نمیکند! و بدین ترتیب امامت ابن حنفیّه را در معرض راستی آزمایی عمومی قرار داده و تهدید جانی نمود (الطبقات ابن سعد ۷: ۱۰۳). در زمینهی عدم تأیید مختار توسط ابن الحنفیه مقالهی سودمندی نوشته شده که در ادامه ارسال میشود. 🔸پس از اینکه مختار شروع به فعالیت مخفیانه در کوفه کرد، توسط والی کوفه ابن طلحه محبوس شد. در این هنگام او در ضمن نامهای مشتمل بر مظلومنمایی، دست به دامن دشمن خاندان نبوّت، عبدالله بن عمر (که خواهر مختار را تزویج کرده بود) شد تا برای آزادی او سفارشی کند. بعد از این سفارش، مختار احضار شده و با کفالت بزرگان کوفه و قسم های مؤکّد مبنی بر اینکه علیه والی کوفه شورش و فعالیتی نکئد، آزاد گشت. اما پس از آزادی دوباره مشغول آمادهسازی مقدّمات قیام شد! (انساب الاشراف ۶: ۳۸۱ و دیگر منابع) 🔸نمونهای دیگر از مکر او رفتارش با عمر بن سعد است.با وجود اینکه او از مهمترین عوامل شهادت سیدالشهداء علیه السلام بود، در حکومت مختار امان نامه داشت و آزادانه میزیست. به گزارش مورّخین، محمد بن الحنفیه از این شاکی بود که مختار خود را شیعه مینامد در حالیکه قاتلین امام حسین علیه السلام با او همنشین هستند. (تاریخ الطبری ۶: ۶۳) در روایت دیگری او را در ادعای محبّتش به اهل بیت (ع) دروغگو خواند و به صورت خاص از عمر بن سعد نام برد که مورد اکرام مختار است (کتاب المحن: ۲۱۴) بعد از اینکه واکنش ابن الحنفیه به مختار رسید، امان نامه عمر بن سعد را نقض کرد و او را کشت. 🔸از دیگر جلوههای بارز سیاست حیلهگرانهی مختار، تظاهر به رابطهاش با عالم غیب است.در این زمینه شواهد بسیار است و در یادداشت جداگانهای ان شاء الله به آن پرداخته میشود. @fahmedin_ir
۱)مختار و ترویج مذهب کیسانی #مختار@fahmedin_ir مهمترین وجهی که جایی برای تردید در قضاوت شخصیت مختار باقی نمیگذارد، پایهگذاری مذهب کیسانی توسط اوست. در هر کتاب کهن فرقهنگاری و تاریخی که صحبتی از کیسانیه شدهباشد، سخن از ترویج آن توسط مختار نیز هست. این استناد مختصّ منابع عامی نبوده و در کتب اصیل شیعی همچون رجال کشّی (ص۱۲۸)، مقالات سعد اشعری (ص۲۲) و فرق نوبختی (ص۲۳) به روشنی تصریح شده است. همچنین منابع تاریخی در این متّفق هستند که مختار حرکت خود در کوفه را تحت عنوان نمایندگی یا وزارت از جانب محمد بن الحنفیة آغاز کرد،و او را با عناوینی همچون مهدی، ولی امر، امام الهدی و... میخواند (الکیسانیة فی التاریخ: ۷۷ با ارجاع به منابع متعدد) . ارتباط مذهب کیسانی با مختار تا آنجاست که این فرقه در ابتدا به نام «مختاریّه» شناخته میشده است (به آدرسهای پیش گفته مراجعه شود).جناب کلینی گزارشی از برخورد غضبناک امام باقر علیه السلام در مورد فردی از مختاریه که ادّعای امامت ابن الحنفیة را داشت، آوردهاست.(الکافی ۱: ۲۹۱) علاوه براین، خود عنوان «کیسانیّه» هم یا به شخص خود مختار که گفته شده ملقّب به «کیسان» بوده، یا به سرلشگر او «ابوعمرة کیسان» منسوب است. بعدها علاقهمندان مختار انتساب کیسانیه به وی را پرداختهی امویان و زبیریان و دیگر معارضین مختار عنوان کردند، بدون اینکه مستندی برای این توجیه ذکر کنند. تا جایی که حتی برخی اساساً منکر وجود فرقهی کیسانیه در واقعیت تاریخ شدند!! در حالیکه این گروه به پررنگی در وقایع مختلف تاریخی، کلامی، ادبی و اجتماعی حضور داشته و آثار به جای مانده از آنان در منابع مذاهب مختلف به وفور موجود است. با این وجود، هیچکس به جز مختار یا سرلشکر او به نام «کیسان» به عنوان سردستهی این گروه معرفی نشده است. روشنست که یک فرقهی فعّال و پرطرفدار هرگز نمیتواند به صورت ناخودآگاه و بدون ریاست شخص مقتدری ظهور کند، و اگر فرد دیگری در پایهگذاری این فرقه نقش داشت حتماً ردپایی از او در گزارشهای تاریخی باقی میماند. البته در مورد واکنش خود محمد بن الحنفیة در ادّعای امامتی که برایش شد، ابهاماتی هست. اما این مسلم است که او هیچگاه به صورت عمومی مردم را به سوی خود دعوت نکرد و نمیتوان او را مؤسس کیسانیه دانست.
بسم الله الرحمن الرحيم 💠تطهیر دامان تشیّع از مختار و مختاریّه #مختار@fahmedin_ir #سیره_سیاسی@fahmedin_ir در مورد شخصیت مختار و قیامش بحثهای مفصلی صورت گرفته، اما با توجه به رنگ حماسی او و پیوندی که با واقعهی عاشورا نسبت به خونخواهی مسبّبانش داشته، معمولا تعلقات احساسی مانع قضاوت منطقی شدهاست. به خصوص هیجانات جهادی چند دههی معاصر هم به این وضع دامن زده و موجب شده معمولا از مختار چهرهای انقلابی و مدافع مخلص اهل بیت علیهم السلام، ترویج شود. این در حالیست که مختار در آیینه منابع اصیل و کهن هرگز انسان موجّه و درستکاری نبوده و جز چند روایت مجهول یا غیرمرتبط، گزارشی که بتواند او را منتسب به تشیّع اصیل معرفی کند در دست نیست. پیش از این به صورت اجمالی در ضمن یک مرور بر سیرهی سیاسی ائمه علیهم السلام به وضعیت مختار اشاره شد. در اینجا با تفصیل بیشتر و ذکر مستندات عدم تعلق مختار و نهضتش را به آیین پاک شیعی اثبات میکنیم. پیش از ورود به اصل بحث لازمست به این نکته هم اشاره شود که تطهیر مختار بیشتر در قرون متأخر صورت گرفته، اما در فضای متقدم شیعی معمولا طرفدار جدّی نداشته است. تا جایی که جعفر بن محمد بن نما حلّی در قرن هفتم گوید: «پیوسته پیشینیان نسبت به زیارت قبرش و اظهار فضلش کراهت شدیدی داشتند و او را معتقد به امامت ابن الحنفیة میدانستند».(ذوب النضار: ۵۰)
💠حیات طیّبه در گرو برادری ایمانی #آیین_محبت@fahmedin_ir برادری ایمانی، روح حیات معنوی مؤمن است. بنابراین مؤمن تمام تلاشش را برای تکمیل روابط ایمانی خود با دیگران به کار میگیرد و از هرگونه اقدامی که موجب خدشه در آن شود پرهیز میکند. از حضرت سیدالشهداء علیه السلام روایت است: 🔹«برادری كه هم به نفع خودت است و هم خودش، آن دوستى است كه مىخواهد دوستى باقى بماند، و نمىخواهد از بین رود. پس این هم به سود توست و هم خودش؛ زيرا هنگامى كه برادری کامل بود، زندگى برای هردو گواراست. اما اگر برادری رو به کمبود نهد، زندگی هردو بیهوده میشود». الاَخُ الَّذي هوَ لكَ وَلهُ، فَهُو الأخُ الَّذي يَطلُبُ بِإخائِه بَقاءَ الإخاءِ، ولاٰ يَطلبُ بإخائِه مَوتَ الإخاءِ، فَهذا لَكَ وَلهُ، لِأنّه إذا تَمَّ الإخاءُ طابَتْ حَياتُهما جَميعاً، واِذا دَخَلَ الاِخاءُ فى حالِ التَّناقُص بَطَلَا جميعاً. (تحف العقول: ۲۴۷) 👈🏻این نوع دوستی نجات بخش است @fahmedin_ir
◼️توصیهی امام حسن مجتبی علیه السلام به حُرمت مهمان کوفیان #گریزی_به_عاشورا وقتی صلح میان امام حسن علیه السلام و معاویه در منطقه مسکن (حوالی بغداد) انجام شد، حضرت (ع) به خطبه برخاست و فرمود: «ای عراقیان! به خاطر سه چیز از شما دل کندم: کشتن پدرم، مجروح کردن من، و غارت بردن اسبابم». سپس امام حسن و امام حسین علیهما السلام و عبدالله بن جعفر با خادمان و اسباب سفرشان حرکت کردند تا به کوفه رسیدند. پس وقتی در کوفه مدّتی ماندند تا جراحت امام حسن علیه السلام (بر اثر خنجری که به ران ایشان توسط شورشیان لشکر وارد آمده بود) مداوا شد به مسجد کوفه آمده و فرمود: «ای کوفیان! در مورد همسایهها و مهمانهایتان و در مورد اهل بیت پیامبرتان (صلوات الله علیهم اجمعین) همانها که خداوند پلیدی را از آنان دور ساخته و تطهیرشان نموده، تقوای خدا پیشه سازید!». پس صدای گریهی مردم بلند شد... (تاریخ طبری ۵: ۱۶۵) اما دیری نگذشت که همین مردم با خونسردی نظارهگر مهمانان جدیدی از خاندان رسالت (ع) بودند، اما اینبار در بند اسارت... چه خوش داشتند حرمت میهمان کربلا! ➖ولما وقع الصلح بين الحسن ع وبين مُعَاوِيَة بمسكن، قام- فِيمَا حدثت عن زياد البكائي، عن عوانة- خطيبا فِي الناس فقال: يا أهل العراق، إنه سخى بنفسي عنكم ثلاث: قتلكم أبي، وطعنكم إياي، وانتهابكم متاعي قَالَ: ثُمَّ إن الْحَسَن والحسين وعبد اللَّه بن جَعْفَر خرجوا بحشمهم وأثقالهم حَتَّى أتوا الْكُوفَة، فلما قدمها الْحَسَن وبرأ من جراحته، خرج إِلَى مسجد الْكُوفَة فَقَالَ: يَا أَهْلَ الْكُوفَةِ، اتقوا اللَّه فِي جيرانكم وضيفانكم، وفي اهل بيت نبيكم ص الَّذِينَ أذهب اللَّه عَنْهُمُ الرجس وطهرهم تَطْهِيراً فجعل الناس يبكون، ثُمَّ تحملوا إِلَى الْمَدِينَة
🥀اطفالش را چنین از شیر گرفتند... ابوالحسن جوهری از شعرای قرن چهارم در ضمن مرثیه سوزناکی در مصائب عاشورا گوید: أطفال فاطمة الزهراء قد فطموا من الثدي بأنياب الثعابين بحارالانوار ج۲۵، ۲۷۹ یعنی: اطفال حضرت زهرا علیها السلام از سینه گرفته شدند با نیش و دندان مارهای اژدهاگونه...
🩸خون...در انتظار امر الهی منتقم (شعر از آقای حسین بیدگلی) @fahmedin_ir
без подписи
🏴علی اکبر لیلی.... روستای جزن دامغان ۱۳۶۹، عباسعلی منسوبی
❌به ابتذال کشیدن غربت امیرالمؤمنین علیه السلام #مصادره_مقدسات این پیامیست که در شبکههای مجازی جناحی در حال پخش گسترده است.. آنان که در اشعار قافیهی خود حیران ماندهاند باز هم سراغ دیوار همیشه کوتاه امیرالمؤمنین علیه السلام رفتند تا قدری از سرخوردگی خود بکاهند! امیرالمؤمنین علیه السلام در مسیر تبیین حق و پیاده سازی عدل با کسی مدارا نداشت. اگر ناچار شد جریان حکمیّت را بپذیرد مقدمات آن به روایت تاریخ چنان بود که او را تهدید کردند: «ْ لَنَقْتُلَنَّكَ بِأَسْيَافِنَا كَمَا قَتَلْنَا عُثْمَانَ أَوْ لَنُسْلِمَنَّكَ إِلَى عَدُوِّك» (اگر مالک اشتر را برنگردانی تو را همچون عثمان با شمشیر خواهیم کشت یا تسلیم دشمنت میسازیم!) وقعة صفین: ۴۹۱ و مصادر دیگر بنابراین مجبور شدن او به خاطر حفظ جانش بود (همچنانکه از بیان خودش روشن است) نه به خاطر التزام به قوانینی خودساخته... @fahmedin_ir