tgindex
「 Fanfic Tweet 」| فیکشن توییت

「 Fanfic Tweet 」| فیکشن توییت

Статистика

˒˒ ៸💭 ▸بخونید و بخندید، ولی جدی بگیرید! ִֶ 𓏲 🌈 𝑵𝑜𝑡ℎ𝑖𝑛𝑔 𝑖𝑛 𝑡ℎ𝑖𝑠 𝑤𝑜𝑟𝑙𝑑 𝑖𝑠 𝑤𝑟𝑜𝑛𝑔 ᝬ ‌ ִֶָ کانال معرفی فیکشن: @fanficSource پلی‌لیست: @Chanyeoll ⋆𝙐𝙣𝙠𝙣𝙤𝙬𝙣: 𝀽 @FanficTweetBot ៸ ☽

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
38
Всего постов
713
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Новости и СМИ (по похожим)
В каталоге с
12 авг.
Подписчики
10 704
−49 за 4 дн.
Сутки
−22
−0,21%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
529
40 постов
Вовлечённость
4,9%
к подписчикам
Постов в день
5,4
всего 713
Упоминаний
2
каналов
Охват размещения
по 10 постам
1/24сутки в ленте
510
1/48двое суток
661
1/72трое суток
712

Медиана по постам, которые мы застали свежими и померили через сутки.

Посты

  • без подписи

  • ﹙#دیالوگ﹚ - تمام مدت... تمام مدتی که توی بغل من بودی من رو می‌بوسیدی بهم حرف‌هایی عاشقانه می‌زدی مدام توی ذهنت اون رو تصور می‌کردی، اره؟ + تو دیوونه شدی چان... اون زن کاملا مغزت رو شستشو داده... نمی‌دونی داری چی می‌گی... - من زمانی دیونه شدم که با تو ازدواج کردم، همسر عزیزم... ╰► #ChanBaek : #TrueHeir ˒ ╎ 💭 ֹ ִ @FanficTweet ִ ֹ ★ ִ

  • 💛 صبح تا شب داری گوشیتو اسکــروـل میکنی 💬    ولی هنوز محتوای مـوردعلاقـت رو پیدا نکردی؟❓                  🔍🎀𝗈𝗎'𝗋 🔤𝖾𝖾𝖽𝗌

  • 14 авг.3486314

    ﹙#fun﹚ دوست مشترک امگا و آلفا وقتی فقط یه هفته ازشون خبر نداره و یکهو می‌فهمه توی همون یه هفته با هم خوابیدن و امگا باردار هم شده و الان بینشون دعواست: ╎ 💭 ֹ ִ @FanficTweet ִ ֹ ★ ִ

  • ﹙#دیالوگ﹚ - گل‌ها رو دیدم، هیونگ... بابونه‌ها رو؛ خشک شده بودن، یونگی. درست مثل اشک‌های من روی گونه‌هام… درست مثل چشم‌های من که به در خیره شدن تا برگردی. درست مثل دست‌هایی که فردای دعوامون، می‌خواستن بغلت کنن... ╰► #Sope : #ColdHell ˒ ╎ 💭 ֹ ִ @FanficTweet ִ ֹ ★ ִ

  • ﹙#دیالوگ﹚ ╰► # : # ˒ ╎ 💭 ֹ ִ @FanficTweet ִ ֹ ★ ִ

  • ﹙#دیالوگ﹚ ╰► # : # ˒ ╎ 💭 ֹ ִ @FanficTweet ִ ֹ ★ ִ

  • ﹙#fun﹚ احساس قدرتی که یه ریدر بعد از حدس‌زدن پلات‌توییست (Plot Twist) پارت ۵۰ بهش دست می‌ده، با هیچ حس دیگه‌ای تو جهان قابل مقایسه نیست. مودش توی اون لحظه اینه که یه نابغه‌ست که ذهن نویسنده رو هک کرده و همه باید بهش ایمان بیارن! هه!😏 ╎ 💭 ֹ ִ @FanficTweet ִ ֹ ★ ִ

  • 14 авг.5553115

    ﹙#دیالوگ﹚ - چیزی شده؟ + نمی‌دونم. اگر جمله‌ی داری بزرگش می‌کنی رو نشنوم شاید چیزی شده باشه. ╰► #Minsung #Home ˒ ╎ 💭 ֹ ִ @FanficTweet ִ ֹ ★ ִ

  • "That poor kid waxed poetics about you all night." Bach cuts me off. "For all the wrong reason, but still. I had to sit there and oat his back over it. And do you know what I was thinking about the whole time?" "What's that?" "That he was a fool to let you get away. But that it was just as well because I could fuck you better." I suck in a breath as Bash's dark eyes bore into mine. "Listening to him all night made me want to come home and take you just to prove to myself that I could. Does that make me jealous, Gwen?" Wild Card Elsie Silver

  • без подписи

  • ﹙#دیالوگ﹚ - مشتاقم بدونم چی کاپیتان پارک بزرگ رو از وصلت کردن با خانواده‌ی ملوان‌های اروپایی موفقی مثل اون‌ها منصرف کرده؟ + کسی اجازه‌ی دخالت توی انتخاب‌های منو نداره. - چیشد که لحظه‌ی آخر به مغزت زد بهم پیشنهاد ازدواج بدی پارک چانیول؟ از دور تصویر زیبا و عاشقانه‌ای داشتن. + چیشد که به مغزت زد بخوای عضو باند من بشی بیون بکهیون؟ ╰► #Chanbaek : #FuckMeOnTheDeck ˒ ╎ 💭 ֹ ִ @FanficTweet ִ ֹ ★ ִ

  • 13 авг.6216410

    ﹙#fun﹚ وضعیت اون باتم فیکشن ژانر مدرسه‌ای، بعد از آشناشدن با تاپ و گندزدن به نمراتش: ╎ 💭 ֹ ִ @FanficTweet ִ ֹ ★ ִ

  • 13 авг.6152512

    ﹙#دیالوگ﹚ اگه این عشقه، چرا انقدر درد داره؟ و اگه این درده... پس چرا نمی‌خوام تموم شه؟ ╰► #VKook : #سقوط‌برای‌تو ˒ ╎ 💭 ֹ ִ @FanficTweet ִ ֹ ★ ִ

  • 13 авг.2102из ربات دکمه شیشه ایудалён 13 авг.
  • بیاید از Spiraea دیالوگ بفرستید برام🥂 @FanficTweetBot

  • 13 авг.8657111

    ﹙#fun﹚ یکی از فانتزی‌های محال من اینه که برم توی دنیای فیک Enemies to Lovers، دستم رو بذارم روی شونه‌ی کاراکتر اصلی و بهش بگم: «ببین صغیر من، این‌همه دیالوگِ ازت متنفرم و امیدوارم بمیری رو بذار کنار؛ ما همه‌مون می‌دونیم که پارت ۳۰ قراره وسط بارون همدیگه رو ببوسید. پس بیخود به نویسنده زحمت تایپ نده.» ╎ 💭 ֹ ִ @FanficTweet ִ ֹ ★ ִ

  • ﹙#دیالوگ﹚ ریکی هر بار، قبل اينكه دنيا كامل روى سرش خراب بشه، يه جايى اون نزدیک وايساده بود. اونقدر نزديك كه اگه سقوط كرد، زمين آخرين چيزى بود که بهش می‌رسید. ╰► #sunki #heather ╎ 💭 ֹ ִ @FanficTweet ִ ֹ ★ ִ

  • без подписи

  • 12 авг.7343512

    ﹙#دیالوگ﹚ وقتی لمسش می‌کردی تمام مدت امیدوار بودم از اینکه طعم لبای من توی دهنت پخش نمی‌شه قلبت درد بگیره و پسش بزنی، من زیاده خواه بودم یا تو زیادی بیرحم بودی؟ ╰► #ChanBaek : #HeyLittleYouGotMeFuckedUp ˒ ╎ 💭 ֹ ִ @FanficTweet ִ ֹ ★ ִ