کانال اشعار فانی تبریزی
Статистика- Последний пост
- 23 февр.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
@fanitabrizi #کانال_اشعار_استاد_فانی_تبریزی #در_رویت_هلال_ماه_مبارک_رمضان __ __ ✍ خلوت انس بگوش زنده دلان گفت پير باده فروش هلال ماه دميده است و هست باده به جوش مَه صيام به رمز و اشاره افكنده ست به بزم باده گساران نواي نوشا نوش صلاي رحمت عام است و وقت عفو گناه شنو ز گوش درون اين پيام پيك سروش كنون كه باده به جام است و حُسن يار به كام بگير جام شراب از نگار باده فروش ز خطّ و خال شنيدي كنون به خلوت اُنس بيا و دلبر دلدار گير در آغوش اگر كه طالب ياري بهل طريقة شيخ بيا به محفل صاحبدلان و باده بنوش شوي چو مست لبش بيگمان زدل بيني نه عقل مانده بجا، ني بجاست دانش و هوش بسوزجان و دل از آرزوي بادة ناب بگير باده زيار سبوي باده به دوش شكايت از غم هجران دگر مكن درويش اميد وصل بود بيشتر ز پيش، بكوش همه به بُهت و تحّير ز جوش رحمت دوست تو در تكلّم و ذرّات كاينات خموش ترانة ازلي هر كرانه موج زند ولي چه فايده آن را كه دل بود مدهوش خموش باش ز گفتار عالم فاني ز هر كران رسدت ذكر حق مگر بر گوش منت طريق تعبّد به صد زبان گفتم ولي چه سود تو را نيست گوش پند نيوش به غير صحبت جانان مگوي با منِ مست سخن ز غير گنه باشد اي فتي خاموش خيال خال تو و خواب عاشقان هيهات خصوص در شب قدري كه هست باده به جوش مشوّش است دل از هول روز رستاخيز گناه فاني مسكين ببخش بر لب نوش 🌹🌹🌹🌹☘☘🌹🌹🌹🌹 @fanitabrizi
غزل تقدیم شما🌷❤️ دوشینه کجا بودی و مهمان که بودی چون اشک من ای ماه به دامان که بودی آشفته و سرگشته و مخمور و خرابی ای جان جهان دوش تو جانان که بودی سرخی رخت گر نبود از می گلگون باز ای بت میخواره پریشان که بودی می جوش زند از لب میگون تو جانا خود گوی که در چشمه حیوان که بودی رو چون گل و مو سنبل و لب غنچه و قد سرو ای سرو روان در سر بستان که بودی اطفال به دنبال من بیدل مجنون تو مشعل روشنگر ایوان که بودی پروانه صفت سوختم از شعله آهت گو شمع شب افروز شبستان که بودی سر تا به قدم غرق کمالات خدایی ترسابچه درمکتب عرفان که بودی من فانیم از عشق توسرگشته وحیران آیینه به کف باز تو حیران که بودی فانی تبریزی🌷
https://t.me/+2tozhR4lwaU3MTY0
با سلام و آرزوی سلامتی و قبولی عبادات و اطاعات ایام به کام سال نو بر همه عزیزان مبارک التماس دعا🌻🍀❤️🌷
مشکات آفرینش🌷🌻🍀 از آسمان عصمت خورشيد انور آمد كرّوبيان سرودند ظلمات شب سر آمد آن آفتاب رحمت و آن ماه برج عصمت چون نور مهر رخشان از جيب خاور آمد تا آن مه دل آرا تابيد از مدينه بر جان اهل عصيان صد شعله آذر آمد شد پرتو جمالش مشكات آفرينش آنسان كه از فروغش هستي منوّر آمد از دودمان احمد بار نخست نوري آمد پديد، گفتند سبط پيمبر آمد حوران باغ رضوان فوج ملك شتابان تبريك گو به زهرا با درّ و گوهر آمد هم آب و آتش و خاك هم باد با تذلّل بر درگه جلالش هر يك چو چاكر آمد بوسد مگر قدومش، از آسمان چارم امروز صبحگاهان خورشيد انور آمد جويندگان حق را هنگام تشنه كامي چون راح جان فزايي آن روحپرور آمد از حسن بيمثالش شد مست كون و امكان گويي به جمع مستان ساقي و ساغر آمد آري كمند زلفش در صيد عشقبازان سرگشته ولا را مانند چنبر آمد ازبس كه روي خوبش زيباست، همچو خُويش ديوان حسن را او عنوان دفتر آمد نامش حسن علي را دلبند و نور ديده جاني به شكل انسان گوئي مصوّر آمد تا از زلال لعلش از بوسه كام گيرد بابش علي اعلي ساقيّ كوثر آمد زهرا چو بوسهاي زد بر لعل شكرّينش ارزان بهاي قند و بازار شكّر آمد از مردمان حوران اسپند شد مهيّا بر نقض زخم چشمش از خُلد مجمر آمد گوئي گذر فتاده بر زلف او صبا را كز هر طرف شميمي از بوي عنبر آمد آري زيمن جودش وز دولت وجودش بر جمله كون و امكان الطاف داور آمد تا خلق را رهاند از ظلمت و جهالت نوري زلطف سرمد بر خلق رهبر آمد تا جامعه نماند بيمقتدا و سرور بعد از علي به عالم مولا و سرور آمد در نيمه ماه طاعت، از فيض آن ولادت صد لطف و صد عنايت بر هفت كشور آمد شد جمله اهل عصيان غمگين و مات و حيران تا از نژاد خوبان فرزند حيدر آمد از دودة امامت آن مظهر كرامت بر هدم تيرگيها رخشنده اختر آمد چندي زمان گذشت و شد جامعه پرآشوب كز ظلم و جور و طغيان دلها مكدّر آمد آنسان جفا نمودند بر اهل بيت عصمت كز ديدگان عشّاق خوناب احمر آمد تا فتنهها بخوابد در عصر ظلم و طغيان آن مظهر صبوري سردار لشگر آمد آن نو گل رسالت در حلم و بردباري مانند جد پاكش الگو و مظهر آمد چون ديد اهل طغيان غوغا كنند و بلوا تدبير آن چنان كرد تا جمله احقر آمد آن صلح چون جهادش با فوج فتنه جويان چون آتشي به جان قوم ستمگر آمد حلمش چنان شكستي بر لشكر عدو زد گوئي به گشتزاران آفت ز صرصر آمد صبرش شدي چه مطلوب در فتنهها و آشوب كز صولتش هزاران شورش مسخّر آمد ما را چه جاي وصف آن حسن لايزالي است كاندر مديح حسنش عالم سراسر آمد در دل اگرچه بودي وصف جمال آن يار از همّت رفيقان طبعم سخنور آمد ما را تفقّدي كرد آن معدن كرامت كز لطف بيشمارش وصفش ميسّر آمد روزي رسد بگوش دلدادگان عشقش كان وارث شفاعت در صفّ محشر آمد گو اي صبا ز فاني عشّاق سرگران را اي بيدلان كجائيد دلدار و دلبر آمد فانی تبریزی
مشکات آفرینش🌷🌻🍀 از آسمان عصمت خورشيد انور آمد كرّوبيان سرودند ظلمات شب سر آمد آن آفتاب رحمت و آن ماه برج عصمت چون نور مهر رخشان از جيب خاور آمد
ماه رحمت ماه رحمت آمد و ماه خدا ماه مهمانی ذات کبریا ماه مهر و ماه عشق و بندگی ماه ذکر و ماه تسبیح و دعا ماه روزه ماه ترک خواب و خور ماه قرآن ماه ترک ماسوا ماه تنزیل کلام سرمدی بر دل پاک رسول مصطفی گشته واجب بر تمام اهل دل دوری از کبر و حسد، مکر و ریا در پی اکسیر عرفانی اگر ؟ باشد این شبها بسان کیمیا دیدگان را خواب می باشد حرام گر تو را باشد به سر شوق لقا دردمندان را در این شبهای قدر ذکر یا مولا علی باشد دوا ذکر این مه یاعلی و یاعلی است یاعلی گو با خدا شو آشنا ای که می خواهی فنافی الله شوی فانی اندر او شوی یابی بقا باید اول از دل و جان ای عزیز بر قضا و بر قَدر باشی رضا پس بنوشی همچو فانی جام عشق سر نهی در وادی فقر و فنا فانی تبریزی🌷
عمریست که عمرم همه در کار دعا رفت🌷
@fanitabrizi #فاطمیه_مدح_و_مرثیه #در_مدح_حضرت_زهرا_س چه ميتوانم بيان نمايم به وصف زهرا ز طبع گويا ستوده او را به قول شيوا، كه گفته طاها براو«فداها» تويي فروغ چراغ خلقت صفاي ايمان زلال عصمت تو آن همائي به اوج عزّت كه پر كشيدي به بيكرانها شراب عرفان ازل تراويد ، شدي تو سرمست جام توحيد ز نشئة آن بسان خورشيد كني فروزان تمام دنيا به اصل ايمان شدي تو نائل زخويش فاني به حق واصل تو هستي آري به صد دلايل فروغ عصمت بهاي تقوا تو شاهكاري ز صنع سرمد تو يادگاري ز نور احمد به هر دياري تويي مسدّد زلطف حيّ خداي دانا به آفرينش يگانه گوهر صفات حق را نشان و مظهر چو هست نورت زنور داور به جمله عالم تويي چو بيضا بود مقامت بلند و شاهق نيازمندت همه خلايق از آن بفرمود امام صادق كه امّ ما بِه زجملة ما حديث و قولت نداي قرآن ولايت تو ولاي قرآن رضايت تو رضاي قرآن توئي بهقرآن مفاد و معنا بود طريقت طريق عرفان ولايت تو كليد رضوان بود نصيبش عذاب و نيران هر آن كه باشد تو را ز اعدا نمودي از دل چو خطبه ايراد بناي طغيان برفت بر باد بلي جهان را زظلم و بيداد نمودي آگاه زنطق گويا زني كه اهل صواب باشد هميشه بر رخ نقاب باشد پيام زهرا حجاب باشد چه پيش بينا چه پيش اعمي اگر بپرسي زجور امّت چه گشته (فاني) گل رسالت؟ بود شهيد ره ولايت به حق حيدر به جان طاها @fanitabrizi
زبان حال حضرت زينب(س) در اربعين منم آنكه از فراقت غم جانگداز دارم چه كنم كه با تو پنهان سر كشف راز دارم منم آن غمين بيدل كه بلاكش فراقم به وصالت آرزومند دل پاكباز دارم به كجا روم كه بي تو همه عالم است ظُلمت زبهاي دولت تو سر سرفراز دارم چو شميم جانفزايت به مشام جان رسيده زهواي وصل رويت دل چاره ساز دارم چه غم ار زجور دشمن، شده خاك تيره گلگون كه ميان اين گلستان چو تو سروِ ناز دارم زجدايي تو خون شد دل داغدار زينب(س) مه من مگر نداني كه به تو نياز دارم؟ به نماز ليل گفتي كه تو را به ياد آرم همه شب به يادت اي جان هوس نماز دارم زگذشت اربعيني شدم از جهان چنان سير كه نه شوق خانه رفتن نه سر حجاز دارم «غم دل چه باز گويم كه تو را ملال گيرد كنم اين حديث كوته كه غم دراز دارم» دل دردمند فاني شده عاشق لقايت نظري نما كه من نيز نظر مُجاز دارم فانی تبریزی @fanitabrizi
سلام علیکم دوستان عزیزم🌷🌻 با تشکر و سپاس از کانال روزشمار فرهنگ و هنر ایران🌹🌻🌷 زنده باشید و سربلند هر صفحه ز اشعار من از زلف تو شرحی است جز وصف جمالت نبود شرح کتابم ارادتمند دوستان فانی تبریزی🌷🌻❤️
@farhang_honar_irann #عباس_داداش_زاده (۱۱ مرداد ۱۳۴۷ #تبریز) شاعر، نویسنده و پژوهشگر ادبیات و عرفان اسلامی.
ولادت مولایمان امام رضا سلام الله علیه مبارک باد ❤️🌷🌻🍀🌹
شعر امام رضا علیه السلام 🌷🌷🌻 ای جان همه عالمیان در دل غبرا وی روح سلاطین فنا در ره تقوا ای جوهره عشق و وفا در دل شیدا دل رفت به سودای سر زلف مطرا جان در تب و تاب است ز هجران تو جانا ای حجّت حق سرّ نهان کنز حقایق مدحت نبود در خور ادراک خلایق لیکن به وصالت شده دل راغب و شایق لطفی کن و از دل بزدا زنگ علایق توصیف کنم تا مگر آن طلعت زیبا نافذ همه فرمان تو از ماه به ماهی از بندگیت داده خدا منصب شاهی کرسی و فلک،لوح و قلم،عرش الاهی ذرّات جهان،کون و مکان،جمله کماهی در سیطرِۀ حکم تو ماهیت اشیاء ای آنکه به رخ موج زند جلوه توحید یک لمعه ز رخسار تو صد چشمه خورشید پیش قد دلجوی تو خم قامت ناهید از جام روانبخش تو هر ذرّه که نوشید خورشید شد و چرخ زنان رفت به بالا روشن ز جمالت شده هر دیده حق بین مبهوت وقار و کرمت جمله سلاطین سرمست کمالات تو شد سوری و نسرین مریخ و زمین،مشتری و زهره و پروین دور حرمت چرخ زنان با دل بینا رخسار تو ای جان جهان معدن انوار از شمس رخت نور خدا هست پدیدار مجذوب جمالت شده هر عارف بیدار مهر تو دو صد جنّت و قهر تو دو صد نار از مهر تو بر سالک حق،خلد مهیّا تو جلوه حق،معدن عرفانی و حکمت تندیس صفا،عشق و وفا،شور و محبت احسان و کرم،جود و عطا،لطف و کرامت فرزند نبی روح علی با همه دولت محبوب خداوندی و خود بنده والا سر مست لب لعل تو هر عاشق جانان دلداده عشق تو دو صد بنده و سلطان مدهوش تجلای رخت زاده عمران در حکمت حق بنده تو را حضرت لقمان استاد همه جن و ملک، آدم و حوا ای کنج خرابات تو آباده عرفان از فیض نگاهت شده دل بیدل و حیران خاک حرم پاک تو ای شاه خراسان مسجود ملک رشک فلک غبطه رضوان منظور همه اهل جهان کعبه دلها ای شمسه ایوان تو خورشید ممالک وی بر همه ذرّات جهان حاکم و مالک عشّاق جهان،پیر مغان،عارف و سالک احرار زمان،پیر و جوان،خیل ملایک مشغول طواف حرمت با دل دانا آن گنبد زرّین تو بر عرش نگین است صحن حرمت روضه رضوان برین است عشّاق تو ای شاه جهان اهل یقین است مشتاق تو با خیل ملک،روح الامین است بر موسی جان خاک درت سینه سینا توفیق تشرف نشد امسال صد افسوس دلخونم از این درد نه از لطف تو مایوس ای کان کرم میر هدی پادشه طوس از دور بود فانی مسکین تو پابوس لطفی کن و درمان بنما غصه ما را #حضرت_امام_رضا #فانی_تبریزی
با سلام و ارادت به همه دوستان عریزم🌻🌷❤️
без подписи
#رمضانیه #گریز_به_شهادت_حضرت_علی_ع یاد دارم روزی از ماه صیام ماه قرآن و دعا و اهتمام ماه استغفار و عفو و بندگی ماه صبر و ماه مهر و زندگی ماه وصل عاشقان با صفا ماه مهمانی ذات کبریا ماه کسب علم و عرفان و شعور ماه ترک کبر و عصیان و غرور مات و حیران بودم از افکار خویش دل ز سودای محبّت ریش ریش ناگه از الطاف خلاّق ودود گوش جان از هاتفی رازی شنود صبح بود و وقت ترک خواب ناز وقت کشف راز و هنگام نماز دیدم آنگه سرخوشان وصل یار آن قلندر مشربان کردگار جمله بودند از تحیر در قیام مست انوار خدای لاینام صف بصف اندر نیاز و در نماز غرق حیرت در جمال بی نیاز پیش آنان سرور و سلطان دین ساقی کوثر امیرالمؤمنین بود سرگرم مناجات خدا محو توحید و برون از ماسوا آنچنان مست جمال یار بود سرخوش و دلدادۀ دلدار بود گو که فارغ بود از کون و مکان آن امام بیکلام انس و جان عین عین الله با عین بصیر شاهد انوار خلاّق قدیر نغمۀ «وَجَّهت وجْهش» هر زمان پیچد اندر محفل لاهوتیان بگذرد آوای تکبیرش عیان از حجابات زمین و آسمان از قیامش انجم و افلاک و ماه بل تمام کاینات از ماه و چاه سرخوشند از ساغر صهبای او مستِ مست از جام استغنای او جملۀ ذرّات مست ساز او آفرینش بود هم آواز او ناگهان آن مظهر بود و نبود کرد آهنگ رکوع، وآنگه سجود از سجودش قدسیان حیران شدند ساکنان عرش دست افشان شدند در سجودش رازها بنهفته بود کشف آن باید نمود اهل شهود تا شهنشاه عزیز سر فراز رأس خود برداشت از مهر نماز لرزه بر اندام اهل دل فتاد آتش اندر جان آب و گل فتاد ابن ملجم آن شقّی الأَشقیا کرد خونین وجهِ وجهالله را از جفای تیغ آن ملعون خوار آیت شقّالقمر شد آشکار هیکل توحید شد نقش زمین زد به سر در آسمان روح الامین نغمۀ «فزت و ربّ الکعبه» را بر زبان آورد شاه اولیا غرق خون گردید محراب امام روز شد در چشم او ظلمات شام یادم آمد سرزمین کربلا وقت جنگ پور شیر لافتی آن زمانی که عمود آهنین خورد بر فرق یل امّالبنین آن ابوالفضل آن علی را نورعین آن که بودی طاقت جان حسین روز شد در چشم او ظلمات شام گشت آن شیر عرین آهوی رام دشمنان را گشت جرأت بیشتر تاختند آن روبهان بر شیر نر آن ستمکاران اشرار زمان دشمنان کینه جوی بیامان آن سیه بختان بنموده فرار باز برگشتند بهر کارزار ماند سقّای حرم آن نور عین در میان دشمنانش بیمعین گفت ناگه از دل ادرکنی اخا ای امام بی معین ما سوا ای ضیابخش تمام کاینات علّت ایجاد کلّ ممکنات خود بهفریادم رس ای جان جهان ای مرا روح و روان، آرام جان بس کن ای «#فانی» حدیث غم فزا سوختی زین ناله جان ماسوا خواستند این نغمه از من اهل دل آن برادرهای بر حق متّصل «یوسف و بهرام» آن گلهای پاک آن دو یار، همچو گوهر تابناک هر دو از فیض ولایت کامکار هر دو از درد ولایت اشکبار بارالها از عنایات و کرم وارهان ما را از این ظلمات غم در طریق اهل عرفان ای جلیل باش ما را تا قیامت خود دلیل عفو فرما جملۀ جرم مرا بر تمام انبیا و اولیا فانی» و «بهرام» و «یوسف»را زِجان وارهان از فتنۀ آخر زمان @fanitabrizi 🌹🌹☘☘🌹🌹☘☘🌹🌹
https://t.me/+2tozhR4lwaU3MTY0 👍👍👍👍👍👍👍👍👍
без подписи
без подписи