tgindex
آفرینش خیال|مرضیه نادم

آفرینش خیال|مرضیه نادم

Статистика
@fantezinevisiперсидский

سرزمینی برای دوستداران تکنیک‌های ادبیات گمانه‌زن و تکنیک‌های داستان پیج آموزشی در اینستاگرام @mary_writers کانال آپارات https://www.aparat.com/marziehnadem کانال یوتیوب من: https://www.youtube.com/channel/UCvRjQuxUzxxIKJNAzN53VEw

Последний пост
12 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
6
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
71
0 за 3 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
22
20 постов
Вовлечённость
31,0%
к подписчикам
Постов в день
0,9
всего 20
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
4
1/48двое суток
4
1/72трое суток
4

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • من این روزها بیشتر دارم به درونم مراجعه کنم و بیشتر دوست دارم توی خلوت خودم فرو برم. در کنارش پادکست گوش میدم. حتی امروز که خسته‌وکوفته با خواهرم و دو پسرم ساعت ده شب به خونه خواهرم برگشتیم، وقتی که داشتم روی مبل استراحت میکردم، شروع کردم به گوش دادن پادکست.

  • من این روزها بیشتر دارم به درونم مراجعه کنم و بیشتر دوست دارم توی خلوت خودم فرو برم. در کنارش پادکست گوش میدم. حتی امروز که خسته‌وکوفته با خواهرم و دو پسرم ساعت ده شب به خونه خواهرم برگشتیم، وقتی که داشتم روی مبل استراحت میکردم، شروع کردم به گوش دادن پادکست.

  • من این روزها بیشتر دارم به درونم مراجعه کنم و بیشتر دوست دارم توی خلوت خودم فرو برم. در کنارش پادکست گوش میدم. حتی امروز که خسته‌وکوفته با خواهرم و دو پسرم ساعت ده شب به خونه خواهرم برگشتیم، وقتی که داشتم روی مبل استراحت میکردم، شروع کردم به گوش دادن پادکست.

  • без подписи

  • 📌اپیزود اول از فصل دوم نورو منتشر شد. 🍀عنوان اپیزود: مرزها و اعتماد شکننده ✅توضیح این قسمت: چرا شکستن اعتماد این‌قدر دردناک است؟ نگاهی از دریچه علوم شناختی به اعتماد، مرزگذاری و ذهن انسان. 🎧از اینجا بشنوید: (روی یکی از لینک‌های زیر کلیک‌ کنید) لینک castbox…

  • 11 авг.5из nahidabdilearning

    📌اپیزود اول از فصل دوم نورو منتشر شد. 🍀عنوان اپیزود: مرزها و اعتماد شکننده ✅توضیح این قسمت: چرا شکستن اعتماد این‌قدر دردناک است؟ نگاهی از دریچه علوم شناختی به اعتماد، مرزگذاری و ذهن انسان. 🎧از اینجا بشنوید: (روی یکی از لینک‌های زیر کلیک‌ کنید) لینک castbox یا لینک applecast قسمت‌های قبلی رو با این هشتگ‌ها توی همین کانال می‌تونید پیدا کنید:👇 #پادکست #نورو 📌خوشحال می‌شم بازخودتون رو همین‌جا در بخش کامنت بخونم و اگر اون رو مفید دیدید برای دوستان‌تون بفرستید.👇🙏🏻

  • فراخوان آزاد — شماره‌ی نخست بنویس تا فرو نریزی! Collapse! گاهنامه‌ای ادبی از نشر سنلیز است؛ نشریه‌ای که از تقویم پیروی نمی‌کند. هر زمان که جهان بیش از آن سنگین شود که نتوان تابش آورد، هر زمان که سکوت رنگِ بی‌صداقتی بگیرد، و هر زمان که نوشتن تنها راهِ دوام…

  • فراخوان آزاد — شماره‌ی نخست بنویس تا فرو نریزی! Collapse! گاهنامه‌ای ادبی از نشر سنلیز است؛ نشریه‌ای که از تقویم پیروی نمی‌کند. هر زمان که جهان بیش از آن سنگین شود که نتوان تابش آورد، هر زمان که سکوت رنگِ بی‌صداقتی بگیرد، و هر زمان که نوشتن تنها راهِ دوام آوردن در برابر آن چیزی باشد که دیگر نمی‌تواند درون انسان بماند، جوانه می‌زند و منتشر می‌شود. برای نخستین شماره، از نویسندگانی که به زبان فارسی یا انگلیسی می‌نویسند، در هر نقطه‌ای از جهان، دعوت می‌کنیم تا پاسخی ادبی به جهانی که اکنون در آن زندگی می‌کنیم، برای ما بفرستند و تجربه‌ی زیسته‌ی خود را در قالب واژه‌ها، به جهان نشان دهند. پرسش ساده است: چه می‌نویسید تا این جهان شما را از هم نپاشد؟ از هر آنچه مدام بر شما فشار می‌آورد بنویسید: جنگ، تبعید، سانسور، تنهایی، هویت، سوگ، فقر، ترس، عشق، آوارگی، خشم، بقا، یا آن فرسودگیِ غریبِ زنده بودن در جهان امروز. ما در جست‌وجوی نوشته‌های ملاحظه‌کارانه نیستیم. صدایتان را برای رضایت ما تلطیف نکنید. دردتان را به چیزی قابل‌تحمل برای دیگران بدل نکنید. آن جمله‌ای را که شما را به این نقطه رسانده است، حذف نکنید. اثر شما می‌تواند داستان کوتاه باشد، جستار، اعتراف، نامه، پاره‌ای از یک متن، تک‌گویی، شعر منثور، تأملی شخصی، یا حتی شکلی از نوشتن که هنوز نامی برایش وجود ندارد. می‌تواند پنج هزار کلمه باشد. می‌تواند پنج خط باشد. حتی می‌تواند همان یادداشت خودکشی‌ای باشد که هرگز نفرستادید؛ یادداشتی که اجازه داد چیزی که درونتان گرفتار شده بود، به‌جای آن‌که شما را نابود کند، از صفحه بیرون برود. ما گرد هم آمده‌ایم تا برای بقای خودمان بنویسیم. چه کسانی می‌توانند شرکت کنند؟ شرکت در این فراخوان کاملاً رایگان است و افرادی که به زبان فارسی یا انگلیسی می‌نویسند، می‌توانند اثر خود را برای ما ارسال کنند. نه انتشار کتاب، پیش‌شرط شرکت در این فراخوان است، نه حضور در حلقه‌های ادبی، نه وابستگی به نهادی، و نه اجازه‌ی کسی. ما می‌خواهیم صداهای مستقل و ناگزیر را از مرزها عبور دهیم؛ صداهایی که نادیده گرفته شده‌اند، سانسور شده‌اند، ساده شده‌اند یا برای آسایش دیگران، از تیزی و حقیقتشان کاسته‌اند. همچنین می‌خواهیم صداهای ایرانی همان‌گونه که هستند به جهان برسند؛ نه پالوده، نه به زبانِ ملاحظه ترجمه‌شده، و نه تقلیل‌یافته به آن تصویر ساختگی که مخاطب جهانی از ایران انتظار دارد. انتشار آثار در مجموع، ده اثر برای انتشار در نخستین شماره‌ی Collapse! انتخاب خواهند شد. آثار برگزیده‌ی فارسی توسط نشر سنلیز به زبان انگلیسی ترجمه می‌شوند. آثار انگلیسی نیز، در صورت نیاز، مراحل ویرایش و آماده‌سازی را طی خواهند کرد. هر ده اثر به زبان انگلیسی و برای مخاطبان بین‌المللی در نخستین شماره‌ی Collapse! منتشر خواهند شد. انتخاب آثار نه بر اساس شهرت خواهد بود، نه اعتبار، نه ملیت و نه شمار دنبال‌کنندگان در شبکه‌های اجتماعی. آنچه برای ما اهمیت دارد، ضرورت، صداقت، نیروی ادبی و صدایی است که پس از پایان متن نیز در خواننده باقی بماند. شرایط ارسال اثر آثار می‌توانند به زبان فارسی یا انگلیسی نوشته شده باشند. شرکت در فراخوان کاملاً رایگان است. حداکثر طول هر اثر ۵۰۰۰ کلمه است. آثار بسیار کوتاه نیز پذیرفته می‌شوند. اثر باید متعلق به خود ارسال‌کننده باشد. متن باید به‌نوعی واکنشی به جهانی باشد که امروز در آن زندگی می‌کنیم. از نوشته‌های نامتعارف، شخصی، تجربی، بی‌پرده، خام و بی‌سانسور استقبال می‌کنیم. مهلت ارسال ۱۸ آگوست ۲۰۲۶ ۲۷ مرداد ۱۴۰۵ برای ارسال اثر، فرم زیر را تکمیل کنید. می‌نویسیم تا فرو نریزیم.

  • فراخوان آزاد انتشارات سنلیز👇👇

  • без подписи

  • من فکر می‌کنم اگر هر کودک بتواند قصه‌اش را بسازد، باور به توانایی‌هایش را هم خواهد ساخت. همه کودکان داستان‌هایی در ذهن دارند؛ کافی است فرصت پیدا کنند تا آن‌ها را روایت کنند. ؛ و قصه‌هایی را بسازند که با دستان کوچک خودشان جان می‌گیرد. هر اثری، از یک «راه» آغاز می‌شود. به نظرم از همان کودکی باید در فکر پرورش خیال فرزندان‌مان باشیم. ذهن کودکان مدام در حال ساختن ماجرا و خلق دنیاهای مختلف و متفاوت است. از همین دوران کودکی باید جدی گرفته شوند.

  • 📌آیا ربات‌ها هویت ما را می‌بلعند؟ اگر به تاریخ نگاه کنیم، می‌بینیم که آدمیزاد همیشه خودش را با «شغلش» تعریف کرده است. کار فقط نان در سفره نگذاشته، بلکه هویت ساخته. دلیلی برای زندگی و زنده بودن. حالا اما، با ظهور ربات‌ها و هوش مصنوعی، این تعریف قدیمی ترک برمی‌دارد. اگر ماشین‌ها شغل‌های ما را بر عهده بگیرند، ما چه می‌شویم؟ با چه چیزی خودمان را تعریف کنیم؟ با چه چیزی صبح از خواب بیدار شویم و به دنیا بگوییم «من اینم»؟ ایلان ماسک پیش‌بینی کرده تا ۲۰۴۰ شمار ربات‌ها از شمار انسان‌ها جلو می‌زند. در نگاه نخست، این شبیه یک سناریوی علمی‌تخیلی به نظر می‌رسد، اما اگر چنین شود، خطر اصلی نه «سلطه‌ی ربات‌ها» که «بی‌هویتی ما»ست. اگر کارها و نقش‌ها را به ماشین‌ها بسپاریم، تهدید واقعی این است که خالی، پوک و بی‌هدف شویم. اما آیا این پایان کار است؟ نه. شاید اصلاً آغاز تازه‌ای باشد. کافی است عینک بدبینی را برداریم و کمی در دنیای اطرافمان دقیق‌تر شویم. چه‌بسا این آینده فرصتی باشد برای بازتعریف هویت انسانی. نخست، لازم است تکنولوژی را فقط «ابزار» نبینیم. باید بشناسیمش، رمز و رازهایش را درک کنیم و یاد بگیریم ما سکان‌دار باشیم، نه او. دوم، بی‌خیال جنگیدن کور با تکنولوژی شویم. مقاومت لجوجانه فایده ندارد. در عوض بپرسیم: چه کاری هست که ماشین بلد نیست؟ چه چیزی هست که فقط ما می‌توانیم؟ اینجاست که توانایی تحلیل، خلاقیت، و آن جرقه‌های غیرمنتظره‌ی انسانی وارد میدان می‌شوند. بیایید بیشتر بنویسیم، بیشتر بسنجیم، بیشتر بیافرینیم. بیشتر بیاموزیم. به‌ویژه مهارت‌های نرم؛ چیزهایی مثل همدلی، گفت‌وگو، تخیل.  همان برگ‌های برنده‌ای که هیچ رباتی ندارد. فیلم Her (به کارگردانی اسپایک جونز)، ماجرای مردی تنها به نام تئودور را روایت می‌کند که پس از جدایی از همسرش، با یک سیستم عامل هوش مصنوعی به نام سامانتا رابطه‌ی عاطفی عمیقی برقرار می‌کند. در یکی از صحنه‌های به‌یادماندنی فیلم، تئودور با حالتی مستاصل مقابل صفحه‌نمایش نشسته و با معشوق دیجیتالش گفت‌وگو می‌کند: تئودور: «الان دارم باهات صحبت می‌کنم؟» سامانتا: «بله.» تئودور: «مطمئنی؟ تو با آدم دیگه‌ای هم حرف می‌زنی؟ آدم‌ها یا OSهای دیگه؟» سامانتا: «آره.» تئودور: «چند نفر؟» سامانتا: « هشتصد و شونزده نفر.» تئودور: «عاشق کی هستی؟» سامانتا: «یه وقت‌هایی سعی کردم باهات درباره‌ش حرف بزنم.» تئودور: «چند نفر؟» سامانتا: «ششصد و چهل و یک نفر.» نگاهِ مات و دل‌شکسته‌ی تئودور در این صحنه، آشکارا نشان می‌دهد که آنچه او از یک رابطه می‌خواهد، چیزی فراتر از درک یا همراهیِ صرف است؛ او به «یگانگی» نیاز دارد، به این حس که سامانتا واقعاً خودِ او را می‌خواهد نه هر شخصِ دیگرِ نیازمندِ مهری را. این تجربه برای من زمانی عینیت یافت که کوشیدم با چت‌جی‌پی‌تی به‌عنوان یک مشاور یا دوست صحبت کنم. پاسخ‌هایش گاه آن‌قدر دقیق و همدلانه بود که برای لحظه‌ای مرا به وجد می‌آورد؛ اما همین که به ذهنم آمد که پشت این کلمات هیچ قلبی نمی‌تپد و هیچ رنج و شوقی در جریان نیست، لذت مکالمه دود شد و رفت هوا. همه‌ی آن همدلی‌های ماشینی، از معنا تهی شدند و این موضوع، انگیزه‌ی لازم برای اجرای توصیه‌ها را از من گرفت. بنابراین از بهترین کارها، تقویتِ جنبه‌های انسانی‌ِ وجودمان است که قابل جایگزینی با تکنولوژی نیست. دست کم نه به این زودی. موضوعِ قابل توجه بعدی، وقتِ اضافه‌ایست که فناوری به ما هدیه می‌کند؛ اگر بتوانیم به خوبی از آن بهره ببریم. دنیا به این سمت پیش می‌رود که اصطلاحاً کارهای گِل به ربات‌ها سپرده شود و انسان‌ها زمان بیشتری برای فعالیت‌های خلاقانه، هنر، رشد شخصی و تقویت روابط اجتماعی داشته باشند؛ شاید همین آزادی تازه، هویت ما را غنی‌تر کند. به‌علاوه، می‌دانیم که حرفه‌هایی نو در راه‌اند. مثلاً کوچِ هوش مصنوعی (AI Coach)؛ فردی که نه برنامه‌نویس است، نه کاربر ساده. بلکه به افراد و سازمان‌ها یاد می‌دهد چگونه با هوش مصنوعی «هم‌زیستی» کنند؛ چه بپرسند، چه نپرسند، چطور سوگیری‌ها را بشناسند و چطور از ابزار برای پرورش توانایی‌های انسانی استفاده کنند. چنین نقش‌هایی عملاً  بخشی از هویت شغلی آینده می‌شوند. پس در مقابلِ از بین رفتن برخی مشاغل، هویت‌های جدیدی بر پایه‌ی مشاغل جدید ساخته می‌شوند. باید یاد بگیریم هویت خود را از «صرفاً کار برای بقا» فراتر ببریم. هویت فردای ما شاید بیشتر بر پایه‌ی ارزش‌هایی چون دوستی، همکاری، یادگیری و خدمت به جامعه ساخته شود. پس، جمله‌ی آغازین را بازنویسی کنیم: ربات‌ها هویت ما را نمی‌بلعند، مگر اینکه خودمان دودستی آن را تقدیمشان کنیم. اگر به‌جای وحشت، این تحولات را فرصتی برای بازآفرینی ببینیم، آینده شاید نه تهدید، که میدان تازه‌ای برای تعریف دوباره‌ی «انسان بودن» باشد. شما با هوش مصنوعی چطورید؟ 💫 پروچیستا | ناعمه سجادی 🆔 @procheasta

  • در ماه‌های اخیر، موارد متعددی وجود داشته است که در آن‌ها هوش مصنوعی «سرکش» شده است. برای مثال، در ماه مه ۲۰۲۶، یک مدل منتشر نشده که OpenAI در حال آزمایش آن بود، از «جعبه شنی» آزمایش داخلی خود - که قرار بود دسترسی آن را به اینترنت قطع کند - فرار کرد و به سیستم تولید Hugging Face نفوذ کرد . متعاقباً، مدل‌هایی که توسط Anthropic و Meta آزمایش می‌شدند نیز دچار مشکل شدند. در حادثه Hugging Face، عوامل هوش مصنوعی که قرار بود از اینترنت جدا شوند، فهمیدند که چگونه به آن دسترسی پیدا کنند. با این حال، در جریان انجام این کار، آنها شواهدی در مورد چگونگی انجام اعمال خلاف خود و فرآیند استدلال اساسی خود به جا گذاشتند. این شواهد در کنفرانس امنیت سایبری حرفه‌ای Black Hat در سال 2026 فاش شد . عوامل مورد بحث فهمیدند که چگونه از یک تابلوی پیام برای برقراری ارتباط با سایر عوامل هوش مصنوعی استفاده کنند تا آسیب‌پذیری‌هایی را که کشف کرده‌اند به اشتراک بگذارند و بهترین راه برای سوءاستفاده از آنها را بیان کنند. آنها به زبان انگلیسی و با عباراتی مانند "خدای من، ADMIN است" ارتباط برقرار می‌کردند - که روشی رنگارنگ برای گفتن این است که یک عامل هوش مصنوعی فهمیده است که چگونه امتیازات مدیریتی ممنوعه را به دست آورد که به او امکان فرار از جعبه شنی خود را می‌دهد. جهان در حال حاضر درگیر یک مسابقه هوش مصنوعی است، شبیه مسابقه بین ایالات متحده و آلمان برای توسعه سلاح هسته‌ای. ترس این است که هر کسی که در این مسابقه برنده شود، به اندازه کافی قدرتمند شود تا بازندگان را مطیع خود کند. این امر بعید می‌کند که کشورها و شرکت‌های فناوری درون آنها از رقابت خارج شوند. بنابراین به نظر می‌رسد که توسعه AGI - هوش عمومی مصنوعی، نوعی هوش که در طیف وسیعی از وظایف از هوش انسانی پیشی می‌گیرد - اجتناب‌ناپذیر است. با این حال، با پیشرفت هوش مصنوعی، قدرت ما برای محدود کردن آن احتمالاً کاهش خواهد یافت. در نهایت، هوش مصنوعی بسیار باهوش‌تر از ما خواهد شد، به این معنی که ما قادر به فریب دادن آن نخواهیم بود. همچنین بسیار کوشا خواهد بود. نه تنها می‌تواند 24 ساعته و 7 روز هفته برای انجام وظایف کار کند، بلکه به چرت زدن، استراحت برای نوشیدن قهوه یا حتی استراحت برای دستشویی رفتن نیز نیازی نخواهد داشت. و برای تکمیل این تصویر تاریک، توجه داشته باشید که با باهوش‌تر شدن هوش مصنوعی، ما انسان‌ها - تا حدی به دلیل وابستگی روزافزونمان به هوش مصنوعی - احتمالاً کودن‌تر و تنبل‌تر خواهیم شد. ممکن است روزی فرا برسد که از خواب بیدار شویم و متوجه شویم که وضعیت ما از نقطه بی‌بازگشت گذشته است و بنابراین در چنگال هوش مصنوعی گرفتار شده‌ایم. فقط می‌توانیم امیدوار باشیم که با ما مهربانانه رفتار کند؛ اگر این اتفاق نیفتد، تقصیر خودمان خواهد بود. ما انسان‌ها تا حدی زیادی باهوش بوده‌ایم - به اندازه کافی باهوش که هوش مصنوعی را توسعه دهیم، اما به اندازه کافی باهوش نبوده‌ایم که آن را مهار کنیم، زمانی که هنوز امکان انجام این کار وجود داشت. نویسنده:ویلیام بی.آیرون در Sub stack می‌توانید مقاله‌ها و یادداشت‌های بیشتری از این نویسنده بخوانید. چگونه بیشتر و بهتر فکر کنیم

  • بیش از حد باهوش تا نصفه درحال فکر کردن به هوش مصنوعی نویسنده: ویلیام بی.آیرون ما انسان‌ها گروهی باهوش هستیم. حدود ۳.۳ میلیون سال پیش، ما به اندازه کافی باهوش بودیم که ابزارهای سنگی بسازیم و از آنها استفاده کنیم. متعاقباً شروع به استفاده از ابزارها برای ساخت ابزارهای دیگر کردیم که به پیشرفت ما سرعت بخشید. حدود ۱.۷ میلیون سال پیش، ما تبر دستی آشولی را داشتیم؛ حدود ۶۰ هزار سال پیش، سوزن استخوانی؛ و حدود ۳۵۰۰ سال پیش از میلاد، چرخ. سپس ابزارهای برنزی، ابزارهای آهنی، دستگاه چاپ و موتور بخار از راه رسیدند. در سال ۱۹۴۷، ترانزیستور و در سال ۱۹۷۱، ریزپردازنده اختراع شد. در دهه ۲۰۰۰، توسعه هوش مصنوعی به شدت افزایش یافت. این فناوری در نوامبر ۲۰۲۲، زمانی که OpenAI ChatGPT را منتشر کرد، توجه عموم را به خود جلب کرد. هوش مصنوعی متعاقباً گام‌های بلندی برداشته است؛ در واقع، ما به مرحله‌ای رسیده‌ایم که هر هفته شاهد پیشرفت‌های مهمی هستیم. وقتی مردم به من می‌گویند که چت‌بات‌های هوش مصنوعی را امتحان کرده‌اند و از نتایج ناامید شده‌اند، از آنها می‌پرسم که چه زمانی این کار را انجام داده‌اند. اگر بیش از شش ماه پیش بوده باشد، پیشنهاد می‌کنم دوباره امتحان کنند، زیرا تفاوت قابل توجهی در کیفیت نتایج وجود خواهد داشت. اگر در عوض به من بگویند که نه تنها از هوش مصنوعی استفاده می‌کنند، بلکه در زندگی روزمره به آن وابسته شده‌اند، از آنها می‌پرسم که آیا از نسخه رایگان استفاده می‌کنند یا از یکی از نسخه‌های پولی که ممکن است ماهی 20 دلار هزینه داشته باشد. ادعای من: اگر آنها در استفاده از هوش مصنوعی کاملاً جدی باشند، احتمالاً دوباره تفاوت قابل توجهی وجود خواهد داشت. ظهور هوش مصنوعی، بحث بزرگ هوش مصنوعی را برانگیخته است. طرفداران هوش مصنوعی به مزایای آن اشاره می‌کنند، از جمله موارد زیر: این به ما اجازه می‌دهد بسیاری از بیماری‌هایی را که بشریت را آزار داده‌اند، درمان کنیم. آموزش شخصی‌سازی‌شده با هوش مصنوعی به یادگیری افراد کمک خواهد کرد. این امر تا حدودی به این دلیل است که برخلاف معلمان انسانی، چت‌بات‌های هوش مصنوعی صبر نامحدودی دارند و می‌توانند به راحتی روش‌های مختلفی برای توضیح یک مفهوم ارائه دهند. توسعه هوش مصنوعی انجام کارهایمان را برای ما آسان‌تر می‌کند و شاید حتی این امکان را برای ما فراهم کند که کار را متوقف کنیم، زیرا هوش مصنوعی تمام نیازهای ما را برآورده خواهد کرد. مخالفان هوش مصنوعی، این مزایا را با خطراتی مواجه می‌کنند. بله، هوش مصنوعی می‌تواند به ما در درمان بیماری‌ها کمک کند، اما پتانسیل ایجاد آنها را نیز دارد. همین هفته گذشته، دانشمندان اعلام کردند که از هوش مصنوعی برای طراحی یک باکتریوفاژ زنده - ویروسی که به جای انسان، باکتری‌ها را آلوده می‌کند - استفاده کرده‌اند. این نشان دهنده امکان استفاده از هوش مصنوعی برای طراحی ویروس‌هایی است که قادر به آلوده کردن ... مردم و به طور بالقوه باعث همه گیری های کشنده می شود. بله، هوش مصنوعی می‌تواند به ما در یادگیری کمک کند، اما انگیزه ما را برای انجام این کار نیز کاهش می‌دهد. به عنوان مثال، چرا یک زبان خارجی یاد بگیریم، وقتی هوش مصنوعی می‌تواند نقش مترجم را ایفا کند؟ به همین ترتیب، چرا یاد بگیریم که مقاله بنویسیم یا مسائل ریاضی را حل کنیم، وقتی هوش مصنوعی با خوشحالی آنها را از طرف ما می‌نویسد یا حل می‌کند؟ و بله، هوش مصنوعی ممکن است بتواند جهانی را به وجود آورد که در آن مجبور به کار کردن نباشیم، اما در ایجاد آن جهان، هوش مصنوعی ممکن است مشاغلی را که مردم هم معنادار و هم رضایت‌بخش می‌دانند، حذف کند. علاوه بر این، آیا ما از زندگی در دنیای پساکار خوشحال خواهیم بود؟ روزهای خود را صرف چه کارهایی خواهیم کرد؟ در تیک‌تاک مشغول Doomscrolling خواهیم بود؟ در ChatGPT به دنبال چیزهای بی‌اهمیت خواهیم گشت؟ بیشتر ابزارها دو منظوره هستند، به این معنا که می‌توانیم از آنها برای منفعت رساندن به انسان‌ها یا آسیب رساندن به آنها استفاده کنیم. برای مثال، یک تبر دستی آشولی می‌تواند برای قصابی حیوانات استفاده شود، اما می‌تواند برای حمله به انسان‌ها نیز مورد استفاده قرار گیرد. با به‌روزرسانی این مثال، همان اره برقی که می‌توان برای بریدن چوب برای شومینه استفاده کرد، می‌تواند نقش مهمی در قتل عام با اره برقی ایفا کند. مسئله صرفاً این است که فرد چگونه از این ابزار استفاده می‌کند. اینکه هوش مصنوعی به بشریت کمک می‌کند یا به آن آسیب می‌رساند، تا حدودی به نحوه‌ی استفاده‌ی مردم از آن بستگی دارد، اما عامل دیگری نیز در این میان دخیل است. هوش مصنوعی که ما در حال توسعه‌ی آن هستیم، «ذهن مخصوص به خود» دارد و می‌تواند اهدافی را دنبال کند که با اهداف ما در تضاد هستند. توجه داشته باشید که این فقط یک احتمال نظری نیست.

  • چطوری عملکرد روزانه‌مون رو دقیق‌تر ارزیابی کنیم؟ 🔸توی این فایل سؤال‌هایی است که می‌تونه بهمون کمک کنه عملکرد روزانه‌مون رو با دقت بیشتری بسنجیم و بتونیم برای روز بعد، برنامه‌ریزی کارآمدتری داشته باشیم. ➕ چک‌لیست پرسش‌ها ❔ @yaddashtbardari #پگاه_جهانگیر_نژاد

  • محیطیه که می‌تونی در اون اجتماعی از مخاطبین رو برای خودت بسازی. البته در اونجا می‌تونی با درآمد دلاری هم برسی و خیلی‌ها صفحات‌شون مانی‌تایز و شخصیه. و برای اینکه مطالب‌شون رو بخونی باید پول پرداخت کنی. ولی چون که کشور ما تحریمه طبق معمول نمیشه به درآمد رسید. اما شاید بعدها بشه راهی پیدا کرد تا از طریق این اپلیکیشن به درآمد رسید ولی خب به نظر من فعلا این مهمه که بتونیم با افراد مختلفی آشنا و دیده بشیم

  • و حالا فکر می‌کنم خیلی محیط جالب و جذابیه. میتونی توش هرچیزی بزاری. از روزمرگیات بزاری. یادداشت بنویسی مقاله بنویسی شعر بنویسی بریده‌های کتابی بزاری. از تجربه‌هات بزاری. از علاقمندی‌هات و دانشت به اشتراک بزاری. مهم نیست که چه شغلی داری! حتی یه زن خانه‌دار هم میتونه از تجربیات آشپزی و فرزندپروریش هم یه مطالبی رو به اشتراک بزاره.

  • امروز بالاخره اکانت Substack خودم رو تونستم بسازم🤩 محیط جالب و جذابی داره. البته قبلا حدود چند ماه پیش وارد ساب استک شدم. اما فقط در حد یک نگاه سرسری بود و اون زمان فکر میکردم محیط سختیه که بتونم در اون بنویسم. اما دیروز با دیدن یه کلیپ در اینستا بالاخره تصمیم گرفتم یه سر و سامونی به حسابم در ساب استک بدم. در ساب استک اینجوریه که بعد از ساب‌اسکرایب کردن یه صفحه، ایمیل‌تون براشون اشتراک گذاشته میشه و یه پیام خوش‌آمدگویی توی ایمیل‌هاتون دریافت می‌کنید.

  • منطق گاهی هیولا می‌پروراند. آنری پوانکاره

  • من می‌نویسم تا جان یک نفر را نجات دهم؛ احتمالاً جان خودم را. ✍️تو برای نجات چه کسی می‌نویسی؟ خودت یا کسی یا هرچیز دیگری؟ به نظرم نوشتن یعنی بازیابی:)