tgindex
Farhad
@farhad_159персидский

Farhad Mehrad Facebook.com/farhad159 https://instagram.com/farhadmehrad159 https://instagram.com/159_farhad . دوستان عزیز، تبادل و تبلیغات انجام نمی شود. .

Последний пост
3 июн.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
41
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 083
+1 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
356
40 постов
Вовлечённость
32,9%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 41
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • без подписи

  • فرهاد - موسیقی ما محمد صالح علا

  • فرهاد - موسیقی ما محمد صالح علا

  • без подписи

  • جمعه اجرای کنسرت آمریکا

  • جمعه اجرای اصلی آلبوم

  • جمعه اجرای اول سال 1349

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • توی قاب خیس این پنجره‌ها عکسی از جمعهٔ غمگین می‌بینم چه سیاهه به تنش رخت عزا تو چشاش ابرای سنگین می‌بینم داره از ابر سیاه خون می‌چکه جمعه‌ها خون جای بارون می‌چکه نفسم درنمیاد، جمعه‌ها سرنمیاد کاش می‌بستم چشامو، این ازم برنمیاد داره از ابر سیاه خون می‌چکه جمعه‌ها خون جای بارون می‌چکه عمر جمعه به هزار سال می‌رسه جمعه‌ها غم دیگه بیداد می‌کنه آدم از دست خودش خسته می‌شه با لبای بسته فریاد میکنه داره از ابر سیاه خون می‌چکه جمعه‌ها خون جای بارون می‌چکه جمعه وقت رفتنه، موسم دل کندنه خنجر از پشت می‌زنه، اون که همراه منه داره از ابر سیاه خون می‌چکه جمعه‌ها خون جای بارون می‌چک

  • #جمعه «جمعه» نام ترانه‌ای از فرهاد مهراد با شعر شهیار #قنبری و آهنگسازی اسفندیار منفردزاده است. چند ماه بعد از قیام #سیاهکل، اسفندیار #منفردزاده تصمیم گرفت آهنگی متأثر از آن بسازد. او از شهیار قنبری خواست تا ترانه‌ای دربارهٔ دلگیری غروب جمعه بنویسد. او هم چنین از فرهاد خواست تا این ترانه را بخواند. این ترانه ابتدا تهیه‌کننده‌ای پیدا نمی‌کرد ولی خیلی زود به یکی از پرفروش‌ترین صفحه‌های موسیقی ایران تبدیل شد. ... ترانهٔ جمعه به برخی از وقایع مهم و تلخ تاریخ معاصر ایران که در روز جمعه رخ داده‌اند، پیوند داده شده و به صورت ترانه‌ای مهم و اثرگذار در تاریخ مبارزات مردمی ـ سیاسی معاصر ایران درآمده‌است. واقعه‌ای که در جمعه ۱۷ شهریور ماه سال ۱۳۵۷ در میدان ژاله تهران رخ داد و به «جمعه سیاه» مشهور شد با این ترانه ارتباط داده شده‌است اما در عین حال بین این ترانه و رویداد سیاهکل نیز ارتباط‌هایی وجود دارد. حال آنکه رخداد سیاهکل در روز دوشنبه اتفاق افتاده‌است. .... فرهاد هم در مصاحبه‌ای تایید کرده که با این‌که با توجه به جو زمانه و گرایش‌های منفردزاده حدس‌هایی می‌زده اما هیچ وقت در این مورد صحبتی بین آنها نشده است. ..... حالا دیگر فرهاد را همه می‌شناختند و آهنگسازها و ترانه‌سراهای مشهور دوست داشتند او کاری ازشان بخواند. اما فرهاد گزیده‌کار بود و در فاصله هفت ساله منتشر شدن جمعه تا انقلاب سال ۱۳۵۷ تنها یازده آهنگ دیگر خواند. ۶ آهنگ دیگر از اسفندیار منفردزاده و آهنگ‌هایی از حسن شماعی‌زاده، محمد اوشال و #واروژان. از سوی دیگر با ارتباطی که ترانه جمعه در ذهن بسیاری از مردم و به ویژه دانشجویان با ماجرای سیاهکل پیدا کرد، فرهاد هم در فضای سیاسی آن روزها به عنوان خواننده‌ای سیاسی و معترض شناخته شد. .... اولین آهنگ #فرهاد مرد تنها بود که مورد توجه عده‌ای از علاقه‌مندان موسیقی قرار گرفت اما موجب شهرت زیاد فرهاد نشد. چند ماه بعد در پی حمله چند چریک به پاسگاه ژاندارمری در سیاهکل و علنی شدن مبارزه با رژیم پهلوی (قیام سیاهکل)، اسفندیار منفردزاده در پی این حادثه تصمیم گرفت آهنگی بسازد. او از شهیار قنبری خواست تا ترانه‌ای دربارهٔ دلگیری غروب جمعه بنویسد. او هم چنین از فرهاد خواست تا این ترانه را بخواند. این ترانه ابتدا تهیه‌کننده‌ای پیدا نمی‌کرد ولی خیلی زود به یکی از پرفروش‌ترین صفحه‌های موسیقی ایران تبدیل شد. منفردزاده برای احتیاط از گوگوش هم خواست که این ترانه را بخواند تا اگر آهنگ فرهاد پرطرفدار نشد، اجرای گوگوش را روانه بازار کند اما نیازی به آن نشد و اجرای گوگوش تا دو سال پخش نشد. ترانه‌سرای جمعه، شهیار قنبری در کتاب دریا در من که شامل مجموعه‌ای از ترانه‌سروده‌های اوست، ضمن بازنشر شعر جمعه در پانویس این شعر مطلبی نوشته که در آن به جزئیاتی دربارهٔ چگونگی خلق این ترانه و عوامل سازنده آن اشاره شده‌است. وی می‌نویسد: در یک عصر جمعه، ترانهٔ جمعه را در خانهٔ اسفندیار نوشتم. روبروی سازمان سینما پیام. بلوار الیزابت دوم. ترانه را به امیر نادری و فیلم خداحافظ رفیق‌اش، دوستانه پیشکش کردیم. روی جلد صفحهٔ چهل و پنج دور، سه تصویر سپید و سیاه از جوانی ما. پشت جلد. دستانی چروکیده. پیر. سیاه. گرسنه. پای این تصویر نوشتم: ـ نازنین، هدیه‌ای به تو که هر روزت، جمعه است. ترانهٔ آمنه، با صدای آغاسی، هم‌زمان منتشر شد. جمعه، پیروزی ترانهٔ نوین بود. اسفندیار ساعتی به انتظار تمام شدن نوبت خواندن فرهاد می‌نشیند و ساعت سه بامداد او را به همراه شهبال شب‌پره یکی از اعضای گروه بلک‌کتز که فرهاد خوانندهٔ آن است برمی‌دارد و از رستوران کوچینی در حوالی «بلوار الیزابت» راه به راه می‌رانند تا برسند به «استودیو طنین» در خیابان «ثریا» کوچهٔ «رامسر». دیروقت است و چیزی به پگاه نمانده، قبل از اینکه «فرهاد» از پا در بیاید و به خواب بیفتد باید کار را تمام کرد. پس «شهبال شب‌پره» پشت درام می‌نشیند و #محمد_اوشال روی کلیدهای پیانو خم می‌شود و گیتار هم که دست خود «فرهاد» است. «اسفندیار منفردزاده» یک‌بار ملودی را با سوت می‌زند و زمزمه می‌کند. شهرام غواص را صدا می‌زنند که بیاید «سوت» را بزند (شهرام غواص یکی از خوانندگان پاپ بود که در سال ۱۳۵۱ با اولین صفحه خود با آهنگهای «یه پارچه نمک» و «پرواز بدون پرواز» معرفی شد). می‌آید. می‌زند و پشت‌بندش «فرهاد» می‌خواند. . کل کار و اجرا در یک برداشت ـ بدون تکرار دوباره ـ ضبط و تمام می‌شود. ساعتی بعد که پگاه سر می‌زند، ترانهٔ «جمعه» متولد شده‌است. ....

  • без подписи

  • без подписи

  • اجرای کنسرت

  • شاهکار دیگری از فرهاد در اواخر 1351 به نام "آینه ها" منتشر شد. طراحی روی جلد این صفحه خیلی زیبا بود. کلا ترکیب سیاه و سفید و خاکستری و جلد دو برگی. عکس نگاتیو فرهاد پشت جلد، و شعر آینه ها در صفحه داخلی جلد. عجب شعر قشنگی داشت، و چه آهنگ زیبایی. چند ماه بعد که "مرداب" اثر شماعی زاده پخش شد، دیدم که تشابه مضمون شعر این دو اثر از "اردلان سرفراز" چقدر زیاد است، بعدها شنیدم که ابتدا "مرداب" را فرهاد خوانده بود، ولی شماعی زاده مجددا آن را ضبط کرد. اثر فرهاد منتشر نشد و فرهاد هم اعتراضی نکرد. من این گناه شماعی زاده را نمی بخشم که ما را از شنیدن یک شاهکار دیگر محروم کرد، مگر چند بار امکان داشت که فرهاد، این خواننده گزیده کار، تصنیفی بخواند.

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи