دفتر مطبوعات مقام ولایت سمنگان
Статистикаدراین کانال، اخبار مقام ولایت و فراتر از آن و همچنان نوشتههای ادبی، علمی و انواع نوشتهها نشر میشود.
- Последний пост
- 8 янв. 2025 г.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Новости и СМИ
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
از نفوذ دشمن چیزی میدانید؟ ✍: عصمتالله مرادی-۱۹جدی۱۴۰۳ دشمن از دیرباز برای اغوای جوانان مسلمان برنامهها و طرحها را دستبهدست کرده و تا توانسته در این مورد تلاش ورزیده است. دشمن، هدفهای درازمدتی را بهمنظور سلب شجاعت و حمیّت اسلامی از مسلمانان در نظر گرفته و چون گربه صبر پیشه کرده است. دشمن غربی و اروپایی گزّافترین سرمایهها را در این روند بهمصرف رسانده و از انواع خدعهها و فریبها کار گرفته است. دشمن، بعد از دورهٔ رُسانس (نوزایی) که در قرن نوزدهم بهوقوع پیوست و کلیساها از قدرت افتادند، به خود آمد و بیدار گشت و به جهان اسلام نفوذ کرد و فرهنگ خویش را در کشورهای اسلامی تقویت بخشید و گسترش داد. دشمن با طرح و تدبیر ظریف، پیشروی نمود و روی عقیدهها تأثیر بهسزایی گذاشت. چنگال غولِ بیدم و سرِ فرهنگ غربی خویش را بر اذهان عامه انداخت و فکر و تفکر مسلمانان، بهویژه جوانان را در نطفه خفه نمود. دشمن بهخوبی میدانست که با زور و مبارزهٔ علنی نمیشود عقیدهها را شکار کرد؛ چون طرح اینچنینی در گذشته پاسخ نداده بود؛ زیرا دشمن در گذشتهها خیال کرده بود که با زور و جنگ و تحمیل اجباری میتواند فرهنگ و عقیدهٔ خویش را بر ملتهای دیگر، خصوصا مسلمانان تزریق کند که به هیچ نتیجهای نرسیده بود. بنابرایناساس، دشمن چاره را بر این دید تا اندکی به طرف فرصت دهد، سخنش را بشنود و با این طرز اعتمادِ طرف را جلب کند. ایدههای خویش را با برنامههای مسلمانان بهتدریج تلفیق کرد و مخلوط ساخت و مسلمانان سادهلوح، تر و خشک را از هم تفکیک نکردند و نتوانستند "ماصفا" را از "ماکدر" بهدرستی بزدایند. ازاینرو، دشمن نفوذی بیش از حد نموده و این چیزیست که انکارناپذیر است. روزافزون ذهنها و عقیدهها خودکار از مسیر اصلی منحرف میشوند و جوانان مسلمان، خاصتا جوانان کشورهای عربی و غیره بهغربگرایی تمایل پیدا میکنند. بهجای اینکه اسلامگرا باشند و شالودهٔ اسلام را از زیر آوارههای تهاجم فرهنگی غربیان بیرون کنند، خود بهآن بارها میافزایند. عصری که ما در آن زندگی میکنیم، عصری پر از دغدغههای غربی و اروپاییست و همهجا سخن از داشتههای دشمنان رد و بدل میشود؛ چنانچه این منوال ادامه پیدا کند، بهحتم خیلی از ارزشهای اسلامی عقب زده میشود و فضای جهان اسلام با ابرهای بدبختی و غربزدگی آلوده خواهد شد. دشمن از دریچههای تکنالوژی و فضای مجازی در خانههای قلبِ جوانان نفوذ میکنند و فرهنگ خویش را سیلآسا روان میسازند. جوانان مسلمان چنانچه بهخود نیایند و جلو این پدیدههای شوم را نگیرند و با برنامههای مدرن و حسابشده سدّ راه این دریای طغیانگر نشوند، همهچیز از دست خواهد رفت و همه در منجلابی از شکست و بیهویتی خواهند افتاد. جوانان نباید خود را ببازند و بگذارند که بههمین آسانی دار و ندارشان از دست برود و آنان بهراحتی بنشینند و تماشا نمایند. وقت، وقت بیدارگری و مبارزهٔ فرهنگیست که بر جملگی جوابی قابل ملاحظه است. علامه اقبال لاهوری چه زیبا داشتههای غربیان را برداشت میکند و جوانان مسلمان را رهنمون میشود: شــرق را از خــود بـرد تقلید غـــرب بایــد ایــن اقـــوام را تنقـیــــد غــــرب قوت مغـــرب نه از چــنگ وربـــاب نی زرقــص دخـــتــران بــــیحجـــاب نی ز سحــر سـاحــــران لاله روست نی ز عریان ساق و نی از قطع مـوست محـکمـــی او را نـــه از لادیـنی است نــی فـــروغــش از خــط لاتـیـنی است قــوت افـــرنگ ز عـــلم و فـــن است از همیــن آتش چـراغش روشن است حکمت از قطـع وبرید جــامــه نیست مــانع عــــلم وهنــــر عمــامــه نیست عــلم وفـن را ای جوان شوخ وشنگ مغـــز مــی بـــاید نــه ملبوس فرنگ فکــر چــالاکی اگر داری بس است طبــع دراکــی اگـر داری بس است
سند از طرف عصمتالله مرادی، فاریابی
سند از طرف عصمتالله مرادی، فاریابی
مولوی نورمحمد حقجو، بهحیث مستوفی ولایت سمنگان بهعوض مولوی بشیر، توسط الحاج داملا دادخدا خادم، معاون والی سمنگان معرفی شد و رسما آغاز بهکار نمود. دفتر مطبوعاتی مقام ولایت سمنگان
*خاطرهای در راه صعبالعبور ایران* ✍: عصمتالله مرادی-۲۸میزان خبر شهادت افغانها در مرز ایران همه را با اندوه سهمگین همراه ساخت و باعث شد خاطرهای که در این راه سخت و جانفرسا دارم، روی کاغد پیاده کنم و بیان دارم. سختی و ناگواریهای راه پرفراز و نشیب مرز ایران و پاکستان را از آوان طفولیتام میشندیم و آن را در ذهنم بهنحوی ترسیم میکردم. خیال میبردم که آنچه مردم در بارهی صعبالعبور بودن این راه نزد خویش خیالبافی میکنند، شاید جنبهی واقعیت نداشته باشد و چون آب چشمهی حیات باشد که تنها در محدودهی داستانها باقی مانده است. چه شد که برای ادامهی تحصیلم روانهی زاهدان شدم و اگرچه این سفر بعد از فتوحات بود و زمنیهی اخذ گذرنامه و پاسپورت برایم میّسر بود، اما برای دیدن این راه جانکاه و تجربه کردن سختیها و ناگواریهایی که مشمول هموطنانم بود، همت بر این کردم که راه قاچاق را در پیش گیرم. وقتی از خاک نیمروز بهسمت پاکستان حرکت کردیم، حس نمودم که افغانستان خیلی پر بهاست و نباید قدر آن را بهآسانی از ذهن دور انداخت. دشتهای بیآب و علفی بود که ابتدا و انتهایش هیچمعلوم و مشخص نبود. نه آبی و نه خانهای. در آن دشت سرابآمیز و وحشتانگیز، تنها چیزی که مسافران با آن کلنجار میروند، مرگ و زندگیست؛ خطر مردن و زخمی شدن و از صخره افتادن، هر لحظه دم چشم مسافران است. روزهایی که ما در راه شنزار و خشکِ پاکستان بودیم، ماه رمضان بود و شدت گرما بهنهایت خود رسیده بود. روزه را در مرز پاکستان افطار نمودم و بعد از نماز بهسمت پاکستان روانه گشتیم، هنوز یکساعت از سفرمان نمیگشت که طوفانهای خاکی از چهار جهت ما را محاصره کرد و من یارای چشم باز کردن نداشتم، اگر چه در چشمم عینک بود، اما از شدت بارش سنگریزهها جلو پایم را نمیدیدم. قضیهای که خیلی آزار دهنده بود، همراهی زنان و دختران جواب بود که در جمع مردان حرکت میکردند و توان راه رفتن نداشتند و در هر چند قدمی، خسته میشدند و مینشستند و گریه و ضجه به راه میانداختند و میگفتند که ما را بگذارید و بروید. دیدن خواهران افغان در این حالت، خیلی رنجم میداد؛ انگار قیامت بهپا شده باشد و هر کس بهحال خود حیران و سر گردان باشد. قاچاقچیان پاکستان چنان دلسنگ و بیرحم بودند که بهافغانها بهچشم یکحیوان عادی نگاه میکردند و در اردوگاهها با شدینترین رفتارهای غیر انسانی با آنها رفتار میکردند. منِ که اولین بارم بود چنین انسانهای بیبندوباری را میدیدم، حس میکردم اصلا مسلمان نیستند و حس بشردوستی در دلشان وجود ندارد. از رفتار بد و زشت قاچاقچیان ایران چه بگویم؟ افغانها را همچون گلههای گوسفند در موترها بار میزنند و بهدست رانندههای معتاد و شرابی میسپارند و وقتی هم جایی توقف کنند، بهفکر حیوانهای خود در خانهها هستند، اما بهفکر افغانهای بیچاره نیستند. صدها تن از هموطنانمان از دم گلوله میگذرند و کشته میشوند و حتی گوشهای از قلب این بیرحمان تکان نمیخورد. آنان تنها حساب تومان خود را خوب بررسی میکنند و افغانها که چون چوبهای بیجان در موترها هستند، کسی با چشم یک انسان هم بهآنها نمینگرد. آنجا بود که پی بردم افغانها خیلی مظلوماند و برای بهدست آوردن یکلقمه نان چی سختیهایی را تحمل میکنند. ای کاش همه این حالتهای غمانگیز پایان میافت و هموطنان عزیزم در از کشورشان بیرون نمیرفتند و طعمهی نهنگها و غرق دریاها نمیشدند. https://chat.whatsapp.com/JWOU57QlPtoI7uoA7774he
без подписи
*امروز، غمگینتر از آن هستم که بتوانم وصفاش کنم* ✍: عصمتالله مرادی-۲۷میزان شهادت فرماندهی شجاع، اسطورهای شهید، ابرمرد بزرگِ حماس، یحیی سنوار داغی بر جگرم گذاشت و کوهی از اندوه را در قلبم انداخت. هر بار که گوشی را در دست میگیرم و بهعکس و خبر شهادتاش نگاه میکنم، قطرات اشک چون دانههای مروارید، گونههایم را تر میکنند و چشمم توان نگریستن بهجسم آلوده بهخاکش را ندارد. بله، امروز غمگینتر از آن هستم که بتوانم وصفاش کنم؛ چون آتشی از درد در سینهام شعلهور شده است و توان مهار کردنش را ندارم. شاید تنها من نباشم که در چنین کورهای از آتش افتادهام، بلکه تمام مسلمانان جهان اندوهگین هستند و انگار در زیر امواجِ پر تلاطمی از دریای طغیانگرِ غم اسیر ماندهاند و راه نجات بهفکرش خطور نمیکند. همه اشک میریزند و بهحق برادران و خواهران فلسطینی در مناجات نشستهاند. به چهرهی هر مسلمانی مینگرم، گمان میبرم که کشتی عقلش در اقیانوسی از بغرنج غرق شده است. ای کاش، درد فلسطینیها خلاصه میشد و آنان از این معرکهای از جنگ و خانمانسوزی نجات میافتند. ای کاش، طلوع سعادت و پیروزی در آسمانشان دیده میشد و خندههای شیرین بهلبانشان نقش میبست. خداوند متعال دعای مسلمانان را بهدر بارگاه خویش قبول گرداند و عزیزمان را بهروز کند.
🚨🚨نتانیاهو: «ایران امشب اشتباه بزرگی مرتکب شد - و تاوان آن را خواهد داد. رژیم ایران عزم ما برای دفاع از خود و عزم ما برای انتقام از دشمنانمان را درک نمی کند. ▪️سینوار و دف این را نفهمیدند، نصرالله و محسن این را نفهمیدند و احتمالاً کسانی در تهران هستند که این را نمی فهمند. خواهند فهمید." @bultannews
نردبانهای زندگیمان را فراموش نکنیم ✍: عصمتالله مرادی-۳۰سنبله زندگی خیلی پیچیدهتر از آن است که بتوانیم تصورش بکنیم، زندگی پر از فراز و نشیب است و در هر قدم برداشتنمان، تجربهای را در گنجینهی داشتههایمان اضافه میکنیم. در زندگیمان، زمانی در سربالایی قرار داریم و در این لحظه، سرمست و دلخوش هستیم و احساس موفقیت میکنیم و زمانی هم میرسد که در سراشیبی قرار میگریم که هزاران درد و اندوه با ما همگان و همراه میشود. ما در زندگی ممکن است که بالا برویم و داشتههای بکر و تازه را بهدست بیاریم و با نداشتههایمان خداحافظی کنیم، اما نباید این را فراموش کنیم که برای بلند رفتنها نردبانهایی هم میباشند که توسط آنها بالا میرویم و آنها وسیلهی موفقیتمان میشوند. با هر بار که روی پلهای قدم میگذاریم و آرامآرام بهسوی هدفهای بزرگ حرکت میکنیم، نباید این پلهها را فراموش کنیم و از زندگیمان حذفشان نماییم. خیلی وقتا شده است که این را تجربه کردهایم و بارها در زندگیمان اتفاق افتاده است که دقیقا وقتی در نشیبی قرار گرفتهایم و در روبهرویمان فرازی هویدا شده که بالارفتن از آن خیلی جانکاه بوده است، فورا بهفکر نردبان افتاده و با آن، از این معضل در رفتهایم. نردبانهای زندگیمان جایگاه بالی را دارند که یک پرنده را از چنگال درندهها نجات میدهد و از دامهای خطرناک شکارچیان میرهاند. واضحتر بگویم: در زندگیمان انسانهایی هستند که چون نردبان برای موفقیتمان وسیله میشوند و با حمایت و خیرخواهی آنان بهسربالاییهای بلندِ موفقیت و کامیابی قدم میگذاریم و چیزهایی را تجربه میکنیم که در گذشتهها نکرده بودیم و لذتهایی را احساس مینماییم که خیلی از انسانها احساس نکردهاند. این انسانها میتوانند حیثیت یکامیر خیرخواه، پدر مهربان، مادر دلسوز، همسر همراز، دوست خوب و استاد دوراندیش را داشته باشند. خیلیها را سراغ داریم که نردبانهای زندگیشان را فراموش میکنند و بهخیالشان هم نمیآید که روزی در باتلاقی قرار داشتند که اینها دستشان را گرفتند و نجاتشان دادند، زمانی در ته دره بودند و توان و یارای حرکت کردن نداشتند که اینها از دستشان کشیدند و بهبلندای آیندههای روشن رساندند، یکزمانی در اول داستان بودند و اینها کاری کردند تا داستان زندگیشان سر و سامان بگیرد. بله، انسانها عادتشان اینکه اینگونه باشند و گذشتهها را زود از یاد ببرند. انسانهای اصیل و با شخصیت حواسشان بههمهچیز است و لحظهلحظههای زندگیشان را یاد دارند و چیزی را جا نمیگذارند، همهی افراد زندگیشان را در آرشیوی ویژهی خویشتن چون نقش بر سنگ ترسیم میکنند تا هیچگاه فراموششان نشود. نردبانهای زندگیشان را و همچنان کسانی که چون بال برایشان آیندههای تاریک را روشن ساختهاند، فراموش نمیکنند و همواره مرهون احسان آنان هستند.
دیدار مسئولین ولایت سمنگان با امیرالمؤمنین حفظهالله و تعالی 🔸️مسئولین ولایت سمنگان، اعم از ملکی و نظامی که در رأس آنان الحاج داملا محمدشعیب «رسالت»، والی ولایت سمنگان قرار داشت، دیروز(۱۳سنبله۱۴۰۳مصادفبا۲۹صفر۱۴۴۶) با فضیلتمآب عالیقدر، امیرالمؤمنین، شیخ هبتالله آخوندزاده در مقام ولایت بلخ دیدار کردند. ▫️در ایندیدار «امیرالمؤمنین» حفظهالله بر حفظ اتحاد و اتفاق و دوری از تفرقه و تعصبات زبانی، قومی و جغرافیایی تأکید کردند و از تمام مسئولان خواستند که برای تطبیق احکام و فرامین جدی باشند و تلاش نمایند که مردم را به نظام اسلامی نزدیک کنند و به هیچوجه ممکن کار را به غیر اهل آن نسپارند. ▫️زعیم ا. ا. ا. در لابهلای سخنانشان خطاب به علماء گفتند: «دو قشر باعث آرامش و حفظ اتحاد میشوند و این دو قشر همانا حاکمان و عالمان هستند. چنانچه عالمان از گفتن حق هراسی نداشته باشند و حاکمان هم از تطبیق احکام و فرامین فاصله نگیرند، مردم همواره در آسایش هستند و هیچگاه خودشان را از حکومت دور نمیکنند.» ▫️امیر مسلمانان همچنان افزودند: «موجب و سبب تمام بدبختیهای چند دههی اخیر در افغانستان بدون شک اختلافات و تشکیل ملوکالطوایفی بوده است که مردم را بیچاره و آواره ساخت و از ترقیها و تعالیهایی که حقشان بود، بدور نمود.» عصمتالله مرادی، سخنگوی مقام ولایت سمنگان
دلنوشتهای در دیدار با امیرالمؤمنین حفظهالله و تعالی ✍: عصمتالله مرادی چند روزی بود که آوازهی آمدن محبوب دلها، جناب عالیقدر «امیرالمؤمنین» را به ولایتهای شمالی میشندیم و قلبم برای دیدنشان میتپید و لحظهشماری میکرد. روزها و شبها منتطر این بودم که بهولایت باستانی سمنگان قدم نهند و فضای این خطه را مملو از عطر ایمانی و معنوی گردانند. من تنها کسی نبودم که با چنین آرزوها کلنجار روم، هر مسئولی را که میدیدم، از چهرهاش این آروز نمایان میگشت و با زبان حال میگفت که برای دیدن زعیم پر افتخار امارت اسلامی تشنهلبانه انتظاری میکشد. خداوند متعال آرمان دیرینهام را برآورده کرد و عطش سخت و جانکاههم را با دیدن چهرهی پر میمونِ قائد و سپهسالار مسلمانان، حضرت «امیرالمؤمنین» بر طرف کرد. وقتی به سیمای مبارکشان نگاه میکردم، چون ماه شب چهارده بین ستارههای تقوا، علم و حلم میدرخشید و هیچ مسئولی نبود که از دیدنش اشک خوشحالی نریزد و گونههایش با اشکهای چون دانههای مروارید، خیس نگردد. هنگامی که ایشان به ایراد سخن پرداختند، چنان کلمات درآمیخت به گوشم میرسید با اینکه با خیلی از سخنان سخنوران و کتاب نویسندگان آشنایی داشتم، اما خیال میکردم که سخنان ایشان اولین گفتههاییست که پنجرهی گوشم را دقالباب میکنند و نظیر آنها را از هیچکس نشنیدهام. بیاناتشان چنان دلربا و گوشنواز بود که انگار چون نسیم صبحگاهیست که در باغ پهناور دلها بهاولین رسیدن، غنچههای عشق و محبت و صمیمیت را زنده میکند. صحنهای جالبی بود؛ جالبتر از همه اینکه یکسخنشان در سنخ وجودم پا گذاشت و دنیایی از امید و اعتماد را برایم هدیه کرد. «امیرالمؤمنین» حفظهالله گفتند که اسلام و شریعت را با هیچچیز دنیا معاوضه نخواهم کرد. از هر گفتهی شان امواجی از ایمان و باورمندی در قلبها بهودیعت گماشته میشد و باعث قوت قلب و ایمان میگردید. اینجا بود که هر بینندهای بیاختیار از اعماق قلبش دعا میکرد و میگفت که خدایا، این ابرمرد تاریخ و خیرخواه امت مسلمه را عمر طولانی ده و این گوهر پُربها و با ارزشِ دین اسلام را همواره درخشان داشته باش!
قانون دنیاست که هر چقدر بالاتر برویم، تنهاتر میشویم؛ چون دیگران توان همراهی ما را ندارند و در مسیر راه، رهایمان میکنند و یا ما رهایشان میکنم. از طرف دیگر، هر چقدر بزرگتر شویم، بههمان اندازه مشکلاتمان نیز قد میکشند و بزرگ میشوند و دنیایی از مشکلات غولپیکر، سر راههمان قد علم میکنند و چنگ و دندان نشانمان میدهند و میخواهند در دلمان هراس بیفکنند و از مسر هدف باز دارند. تنها راهی که ما را به مقصد میرساند اینکه خار و خاشاک را از راهمان برداریم و بهمسیر خودمان ادامه دهیم و به دیگران و بهحرفشان هیچ التفاتی نکنیم؛ چون اگر با آنان مصروف شویم و بهفکر حرف و حدیثشان باشیم، جز تضییع وقت و کم آوردن از هدف دیگر کاری نکردهایم. این چیزیست که از زندگی آموختهایم. ✍: عصمتالله مرادی
برگزاری مراسم با شکوه در ولایت سمنگان، بهمناسبت ۲۴ اسد، سومین سالروز استقلال و پیروزی حق بر باطل. *دفتر مطبوعاتی مقام ولایت سمنگان* #الفتح
دکلمهای زیبا، در بارهی ۲۴ اسد. دکلماتور: عصمتالله مرادی، سخنگوی مقام ولایت سمنگان.
Channel name was changed to «دفتر مطبوعات مقام ولایت سمنگان»
دیدار رئیس شورای علمای اهل تشیّع با والی سمنگان 🔸️حاجی بیانی حسینی، رئیس شورای علمای اهل تشیع در ولایت بلخ با جمعی از اعضای این شوراء، امروز(۳اسد۱۴۰۳مصادفبا۱۸محرمالحرام۱۴۴۶) با الحاج داملا محمدشعیب «رسالت»، والی ولایت سمنگان دیدار و گفتگو نمودند. ▫️آقای بیانی ابراز داشت که نظام اسلامی همواره برای تطبیق احکام الهی تلاش دارد و کابینهی آن را عالمان و قاریان دین تشکیل میدهند که در واقع، مایهی فخر و سعادت است. مردم از حکومت فعلی راضیاند و در تمام ابعاد در کنار آن خواهند بود. وی از مقام ولایت خواست که توجهی خاصّ به قشر اهل تشیع داشته باشد. ▫️والی سمنگان خاطر نشان کرد: «رهبری ا. ا. ا. عفو عمومی را پیشه کرد و بهتمام ملت افغانستان افتخار بخشید و عزت و عظمت نظام اسلامی را هویدا ساخت. کسانی که بزرگ هستند، توان بخشیدن دارند و آنانی که بزرگ نیستند، بخشیدن را بر نمیتابند. نظام اسلامی بهحقوق تمام ملتها متعهد است و برای آنان ارزش قایل است.» وی افزود که مقام ولایت برای راهحلها و برطرفسازی چالشها گامهای استوار خواهد برداشت. دفتر مطبوعاتی مقام ولایت سمنگان
عمری که تاریخ را متحوّل ساخت ✍: عصمتالله مرادی۴ثور۱۴۰۳ عمر، نامی که برای همگان پرخاطره و دنیایی از شجاعت و مردانگی در آن متبلور است. عمری که ابتدای اسلام را هویّت بخشید و با جهانبینیاش تحولّی بزرگ به جهان اسلام ودیعت داد. با گذشت زمان، این نام فردی خارجیاش را میان مردم گم کرد و کسی پیدا نشد که داشتههای عمر اوّل در آن تجسّم یابد. این نام، بار دوّم ازآن کسی شد که خلافت اموی را صاحب عزت کرد و بهعنوان عمر ثانی دوباره اعزاز اسلام را برای جهانیان روشن ساخت. نام عمر بعد از عمربن عبدالعزیز -رحمهالله- بار دیگر نخواست که خودش را با آنچه قبلا داشت ظاهر کند و بدینمنوال، سالیانی مدید، فردی که این نام را متبلور کند، پیدا نشد تا اینکه امیرالمومنین ملا محمدعمر مجاهد، از مدرسه بهپا خاست و این نام را دوباره زنده کرد و با دنیای کفر با اندکترین تجهیزات نظامی بهمقابله خاست. تاریخ گواه است که ملا محمدعمر -رحمهالله- برای آمادگی به جهاد به مدرسهها میرفت و بهدنبال رجالی میگشت که برای زودن لوث بدبختی و فساد و غارتگری قیام کند و بار دیگر کشور افغانستان را از چنگال تفنگسالاران جاهطلب و عزتخواه بیرون آورد. اینجا بود که گامبهگام پیش رفت به تمام آنان چیره گشت و یک نظامی کاملا اسلامی را به ارمغان آورد. امیرالمومنین توانست لقب عمر ثالث را بهخود اختصاص دهد و برای ملت افغانستان افتخار بزرگ بخشد. #ثالث_عمر
دیدار رئیس عمومی ادویه و غذا بامعاون مقام ولایت 🔹️دکتر عبدالباری "عمری" رئیس عمومی ادارهی غذا و ادویه، امروز(۸ شوال۱۴۴۵) باالحاج مولوی حمیدالله ارشاد، معاون مقام ولایت دیدار و گفتگو نمود. ▫️آقای عمری دراین دیدار، هدف سفرش را ایجاد هماهنگی و انعکاس مسائل ادارهی غذا و ادویه عنوان کرد و افزود که باید مسئولین امارت اسلامی برای ملت خویش زمینههای تعلیم، تعلم، آبادی و ترقی کشور را فراهم سازند. ▫️معاون والی فاریاب، ضمن ابراز خرسندی از حاکمیت امنیت سرتاسری و موجودیت زمینههای اشتغالزایی برای ملت، گفت که مقام ولایت فاریاب تلاش دارد که برای شهروندان این ولایت موارد مورد نیاز را فراهم سازد و چالشها را بر طرف نماید. دفتر مطبوعاتی مقام ولایت فاریاب
رئیس جدیدِ ریاست زراعت، آبیاری و مالداری معرفی شد مولوی جانمراد، رئيس اسبق نظارت و تعقيب احكام و فرامین ولایت فاریاب، امروز(۱۸حمل۱۴۰۳) بهحيث رئیس جدید ریاست زراعت، آبياری و مالداری این ولايت معرفی شد و رسمًا آغاز به كار نمود. در این جلسه، الحاج مولوی نیکمحمد حنفی، رئیس منابع بشری مقام ولایت، مکتوب تقرری را بهخوانش گرفت و پست جدید را بهرئیس جدید تبریک گفت. دفتر مطبوعاتی مقام ولایت فاریاب
تشکیل کمیته برای جلوگیری از احتکار و کنترل قِیَم 🔸️برای جلوگیری از احتکار و کنترل قِیَم(قیمتهای اجناس در بازار) جلسهای تحت ریاست الحاج داملا محمدشعیب رسالت، والی ولایت فاریاب در مقر مقام ولایت راه اندازی شد و در این جلسه، کمیتهای برای کنترل قیم و منع احتکار تشکیل گردید. ▪️هدف اساسی این کمیته، مراقبت از قیمتهای اجناس در بازار و جلوگیری از احتکار(نگهداری برخی اجناس و بهفروش نرساندن تا در بازار کمیاب شود و آن را با نرخ گزاف بهفروش رسانده شود) میباشد و در این کمیته، ارگانهای با صلاحیت که در راس آنها والی ولایت قرار دارد، شامل میباشند تا تاجران و کسبهکاران، طبق مقررات شاروالی پیش بروند و از آن تخطی نکنند. دفتر مطبوعات مقام ولایت فاریاب