تکه هایی از من
Статистика- Последний пост
- 6 окт. 2025 г.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 34
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
تو رو خدا با لینک من برین🙏😅❤️❤️
بچه ها این صرافی او ام پی فنیکس هست با هر احراز هویت شما ۵۰۰ ساتوشی بیت کوین می گیرین کلا هم کمتر از دو دقیقه وقت می گیره
سلام دوستان عزیز
https://omp.exchange/referral/IVXX0WLXZ
تو برایِ من عزیزی، مثلِ ایران برای شاهنشاه آریامهر.
без подписи
حقیقت این است که اگر مردم چنانکه در اینترنت به نظر میرسد خوشبخت بودند، اینهمه وقتشان را در اینترنت نمیگذراندند. 📚| تمام آنچه پسرکوچولویم باید درباره دنیا بداند 👤| فردریک بکمن 🔥| #دیالوگ ✏️ @benevis_s
ما چیز زیادی هم نمیخواستیم جز اینکه برقصیم، بخندیم، شاد و آزاد باشیم و شبها با خیال آسوده بخوابیم.
گفتم: «تو پاریس را نمیشناسی، زیباترین شهر دنیاست.» گفت: «زیباترین شهر دنیا شهری است که انسان در آن خوشبخت باشد.» شب لیسبون | اریش ماریا مارک @TajvizeKetab
خاکم به سر، ز غصه به سر، خاک اگر کنم خاک وطن که رفت، چه خاکی به سر کنم؟ آوخ! کلاه نیست وطن تا که از سرم برداشتند، فکر کلاهی دگر کنم... مرد آن بود که این کلهش بر سر است و، من نامردم ار که بی کله آنی بهسر کنم من آن نیام که یکسره تدبیر مملکت تسلیم هرزه گرد قضا و قدر کنم زیر و زبر اگر نکنی خاک خصم ما ای چرخ! زیر و روی تو زیر و زبر کنم جائیست آرزوی من، ار من به آن رسم از روی نعش لشکر دشمن گذر کنم من آن نیام به مرگ طبیعی شوم هلاک وین کاسه خون به بستر راحت هدر کنم معشوق «عشقی» ای وطن، ای مهد عشق پاک! ای آن که ذکر عشق تو شام و سحر کنم: «عشقت نه سرسریست که از سر به در شود» «مهرت نه عارضیست که جای دگر کنم» «عشق تو در وجودم و مهر تو در دلم» «با شیر اندرون شد و با جان به در کنم» ▪️میرزاده عشقی 🇮🇷 🌱 کانــــون کتابخــــوانی: | @Book_Kanoon |
عزیزدلم کاش در مکان و زمان دیگری میزیستیم؛ همهی ما حیف بودیم.
بمیرم الهی....راست میگه 💔💔💔
وطن رَنجور من، چقدر میتوانستی شاد باشی.
«برای تو و من که در خاورمیانه زیستهایم جنگ و اندوه مثل خون در رگهایمان است، از بدو تولد، با ما در جریان.»
«میخواستی همه چیز را فردا بسازی؛ اما نمیدانستی در خاورمیانه کسی برای فرداهایش نمیتواند با قاطعیت تصمیمی بگیرد.»
آن دو به یکدیگر علاقهمند بودهاند، اما عملاً هیچوقت نتوانستهاند یکدیگر را دریابند، چرا که هرگز فرصت آن را نداشتهاند تا با هم تنها باشند. میلان کوندرا جاودانگی ترجمهی حشمتالله کامرانی @nabayad_mikhandim
اگه روزای سختی رو میگذرونی این کلیپ برای توئه... @Razcom
📚... اشتباهش این بود که نفهمید وقتی دست به کاری زدی که به آدمها صدمه میزنه و تا عمق وجودشون رو نابود میکنه، یا اونها رو میکُشی، یا درهرحال یک جوری تا ابد نابودشون میکنی، دیگه راه برگشتی نیست. باید مسئولیت جنایتت رو تماموکمال قبول کنی. نمیتونی نصفهکاره جنایت کنی. بندها | دومنیکو استارنونه | امیرمهدی حقیقت 👈🏻 دریافت و مطالعه کتاب 👉🏻 🆔 @taaghche_books
" مرا در آغوش بگیر، میخواهم بهار را زودتر تجربه کنم ." - سید علی صالحی
واقعا راست میگه💔