tgindex
فرزاد فتحی

فرزاد فتحی

Статистика
@farzadfathi1370персидский
Последний пост
12 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
3
Всего постов
21
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
221
+2 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
253
21 постов
Вовлечённость
114,5%
к подписчикам
Постов в день
0,4
всего 21
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
62
1/48двое суток
71
1/72трое суток
76

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • پیشترها در مرام عاشق و معشوق‌ها دل بریدن بود، رفتن بود، بیزاری نبود فرزاد فتحی

  • نپرس توشه‌ی فردای محشرم را دوست به گور می‌برم آن روز آرزوی تو را فرزاد فتحی

  • چرا خدا که تو را سهم دیگری کرده‌ست نهاد در دل من شوق گفت‌و‌گوی تو را؟ فرزاد فتحی

  • با چون منی که این‌همه چشم‌ انتظارمت بد تا نکن که تاب ندارم،  ندارمت ای مبتدا که بی تو خبر نیست! ها که نیست! در سطر سطر شعر ترم می‌گذارمت ای دستچین دشت پر از عطرهای ناب صد بار اگر بچینمت از نو بکارمت با عشوه هر غروب به دیدار  آینه صدبار می‌روی و دو صد می‌شمارمت دستم نمک نداشت، دلم را شکسته‌ای با این همه شکسته‌دلی دوست دارمت هر بار دست گرم تو را خواستم، نشد آری برو به دست خدا می‌سپارمت #فرزاد_فتحی #آوا_مریم_عسگری https://t.me/Naghznava

  • رباعی ابوسعید ابوالخیر هوشم نه موافقان و خویشان بردند آن کج کلهان مو پریشان بردند گویند چرا تو دل به ایشان دادی بالله که من ندادم ایشان بردند

  • 8 авг.230246

    دریا به ساحل می‌برد رنج نهانش را تا دورتر از خود کند گاهی جهانش را عشق از نگاه تو وجودش را به دست آورد در چشمهایت دیده دستور زبانش را در سینه‌ام یاد تو گرم بی‌قراری‌‌هاست مهمان نمی‌آزارد این سان میزبانش را من تا ابد وابسته‌ی یک خنده‌ات هستم پس داده دستم زیر سنگت امتحانش را از دست دادم دست‌هایت را، پریشانم! چون مادر غم‌پروری که دخترانش را ... ای کاش دنیا گاه‌گاهی، آه برمی‌داشت از دوش ما بیچاره‌ها بار گرانش را من ماهی چک‌خورده‌ای هستم که با اجبار بر باد داده عشق دریا دودمانش را غمگینم آنقدری که یک فرمانده‌ی تنها دیدند پیش دشمنانش دوستانش را آزاده‌ای هستم که دیگر برنمی‌خیزد بستند با اقرار اجباری دهانش را با لشکری از موج‌های بی‌شکیب آیا دریا به ساحل می‌برد رنج نهانش را ؟! #فرزاد_فتحی @farzadfathi1370

  • 5 авг.174231

    پیشترها در مرام عاشق و معشوق‌ها دل بریدن بود، رفتن بود، بیزاری نبود فرزاد فتحی

  • 4 авг.201243

    قبل تو من مرده‌ای بودم که جانش مانده بود زندگی اینی که حالا دوستم داری نبود فرزاد فتحی

  • صبح محشر شد ولی در خواب می‌دیدم تو را خسته بودم، چشم من مشتاق بیداری نبود فرزاد فتحی

  • 1 авг.475349

    با چون منی که این‌همه چشم‌ انتظارمت بد تا نکن که تاب ندارم،  ندارمت ای مبتدا که بی تو خبر نیست! ها که نیست! در سطر سطر شعر ترم می‌گذارمت ای دستچین دشت پر از عطرهای ناب صد بار اگر بچینمت از نو بکارمت با عشوه هر غروب به دیدار  آینه صدبار می‌روی و دو صد می‌شمارمت دستم نمک نداشت، دلم را شکسته‌ای با این همه شکسته‌دلی دوست دارمت هر بار دست گرم تو را خواستم، نشد آری برو به دست خدا می‌سپارمت #فرزاد_فتحی @farzadfathi1370

  • چونان که از تمامی معشوقه‌ها سری گل را طلایه‌دار بهار آفریده‌اند فرزاد فتحی

  • اگر در خواب هم از خانه‌ات حتی نشانی بود کران تا بی‌کران آن خواب را پرواز می‌کردم فرزاد فتحی

  • ﮔﺮﭼﻪ ﻫﻨﻮزم ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻫﺎ ﺧﻮرﺷﻴﺪو از ﻣﻦ ﻣﻰ ﮔﻴﺮه اﻣﺎ ﻧﺬار اﻳﻦ ﺷﺐ زده ﺑﺎز ﺗﻮو ﺗﻦ ﻇﻠﻤﺖ ﺑﻤﻴﺮه ﺛﺎﻧﻴﻪ ﻫـﺎ ﺛﺎﻧﻴﻪ ﻫـــﺎ وﺳﻌﺖ ﻓﺮﻳﺎد ﻣﻨﻪ ﻛﺎری ﺑﻜﻦ ﻛﺎری ﺑﻜﻦ ﻓﺮﺻﺖ ﻣﻴﻠﺎد ﻣﻨﻪ ﺑﺎ ﺗﻤﻮم ﺧﺴﺘﮕﻴﺎم ﺑﺎ ﻫﻤﻪ دﻟﺒﺴﺘﮕﻴﺎم ﺑﺎ ﺗﻤﻮم ﺧﺴﺘﮕﻴﺎم ﺑﺎ ﻫﻤﻪ دﻟﺒﺴﺘﮕﻴﺎم

  • در کارخانه‌ای که ندانند قدر کار از کار هر که دست کشد، کاردان‌ترست صائب تبریزی

  • به رغم شب، نور را در بر خواهیم گرفت، دشمنانمان را فراموش خواهیم كرد و پیروزی شكوهمند است... ما چون خوشه‌های گندمیم، بذر عشق می‌افشانیم ... #پل_الوار

  • شعر:  #فرزاد_فتحی آوا: #ندا_عبدحق

  • 17 июл.356187из Shahin

    اگر همراه کردم با تو قلب بی‌قرارم را دلم گردن نمی‌گیرد سر ناسازگارم را به فرمان دلم این‌سو و آن‌سو در پی‌ات هستم به دست کودکی دادم عنان اختیارم را خیابان تا خیابان شهر دلتنگی‌ست، صدرنگی‌ست به من پس داده باران چشم‌های اشک‌بارم را هزارن تکه‌ خواهد شد دل کوه ار به او گویم اگر حتی یکی از درد‌های بی‌شمارم را فدای شمع هر‌ شب‌ روشن‌ ِ تا صبح‌ بیدارم که او روشن نگه میداشت #چشمِ انتظارم را رفیق روزهای خوب من باشی مرا کافی‌ست زمستان بی تو سر شد، با تو می‌خواهم بهارم را تمام سهم من از تو فقط چشم‌انتظاری بود به من برگرد و برگردان دل امّیدوارم را نمردم خود که داغ عشق زیبایی مرا کشته‌ست به خاک و خون بیارایید سنگ بی‌مزارم را #فرزاد_فتحی #شاهین شاهدوست

  • ‌ گرم بیایی و پرسی ؛ چه بردی اندر خاک ز خاک نعره برآرم که آرزوی تو را ... #سعدی

  • بر مور و مار جای نفس تنگ گشته است بردند بس که آدمیان آرزو به خاک #صائب_تبریزی

  • ایران ما جان عزیز ماست‌، آن ماست جان را گرامی داشته، جان را نگه دارید فرزاد فتحی