فاطمه ابراهیمیان
Статистикаشعر و ترانه لینک پیام ناشناس به من http://t.me/HidenChat_Bot?start=657212426
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 3
- Всего постов
- 30
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 23
- 1/48двое суток
- 26
- 1/72трое суток
- 28
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
نبض مرا بگیر و ببر نام خویش را تا خون بدل به باده شود در رگان من #حسین_منزوی
مادر ! از تمام گرگها نجات یافتم ، اما قلبم مرا بلعید . امانی غیث
آنقدرها بزرگ شدم با نبودنت حالا درون قلب کسی جا نمیشوم #امیرحسین_آزاد
من را آتش صدا کن... @fatemaebrahimiyan
خندید و خنده را به لبم مستدام کرد شادی که رفته بود،دوباره سلام کرد #فاطمه_ابراهیمیان @fatemeebrahimiyan
به به👌🤌 @fatemeebrahimiyan
مرا به خنده چه نسبت؟! که رفتهای و شدهاست غمِ _ نبودن تو _ عضو خانوادهی من #علی_سمرقندی ✍
دوش شراب ریختی،وز برِ ما گریختی بار دگر گرفتمت،بار دگر چنان مکن #مولانا @fatemeebrahimiyan
без подписи
چیزی ز ماه بودن تو کم نمی شود گیرم که برکه ای،نفسی عاشقت شده است #فاضل_نظری @fatemeebrahimiyan
جانم بخشیدی ای شیره ی انگور در برف! دلم را قرص کردی موهایم را شانه دیدی زمستان را روی سر پاییز؟! ای بلاد کفر! پاشنه را سمت تو چرخاندم باریدی! آب زیر پوستم دوید سبز پوشیدم با پاهایی قد کشیده روی سایه ها، بندری رقصیدم در برودت اتاق تالشی خواندم در عطش سَرَم از خود بی خودم چون موشکی کاغذی در پهنه ی اتاق مولانا در صدای شاملو و اِسراف رژگونه بر صورت شادی صلح است میان ظرف و آب و نوری که در توری لباسم گیر افتاده است از خود بی خودم می چرخم نور می چرخد و از اتاقی به اتاق دیگر سرک می کشد #فاطمه_ابراهیمیان @fatemeebrahimiyan
سلام دوستانم کار بالا چون اولین تجربه ی جدی من توی حوزه ی شعر آزاد بود خیلی ادیت خورد ادیت نهایی رو میذارم👇 خوشحال میشم نظرتون رو بشنوم🙂
باریدی! آب زیر پوستم دوید غرّید از دهانم ریخت پشت سرت قحطی شد. سبز پوشیدم چرا؟ با پاهایی قد کشیده روی سایه ها بندری رقصیدم در برودت اتاق تالشی خواندم در عطش سَرَم (جهنمی در بهشت) هوا را غربیل کردم موهایم را شانه دیدی زمستان روی پاییز را؟! نام جدید من رویاست صلح است میان ظرف و آب تور با نور آشنا ای بلاد کفر! پاشنه را سمت شما چرخانده ام از خود بی خودم چون موشکی کاغذی در پهنه ی اتاق مولانا در صدای شاملو و اسراف رژگونه بر صورت شادی #فاطمه_ابراهیمیان @fatemeebrahimiyan
وامروز آنقدر شفافیم که قاتلان درونمان پیداست و دریای شهرمان چنان خسته است که عنکبوت و بر موج هایش تار می بندد . کاش کسی این مارها را عصا کند و کاش آنکه استخوان هایم را می جويد شعرهایم را از بر نبود . زنبورها را مجبورکرده ایم از گلهاى سمّی عسل بیاورند وگنجشکی که سال ها بر سیم برق نشسته از شاخه ی درخت می ترسد . با من بگو چگونه بخندم وقتی که دور لب هایم را مین گذاری کرده اند . ما کاشفان کوچه های بن بستیم حرف های خسته ای داریم این بار پیامبری بفرست که تنها گوش کند #گروس_عبدالملکیان @fatemeebrahimiyan
ماه بودم در چاهی غمگین که دستان کسی، صورتش را آشفته نکرد #فاطمه_ابراهیمیان @fatemeebrahimiyan
من گونه هایم می رسد از شرم وقتی که ذهنت دچار میوه ی کال خودم باشد #فاطمه_ابراهیمیان @fatemeebrahimiyan
امشب ببین که دست من عطر تو رو کم میاره امشب همین ترانه هم نفس نفس دوست داره صدا صدا صدای من به وسعت یکی شدن بیا بیا شکن شکن بیا به جنگ تن به تن بیا به جنگ تن به تن ببار ای ابرکم بر من ببارو تازه تر شو ببارو قطره قطره نم نمک آزاده تر شو تو این باغ پر از برگو پر از خواب ستاره اگه پر میوه ای پر سایه ای، افتاده تر شو ... #ابی @fatemeebrahimiyan
گاهی چنان بدم که مبادا ببینی ام حتی اگر به دیده ی رویا ببینی ام #محمدعلی_بهمنی @fatemeebrahimiyan
افتاده باش لیک نه چندان،که همچو خاک پامال هر نَبَهره شوی از فروتنی #رهی_معیری @fatemeebrahimiyan
فوتبالی نیستم ولی اسپانیا😍❤️