خُرم، خرامان میروم
Статистикаاو میرود دامن کشان من زهر تنهایی چشان دیگر مپرس از من نشان کز دل نشانم میرود To infinity and beyond
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 7
- Всего постов
- 26
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Образование (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 80
- 1/48двое суток
- 91
- 1/72трое суток
- 98
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
این یک چپق نیست نویسنده: میشل فوکو مترجم: مانی حقیقی @Theaterstudies
کلمه این دور: زندگی در ایران
https://youtu.be/Q2phizeC6Lo?si=Irm0rrgAGznEEHG-
https://youtu.be/Q2phizeC6Lo?si=Irm0rrgAGznEEHG-
https://www.youtube.com/watch?v=SLIv8H5hx90
سه رهگذر در جنگل میان مه زمستانی عکسی که ۱۲۰ سال پیش گرفته شده. In the Forest, 1906. by Leopold Ebert
آخوند یه PayPal چیه که من نمیتونم داشته باشم
داشتم با دوچرخه به سختی و آرومی از تو پیاده رویی که ۹۰ درصدشو پرچمیا اشغال کرده بودن رد میشدم. یه خانمی یهو دختربچه شو کشید عقب گفت مامان بیا عقب نمیگی میزنه بهت، حجابم نداره.
без подписи
رابطهی ایران و آمریکا را اگر بخواهیم با ترمینولوژیِ روانشناسیِ مدرن صورتبندی کنیم، بیهیچ شائبهای یک Toxic Relationship اصیل و استاندارد است؛ از آن سنخ روابطی که نه وصالش مایهی فراغتِ خاطر است، نه فراقش موجبِ آسودگیِ وجدان. خلاصه، نه میشود در آن رابطه ماند و نه میشود از آن به درستی مووآن فرمود. هنوز گردوغبارِ بلبشو، مخاصمه، مرافعه و هارتوپورتهای ژئوپلیتیک فرو ننشسته که ناگهان پیشنویسِ یک تفاهمنامه، همچون کبوتری که مأموریتش را از سازمان ملل گرفته باشد، از لای شورتِ دیپلماسی بیرون میجهد و معلوم میشود حضرات، زیرش را هم با خطی خوش امضا مرقوم فرمودهاند. مخاطب هنوز فرصت نکرده یک «الحمدلله رب العالمین» نثارِ این صلحِ مستعجل کند که نیم ساعت بعد، ناوهای یکدیگر را با موشک و پهپاد مورد الطافِ برادرانه قرار میدهند. متعاقباً سپاه بیانیهای انشا میفرماید که اگر فلان شود و بهمان برقرار بماند، ذوالفقار را از نیام بیرون خواهیم کشید و جغرافیای خاورمیانه را با دقتِ یک جراحِ اعصاب، یا به روایتی با مهارتِ خربزهفروشِ مشهدی، از وسط به دو نیمِ متساوی تقسیم خواهیم کرد. هنوز صدای ساییده شدنِ ذوالفقار بر غلاف در فضای رسانهای اکو میشود که سیانان و اسکاینیوز، با قیافهای کاملاً Breaking News، تیتر میزنند: «جیدی ونس و سعید ثابتی در مسجد جامع اسلامآباد، شانهبهشانه نماز غفیله اقامه کردند.» آدم میماند این خبر را باید در تارنمای خبرگزاریها دید یا در صفحهی پنجم ایکسهمستر! از آنسو پیت هگست پشت تریبون ایستاده و مشغول Briefing خبرنگاران دربارهی سناریوی حملهی زمینی به جزایر ایران است؛ از اینسو فردایش ترامپ در تروث سوشال مینویسد: «از پزشکیان عکسِ پا گرفتم و فعلاً عملیات را به تعویق انداختم.» و این Geopolitical Sitcom، این Never-ending Cycle، با وقاری مثالزدنی و سماجتی ستودنی، آنقدر دور خودش میچرخد تا ایرانی را برای بار هزارم شرمندهی آرمانهای انقلابی خویش کند. وای #شانتاژگر @shaantaazhgar
https://www.youtube.com/watch?v=SLIv8H5hx90
آخ قلبم. چقد این سریال احساسی و عمیق بود. به نظرم همه پسرها باید این سریال رو ببینن. من همش در طولش داشتم به آثار مخرب و ویران کننده مرد سالاری روی مرد ها و خصوصا بچه های کوچیک فکر میکردم. و بعد هم والدین. و اینکه چه مسئولیت سنگین و دردناکیه والد بودن. چقدر میتونی به عنوان یک والد تو زندگی فرزندت تاثیر بذاری و سوالات مهمی از این دست.
Aurora – Through The Eyes Of A Child
🗣 Aurora 📸 اینستاگرام 🎧Melobit Application
🗣 Sleep Dealer 📸 Instagram 🎧Melobit Application
بی خیال جنگ و خاورمیانه و پایان تمدن و اینا
و این بار نمیدونم چرا تصمیم گرفت خودش و مامانش پرنسس باشن و باباش یه پروانه باشه که بال هم نداره و به لباش رژ صورتی زده و بدنشم شکل شخصیت اصلی shape of water ئه.
دیروز بچم داشت یه نقاشی از اعضای خانوادش میکشید که به طرز ناگهانی وسط کشیدن باباش دچار یک mental breakdown کامل شد. بالاخره بعد از تلاش های بسیار من برای آرامش دادن بهش و اینکه هرجا نقاشی تو دوست نداشتی میتونی از پاک کن استفاده کنی یا اینکه کلا دوباره شروع کنی و اگرم اصلا خوب نشد فدای سرت و مهم اینه که ما از کاری که میکنیم لذت ببریم و این حرفااا بالاخره دوباره شروع کرد به نقاشی کشیدن.
اگه بخوام براتون یه کمی راجع به وضعیت سلامت روان اساتید دانشکده مون بگم، باید بگم که این ترم استاد یکی از درسها(کاملا محاسباتی و تحلیلی) یه امتحان ده سواله تستی برای بچه ها طرح کرده و مدت آزمون هم پنج دقیقه بوده. بعد که امتحان تموم شده دونه دونه زنگ زده به…
حالا کاری ندارم که همین استاد در چندین و چند مورد دختر هارو به بهونه های مختلف میبرده تو دفترش و باهاشون لاس میزده.(زن و بچه هم داره)