Ơ𝗉𝗂𝗎𝗆︎
Статистика«وقتی نگاهها به هم گره میخورد، سکوت معنا پیدا میکند، و قلبها رازهای ناگفته را نجوا میکنند.» http://t.me/HidenChat_Bot?start=7234347418
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 10
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 151
- 1/48двое суток
- 173
- 1/72трое суток
- 186
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
видео или голосовое, без подписи
نمیتوان زنده بود و دوستت نداشت نمیتوان نفس کشید و عاشقت نبود نمیتوان بود و ندید تو را نمیتوان ماند و نخواست تو را... فراموش نمیشوی به هر تلاشی؛ از یاد نمیروی به هر تقلائی.
من به رفتنِ آدمها عادت نکردم؛ به این عادت کردم که یک روز ناگهان بفهمم دیگر کسی که میشناختم، در زندگیام نیست.
видео или голосовое, без подписи
چه غم انگیز است که بعضی خاطرهها ، از خودِ آدمها وفادارترند.
نمیآید به چشمم هیچکس غیر از تو؛ این یعنی به لطف عشق تمرین میکنم یکتا پرستی را.
видео или голосовое, без подписи
نقاش غزل تا به چشمان تو پرداخت؛ دیوانه شد از طرز نگاهت قلم انداخت.
تمامِ شهر را قدم میزنم، بیآنکه منتظرِ دیدنت باشم؛ اما بعید میدانم کوچهای پیدا شود، که چیزی از تو در آن جا نمانده باشد.
شاید تمامِ دلتنگی من همین باشد؛ اینکه هنوز هر وقت اتفاق زیبایی میافتد، اولین کسی که دلم میخواهد برایَش تعریف کنم، تو هستی.
گاهی باید کسی را دوست داشته باشی، و هیچ وقت به او نرسی؛ بعضی ستارهها برای لمس کردن نیستند، فقط باید، شب را با نورشان سر کنی.
видео или голосовое, без подписи
تو شبیهِ هیچکس نبودی؛ شاید برای همین بعد از تو، هر کسی آمد، فقط شبیهِ کسی بود.
видео или голосовое, без подписи
من هنوز میانِ تمامِ گذشتهها، دنبالِ یک اگر میگردم؛ شاید اگر کمی دیرتر میرسیدیم، اگر کمی بیشتر میماندیم، قصهمان جورِ دیگری تمام میشد.
دلتنگی یعنی هزار بار به رفتن فکر کنی ، و هزار و یکمین بار باز هم بمانی.
اگر فراموشت کردهام ، پس چرا هنوز هر شعر ، به نامِ تو تمام میشود؟
видео или голосовое, без подписи
دلم را جایی جا گذاشتهام که دیگر هیچ قطاری به آن ایستگاه نمیرسد.
من از نبودنت عبور کردم؛ اما نبودنت از من عبور نکرد.