[فقدانِخویش]
Статистикаدرحال آموختن برای آموختن؛ دانشجویادبیات/ روزمرهنویسِ خستهی معاصر!
- Последний пост
- 20 июл.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 22
- Тип
- открытый
- Язык
- арабский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 121
- 1/48двое суток
- 138
- 1/72трое суток
- 149
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
این کانال دیگه فعالیتی نداره قشنگا🤍 صرفاً نگهش میدارم برای یادگاری از روزگاری که میتونستم بنویسم. شاید هم یه روزی دوباره فعال شد؛ نمیدونم. همین دیگه، محتاج دعاهای خیرتون هستم.
این کانال دیگه فعالیتی نداره قشنگا🤍 صرفاً نگهش میدارم برای یادگاری از روزگاری که میتونستم بنویسم. شاید هم یه روزی دوباره فعال شد؛ نمیدونم. همین دیگه، محتاج دعاهای خیرتون هستم.
💻هماکنون؛ حمل پیکر آیتالله خامنهای در فرودگاه نجف به سمت جایگاه! ⭕️ @Akhbr_Fourii
💻هماکنون؛ حمل پیکر آیتالله خامنهای در فرودگاه نجف به سمت جایگاه! ⭕️ @Akhbr_Fourii
فکر کنم این حرفم رو تهرانی ها بهتر بفهمن.. بعد از خروج پیکر حضرت آقا از تهران، انگار یه غم عجیب غریبی کل این شهر رو گرفته :) یعنی قبلشم خیلی ناراحت بودیما؛ اما الان …
مملکت هزار بار کن فیکون شد و من در تمام مراحلش استرس امتحان و استادهای جایخالی رو داشتم.
مملکت هزار بار کن فیکون شد و من در تمام مراحلش استرس امتحان و استادهای جایخالی رو داشتم.
کدوم حادثه روضهی مجسم بوده قبل از شهادت رهبرمون؟ اونموقع غصهی چی رو میخوردیم؟
هر تیکهی این حادثه یه روضهی مجسمه.
بچها یسوال واقعی. شما درس میخونید؟
دقیقاً چند روز قبل از تحصن این بانوان عزیییییز در رواق کشوردوست... صبحِ زود بود که صدای زنگ گوشی بیدارم کرد. یکی از کسانی بود که زمان جنگ به گروه جهادیمون کمک کرده بود و بعد از مدتها تماس گرفته بود. اولش استرس گرفتم؛ گفتم نکنه اتفاقی افتاده باشه.. جواب دادم. بعد از سلام و احوالپرسی، یهدفعه پرسید: نیروهاتون روز عاشورا چیکارهان؟ تعجب کردم. بهجای جواب دادن پیچوندم و سعی کردم بفهمم برای چی میپرسه گفت: نمیدونم از حرکت عظیم بانوان متحصن و کفنپوش (😂) خبر دارید یا نه. قراره روز عاشورا توی میدان انقلاب یه تحصن بزرگ برگزار کنن. جا خوردم و واقعاً نمیدونستم چی بگم. فقط همون لحظه یک جوری بحث رو جمع کردم. بعدا با خودم گفتم خداروشکر اونقدر آدم ندارن که دستبهدامن ما شدن! اما حالا... با همون «یهذره جمعیت»، رواق کشوردوست عزیز رو هم از ما گرفتند. لعنت خدا بر شما که تنها مأمن این روزهای ما برای دردِ دل با آقای شهیدمون رو هم ازمون گرفتید.
حالا انگار چه چیز حساسی میگم تو این وضعیت جام جهانی و جنگ و تفاهم نامه و تحصن و کفن و ..
نطقم باز شده. ریاکت بدید تا ۴ ماه دیگه هم غیب نشدم.
آره دختر، پاشو اون قیچی رو بردار و موهاتو کوتاه کن! چرا میخوای ۵۰۰ هزارتومن پول آرایشگاه بدی؟ یالا.. کاری نداره. فقط کافیه قیچی رو برداری و کوتاهش کنی. (🤡..)
توصیه: سریالهایی که رگههای ترسناک دارن رو نصفه شب و پشت هم نبینید. یهو به خودتون میاید و میبینید تا صبح، بخاطر توهمهای ناشی از سریال بیدارید.
توصیه: سریالهایی که رگههای ترسناک دارن رو نصفه شب و پشت هم نبینید. یهو به خودتون میاید و میبینید تا صبح، بخاطر توهمهای ناشی از سریال بیدارید.
آقا..؟ دلم تنگهها.. اصلا میشنوی این صدامو؟
کربلا برام شده خاطره..
ببخشید الان بین لگدهای آتش بسیم یا جنگ شد بالاخره؟
اون روزی که همه بدو بدو رفتیم میدون انقلاب، همه فقط گریه میکردن و از حال خودشون خارج بودن. وسط گریههام توجهم به آقایی که جلوم نشسته بود جلب شد. شاید یک ساعت تو همین حالت بود! پرچم ایرانش رو محکم بغل کرده بود و قطرات اشکش زمین رو خیس کرده بود. اون گریهها، مردونهترین گریهای بود که تو عمرم دیدم..