tgindex
Последний пост
24 июн. 2024 г.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
4
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
28
20 постов
Вовлечённость
700,0%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 24 июн. 2024 г.90из ShurumCloud

    روایت «بود که پرتو نوری به بام ما افتد» نوشته‌ی ارمغان خرم يازدهم دي‌ماه 1400 بود که همسرم براي ادامه‌ی تحصيل به كانادا رفت. وقتی در را بست و صدای قیژقیژ چمدانش دورتر شد، اولین چیزی که توی سرم جان گرفت چهره‌ی مارسل بود: راویِ در جستجوی زمان ازدست‌رفته. در جستجو را تقريبا یک سال‌ونیم قبلش شروع كرده بودم و چندماهی می‌شد که تمام شده بود. در بحبوحه‌ي كرونا، زماني كه آدم‌ها مثل برگ درخت مي‌افتادند و تنهاترمان مي‌كردند، ولع خواندن اين كتاب شب و روز با من بود. مي‌خواندم و همراه مارسل در كوچه‌پس‌كوچه‌هاي پاريس قدم مي‌زدم. به محافل خصوصي دوشس‌ها و پرنس‌ها راه پیدا می‌کردم و تماشاگر رقص دختران زيبا در بلبک بودم. مارسل بخشي از من شده بود. به درونی‌ترین حس‌هایش نفوذ می‌کردم. همه‌جا همراهم بود. همراهش بودم. گاهي به خواسته‌مان مي‌رسيديم، گاهی هم نه. ادامه‌ی متن را از لینک زیر بخوانید. https://www.shurum.cloud/Issue/80

  • 24 июн. 2024 г.63из ShurumCloud

    روایت «آشپز مجربِ غذاهای ایرانی با سفره به پراسپکت هایتز می‌آید» نوشته‌ی هانا گلدفیلد، بخشِ مواجهه بعد از صرف غذا در سفره، رستوران جدید ایرانی، به فکرم خطور کرد که استفاده از عنوان «میزبانِ رستوران» اشتباه است، چراکه این میزبان‌ها کاری بیشتر از خوشامدگویی و راهنمایی‌ افراد به سمت میز و صندلی‌هایشان نمی‌کنند. اما این میزبانی نیست، واقعا نیست. میزبانی آن کاری است که سرآشپز و صاحبِ باوقار سفره، نسیم علی‌خانی، با خرامیدن در سالن غذاخوری و خوش‌وبش‌کردن با مهمان‌ها می‌کند، گویی که در خانه‌اش مهمانی داده باشد. اخیرا، یک روز عصر، من، تنها، در انتظار دوستانی نشسته بودم که دیر کرده بودند. نسیم علی‌خانی آمد سر میزم. بابت تأخیر که عذرخواهی کردم، دستش را تکان داد و گفت: «مشکلی نیست! نیویورک خیلی شلوغ و درهم است. من امروز صبح نیم‌ساعت در قطار خط کیو گیر کرده بودم.» ادامه‌ی این متن را از لینک زیر بخوانید. https://www.shurum.cloud/Issue/76/test

  • 24 июн. 2024 г.35из ShurumCloud

    پادکست شوروم، نسخه‌ی شنیداری شماره‌ی چهارم، در اپ‌های پادگیر منتشر شد. کست باکس اپل پادکست اسپاتیفای یوتیوب موزیک لطفا شوروم را با علاقه‌مندان به روایت و داستان به اشتراک بگذارید.

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • 24 июн. 2024 г.26из ShurumCloud

    شماره‌ی هشتم شوروم منتشر شد. https://www.shurum.cloud/

  • 24 июн. 2024 г.18из ShurumCloud

    https://shurum.cloud

  • 24 июн. 2024 г.15из ShurumCloud

    داستان «مگس»، نوشته‌ی سعیده سیاحیان مدتی‌ است مگس‌های سیاه کوچک دور و بر کابینت‌های آشپزخانه‌ی من پرسه می‌زنند. کابینت‌ها را سی سی‌و‌پنج سال پیش کار گذاشته‌اند. از همان‌هایی‌‌ که در دوران جنگ برای دریافت حواله‌ی آهنش ب‍اید ساعت‌ها توی صف می‌ایستادی. حالا رنگ از رویشان پریده و حاشیه‌های سفیدشان گُله‌به‌گُله کنده شده. نه من و نه شوهرم هیچ‌کدام حوصله نداریم رنگشان بزنیم. رنگ‌ها همین‌طور خود‌به‌خود ور می‌آید. مگس‌ها نه ویزویز می‌کنند و نه بلندپروازند. خیلی آرام روی کابینت‌ها می‌نشینند و تا وقتی حرکتی نباشد از جایشان تکان نمی‌خورند. وقتی دارم چیزی می‌شویم، اگر مگسی جلو چشم‌هایم بال‌بال بزند، اول ردش را تا نقطه‌ی نشیمن دنبال می‌کنم، بعد با مگس‌کش یا با دست محکم می‌زنم رویش. همین که روی کابینت‌ها له ‌می‌شود، احساس آسایش و آرامشِ دلپذیری به من دست می‌دهد. فکر می‌کنم از شر همه‌‌شان راحت شده‌ام، اما دوباره سروکله‌ی یکی دیگر پیدا می‌شود. ادامه‌ی این متن را از لینک زیر بخوانید. https://www.shurum.cloud/Issue/75

  • 24 июн. 2024 г.13из ShurumCloud

    روایت «ریموند کارور: صمیمانه‌ترین زخم» نوشته‌ی گبی وود ساعت هشت صبحِ هشتمِ ژوئیه‌ی ۱۹۸۰، ریموند کارور پشت میز کارش نشست تا نامه‌ای به ویراستارش، گوردون لیش، بنویسد. او تمام شب را بیدار مانده بود و نگران کتابی بود که با لیش روی آن کار می‌کردند؛ وقتی نوشتن نامه تمام شد، تعداد کلماتش بیشتر از بسیاری از داستان‌های کوتاهی بود که کارور در طول سال‌ها با آن‌ها شناخته شده بود. «گوردون عزیز،» این‌گونه آغاز شد: «من باید از شر این کتاب خلاص شوم. می‌دانی چه می‌گویم. ادامه‌ی این متن را از لینک زیر بخوانید. https://www.shurum.cloud/Issue/72

  • 24 июн. 2024 г.13из ShurumCloud

    روایت «نیستی» نوشته‌ی معراج قنبری به مکان‌ها فکر می‌کردیم، به معماری، به خاطرات جمعی، به اتفاق‌ها و فرازو‌نشیب‌های مکان‌هایی در دل شهر، که هر کدام بخشی از هویت چند نسل‌ را در دلِ خود جا داده‌اند. در آغازِ راه، برای ثبت تاریخ هر مکان و خاطراتش به سراغ افرادی رفتیم که روحیه و جوهر وجودی هر مکان با آن‌‌ها معنی پیدا می‌کرد، از مالک گرفته تا معمار و طراح و هر شخصی که به دلیلی در دوره‌ای داستانی مشترک با آن مکان داشت. ادامه‌ی این متن را از لینک زیر بخوانید. https://www.shurum.cloud/Issue/70

  • قسمت نهم #پادکست شوروم: داستان «کمی هول شدم» از سیمین صالحی بخش داستان منتشر شده در شماره‌ی سوم شوروم، ۲۲ فروردین ۱۴۰۳ گوینده: بهنام درخشان @ShurumCloud

  • قسمت هشتم #پادکست شوروم: روایت «درس‌هایی که مدرسه به من آموخت» از مهران موسوی بخش صداهای نزدیک منتشر شده در شماره‌ی سوم شوروم، ۲۲ فروردین ۱۴۰۳ گوینده: بهنام درخشان @ShurumCloud

  • 24 июн. 2024 г.18из ShurumCloud

    روایت «بنویسید من «فقط» زنی عرب هستم!»، نوشته‌ی حبیب دانشور من زنانِ داستان‌های غادةالسمان را دوست دارم. اعتراف می‌کنم اولین‌باری که از پشت کلمه‌ها و با کلمه‌ها دلبسته‌ی کسی شدم در دانوبِ خاکستری بود، قصه‌ی کوتاهی که در آن زنی مردان را با چشمانش شکار می‌کند، عینکش را که در مهمانی از چشمش درمی‌آورد و مردی را به‌دقت ورانداز می‌کند، مرد بی‌بروبرگرد شکار می‌شود. تفاوتی ندارد که مرد ناشنوا باشد یا بی‌چیز یا ثروتمندترین مردِ جهان عرب. او قدرتِ انتخاب دارد و کافی است مردی چشمش را بگیرد تا آن مرد از آنِ او شود. ادامه‌ی این متن را از لینک زیر بخوانید. https://www.shurum.cloud/Issue/74

  • قسمت پنجم #پادکست شوروم: روایت «بوی عید» از زهرا مسچی بخش صداهای نزدیک منتشر شده در شماره‌ی دوم شوروم، ۸ فروردین ۱۴۰۳ گوینده: بهنام درخشان @ShurumCloud

  • قسمت هفتم #پادکست شوروم: داستان «وضعیت معلق» از ویکه وانگ مترجم: مریم نیازاده بخش داستان منتشر شده در شماره‌ی دوم شوروم، ۸ فروردین ۱۴۰۳ گوینده: بهنام درخشان @ShurumCloud

  • قسمت ششم #پادکست شوروم: داستان «من از کجا شروع می‌شوم؟» از سمیه سیدیان بخش داستان منتشر شده در شماره‌ی دوم شوروم، ۸ فروردین ۱۴۰۳ گوینده: بهنام درخشان @ShurumCloud