- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 60
- Всего постов
- 60
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 17
- 1/48двое суток
- 19
- 1/72трое суток
- 21
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
شب بخیر .
بچه ها در راستای یه 💩 خوردن برای زندگی ام امروز یه کتاب خریدم هی میگه می خوام براتون ال کنم بل کنم ولی چیزی نمیگه
دارم نشونه های پیری رو در خودم مشاهده میکنم نه تنها موهام بلکه سفید شدن یکی از مژه هام رو امروز کشف کردم حالا این دو تا که هیچی نیست دیگه موقعی که تا خرتناق هم تو درسم هوس شوهر کردن به سرم نمی زنه
شانس آوردید اومدم یه چسناله کنم یادم رفت چی بود .
دارم نشونه های پیری رو در خودم مشاهده میکنم نه تنها موهام بلکه سفید شدن یکی از مژه هام رو امروز کشف کردم حالا این دو تا که هیچی نیست دیگه موقعی که تا خرتناق هم تو درسم هوس شوهر کردن به سرم نمی زنه
دارم نشونه های پیری رو در خودم مشاهده میکنم نه تنها موهام بلکه سفید شدن یکی از مژه هام رو امروز کشف کردم حالا این دو تا که هیچی نیست دیگه موقعی که تا خرتناق هم تو درسم هوس شوهر کردن به سرم نمی زنه
اگر به درس خوندن ادامه بدم امکان داره ناشایع ترین بیماری های هر درسی رو در خودم کشف کنم حالا نظر شما اینه بخونم یا نخونم ؟
نمی دونم بخاطر چیه احساس فشار تو گوش و بینی ام میکنم حس میکنه مغزم می خواد از هر سوراخی که جلوشه بزنه بیرون
لحظه شیرین تموم کردن یه کتاب ( مبحث) در این لحظه مبارک روماتو تموم شد 🥳 من عاشق تموم کردنم 🥹 #درس
видео или голосовое, без подписи
واقعا حال ندارم فردا هم مثه امروز اذیت شم خدایا برو اون بنده هات که هی دوست دارن امتحان شون کنی رو امتحان کن من تو امتحان های دنیوی هم دهنم سرویس میشه به زور پاس میشم
واقعا تحصیلات شعور نمیاره طرف تو سالن مطالعه ( احتمال صدی به نود رزیدنته ) یه بسته کلوچه باز کرده با یه عالمه سر و صدا رفته به دوست هاش که دور تا دور سالن نشستن تعارف میکنه بعد از گذشتن مدتی دوست نامحترم تر از خودش داره خیار میجوعه واقعا توهین به گاوه اگر بخوام بگم مثه گاو
امروز سریال the other bennet sister رو دیدم . نمی تونم با اطمینان بگم از فضای انگلستان به اون شکل و شمایل خوشم میاد. اگر سریال رو ندیدید ادامه رو نخونید در اینکه مردی مثل آقای رایدر برام جذاب نیست شک ندارم ولی نمی تونم با اطمینان بگم اگر جای مری بنت بودم…
مامانم همیشه منو ترغیب میکنه به سکوت به نادیده گرفتن به اینکه با نادیده گرفتن چطور میتونه بابامو مجبور کنه جوری که اون دوست داره رفتار کنه من همیشه از اینکه تکنیک هاشو بشنوم برای کنترل آدم ها حالم بد میشه همش احساس میکنم با یه نفر دیگه هم می شینه از دست گذاشتن رو نقاط ضعفم میگه از شنیدن رندی اش تو ارتباط با آدم ها حالت تهوع بهم دست میده
ولی سر دردم آروم شد واقعا دکتر هاوس راس میگفت یه درد بزرگتره که می تونه درد قبلی رو آروم کنه .
مامانم می دونید اگر صحبت از مهاجرتم بشه چی میگه ؟ میگه تو بری من دق میکنم پس تمام این لحظاتی که من از دیده نشدن خودم دارم دق میکنم چی ؟
متنفرم از اینکه مشکلات خانوادگی نذاره به زندگی ام بپردازم حالمو بهم می زنه این زندگی داره حالمو بهم می زنه.
یه همسایه داریم که از وقتی ما اومدیم اینجا اون هم همینجا زندگی میکرده ( ۱۸ ساله که ما اینجاییم ) همیشه آخر هفته ها که میشد بچه ها و نوه هاش میومدن پیشش و تا نصف شب در اصل تا وقتی که من بیدار بودم سر و صدا شون میومد البته اینکه سر و صدا شون نمی ذاشت بخوابم و در آخر سعی میکردم به سر و صدا بی تفاوت باشم و بخوابم هم بود . این روزا کافی خانم ( اسم همسایه مونه) کمر درد اومده سراغش و دیگه مثل قبل تر و فرز نیست . نمی دونم حالا رابطه ای بین ناتوانی و تنها شدنش هست یا کاملا رندوم و اتفاقی با ناتوان شدنش بچه ها و نوه هاش هم سرشون شلوغه شده ولی هر چی هست برعکس اون روزا آخر هفته ها تنهاست و خیلی هفته است همین جوری گذشته و کسی نیومده بهش سر بزنه امروز مامانم داشت میگفت همه آدم ها پیر که میشن همین جوری میشن ولی من فک نمیکنم مامانم این جوری بشه شاید خودم بشم ولی اون نه به خودش هم گفتم تو این جوری نمیشی تو خودشیفته و مغرور تر از اونی که حتی از نیومدن بچه هات هم ناراحت بشی البته اینو بر اساس تجربه میگم ها مامانم همیشه ترجیحش اینه قدرتمند و نفوذ ناپذیر جلوه کنه شاید من خیلی بدجنسم ولی دوست دارم اونقدری تنها بشه که به همه این روزا که جلو چشمش بودم و هیچ وقت منو ندید فک کنه چرا من هیچ وقت اولویت اول زندگی هیچ کس نبودم ؟
در عجبم کلمات من ناتوان از بیان کردن رنجی که می برم هستند یا ذات کلمات همینه
یه جمله نمی تونم بدون غلط املایی و دستوری بنویسم .