tgindex
𝖲𝗈𝗈𝗒𝖺𝖺 𝟏𝟎𝟑 %

𝖲𝗈𝗈𝗒𝖺𝖺 𝟏𝟎𝟑 %

Статистика

ぅ 지수 : learn to love yourself and never forget to find happiness in difficult times ‎˖ ࣪ ♡ ヾ꒰´˘ ` ๑ ྀི ꒱ノ 🍀 my ot4 : @gomdoki sub : @bpinkshouse ☎️ : @chnlsinfo answer : @sooyaanswer

Последний пост
15 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
47
Всего постов
47
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Новости и СМИ (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
3 302
−5 за 3 дн.
Сутки
−6
−0,18%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
425
29 постов
Вовлечённость
12,9%
к подписчикам
Постов в день
6,7
всего 47
Упоминаний
5
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
372
1/48двое суток
426
1/72трое суток
459

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • تقریبا ۶ سال از دآلبوم هم میگذره، واقعا اینقدر احساس پیري میکنم دلم میخواد در نزدیكترین خانه سالمندان ثبت نام کنم

  • من ریاضیم ضعیفه یا واقعاً ۲ سال از نیو ‌وومن گذشته؟ فاك.

  • insta update 260811 | 🦋

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • видео или голосовое, без подписи

  • 13 авг.360удалён 13 авг.

    بعدي هه‌ري کلاب و اسنیکي اسنك‌ز که هردوتاشون خیلي خنده دارن 🔜 فقط حمایت از ترجمه ها یادتون نره :(

  • — boyfriend on demand encyclopedia | دانشنامه دوست‌پسر درخواستي 📖 (کلیك)

  • 🐰 اون واقعا می‌ره رو از نظر احساسی به هم می‌ریزه. 🦊 سئو می‌ره‌ای که من ملاقات کردم، چه توی فیلمنامه چه سر ست، دوست دختری بود که هیچی جز عشق نمی‌دونست. عشق توی زندگیش خیلی مهمه. برای همین می‌ترسه عجولانه یه رابطه رو شروع کنه. و وقتی شروعش می‌کنه، کلی نگرانی داره. "اگه کات کنیم چی؟ بعدش چی می‌شه؟" فکر می‌کنم نگرانیای زیادی داره. همینطوری که باهم فیلمبرداری می‌کردیم، می‌تونستم شخصیتشو درک کنم. و نقش من به عنوان پارک کیونگ‌نام این بود که به می‌ره اطمینان بدم و تشویقش کنم تا به گیجیش، ترس‌هاش و شک‌هاش غلبه کنه. وقتی همه‌ی اینا حل شدن و اونا یه کاپل شدن، می‌ره شخصیتی شد که خیلی صادق بود، و کلی عشق برای ورزیدن داشت. من فکر کردم که واقعا دوست دختر دوست داشتنی‌ایه‌. 🐰 اون منم! 🦊 تادا!

  • 🐰 الان که داشتیم حرف می‌زدیم یه چیزی یادم اومد یه کم پیش توی مقدمه، من گفتم ۹۰۰ تا دوست پسر توی دوست‌پسر درخواستی وجود داره ولی درواقع یه دونه دیگه هم هست 🦊 درسته 🐰 شخصیت ۹۰۱ ام گو یونگ‌ایله. [ پروفایل شماره ۱۴ ] 🐰 همونیه که تو عکس کنار می‌ره ست. انگاری توی بار داخل یه تفریحگاهه؟ 🦊 درسته 🐰 این کیه؟ 🦊 طوری گو یونگ‌ایل کار می‌کنه جالبه چه مشترکین دوست‌پسر درخواستی همه‌ی ۹۰۰ تا دوست پسر رو امتحان کرده باشن چه نکرده باشن، اگه دنبال یه آدم جدید باشن، این مردِ ۹۰۱ ام وجود داره! سیستم یه دوست پسر به اسم گو یونگ‌ایل رو کاملا براساس سلیقه‌ی طرف می‌سازه ولی در کمال تعجب، گو یونگ‌ایلِ می‌ره ظاهری خیلی شبیه پارک کیونگ‌نامه. که باعث می‌شه سئو می‌ره خیلی گیج بشه. 🐰 هی از خودش می‌پرسه "مردی که ازش متنفرم تایپ ایده‌آلمه؟" 🦊 جالبیش اینجاست شخصیتاشون کاملا متضاد همدیگه‌ن. گو یونگ‌ایل یه روحیه‌ی آزاد و سرکش داره. یه روح آروم و پاک که عاشق هنره، و در عین حال یه جذابیت کشنده داره. اون غیرقابل پیش‌بینی و خودجوشه. 🐰 آره، اون جذابیتی داره که شیطنت‌آمیز و تلخ و شیرینه. "اون دقیقا مثل پارک کیونگ‌نامه، ولی چرا دارم عاشقش می‌شم؟"

  • برادر میدونست کانگجون رقیب جدیه

  • هنوز توي چنل نزاشتم ولي توي پشت صحنه نشون دادن و توي برنامه هیر فور پرومو هم باز درموردش حرف زدن که اینگوك با اینکه ضبطي نداشته، سر ضبط جیسو با کانگجون زیربارون اومده و بعد حسودیش شده و به جیسو گفته زیادي داره بهت خوش‌میگذره ها 😭

  • 🦊 خب.. کاپل دانشگاهی چیز بود.. 🐰 حسودیت شد؟ 🦊 نشد 🐰 شد! 🦊 نه حسودیم نشد 🐰 وقتی داشتیم توی دانشگاه فیلمبرداری می‌کردیم، اینگوک اومد بهم سر زد. تا تشویقم کنه. 🦊 اومدم تا حواسم به رقبا باشه! صادقانه، داشتم رقیب‌ها رو بررسی می‌کردم. 🐰 همش بهمون زل می‌زد 🦊…

  • 🦊 خب.. کاپل دانشگاهی چیز بود.. 🐰 حسودیت شد؟ 🦊 نشد 🐰 شد! 🦊 نه حسودیم نشد 🐰 وقتی داشتیم توی دانشگاه فیلمبرداری می‌کردیم، اینگوک اومد بهم سر زد. تا تشویقم کنه. 🦊 اومدم تا حواسم به رقبا باشه! صادقانه، داشتم رقیب‌ها رو بررسی می‌کردم. 🐰 همش بهمون زل می‌زد 🦊 تا ببینم چقدر بیشتر با اون لبخند زدی رفتم اونجا تا چک کنم با کیونگ‌نام چقدر زیاد لبخند زدی و چقدر با بقیه‌ی مردا لبخند زدی 🐰 آره، برای همین باید لبخندمو کنترل می‌کردم. 🦊 ولی کارگردان بهم گفت وقتی من اونجا نبودم خیلی شیطنت کردی 🐰 *می‌خنده* 🦊 برای همین در سکوت تشویقت کردم 🐰 آیگو! کافه‌ی کمیک [که اونجا رفتن دیت] خیلی خوب بود 🦊 آره 🐰 اولین بارم بود که اونجا بودم و معلوم شد جای خیلی خوبیه خیلی خوش گذشت 🦊 آره 🐰 گرفتن اون عکسای دوتایی هم خیلی خنده‌دار بود 🦊 و انبار.. همونجایی که تقریبا مچشون گرفته شد 🐰 کیونگ‌نام خیلی ضایعه کیونگ‌نام داشت خودشو می‌کشت تا به همه بگه اونا باهمن 🦊 واقعا داغون بود 🐰 درحالی که می‌ره سعی داشت مراقب باشه کسی نفهمه.. 🦊 اعصاب خردکن می‌ره با گریه: حالت خوبه؟

  • 🐰 منظورت چیه "ازش خوشش نمیومد"؟ اون فقط می‌خواست ازش جلو بزنه. از اونجایی که کیونگ‌نام تو هرکاری که انجام می‌ده عالیه، و اینکه اونا توی شرکتشون تو یه رتبه‌ن، مقایسه کردنشون خیلی راحته. خیلی راحته که همدیگه رو به عنوان رقیب ببینن. با این وجود، بیشتر به خاطر همین قضیه، می‌ره همیشه درحال تماشای کیونگ‌نامه. 🦊 اولش، کیونگ‌نام هم در ابراز احساساتش خوب نبود. برای همین مشخص نبود که می‌ره رو دوست داره. و این چیزیه که من موقع بازیگری خیلی درنظر گرفتمش. 🐰 اگه مثل روز روشن بود که از همدیگه خوششون میاد و جفتشون اینو از اول می‌دونستن، دیگه کسل‌کننده می‌شد! 🦊 درسته 🐰 باید توی راه یه سری موانع و مشکلات هم وجود داشته باشه. 🦊 به خاطر همینه با یه رابطه‌ی "عشق-نفرت" شروع می‌کنن ما درباره‌ی اینکه چه جوری اینو نشون بدیم فکر کردیم 🐰 لذت بخش بود و تجربه‌ی تازه‌ای بود. پارک کیونگ‌نام احتمالا خبر نداشت، ولی تموم مدت می‌ره یه زندگی عاشقانه‌ی تماشایی داشت. 🦊 پس داشت 🐰 کدوم یک از رابطه‌های می‌ره به نظرت از همه هیجان‌انگیز تر، جالب یا حسادت برانگیز تر بود؟ به کدومشون بیشتر از همه حسودیت شد؟

  • 🦊 حتی به نظر منم بعضی وقتا کیونگ‌نام ناامید کننده ست‌. اگه یه قهوه برای اون خریده، فقط باید قهوه رو بهش می‌داد. بعدش می‌ره می‌فهمید که چرا دو تا قهوه خریده. ولی از اونجایی که می‌ره خودش قهوه داره، منصرف می‌شه و می‌گه اون یکی قهوه برای بعدا عه. برای همین فکر می‌کنم یه کم سخت می‌شه کیونگ‌نام رو فهمید. می‌ره: دو تا قهوه داری کیونگ‌نام: یه دونه اضافی گرفتم تا تو راه برگشت بخورم. می‌ره: وقتی یخش آب شه دیگه خوشمزه نیست کیونگ‌نام: می‌دونم. قبل اینکه آب بشه می‌رم. 🐰 ولی زن‌ها این صحنه ها براشون جذابه/قلبشونو به تپش میندازه. "کیونگ‌نام، کم نیار!" ولی می‌ره از هیچی خبر نداره. واقعا متوجه نمی‌شه. 🦊 آره 🐰 مثلا وقتی مست بود، می‌ره تنهایی داشت الکل می‌خورد و گوشیشو جواب نمی‌داد. کیونگ‌نام نگران می‌شه و با وجود اینکه تازه دوش گرفته دوباره لباس می‌پوشه. حالا، این عشقه! ولی می‌ره اینجوریه که "چرا اومدی؟" متوجه نمی‌شه، برای همین هم اصلا کارو برای کیونگ‌نام آسون‌تر نمی‌کنه. 🦊 اون بعد از دوش گرفتن دور تا دور ساحلو دویید؟ 🐰 این عشق حقیقیه! 🦊 آره. پس کیونگ‌نام خیلی شیرینه، ولی فکر می‌کنی چرا اولش می‌ره ازش خوشش نمیومد؟

  • 🐰 بعدی، فکر کنم بهتره که خودش خودشو معرفی کنه. تادا! 🦊 سلام من سئو اینگوکم و نقش پارک کیونگ‌نام رو بازی می‌کنم. از دیدنتون خوشبختم! 🐰 می‌تونی یه کم برامون از کیونگ‌نام بگی؟ [ پروفایل شماره ۱۳ ] 🦊 اون یه تهیه‌کننده وبتونِ رقیب توی کمپانی می‌ره ست. یه فردِ پایبند به قوانین، بدبین ولی در عین حال خیلی حرفه‌ایه. 🐰 حرفه‌ای؟ 🦊 آره. اشتباه می‌گم؟ هرچیزی که بهش دست می‌زنه موفق می‌شه. 🐰 و این واقعا رو مخِ می‌ره ست. ولی اگه با دقت نگاه کنی، کیونگ‌نام خیلی خوب از می‌ره مراقبت می‌کنه. اون همون تایپِ کلاسیک "سرد و گوشه‌گیر رفتار می‌کنه ولی درواقع خیلی مهربونه" ست. حداقل من اینطوری فکر می‌کنم. 🦊 موافقم. ولی می‌ره از اون آدماس که باعث می‌شه بخوای ازش مراقبت کنی. فکر می‌کنم کیونگ‌نام همیشه مراقبش بوده. فکر می‌کنی شیرین‌ترین مومنتِ کیونگ‌نام کدوم بود؟ 🐰 خیلی زیادن. خیلیاشون فقط برای بیننده‌ها قابل دیدنن. وقتی می‌رن قهوه بخرن چون دارن تا دیروقت کار می‌کنن، می‌ره فقط یکی واسه خودش می‌خره و از هیچیم خبر نداره. توی آسانسور می‌پرسه "دو تا قهوه خریدی؟" 🦊 آره 🐰 واسه کسایی که نگاه می‌کنن خیلی واضحه. "دختر! اینو واسه تو خریده!

𝖲𝗈𝗈𝗒𝖺𝖺 𝟏𝟎𝟑 % — tgindex